,
بشقاب پرنده

بسیاری ازبشقاب پرنده ها یا پرنده های جاسوسی دولت ایالات متحده که در زمان جنگ سرد علیه شوروی سابق از آنها استفاده می شد،در این پایگاه مهندسی شده بودند.اما آنچه ناگهان این منطقه را در مرکز توجه جهانیان قرار داد،ادعا های عجیب شخصی به نام باب لزار بود.

اوادعا کرده بود که در پایگاهی در منطقه ۵۱ استخدام شده و در آنجا،یک سفینه فضایی یا منشآ فرا زمینی را مهندسی معکوس کرده است.در بین یوفولوژیست ها،بحث بر سرکار اینکه ادعاهای او صحت دارد یا نه هنوز ادامه دارد؛زیرا از یک طرف هیچ مدرکی دال بر ادعا های او در مورد کار در منطقه ۵۱ یا سوابق علمی و مدارک تحصیلی اش وجود ندارد و از طرف دیگر،یوفولوژیست های طرفدار نظریه توطئه این احتمال را مد نظر قرار می دهند که به دلیل افشاگری های اودر باره بشقاب پرنده ها،سوابق او توسط سازمان های اطلاعاتی از بین رفته است.اینکه ادعاهای او ریشه در واقعیت داشته باشند یا نه برای ما مشخص نیست با این وجود،دانستن صحبت های او، بخش جدا ناپذیری از تاریخ یوفولوژی و ماجرای منطقه ۵۱ است که در ادامه از زبان خود او می خوانید.قضاوت در مورد صحت و سقم این ادعاها با شماست.

باب لزار

سلام من باب لزار هستم.حدود اواخر ۱۹۸۸ و اوایل ۱۹۸۹/۱۳۶۷ من برای ایالات متحده روی سیستم های پیشرانه فوق سری با منشآ فرازمینی کار کردم.تکنولوژی و دانشی که من با آن سروکار داشتم باید در اختیار جامعه علمی قرار بگیرد و تمام انسان های روی کره زمین باید بدانند که مدارکی برای اثبات وجود حیات در سیارات دیگری در جهان وجود دارد و حداقل یکی ازفرم های حیاتی به اینجا آمده است.

برای شمایی که هنوز با سوابق من آشنایی ندارید،توضیح کوتاهی در مورد پیشینه فعالیت هایم می دهم.من یک فیزیکدان هستم.مدارک تحصیلی من در زمینه فیزیک و تکنولوژی الکترونیک است.در پروژه های علمی متعددی فعالیت کرده ام.بعضی از این پروژه ها  نیازمند مجوزهای فوق سری وبالاتر از فوق سری بوده اند.بین دسامبر ۱۹۸۸/آذر ۱۳۶۷ و آوریل ۱۹۸۹/فروردین ۱۳۶۸ من به عنوان فیزیکدان ارشد در یکی از محرمانه ترین پروژه های تاریخ مشغول به کار شدم.محل کارم بخشی به نام s4در پایگاه هوایی نلیس در مرکز نوادا بود.

این بخش تقریبا در فاصله  حدود ۲۴ کیلومتری جنوب منطقه ۵۱ یا گروم لیک؛یعنی جایی که هواپیما های جاسوسی u2و SR71 در آنجا ساخته شده قرار گرفته است.در زمان کار در این بخش،حقوق من توسط نیروی دریایی پرداخت می شد.برای این گزارش،من صحبت هایم را به دو بخش کلی تقسیم می کنم؛بخش اول شامل اطلاعاتی است که من شخصا آنها را تجربه و آزمایش کرده ام .بنابراین از صحت آنها مطمئنم.در این بخش به مسائل زیر می پردازم:

چند سوال

۱٫چگونه از طریق استفاده از میدان های قدرتمند جاذبه می توان مسافت های بسیار طولانی را در فضا طی کرد؟

۲٫ این میدان جاذبه چگونه به وجود می آید؟

۳٫منبع انرژی آن چیست و چگونه کار می کند؟

۴٫اطلاعات کلی درباره دیسک ها و پروژه های کار شده در S4

بخش دوم

بشقاب پرنده

بخش دوم مطالب شامل اطلاعاتی است که من در مورد آنها در پایگاه مطالعه کرده ام ولی به دلیل اینکه شخصا روی این پروژه ها کار نکرده ام نمی توانم دقت این اطلاعات راتایید کنم.در این بخش خواهید دید که چرا اثبات صحت آنها امکان پذیر نیست.در بخش دوم نیز به مسائل زیر می پردازم:

۱٫اطلاعاتی در مورد موجوداتی که این تکنولوژی را برای ما آوردند.

۲٫این موجودات چگونه در طول تاریخ با انسان ها در تعامل بوده اند.

من معتقدم تمام این اطلاعات نباید در اختیار عموم مردم قرار گیرد.این اطلاعات همان طور که به من رسیده برای شما توضیح داده خواهد شد؛ فقط با این تفاوت که من بعضی مسائل را برای کسانی که در این زمینه تخصص ندارند، ساده کرده ام.

بشقاب پرنده

سه سوال علمی وبشقاب پرنده

برای شروع بخش اول،بیایید سه سوال کوتاه علمی را با هم بررسی کنیم.زمانی که جواب آنها را فرا بگیرید، نه تنها بیش از هرکس در مورد سفرهای بین ستاره ای خواهید دانست؛بلکه عملا چگونگی سفر یک نژاد بیگانه از یک منظومه دیگر به زمین را درک خواهید کرد.من مسائلی را که درS4 یاد گرفتم با چیزهایی که در حال حاضر به عنوان جامعه علمی می دانیم،ادغام خواهم کرد.اگر بخشی از صحبت های مرا متوجه نشدید از یک متخصص در مورد آن بپرسید.

چگونگی سفر

یکی از سوالات اصلی که پرسیده می شود این است که چگونه امکان دارد با سرعتی کمتر از سرعت نور،فاصله های بسیار زیاد بین ستارگان را پیمود؟

به یاد داشته باشید که سرعت نور چیزی حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه  است.سال نوری هم فاصله ای است  که نور در طول یک سال طی می کند و حدود ۹٫۴۶ هزار میلیارد کیلومتر است.نور نزدیک ترین ستاره به زمین حدود ۴ سال طول می کشد تا به ما برسد.پس ما به راحتی نخواهیم توانست با سرعتی که حتی نزدیک به سرعت نور هم نیست،سفرهای  بین ستاره ای انجام دهیم.مشکلات ما شامل پیشرانه ای ،هدایت وسیله در فضا و ظرفیت سوخت خواهد بود.زمانی هم که به سرعت نور نزدیک شویم،با انبساط چارچوب زمان-مکان مواجه خواهیم شد که نتیجه آن،تغییر گذشت زمان و افزایش جرم خواهد بود.تمام این مسائل نشان دهنده این است که تکنولوژی امروزی بشر قادر به انجام چنین سفر هایی نیست.

بشقاب پرنده

سریع ترین راه

اما نکته اینجاست که با ایجاد یک میدان جاذبه پر قدرت می توان چارچوب زمان-مکان را طوری به هم ریخت که دو نقطه در عمل به هم نزدیک شوند.هرچه قدرت این میدان جاذبه بیشتر باشد،تحریف چارچوب زمان-مکان بیشتر و فاصله دو نقطه کمتر می شود.بیشتر ما فکر می کنیم که چارچوب زمان-مکان،فضایی خالی است.زمانی هم بشر فکر می کرد که هوای اطراف ما هم خالی یا پر از هیچ است.مساله این است که این چارچوب،وجود خارجی داردو یکی از ویژگی هایش این است که می تواند به هم ریخته یا خمیده شود.

مساله این است که این سفرها هیچ ارتباطی با سفر در مسیری مستقیم و خطی و با سرعتی نزدیک به سرعت نور ندارند.ما می دانیم که نزدیک ترین فاصله بین دونقطه خط مستقیمی است که آن دو را به هم متصل می کند.بنابراین فکر می کنیم که سریع ترین راه ممکن برای رفتن از یک نقطه به نقطه ای دیگر در جایی دیگر در فضا،سفر مستقیم با سرعت نور به آنجاست.

میزان جاذبه متفاوت

نمونه این مساله،زمانی است که یک ستاره دقیقا پشت خورشید قرار دارد و با این حال روی زمین دیده می شود.دلیل جرم زیاد این ستاره دچار تغییر شکل شده و لذا مسیر حرکت نور ستاره دوردست،تغییر پیدا کرده و روی زمین دیده می شود.همین طور،اگر دو ساعت اتمی داشته باشیم و یکی را در سطح آب های آزاد نگه داریم و دیگری را بالای کوه بلندی ببریم،می بینیم که دو زمان مختلف را نشان می دهند.دلیل آن هم حضور در دو نقطه با میزان جاذبه متفاوت است.

ما تاکنون فقط می توانستیم شاهد این اثر باشیم؛ولی توان دستکاری و آزمایش روی آن را نداشتیم.دلیل آن هم به سادگی این بود که نمی توانستیم میدان جاذبه ای ایجاد کنیم.تا این لحظه ، تنها چیزهایی که به عنوان منابع ایجاد چنین میدان هایی می شناسیم،اقمار سیارات و ستارگان هستند.خوب ساختن چنین میدان قدرتمندی این است که می توان آن را به دلخواه ،روشن یا خاموش کرد.اگر بتوانیم چنین میدانی ایجاد کنیم،خواهیم توانست با نزدیک کردن دو نقطه در شبکه زمان-مکان،مسافت های بسیار دوردست بین ستاره ای را به سادگی طی کنیم.

حال چگونه امکان دارد با سرعتی کمتر از سرعت نور،فاصله های بسیار زیاد بین ستارگان را پیمود؟جواب این سوال با توضیحاتی که دادم اکنون دیگر مشخص است.

ادامه این مطلب در شماره بعدی….

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان‌ها

برچسب ها:
4 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. رضا 6 سال قبل

    آقای علیرضا اینی که تو مقاله اومده کاملا درسته طبق نسبیت عام انیشتن هر چقدر به زمین نزدیکتر باشی زمان کندتر میگذره و هرچقدر دورتر بشی تندتر ولی این اختلاف به اندازه صدم ثانیه هست و دلیل این اختلافم اینه که زمین میدان گرانشی داره طبق نسبیت عام میدان گرانش باعث کند شدن زمان میشه.

  2. عليرضا 7 سال قبل

    ساعت اتمي با اختلاف فشار و دما يا چگالي تغيير ميكنه !؟ 
    برادر من اطلاعات غلط نده به مردم به اسم متفكر  ، ساعت اتمي ٣٠٠٠٠٠٠٠ (سي ميليون سال)  سال امكانش هست كه ١ ثانيه عقب بيافتد ، در هر دما ، چگالي ، اختلاف فشار و ارتفاع از سطح دريا اين ساعت ها هيچ گونه اختلافي ندارند
    اگر اين ساعت ها خطا داشتند هيچ وقت براي فرود هواپيما ها كه حتي صدم ثانيه خطا باعث بروز حادثه ميشود ، استفاده نميشد

  3. زاهد 7 سال قبل

    دوباره خواندمش مجددا جالب بود

  4. زاهد 7 سال قبل

    عالی واقعا شیر فهم شدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید