اثر دانینگ کروگر / چرا بعضی افراد فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند؟

اثر دانینگ کروگر / چرا بعضی افراد فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند؟

«اثر دانینگ کروگر» (Dunning–Kruger Effect)  چیست؟ تا به حال کسی را دیده‌اید که تازه شروع به یاد گرفتن یک مهارت کرده، اما با اطمینان می‌گوید: دیگه همه‌چیزش رو بلدم؟

مثلاً علی فقط یک هفته است که گیتار یاد می‌گیرد،  بعد از اینکه دو یا سه آهنگ ساده را می‌نوازد، با خودش فکر می‌کند: دیگه گیتار زدن رو یاد گرفتم! اما چند ماه بعد، وقتی با آکوردهای سخت، تکنیک‌های مختلف و سبک‌های متنوع موسیقی آشنا می‌شود، تازه متوجه می‌شود چقدر چیزهای زیادی بوده که از آن‌ها خبر نداشته است.

این اتفاق فقط برای گیتار یا موسیقی نیست؛ ممکن است برای هرکدام از ما در هر زمینه‌ای رخ دهد. روان‌شناسان این پدیده را «اثر دانینگ کروگر» (Dunning–Kruger Effect) می‌نامند؛ خطای ذهنی جالبی که باعث می‌شود گاهی هرچه کمتر بدانیم، بیشتر فکر کنیم همه‌چیز را می‌دانیم.

 اثر دانینگ کروگر از کجا آمده است؟

این نام از دو روان‌شناس آمریکایی، دیوید دانینگ و جاستین کروگر گرفته شده است. آن‌ها در سال ۱۹۹۹ پژوهشی انجام دادند تا بفهمند چرا بعضی افراد توانایی‌های خود را بیشتر از واقعیت ارزیابی می‌کنند.

نتیجه تحقیق جالب بود؛ افرادی که دانش یا مهارت کمی در یک زمینه داشتند، معمولاً عملکرد خود را خیلی بهتر از چیزی که واقعاً بود تصور می‌کردند؛ در مقابل، افراد باتجربه‌تر معمولاً توانایی خود را با احتیاط بیشتری ارزیابی می‌کردند.

به همین دلیل این پدیده به نام این دو پژوهشگر، «اثر دانینگ کروگر» نام‌گذاری شد.

اثر دانینگ کروگر / چرا بعضی افراد فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند؟

اثر دانینگ کروگر یعنی چه؟

اثر دانینگ کروگر یک خطای شناختی است؛ یعنی اشتباهی که ذهن ما هنگام قضاوت درباره خودمان مرتکب می‌شود.

وقتی اطلاعات کمی درباره یک موضوع داریم، ممکن است آن را ساده‌تر از چیزی که هست ببینیم و فکر کنیم بیشتر از میزان واقعی می‌دانیم، اما هرچه بیشتر یاد می‌گیریم، متوجه می‌شویم آن موضوع چقدر گسترده و عمیق است.

به زبان ساده:

گاهی کم دانستن باعث می‌شود فکر کنیم خیلی می‌دانیم؛ اما بیشتر دانستن کمک می‌کند بفهمیم هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن وجود دارد.

چند مثال از زندگی روزمره

فرض کنید دانش‌آموزی فقط شب قبل از امتحان چند صفحه از کتاب را خوانده است. صبح با اعتمادبه‌نفس می‌گوید: امتحان خیلی راحت است، حتماً نمره خوبی می‌گیرم! اما وقتی سؤال‌ها را می‌بیند، متوجه می‌شود بخش زیادی از مطالب را یاد نگرفته است.یا فردی را تصور کنید که چند پست و ویدئو درباره روان‌شناسی در شبکه‌های اجتماعی دیده است،  حالا هر وقت یکی از دوستانش درباره اضطراب یا مشکلات روحی صحبت می‌کند، با اطمینان کامل شروع به تحلیل و ارائه راه‌حل می‌کند؛ در حالی که روان‌شناسی علمی بسیار گسترده‌تر از چند مطلب کوتاه اینترنتی است.

همچنین ممکن است کسی با دیدن چند آموزش ساده درباره تغذیه، خودش را متخصص بداند و برای دیگران توصیه‌های قطعی داشته باشد؛ در حالی که یک متخصص قبل از هر نظر، شرایط مختلف هر فرد را بررسی می‌کند.

اثر دانینگ کروگر / چرا بعضی افراد فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند؟

چرا این اتفاق می‌افتد؟

تصور کنید وارد یک شهر بزرگ شده‌اید، اما فقط دو خیابان آن را دیده‌اید. چون هنوز از وسعت شهر خبر ندارید، ممکن است فکر کنید تقریباً همه‌جای آن را می‌شناسید.

یادگیری هم همین‌طور است. وقتی تازه وارد یک موضوع می‌شویم، فقط بخش کوچکی از آن را می‌بینیم و چون از پیچیدگی‌هایش خبر نداریم، احساس می‌کنیم تقریباً همه‌چیز را یاد گرفته‌ایم.

اما هرچه بیشتر مطالعه می‌کنیم، با سؤال‌های تازه، نکات جدید و موضوعات پیچیده‌تر روبه‌رو می‌شویم. آن وقت تازه متوجه می‌شویم چقدر چیزهای نادیده وجود داشته است؛ به همین دلیل است که افراد متخصص معمولاً با احتیاط بیشتری نظر می‌دهند؛ نه به این خاطر که کمتر می‌دانند، بلکه چون وسعت موضوع را بهتر می‌شناسند.

آیا همه ممکن است دچار این خطا شوند؟

بله. اثر دانینگ کروگر فقط مربوط به افراد دیگر نیست. همه ما ممکن است در بعضی زمینه‌ها گرفتار این خطای ذهنی شویم؛ مخصوصاً زمانی که تازه وارد یک موضوع شده‌ایم.

مهم این است که همیشه برای یادگیری بیشتر آماده باشیم و تصور نکنیم چند اطلاعات اولیه، ما را به یک متخصص تبدیل کرده است.

اثر دانینگ کروگر / چرا بعضی افراد فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند؟
نمودار اثر دانینگ کروگر

چگونه از این خطا دور بمانیم؟

  • قبل از اظهار نظر، اطلاعات خود را بررسی کنیم.
  • از پرسیدن سؤال و پذیرفتن اشتباه نترسیم.
  • به منابع معتبر و افراد متخصص مراجعه کنیم.
  • به جای تلاش برای ثابت کردن دانایی خود، روی یادگیری تمرکز کنیم.
  • گاهی از خودمان بپرسیم: چه چیزهایی هست که هنوز نمی‌دانم؟

در نهایت، دانایی واقعی فقط به داشتن اطلاعات زیاد نیست؛ بلکه به این هم مربوط است که بدانیم همیشه چیزهای تازه‌ای برای یاد گرفتن وجود دارد.

 نتیجه

اثر دانینگ کروگر قرار نیست به ما بگوید چه کسی باهوش است و چه کسی نیست؛ این پدیده فقط یادآوری می‌کند که همه ما ممکن است گاهی توانایی یا دانسته‌های خود را بیشتر از واقعیت تصور کنیم.

شاید مهم‌ترین درس این خطای ذهنی، داشتن تواضع در یادگیری باشد ؛ اینکه هر بار چیز جدیدی یاد می‌گیریم، به جای اینکه فکر کنیم به پایان راه رسیده‌ایم، از خودمان بپرسیم: هنوز چه چیزهایی را نمی‌دانم؟

در دنیایی که اطلاعات با چند کلیک در دسترس است، دانایی واقعی فقط به حفظ کردن اطلاعات نیست؛ بلکه به این است که بدانیم چه زمانی باید سؤال بپرسیم، چه زمانی باید تحقیق کنیم و چه زمانی با صداقت بگوییم: «نمی‌دانم »

شاید همین جمله ساده، اولین نشانه یک ذهن واقعاً دانا باشد.

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها – معصومه درگاهی

مقاله رو دوست داشتی؟
5/5 - (3 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها