ابر سکوت بوی باران

این ابر سکوت بوی باران دارد

در سفره ی عشق یک سبد نان دارد

ای سبزترین ترانه فریاد بزن

شبهای زمستان زده پایان دارد

***

وقتی دستت برگ ها را رنگ می زد

پائیز در چشمان من آهنگ می زد

تا آمدم دیدم غروب تازه ای باز

بر شانه های آفتابم رنگ می زد

من بغض های آسمان را می گشودم

باران بر روی گیسوانم چنگ می زد

من خویش را در آئینه گم کرده بودم

دستی تمام بدنم را سنگ می زد

سراینده: زهرا نصیر آزادانی

امتیاز به این نوشته
شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
" به یاد گذشته ها "

‫1 نظر ارسال شده در “ابر سکوت بوی باران

  1. ahdiran :

    راز راه رفتن است
    راز رودخانه پل
    راز آهسمان ستاره است
    راز خاک گل
    راز های واقعی
    راز های بر ملاست
    مثل روز روشن است
    راز این جهان خداست
    عرفان نظرآهاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *