از رابطه دوستی ام آزار می بینم

پرسش

من یه دختر 14 ساله هستم شاگرد فعال و درس خون که در مسابقات خوارزمی و… هم شرکت میکنه. معدل کارنامم هم بیست شدم. در مدرسه جدیدم دوستای جدیدی پیدا کردم که هیچ کدومشون رو از قبل نمیشناختم. همون اولای سال به یکی به اسم محدثه بدون شناخت اعتماد زیادی کردم و نصف رازهامو بهش گفتم. اون هم رازهاشو که در رابطه با یه پسر بود بهم گفت. من بهش کمک میکردم و میخاستم که رابطش رو کات کنه. بگذریم چهار ماه گذشت و با یکی از همکلاسی هام به اسم فاطمه دوست صمیمی شدم یعنی بهتره بگم عاشقش شدم در حدی که اگه با یکی گرم میگرفت من ناراحت میشدم. یکی دیگه از دوستام (نگار) که محدثه رو میشناخت بهم گفت بد کاری کردی به محدثه اعتماد کردی چون وقتی میبینه یه دوست دیگه هم پیدا کردی سعی میکنه یه جوری دوستیتون رو خراب کنه و من باور نکردم. بعد یه مدت که اتفاقاتی افتاد و خوب محدثه رو شناختم فهمیدم که نباید باهاش صمیمی باشم پس باهاش قهر نکردم فقط مثل بچه های دیگه بود برام. بعد اون که دید با فاطمه گرم گرفتم خواست که دوستیمون رو خراب کنه. حالا هم یه بیماری شبیه میگرن و سندرم معده عصبی گرفته و دائم میگه مهلا بیا باهات کار دارم که من هر بار با یه بهونه نمیرم و میدونم که اگه برم و فاطمه بفهمه خیلی ناراحت میشه چون فاطمه هم دل خوشی از محدثه نداره. به فاطمه گفتم که بنویسه که در مورد من چی فکر میکنی هر چی هم بگی ناراحت نمیشم. اون هم نوشته یه دختر جذابی که نمیشه دوست نداشت. همیشه تو دلیل قهرمون بودی و وقتی که قهر بودیم میرفتی با دشمنای من گرم میگرفتی و یا یه حرفایی که نمیدونی خوشم میاد یا نه یا یهو اسم تیغ میاری (البته من شوخی میکردم و میدونم این کار عاقلانه نیس) و آستین بالا میزنی، میخام داد بزنم و بگم مهلا آزارم نده.

این نامه فاطمه بود. من نمیدونم چه جور آدمی هستم ولی این دوستی داره همه ما رو به شدت آزار میده کمک کنید و یه راهی جلو پام بزارید. ممنون

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

هر چند احساست و آشفتگی که در اثر این دوستی ها دچارش شدی کاملا قابل درک است اما دقیقا نمی توانم متوجه شوم که چه چیزی نگرانت می کند و در واقع وقتی همه چیز روشن است و تو به شناخت بیشتری در رابطه با دوستانت رسیدی چرا باید برخی اشتباهات را تکرار کنی. برای مثال خودت متوجه شدی که در مورد دوستی اولت هم ایراد کار این بود که زیادی اعتماد کردی و حالا همان را با رابطه با فاطمه داری تکرار می کنی و افراط میکنی. درست است که او را بیشتر و به شکل دیگری دوست داری اما این نباید به آن معنا باشد که باز هم افراط کنی. در واقع هر زمان که می خواهی دوستی را برای زمان بیشتری برای خودت داشته باشی باید یادت باشد که مهم ترین و سخت ترین قسمتش این است که هرگز در رابطه با او افراط و یا تفریط نکنی.

حالا هم جریان روشن است، تو می خواهی با فاطمه بیشتر از دوست اولت دوستی داشته باشی و می دانی که هم خودت و هم او از داشتن رابطه با محدثه خوشحال نمی شوید بنابراین بهترین حالت این است که محدثه بتواند با احساس تو خو بگیرد و عادت کند که می تواند تو را در حد یک دوست معمولی داشته باشد.

برای این منظور دو کار می توانی انجام دهی. یا اینکه به محدثه حقیقت را بگویی و  تصمیمت را با او در میان بگذاری تا او هم بتواند وضعیت خودش را بداند و به دنبال برقراری دوستی با دیگری باشد و یا اگر این کار را صلاح نمیدانی و ممکن است رازهای تو را در اثر ناراحتی برملا کند، کم کم او را کنار بگذاری و کارهای مشترک کمتری با او انجام بدهی و البته فاطمه را هم روشن کنی که چه نقشه ای در ذهنت داری تا هم ترک محدثه به او و خودت لطمه ای وارد نکند و هم فاطمه از تو ناراحت نشود.

نکته مهم این است که با تعطیل شدن مدرسه حتما رابطه تو با دوستان مدرسه ات هم کمتر می شود و یا شکل دیگری به خود می گیرد طوری که تو ناچار نیستی به طور مداوم آن ها را ببینی و به همین علت کارت ساده تر خواهد بود.

موفق باشی

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
طاقت دوری از معلمم را ندارم

‫3 نظر ارسال شده در “از رابطه دوستی ام آزار می بینم

  1. مهلا :

    مرسی ممنون رک و راست به محدثه گفتم با این که یه خورده اون روز برا همه مون سخت گذشت و گریه کردیم ولی الان خیلی راحتیم حتی با محدثه حرف هم نمیزنیم الان از قبل فاطمه رو بیشتر میشناسم و بیشتر دوست دارم اونم همینطور خیلی ممنونم از تون یک دنیا ممنون راستی امشب هم با فاطمه و بقیه رفته بودیم مهمونی که خیلی خوش گذشت و دغدغه ای هم نداشتیم…یک دنیا ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *