ضرب المثلهای فارسی بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی کشور عزیزمان ایران هستند. جالب است بدانید این ضرب المثلها صرفاً جنبه داستانی ندارد بلکه از دل واقعیتهای تاریخی و از دل متون ادبی یا فرهنگ عامه ماندگار شدند. در این مقاله داستان ضرب المثلهای معروف ایرانی بامعنی و ریشه واقعی با تکیه بر منابع موثق برایتان آوردیم.
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
معنی استعارهای
کمکی که دیر برسد و دیگر سودی نداشته باشد.
داستان و ریشه ضرب المثل
دهخدا در کتاب امثالوحکم این ضرب المثل را مستقیماً از دل شاهنامه فردوسی بیرون کشید.
ریشه و داستان این مثل این بود که پس از زخمیشدن سهراب به دست رستم، از کیکاووس نوشدارو خواسته میشود اما پادشاه با تعلل عمدی دارو را دیر میفرستند و بعد از مرگ سهراب، دارو میرسد.
ماست را کیسه کردن
معنی استعارهای
به معنای ترسیدن زمان شنیدن خبری خاص و جمعکردن حواس است.
داستان و ریشه ضرب المثل
داستان این ضرب المثلهای معروف ایرانی بسیار شنیدنی است. میگویند در زمان مظفرالدینشاه قاجار، قوت غالب مردم نان و ماست بود. در این میان ماست گران شد.
مختارالسلطنه به دستور شاه برای ساماندادن به وضعیت اقدام کرد و ظاهراً اوضاع قیمتها سامان گرفت. یک روز او تصمیم گرفت برای بررسی دقیق موضوع به بازار برود. وقتی از دکاندار قیمت ماست را پرسید، دکاندار گفت ماست خوب میخواهی یا ماست مختارالسلطنه؟
مختارالسلطنه که بسیار تعجب کرده بود تفاوت ماستها را پرسید. دکاندار گفت: ماست خوب همان ماست چکیده و گرانقیمت است اما ماست مختارالسلطنه همان ماستی رقیق دم در است که باقیمت مصوب شاه و مختارالسلطنه به فروش میرسد و نصفش را آب بستهایم!
مختارالسلطنه که بسیار عصبانی شده بود دستور داد دکاندار را برعکس از پا آویزان کنند و کمر تنبانش را با بند محکم کنند و ماست را داخل پاچهشلوارش بریزند تا آب آن کاملاً تخلیه شود. بازاریان که این خبر را شنیدند از ترس ماستهایشان را کیسه کردند تا به این عاقبت دچار نشوند.

آب که از سرگذشت، چه یک وجب چه صد وجب
معنی استعارهای
وقتی مصیبت بزرگی بر سرمان بیاید، شدت آن که تفاوتی ندارد.
داستان و ریشه ضرب المثل
دهخدا در امثالوحکم خود این مثال را با مشاهده تجربه زیستی کشاورزان و افرادی که در کنار رودخانههای ایران زندگی میکردند نوشت. در آن ایام گاهی آب زیادی طغیان میکرد و همه چیز را با خود میبرد آنگاه مردم میگفتند آب که از سرگذشت، چه یک وجب چه صد وجب.
سنگ بزرگ نشانه نزدن است
معنی استعارهای
اهداف بزرگ اما توخالی و غیرواقعی هرگز به نتیجه نمیرسند.
داستان و ریشه ضرب المثل
ریشه این ضرب المثل به شکار در زندگی سنتی بازمیگردد. در لغتنامه دهخدا آمده است مردم برای شکار قبلاً از سنگها بسیار بزرگ استفاده میکردند، در این حالت پرتاب سنگ بزرگ نیاز به قدرت داشت و اغلب اصلاً به شکار نمیخورد و معنای این ضرب المثل هم همین است.
دیگی که برای من نجوشه، میخوام سر سگ توش بجوشه
معنی استعارهای
افرادی که از موفقیت دیگران سودی نبرند، نابودی آن ها را ترجیح میدهد.
داستان و ریشه ضرب المثل
دهخدا این ضرب المثل را از فرهنگ عوام جمالزاده که نوشتهای درباره فرهنگ عامه دوره قاجار است ثبت کرد. درواقع این مثل بازتاب روحیه خودخواهانه افراد در شرایط فقر و فشار اجتماعی است.
از این ستون به آن ستون فرج است
معنی استعارهای
امید به بهترشدن شرایط باگذشت زمان
داستان و ریشه ضرب المثل
در روایات تاریخی آمده است در دوره صفویه افرادی که محکوم به اعدام بودند به ستون بسته میشدند. اگر حکم این افراد به تعویق میافتاد آن ها را باز میکردند و تا زمان اجرای حکم از ستونی به ستون دیگر میبستند. در این شرایط این افراد، به تغییر شرایط امیدوار میشدند. در امثالوحکم دهخدا این روایت به معنای امید به بهترشدن شرایط باگذشت زمان ثبت شد.

مارگزیده از ریسمان سیاهوسفید میترسد
معنی استعارهای
کسی که تجربه تلخ دارد، بیش از حد محتاط میشود.
داستان و ریشه ضرب المثل
سعدی در گلستان در مفهوم مشابهی این مطلب را بیان کرد. این ضرب المثل بر پایهی تجربه طبیعی انسان و ترس آن از طنابی که شبیه مار باشد گرفته شد.
هر که بامش بیش، برفش بیشتر
معنی استعارهای
مسئولیت و مشکلات با دارایی و مقام افزایش مییابد.
داستان و ریشه ضرب المثل
در ایران قدیم، خانههای اعیان معمولاً در معماری سنتی تک طبقه، بزرگ و با سقفهای وسیع ساخته میشدند. زمان بارش برف، بر روی سقف خانههای این افراد برف بیشتری هم می نشت و نیاز به کار بیشتری برای پاکسازی داشت. بعدها این مفهوم به موقعیت اجتماعی تعمیم داده شد.
تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها
معنی استعارهای
هیچ شایعهای بیدلیل پخش نمیشود!
داستان و ریشه ضرب المثل
این ضرب المثل در متون قدیمی فارسی آمده است و دهخدا در امثالوحکم آن را از میان تجربه اجتماعی انسانها از شکلگیری شایعه نوشت.
شاه میبخشد، شاه قلی نمیبخشد
معنی استعارهای
زمانی که افراد زیر دست از بالادستیهای خود سختگیرتر و بیرحمتر عمل کنند.
داستان و ریشه ضرب المثل
در حکومتهای ایران قدیم مانند دوران صفوی و قاجار، حکومت دیوانسالاری وجود داشت. شاه قلی نماد زیردستان، حاکمان محلی یا جلادان شاه بود که مانع اجرا فرمان شاه میشدند. در واقعیتهای تاریخی، پادشاه پس از صدور حکم یا حتی در لحظه آخر دستور عفو میداد، اما شاه قلی اجازه اجرا عفو را نمیدادند.
زبان سرخ، سرسبز میدهد بر باد
معنی استعارهای
حرف نسنجیده یا انتقاد در مکان نابجا سر گوینده خود را به باد میدهد.
داستان و ریشه ضرب المثل
در متون تاریخی ما مانند گلستان سعدی یا تاریخ بیهقی بارها و بارها گفته شد که سخن نسنجیده جان افراد را میگیرد. بعدها این ضرب المثل در دوران استبداد سیاسی بیشتر استفاده شد؛ جایی که انتقاد یا شوخی کوچک حکم مرگ داشت.
نانِ بازویِ خود خوردن
معنی استعارهای
گذران زندگی با کار و تلاش و بدون وابستگی به دیگران.
داستان و ریشه ضرب المثل
در امثالوحکم دهخدا، این ضرب المثل ریشهای بسیار کهن دارد و به فرهنگ کارکردن در ایران باستان اشاره دارد. در واقع این جمله اشاره به فضیلت داشتن استقلال مالی و نکوهش سرباری دارد.
نتیجهگیری
بررسی داستان ضرب المثلهای معروف ایرانی بامعنی و ریشههای آن نشان میدهد که هیچ مثلی تنها یک داستان ساختگی نیست بلکه حاصل تجربه زیستی واقعی آدمها در جایگاههای مختلف جامعه در طول تاریخ است.