داستان ضرب المثل های فارسی؛ با زبان خوش مار را از سوراخ بیرون آوردن

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

سوسن قریشی:

مار.سایت نوجوان ها (1)روزی روزگاری در زمان های قدیم در روستایی خانواده پرجمعیت اما فقیر و بی چیزی زندگی می کردند. در و دیوارهای خانه پر از ترک و شکاف شده بود اما حتی پول کاهگل را هم نداشتند تا شکاف و سوراخ های دیوار و سقف را ببندند.

روزی از روزها که این خانواده در خانه و روی زمین نشسته بودند متوجه شدند که ماری بزرگ و خطرناک از زیر در ورودی وارد خانه شده است.

اعضای خانواده تا به خودشان جنبیدند که مار را بدون آسیب رساندن از خانه خارج کنند، نتوانستند، زیرا حیوان ترسیده بود و خودش را سریع به نزدیک ترین سوراخ دیوار رساند و به درون آن خزید.

بچه ها که بسیار ترسیده بودند از کنار دیوارها به وسط خانه آمدند و رو به روی سوراخ روی زمین نشستند. هر کس فکری می کرد، یکی گفت باید تکه چوبی داخل سوراخ کنیم تا مار را مجبور نماییم از سوراخ بیرون بیاید. بعد از گفتن این حرف چوبی را پیدا کردند و نترس ترین عضو خانواده به سمت سوراخ رفت اما کاری از پیش نبرد.

فکر بعدی این بود که سنگی را جلوی سوراخ قرار دهند تا مار نتواند از آن خارج شود و خیالشان راحت شود. این فکر هم به ثمر ننشست. یکی گفت مارها از بوی پونه بدشان می آید، بهتر است پونه را به داخل سوراخ بیاندازیم تا مار خارج شود. ولی این کار هم بی فایده بود. هر کسی فکری داشت و پس از آن که گفته را عملی می کردند، هیچ سود و نتیجه ای در بر نداشت.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
دانلود آهنگ زیبای "کجایی" از محسن چاوشی

چند ساعتی از ورود مار به خانه می گذشت و دیگر کسی فکری برای خلاصی از دست مار نداشت و چند دقیقه ای بود که کاری به کار حیوان فلک زده نداشتند و راحتش گذاشته بودند. نگاه همه به سمت سوراخ بود تا اگر مار ناغافل از سوراخ بیرون بیاید، نتواند به کسی آسیب برساند. در این حین مار بدون این که عاملی باعث شود، خودش از سوراخ بیرون آمد و راه خروج را در پیش گرفت و از خانه خارج شد.

* کاربرد این ضرب المثل زمانی است که نمی توان با زور و خشونت نتیجه گرفت، پس می گویند با زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می آورند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *