آموزش حروف اضافه در انگلیسی با داستان صوتی

آموزش حروف اضافه در انگلیسی با داستان صوتی

حروف اضافه در انگلیسی تعداد زیادی دارد. مهم است که در نوشتار و گفتار روزانه انگلیسی از حروف اضافه درست استفاده کنید. استفاده نادرست از حروف اضافه معنا جمله را خراب می‌کند. در این مطلب با داستان انواع حروف اضافه را یاد بگیرید. هر بخش از داستان به همراه ترجمه و فایل صوتی برای آموزش دقیق انواع حروف اضافهٔ مهم مثل in, on, at, under, over, next to, between, behind, in front of, from, to, into, with, for, during, before, after, until را در موقعیت‌های طبیعی و روزمره برایتان آماده شد.

((A Busy Saturday))

بخش اول: آموزش زبان انگلیسی روزمره با داستان صوتی

Part 1 — A Morning in the City

It was Saturday morning, and Daniel woke up at seven o’clock. He looked at his phone on the table and saw a message from his friend, Alex. Alex wanted to meet him at a small café in the city center

صبح شنبه بود و دنیل ساعت هفت از خواب بیدار شد. به تلفنش که روی میز بود نگاه کرد و پیامی از دوستش الکس دید. الکس می‌خواست او را در یک کافه کوچک در مرکز شهر ببیند.

Daniel got out of bed and walked into the kitchen. His keys were on the counter, right next to his wallet. He put them in his pocket and made a quick breakfast

دنیل از تخت بیرون آمد و وارد آشپزخانه شد. کلیدهایش روی پیشخوان، درست کنار کیف پولش بودند. آن‌ها را داخل جیبش گذاشت و یک صبحانه سریع درست کرد.

Before leaving the house, Daniel checked the weather on his phone. It was sunny, but the temperature was low. He put his jacket over his shirt and walked to the bus stop

قبل از ترک خانه، دنیل وضعیت هوا را روی تلفنش بررسی کرد. هوا آفتابی بود، اما دما پایین بود. او کتش را روی پیراهنش پوشید و به ایستگاه اتوبوس رفت.

There was a woman at the bus stop and a little boy next to her. Daniel stood behind them and waited for the bus. The bus arrived at eight fifteen, and Daniel got on it

یک زن در ایستگاه اتوبوس بود و پسربچه‌ای کنار او ایستاده بود. دنیل پشت سر آن‌ها ایستاد و منتظر اتوبوس ماند. اتوبوس ساعت هشت و پانزده دقیقه رسید و دنیل سوار آن شد.

He sat by the window and looked at the streets during the journey. After about twenty minutes, the bus arrived in the city center

او کنار پنجره نشست و در طول مسیر به خیابان‌ها نگاه کرد. بعد از حدود بیست دقیقه، اتوبوس به مرکز شهر رسید.

.Daniel got off the bus and walked toward the café. Alex was already sitting at a table near the window

دنیل از اتوبوس پیاده شد و به سمت کافه رفت. الکس از قبل پشت میزی نزدیک پنجره نشسته بود.

“.Sorry I’m late,” Daniel said

دنیل گفت: “ببخشید دیر کردم”.

“.No problem. I’ve been here for ten minutes,” Alex replied

الکس جواب داد: “اشکالی نداره. ده دقیقه‌ست که اینجام.”

آموزش حروف اضافه در انگلیسی با داستان صوتی

بخش دوم داستان صوتی آموزش حروف اضافه

Part 2 — Around the City

After breakfast, Daniel and Alex decided to walk around the city. They wanted to buy a birthday present for Daniel’s sister

بعد از صبحانه، دنیل و الکس تصمیم گرفتند در اطراف شهر قدم بزنند. آن‌ها می‌خواستند یک هدیه تولد برای خواهر دنیل بخرند.

They walked along the main street and stopped in front of a large bookstore. There were many interesting books inside the store

آن‌ها در امتداد خیابان اصلی راه رفتند و جلوی یک کتاب‌فروشی بزرگ توقف کردند. کتاب‌های جالب زیادی داخل فروشگاه وجود داشت.

.Daniel found a book about photography and showed it to Alex

دنیل کتابی دربارهٔ عکاسی پیدا کرد و آن را به الکس نشان داد.

“.This would be perfect for your sister,” Alex said

الکس گفت: “این برای خواهرت عالیه”.

.They paid for the book and continued walking. At noon, they stopped at a small park between two busy streets

آن‌ها پول کتاب را پرداخت کردند و به راهشان ادامه دادند. ظهر، در یک پارک کوچک بین دو خیابان شلوغ توقف کردند.

They sat under a tree and talked about their plans for the summer. Daniel wanted to travel to Spain in July, while Alex wanted to stay at home during the summer

آن‌ها زیر یک درخت نشستند و دربارهٔ برنامه‌هایشان برای تابستان صحبت کردند. دنیل می‌خواست در ماه ژوئیه به اسپانیا سفر کند، درحالی‌که الکس می‌خواست در طول تابستان در خانه بماند.

After lunch, they walked across the park and went into a shopping center. Daniel bought a small card for his sister and wrote a message on it

بعد از ناهار، آن‌ها از عرض پارک عبور کردند و وارد یک مرکز خرید شدند. دنیل یک کارت کوچک برای خواهرش خرید و پیامی روی آن نوشت.

Then they went up the stairs to the second floor. They looked around the shops and found a small gift shop next to a shoe store

بعد از پله‌ها بالا رفتند و به طبقه دوم رسیدند. آن‌ها در اطراف فروشگاه‌ها گشتند و یک فروشگاه هدیه کوچک کنار یک کفش‌فروشی پیدا کردند.

.Daniel bought a colorful box and put the card inside it

دنیل یک جعبه رنگارنگ خرید و کارت را داخل آن گذاشت.

“.It’s getting late,” Alex said. “We should go back to the café”

الکس گفت: “داره دیر می‌شه. باید به کافه برگردیم.”

.They walked through the shopping center and came out of the building at about four o’clock

آن‌ها از داخل مرکز خرید عبور کردند و حدود ساعت چهار از ساختمان بیرون آمدند.

آموزش حروف اضافه در انگلیسی با داستان صوتی

بخش سوم داستان صوتی آموزش حروف اضافه در انگلیسی

Part 3 — An Evening at Home

.When they returned to the café, they ordered two cups of tea. Daniel checked the time on his phone

وقتی به کافه برگشتند، دو فنجان چای سفارش دادند. دنیل زمان را روی تلفنش نگاه کرد.

“.I need to go home before six,” he said. “My family is waiting for me”

او گفت: “من باید قبل از ساعت شش به خانه برسم. خانواده‌ام منتظر من هستند.”

.Alex walked with him to the bus stop. They said goodbye at the corner and Daniel got on the bus

الکس با او تا ایستگاه اتوبوس رفت. آن‌ها در گوشه خیابان خداحافظی کردند و دنیل سوار اتوبوس شد.

He arrived at his neighborhood at about five thirty. He walked from the bus stop to his house and opened the door with his keys

او حدود ساعت پنج و نیم به محله‌اش رسید. از ایستگاه اتوبوس به سمت خانه‌اش رفت و با کلیدهایش در را باز کرد.

.His mother was in the kitchen, and his sister was sitting on the sofa in the living room

مادرش در آشپزخانه بود و خواهرش روی مبل در اتاق نشیمن نشسته بود.

:Where were you all day?” his sister asked“

خواهرش پرسید: “تمام روز کجا بودی؟”

“.I was in the city with Alex,” Daniel said. “I bought something for you”

دنیل گفت: “در شهر با الکس بودم. یه چیزی برات خریدم.”

.He gave her the colorful box. She opened it and smiled

جعبه رنگارنگ را به او داد. خواهرش آن را باز کرد و لبخند زد.

“.Thank you! This is exactly what I wanted”

گفت: “ممنون! دقیقاً همون چیزیه که می‌خواستم.”

After dinner, Daniel helped his mother with the dishes. Then he put his phone on the desk and started reading his new book

بعد از شام، دنیل به مادرش در شستن ظرف‌ها کمک کرد. سپس تلفنش را روی میز گذاشت و شروع به خواندن کتاب جدیدش کرد.

.At nine o’clock, his sister came into the room

ساعت نه خواهرش وارد اتاق شد.

“?Are you still reading”

گفت: “هنوز داری کتاب می‌خونی؟”

“.Yes. I want to finish this chapter before I go to bed”

دنیل گفت: “آره. می‌خوام این فصل رو قبل از خواب تموم کنم.”

.She sat next to him and looked at the pictures in the book

او کنار دنیل نشست و به تصاویر داخل کتاب نگاه کرد.

.They talked until ten o’clock. Then Daniel closed the book and put it on the shelf

آن‌ها تا ساعت ده صحبت کردند. سپس دنیل کتاب را بست و آن را روی قفسه گذاشت.

.He went up the stairs and got into bed

از پله‌ها بالا رفت و داخل تختش رفت.

.He thought about his busy day. It had started at seven in the morning and ended at ten at night

او دربارهٔ روز شلوغش فکر کرد. روزش ساعت هفت صبح شروع شده بود و ساعت ده شب تمام شد.

Daniel smiled and turned off the light.

دنیل لبخند زد و چراغ را خاموش کرد.

نتیجه‌گیری

برای آموزش حروف اضافه در انگلیسی، در این داستان حروف اضافه را در موقعیت‌های واقعی روزمره تمرین کردیم. انواع حروف اضافه at برای ساعت، on برای روز/سطح، in برای ماه/سال/بازه‌های زمانی و مکان‌های محصور، to/from برای حرکت، و ترکیب‌های مکانی مثل next to, behind, under, between را همگی با داستان صوتی به همراه ترجمه در این مطلب بخوانید و بشنوید.

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان‌ها – زینب آرزومند پیرپشته

مقاله رو دوست داشتی؟
2/5 - (1 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها