,

مولوی چه زیبا گفته است که

عدل چبود؟ وضع اندر موضعش
ظلم چبود؟ وضع در ناموضعش

عدل چبود؟ آب ده اشجار را
ظلم چبود؟ آب دادن خار را

به باور مولوی در شرایطی که درختان سرسبز نیازمند آب‌اند، آب دادن به خار مصداق ظلم است؛ زیرا اقتضای عدالت‌ورزی این است که از سرمایه‌ها و امکانات استفاده بهینه کرد و نباید با رفتارهای ظالمانه ویرانگرانه، سرمایه‌های مادی و معنوی مثل آّب را بر باد فنا داد.
عدالت به این نیست که همانقدر که درختان را آبیاری می کنیم، خارها را آبیاری نماییم. عدالت به این است که درختان را آبیاری کنی و ظلم به این است که خارها را آّب بدهی. خداوند جهانی را آفریده که هم گل و درخت دارد و هم بیابان و خار. انسان باید با هر کدام براساس استعدادشان رفتار کند. این نکته را هم فکر کنیم که اگر خداوند خار و بیابان را نمی آفرید و همه زمین پر از درخت و سبزه بود، آن وقت معنای خار را چه کسی می فهیمد!

مفهوم عدالت

برای بهترفهمیدن به این مثال توجه کنید:

فرض کنید پدری دارای سه فرزند است یکی از آنان عالم، دانشمند و اهل قلم و کتاب است و دیگری نجار است و سومی کشاورز است. اگر شخص ثالثی اموالی را به آنان ببخشد که حاوی قلم، ‌کتاب، آلات نجاری و کشاورزی است و پدر را مسئول تقسیم قرار دهد که میان آنان عادلانه قسمت نماید، سه فرض در مقام قسمت متصور است:

۱٫ هر شیء را سه قسمت کند، قلم سه قسمت، کتاب سه قسمت و هر قسمت را سهم یکی از آنان قرار دهد.

۲٫ بدون موجب و مزیتی هر کدام از وسایل را به یکی از آنان بدهد.

۳٫ با توجه به تناسب هر کدام، اشیا را میان آنان تقسیم نماید. فی المثل آلات کشاورزی و نجاری را برای کشاورز و نجار قرار دهد و قلم و کتاب را برای عالم و دانشمند.

اگر پدر به پسر کشاورز قلم بدهد و برای پسر دانشمندش اره و تیشه در نظر بگیرد، آیا این عدالت است؟ مطمئنا اشتباه ترین تقسیم است. اگر پدر بخشی از کتاب و وسائل نجاری و کشاورزی را به هر کدام بدهد، آیا این تقسیم باز عادلانه می شود؟ بعید به نظر می رسد که پسرها از این تقسیم راضی شوند، کشاورز وسائل نجاری و مطالعه نمی خواهد و آن ها را به کناری می گذارد و فقط چشم به وسائل کشاورزی خودش دارد!
بنابراین واضح است گزینه سوم عادلانه‌ترین راه قسمت است. با توجه به مثال فوق عدالت در حوزه قانون‌گذاری را می‌توانیم این چنین تعریف نماییم: عدالت عبارت است از دادن حق به ذی حق آن. بنابراین، معیار در این عدالت رعایت حق است و کسی می‌تواند حقوق انسان و سایر موجودات طبیعی را به خوبی رعایت کند و حق را به ذی حق دهد که بر تمامی جنبه‌های وجودی انسان احاطه داشته باشد و از مسیر سعادت و انحطاط بندگانش آگاه باشد و او خداوند است. لذا با توجه به این خصوصیات قوانین خود را وضع می‌کند،‌ هر چند ممکن است در قوانین او تفاوت‌هایی به نظر برسد اما این تفاوت، مثل تفاوتی است که در تقسیم اشیاء در مثال فوق وجود داشت و ناشی از حکمت الهی است و تبعیض و ظلمی در کار نیست.
خداوند، هستی را آفریده و قوانین آن را از طریق پیامبر، قرآن و امامان برای انسان ارسال کرده است. شیوه زندگی را به او آموخته و فرموده است که اگر مسیر کج را بروی، گمراه خواهی شد و اگر مسیر مستقیم را بروی، به بهشت خوبان میرسی. این همان عدالت است. اما اگر خداوند قوانین زندگی را برای انسان ها بیان نکرده بود، نگفته بود که قرآن بخوان و به پیامبر و امام گوش بده یا اینکه نگفته بود که قیامت و معاد هست و انسان را به خاطر رفتارهای بدش مجازات می کرد، در این صورت عدالت معنا نداشت.

عدل الهی

بنابراین خداوند به این معنا عادل است. خداوند در قرآن می فرماید: هیچ قومی را عذاب نمی‌کنیم مگر این که قبلاً برای آن ها رسولی فرستاده باشیم: “وَ مَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولا. بنابراین خداوند معلمان زندگی و شیوه زندگی را به ما آموخته و پس از آن هر کسی را براساس استعدادی که دارد، امتحان می کند و به نتیجه عملش می رساند.

نکته مهم دیگر در ارتباط با هدایت انسان ها وجود عقل است، خداوند در درون انسان عقل را قرار داده که با کمک آن می‌تواند راه‌های خوب و بد را از هم تشخیص دهد.

حال با آنکه خداوند برای هدایت بشر چیزی کم نگذاشته است، اگر کسی به همه وسایل هدایت و سعادت پشت پا بزند و راه روشن و مستقیم را کنار بگذارد و در جاده انحراف و گمراهی حرکت کند و به سوی تاریکی و هلاکت معنوی خود پیش برود، ربطی به عدالت خداوند ندارد. خداوند ابزار هدایت را در اختیار همه قرار داده است، منتهی یک نفر از این ابزار بهره می‌‌گیرد و خود را در مسیر فطرتش قرار می‌‌دهد و یک نفر راه گمراهی را در پیش می‌‌گیرد. هر کدام به اختیاری که خداوند به آن ها داده در این راه ها حرکت می‌کنند.

ما باید توجه کنیم که خداوند به ما قدرت عقل و اختیار داده است. اگر کسی به مسیر تاریک قدم برداشت و سقوط کرد، نباید کسی را غیر از خودش سرزنش کند. نباید ظلم میان خودمان به یکدیگر یا ظلم انسان ها به اطرافیان، محیط زیست و زندگی را به پای خداوند نوشت. بسیاری از بلاها و گرفتاری های انسان نتیجه اعمال طبیعی خودش است که به چاه می افتد و دیگران را هم به چاه گرفتار می کند. این آدم های استعمارگر هستند که ملت آفریقا را استعمار می کنند و با اسرافشان منجر به قحطی در آفریقا می گردند. همچنین این ما آدم ها هستیم که با سکوتمان منجر می شویم که این وضعیت ثابت بماند. خدای عادل به انسان ها یاد داده که نگذارند به آن ها ظلم شود، میان یکدیگر به عدالت رفتار کنند، به فقرا کمک کنند، کسی که استعدادش بیشتر است به دیگری کمک کند و… . البته در کنار همه این ها از خداوند هم طلب یاری کرد.
بچه ها بیایید دعا کنیم که خداوند ما را به لطف و مهربانی و احسانش ببیند و بخواند. او عادل است ولی امید داشته باشیم که ما را به محبت ببیند.

اختصاصی نشریه‌ی اینترنتی نوجوان‌ها – محمدامین خوانساری

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید