۱۰ اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه تلفظ

10 اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه تلفظ

یادگیری اصطلاحات به ویژه اصطلاح کاربردی انگلیسی در حوزه آموزشی همیشه جذاب است. زمان آموزش زبان انگلیسی یادگیری و خواندن اصطلاحات انگلیسی بسترهای مشترک بین دو زبان و تفاوت های اساسی را بیشتر نشان می دهد. یادگیری همین شباهات و تفاوت ها برای زبان آموز جذاب است؛ زیرا خواندن درس را از حالت خشک و خالی کتابی به سطح روزمره و زندگی عادی یک انگلیسی زبان می برد. در این مطلب درباره 10 اصطلاح واستفاده از این اصطلاحات (Idioms)  با مثال و تلفظ انگلیسی بخوانید و لذت ببرید.

اصطلاح شماره 1: “piece of cake”

اگر بخواهیم این عبارت را در زبان فارسی کلمه به کلمه معنا کنیم به عبارت یک تیکه کیک میرسیم؛ اما این عبارت در حالت اصطلاحی به معنای موضوعی خیلی آسان و راحت است. معادل این اصطلاح در زبان فارسی همان مثل «آب خوردن» است.

Exp: “Don’t worry about the math exam, it’ll be a piece of cake.”

نگران امتحان ریاضی نباش، مثل آب خوردنه.

10 اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه تلفظ

اصطلاح شماره 2: “let the cat out of the bag”

معنای کلمه به کلمه این عبارت گذاشتن گربه در کیسه است. اما معنای اصطلاحی به حالتی اشاره دارد که ناخواسته حرفی از دهان گوینده بیرون بیاید و رازی فاش شود.

Exp: “Who let the cat out of the bag about the surprise party?”

کی راز مهمونی سورپرایزی رو لو داد؟

اصطلاح شماره 3:  “under the weather”

زیرِ آب و هوا، اصطلاحی است که وقتی از نظر جسمی یا روحی شرایط خوبی ندارد استفاده می کند. اصطلاحا در فارسی می گوییم ناخوشم، حال ندارم یا دلم گرفته.

Exp: “I’m feeling a bit under the weather today, so I’ll stay home.”

“امروز یه کم دلم گرفته، برای همین خونه می‌مونم.”

10 اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه تلفظ

اصطلاح شماره 4:  “apple of my eye”

وقتی بخواهید به زبان انگلیسی بگویید فلانی نور چشم یا عزیر دلم است می توانید این اصطلاح به کار بگیرید. عبارت بالا به معنای سیبِ چشمِ من است که اصطلاحا به همان شخص محبوب و خیلی عزیز اشاره دارد.

Exp: “His youngest daughter is the apple of his eye.”

“کوچک‌ترین دخترش، نور چشمشه.”

اصطلاح شماره 5: “break the ice”

معنی اصطلاحی عبارت شکستن یخ در زبان انگلیسی معادل عبارت اصطلاحی فارسی آب شدن یخ است. زمانی از این اصطلاح استفاده می شود که صحبت و شوخی برای از بین بردن خجالت یا سنگینی فضا شود. به مثال زیر توجه کنید:

Exp: “He told a joke to break the ice at the meeting.”

“او برای اینکه یخ جمع را آب کند، در جلسه، شوخی کرد.”

اصطلاح  شماره 6: “cost an arm and a leg”

معنی  کلمه به کلمه این عبارت “هزینه یک دست و یک پا” است. انگلیسی زبان ها زمانی که بخواهند بگویید چیزی خیلی گران قیمت است از این اصطلاح استفاده می کنند. ما در فارسی اصطلاحا در چنین شرایطی برای نشان دادن قیمت سنگین و گران چیزی می گوییم فلان قدر آب خورده!

Exp:  “That new car cost him an arm and a leg!”

هزینه خرید ماشین جدیدش خیلی براش گرون تموم شد.

اصطلاح شماره 7: ” “the elephant in the room

فیلِ در اتاق اصطلاحی برای بیان مشکلی بزرگ و ناگفته است. این مشکل را همه می دانند اما هیچکس نمی خواهد درباره آن حرف بزند. به مثال زیر توجه کنید:

Exp: “We need to talk about the elephant in the room: our budget.”

“باید درباره مشکل بزرگ مون حرف بزنیم: بودجه‌مون.”

10 اصطلاح کاربردی انگلیسی همراه تلفظ

اصطلاح شماره 8:  “lend an ear”

معنی کلمه به کلمه این عبارت یعنی قرض دادنِ یک گوش! اما این یعنی چه؟ زمانی که بخواهیم به کسی بگوییم که با دقت و از صمیم قلب حرف هایش را می شنویم از این اصطلاح استفاده می کنیم. اگر به کسی بخواهید بگویید گوش شنوا برای حرف هایش دارید با این عبارت بگویید.

Exp: “If you ever need to talk, I’m here to lend an ear.”

“اگه زمانی نیاز داشتی حرف بزنی، من اینجام که به حرفت گوش بدم.”

اصطلاح شماره 9: “once in a blue moon”

وقتی یک انگلیسی زبان می گوید یک بار در ماه آبی منظور او انجام کاری به ندرت است. در زبان فارسی وقتی بخواهیم چنین حالتی را شرح دهیم می گوییم “هر صد سال یک بار” “وقت گل نی!”

Exp: “He visits his hometown once in a blue moon.”

“او هر صد سال یک بار به زادگاهش سر می زند.”

اصطلاح شماره 10: ” “hold your tongue

آخرین اصطلاح بی شباهت به عبارتی نیست که ما هم در فارسی به همین حالت برای ساکت کردن افراد یا خودمان استفاده می کنیم. حتما شنیده اید که در زبان محاوره فارسی زمانی که کسی بخواهد برای جلوگیری از دعوا و درگیری جلوی حرف زدن کسی را بگیرد می گوید جلو زبانت را بگیر. در انگلیسی نیز دقیقا به همین حالت برای ساکت کردن یا سکوت کردن می گویند زبان را نگه دار.

Exp: “I wanted to argue, but I decided to hold my tongue.”

“می‌خواستم بحث کنم، اما تصمیم گرفتم زبونم رو نگه دارم (سکوت کنم).”

نتیجه‌گیری

دنیای یادگیری زبان انگلیسی خیلی پهناور است. یکی از ساده ترین مسیرهای یادگیری زبان انگلیسی مثل یک انگلیسی زبان یادگیری اصطلاحات کاربردی انگلیسی با مثال و معنای دقیق آن است. این روش فضای خشک و خالی خواندن زبان انگیسی را به فضای جذاب و سرگرم کننده مبدل می کند. در مطالب مشابه می توانید اصطلاحات بیشتری را بخوانید.

مقاله رو دوست داشتی؟
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها