ادامۀ پرسش ۳۹- الان حدود دوماهه که کلاساش تموم شده و این کارایی که شما گفتید همشون انجام شده و تاثیری نداشته…

پرسش:

حرف شما درست است ولی الان حدود دوماهه که کلاساش تموم شده و این کارایی که شما گفتید همشون انجام شده و تاثیری نداشته یعنی تا حدودی نتونستم فراموشش کنم. من یه ایمیل بهشون زدم و گفتم که رفتنتون به امریکا قطعی شده یا نه؟ ایشون هم گفتن نه اصلا معلوم نیس ولی فردای همون روز گفتن رفته. من نمیدونم چرا دروغ گفته حتی معلوم نیس رفته باشه یا نه. دوست دارم این موضوع را به مادرم بگم ولی میترسم. 3 ساله که این موضوع رو به هیچکس نگفتم تمام این راهکار ها رو انجام دادم و نتیجه ای نگرفتم… خودشون گفتن رفتنم معلوم نیس ولی درست فرداش گفتن رفته. نمیدونم به حرف خودشون گوش کنم یا به حرف بچه ها؟

پاسخ:

چیزی که برای من جای سؤاله اینه که چرا اینقدر اصرار داری فراموشش کنی؟ اینکه نمیتونی ایشان را ببینی و دلت برایش تنگ میشود خوب یک موضوعی است که تنها با مشغول کردن خودت به کارهای دیگر قابل کنترل است و راه دیگری ندارد اما چرا اینقدر اصرار داری ایشان را فراموش کنی؟ اگر او در ذهن تو خاطره خوبی دارد، خوب از همین خاطره و یاد استفاده کن تا لذت ببری و یادشان را برای خودت حفظ کنی. در ضمن بهت توصیه میکنم بدون اطمینان در مورد کسی قضاوت نکن. ممکن است ایشان در مورد زمان و بلیط حرکتشان مشکل داشتند که نگفتند و ممکن است دلیل دیگری داشته باشند که شاید شخصی است. در هر حال توصیه میکنم از این اندیشه بیرون بیایی و بدون تفحص و بررسی در خصوص وضعیت حضور ایشان و بدون تقلا برای فراموش کردنشان به فعالیت های مفید دیگر برسی. 

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
همیشه سعی کرده ام در همه زمینه ها بهترین باشم. نمیدانم با خودم چند چند شده ام؟

برای آشنایی با خانم مشاور و نحوه طرح پرسش خود از ایشان اینجـــــــــــا را کلیک کنید.