, ,
,

پرسش

من این حرفایی که الان دارم به شما مشاور محترم میزنم نمیتونم پیش کسی بگم و دارم نابود میشم به کمکتون احتیاج دارم. من عاشق شدم البته تو این سنم که شانزده ساله هستم عشق زوده ولی نمیدونم عاشق شدم دیگه. شاید بگید به خاطر بلوغ و احساسات ایناست ولی این عشق ماله خیلی سال پیش هست. زمانی که ده سالم بود. من دختر خاله ای دارم که دو سال البته کمتر از دو سال از من بزرگتره و همسایه دیوار به دیوار هستیم. از بچگی با هم بزرگ شدیم و خیلی با هم راحتیم من خیلی بهش علاقه دارم به طوری که وقتی هر بار میبینمش قلبم به لرزه میفته ضربان قلبم بالا میره. یه احساس دوست داشتن وصف ناپذیر هست شاید بگید این اسمش دوست داشتن نیست ولی اشتباهه چون من از ته دل دوسش دارم و اگه یه روز نباشه دوست دارم بمیرم ولی الان موضوع فاصله سنی به کنار، من نمیدونم چجوری بهش ابراز علاقه کنم و یا چطوری بهش بفهمونم دوستش دارم یا از کجا بفهمم دوستم داره. تورو خدا کمک کنید من بدون اون میمیرم شکی نیست‌…

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم
همان طور که خودت هم نوشتی اسم خاصی نمیتوانم روی این احساس تو بگذارم. مهم این است که به او علاقمند هستی و حالا مهم تر این است که بدانی اگر در این رابطه و احساس زیاده روی کنی به صورت کامل احتمالا او را از دست میدهی. به صورت کلی هر زمان رابطه و دوست داشتن از حد تعادل خارج میشه با سرعت و احتمال بیشتری از هم گسیخته میشود که دلایل گوناگونی دارد و در مورد موضوع تو رابطه فامیلی هم میتواند دلیل دیگری برایش باشد.

به نظر من بهتر است به همان روال گذشته و در همان اندازه با او ارتباط داشته باشی و فعلا برای بیان و ابراز دوست داشتن عجله نکنی اما مثلا در دفتری خاطراتت را بنویسی و محبتت را ثبت کنی تا شاید در آینده به او بگویی که چطور خودداری میکردی در ابراز احساس درونت اما او را دوست داشتی. 

قطعا گذر زمان به تو خیلی کمک خواهد کرد.

موفق باشی

سوال دیگری از همین کاربر

سلام خسته نباشید خانم دکتر. این احساس اسم خاصش میشود گفت که عشق و علاقه است. من تا به الان هیچ احساس خاصی نشان ندادم و به هیچ وجه زیاده روی نکردم چون که فامیل هستیم نخواستم روابطمان خراب شود و همچنین که شما گفتید او را از خود دور کنم ولی من میخوام راهی منطقی باشه تا یه گوشه کمی از احساساتم را بهش نشان بدم و فعلا همینطور که شما گفتید صبر کنم تا کمی زمان بگذره تا سن من هم کمی بزرگ تر بشه ولی میخواهم هر طور شده بدونم آیا او هم منو دوست داره یا رابطه یک طرفه هستش. بعد یک سوال هم که از شما داشتم و تا به حال از کسی نپرسیدم میخواستم بدونم آیا اینکه اون سنش از من بیشتره از نظر شما مشکلی نداره یعنی اگر یه زمانی حرف و حدیث پیش نمیاد یا اصلا مشکلی نداره که من عاشقش شدم البته عشق که دست خود آدم نیست در کل میخواستم که منو از گمراهی  در بیارین واقعا گیج شدم. نمیدونم چیکار کنم واقعا موندم کمک کنید…

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم
وقتی در مورد تفاوت سنی خودتون سوال میکنی بیشتر اطمینان پیدا میکنم که قصد داری در ادامه این عشق و علاقه به ازدواج فکر کنی و پایداری این رابطه برایت مهم است بنابراین به همین علت بر تصمیم هایی که تا به حال گرفتی و انجام دادی باید پایبند بمانی و همان طور که تا حالا رعایت کردی باید فاصله را همیشه در نظر داشته باشی. تا به اینجا کارت خیلی خوب بوده. حالا این پرسش که آیا او هم مرا دوست دارد در ذهنت شکل گرفته و این سوال در تضاد و تناقض با عشق است. کسی که عاشق میشود فقط دوست دارد و در دوست داشتن نگران حس طرف مقابل به خودش نیست چون حس خودش برای ادامه راه کافی است اما وقتی دلمان میخواهد او را تنها برای خودمان داشته باشیم این نگرانی پیدا میشود که حالا او چه حسی به من دارد؟
بنابراین میخواهم که کمی بازتر و کلی تر به این اولین تجربه احساسی و عاشقانه خودت فکر کنی و به جای اینکه از حالا به ازدواج فکر کنی به این تجربه فکر کنی که آیا من واقعا عاشق او هستم یا اینکه او را دوست دارم و برای خودم میخواهم.
در این صورت باور داشته باش که وقتی عشق واقعی است دیگر نیازی به نگران شدن در مورد حس او به تو نیست. عشق خودش حس لازم را در او ایجاد میکند و ذهن او را به تو جلب میکند. وقتی محبت میکنی و در عین حال عاقلانه و با حفظ حریم خودت و او رفتار میکنی آنقدر این کار جذابیت دارد که او را به فکر کردن در مورد تو دعوت کند.
اما اگر روزی نمیدانم چه زمانی ولی هر موقع خواستی احساست را با او در میان بگذاری تنها این شرط را رعایت کن: به زبان خودت و به ساده ترین شکل ممکن احساست را بگو و اصرار نداشته باش او هم احساس خودش را در مورد تو بگوید.

در مورد تفاوت سنی هم سوال کردی باید بگویم که سن در ارتباط میان دو نفر اهمیت زیادی دارد اما در اولویتهای اول نیست میزان درک متقابل و فهم یکدیگر خیلی بیشتر از سن در رابطه مهم است.

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

۱- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

۲- ارسال پرسش به آدرس ایمیل [email protected]

۳- ارسال پرسش به آیدی تلگرام @site_nojavanha

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

پرسش

سلام خانم سلیقه دار خسته نباشید.

چند باری در مورد همین موضوع که درگیرشم بهتون پیام دادم ولی هنوزم مشکلم حل نشده.

من یه پسر ۱۶ ساله هستم که عاشق یه دختر خانم ۱۴ ساله شدم. کم کم دارم اینو درک میکنم که ممکنه این یه حس برای دوره نوجوانی باشه ولی از طرفی هم دارم حس میکنم که واقعا این خانمو دوست دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم.

بخاطر این خانم خیلی تغییر کردم مثلا قبلا نماز نمیخوندم ولی الان یه حسی میگه که نمارمو سر وقت بخونم.

این دخترخانم واقعا با حجب و حیا هستش و ده جزء از قرآنو حفظه و  فکر کنم منم  شیفته همین خصوصیتش شدم.

دفعات قبل هم شما گفتی که این رابطه ها پوچ هستش. اگه واقعا برقراری این رابطه ها به جایی نمیرسه پس کمکم کنید که فراموشش کنم چون هر وقت میبینمش نمیتونم جلو خودو نگه دارم و باز اون حس دوست داشتن میاد سراغم و فقط میخوام که بهش بگم چه حسی نسبت بهش دارم.

دیگه کل فکر و ذکرم شده این دختر خانم بعضی مواقع هم افسردگی میگیرم و نمیتونم درس بخونم خواهش میکنم کمکم کنید.

واقعا ممنونم ازتون

خسته نباشد خدانگهدار

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

پیش از هر چیز باید این نکته را در ذهن خودت اصلاح کنی که رابطه و احساس های این دوره سنی پوچ نیستند بلکه گذرا و اغلب غیرقابل اعتماد هستند و به همین دلیل بهتر است به عنوان فردی برای داشتن رابطه دائمی مثل ازدواج به آن فکر نکنی و اگر احساس گناه و یا خطا میکنی فورا به آن رابطه پایان بدهی.

اما حالا در مورد رابطه شما باید بگویم که با توجه به شرایطی که برای این رابطه ذکر کردم لازم است بتوانی در مورد تصمیم برای ازدواج و داشتن رابطه دائمی به این زودی فکر نکنی زیرا همه چیز تغییر خواهد کرد و با بزرگ تر شدن هر دوی شما بسیاری اتفاقات در ذهن و باور و احساس و رفتارتان رخ خواهد داد.

بنابراین دو را ه پیش رو داری یا اینکه بتوانی خودت را کنترل کنی و بدون اینکه ابراز کنی که چه حسی در مورد او داری و بدون اینکه از درس و زندگیت بیفتی این روزها را سپری کنی و یا راه دوم این که کلا این رابطه را ترک کنی و کنار بگذاری و به زندگیت برسی.

پیش از این در مورد اینکه چطور میتوانی او را فراموش کنی صحبت کردیم و راه هایی که تو را مشغول نگه میدارد را با هم مرور کردیم. حالا که دوباره سوال میکنی معلوم میشود که هنوز نتوانستی با خودت کنار بیایی و تصمیم بگیری. پس اول تکلیف تصمیمت را معلوم کن. بعد هم با توجه به تصمیمت به خودت بگو که چه انتظاراتی از خودت داری و فراموش نکن که هر نوع تصمیم نیازمند توانایی و اراده بسیار زیاد است و حتما تو دارای این توانایی و اراده هستی چون کارهای خوبی که الان انجام میدهی نشانه همین اراده است مثل نماز خواندن و ….

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را در کادر پایین صفحه تایپ نموده و یا از طریق ایمیل [email protected] ارسال بفرمایید.

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید