داستان لیلی و مجنون یکی از شاعرانه ترین و ماندگارترین روایت های عشق در ادبیات ایران و جهان به حساب می آید. جالب است بدانید این داستان ریشه های تاریخی و واقعی دارد. آنچه در این مطلب به آن می پردازیم روایت ادبی و منظوم شاعر نامور نظامی گنجوی است.
لیلی و مجنون، نمونه ای درخشان در ادبیات کهن
در دوره سلجوقیان در ایران نظامی در روایتی کامل و مشهور داستان لیلی و مجنون را در غالب شعر سرود. او این داستان را با بازنویسی افسانه قدیمی عربی با ظرافت تمام نوشت.
بر اساس مستندات تاریخی این روایت عاشقانه و تاریخی از دوران عرب جاهلیت تا قرون اسلامی سینه به سینه به صورت شفاهی و نوشته های منثور نقل قول شد.
اما بعدها نظامی با اضافه کردن ابعاد عرفانی به این داستان آن را در غالب نظم به یک شاهکار ادبی بدل کرد. اگرچه نسخه های منثور از داستان لیلی و مجنون نگاشته شده بود اما زمانی که صحبت از داستان معروف و کلاسیک لیلی و مجنون می شود اصلی ترین نسخه این روایت، همان قالب منظوم نظامی گنجوی است.
نام و تبار واقعی لیلی و مجنون
در نسخه های منظوم یک روایت به نام و تبار اشخاص توجه نمی شود. در واقع شاعر شخصیت ها را به عنوان نماد عشق الهی یا انسانی به مخاطب معرفی می کند.
با این حال با توجه به ریشه های تاریخی درباره مجنون چنین آمده است که او:
” قیس بن الملوح از قبلیه بی اسد است و در شبه جزیره عربستان زندگی می کرد.”
او بعدها به دلیل دیوانگی و در فراغ معشوق خود مجنون خطاب شد. درباره هویت لیلی در منابع تاریخی هویت خاصی ذکر نشده است و او بیشتر با همین نام معروف است.

ماجرا آشنایی لیلی و مجنون به روایت نظامی
بر اساس روایت نظامی لیلی و قیس از دوران کودکی در محیطی مشترک مثلا یک قبیله باهم بزرگ شدند و تقریبا هم سن و سال بودند.
قیس فردی باهوش و با استعداد بود و از همان کودکی شیفته زیبایی و وقار لیلی شد. آشنایی آنها به مرور از همبازی بودن کودکی به عشق عمیق و سوزناکی در جوانی رسید.
موانع رسیدن عشاق به هم چه بود؟
اصل و اساس روایت چنین داستانی از لیلی و مجنون نرسیدن این دو به همدیگر بود. اما چه اتفاقی افتاد که چنین شد؟
ماجرا ازا این قرار است که پدر لیلی مخالف این ازدواج بود. علت مخالفت پدر لیلی این بود که او اعتقاد داشت مجنون با سرودن اشعار دیوانه وار درباره عشق لیلی آن ها را در قبیله رسوا کرده است.
به این سبب ترتیبی داد تا لیلی با مردی ثروتمند و نجیب به نام ورد ازدواج کند.
دوری و به جنون رسیدن قیس
پس این اتفاق قیس از جدایی لیلی از لحاظ روحی و روانی کاملا درهم شکست. او به بیابان رفت و بعد از آن به سبب جدایی از جامعه و هم صحبتی با گیاهان و حیوانات به جنون رسید.
قیس تا پایان عمر خود چنین زندگی کرد و فقط برای لیلی شعر می گفت.

پایان قصه لیلی و مجنون چه شد؟
پایان این داستان بسیار سوزناک و در عین حال عرفانی سروده شده است. در حالی که مجنون در بیابان ها زندگی می کرد؛ لیلی وضع بهتری نداشت.
او هم از غم جدایی به حال مرگ افتاد و در نهایت هم مرد. در نهایت مجنون آنقدر به دنبال مزار لیلی گشت تا آن را پیدا کرد سپس همانجا از دنیا رفت.
نظامی در روایت عرفانی و عاشقانه خود آورده است که روح این دو در همانجا به هم پیوند خورد و جاودانه شد.
برخی از ابیات زیبا نظامی
“به جانِ من تو شدی، به چشم من تو شدی
به هرچه هستِ من، ای دل نواز تو شدی”
“مجنون نه از خود، که از توست، ای لیلی!
در هر دمِ نفس، از توست، ای لیلی!”
“دردِ تو را نوشیدم و درمان یافتم
در عشقِ تو، از خودِ خویشتن، بی قرار یافتم”
“دنیا به چشم من، چون خاکِ پای توست
هرآنچه می بینم، تنها یادِ توست”
“چون عشق بر جان قیس آمد
تمام عقل از کف رفت و او را مجنون خواندند”
“در عشق لیلی، از خود و از جان گذشت
در راه او، هرچه بود، بر جان گذشت”
“دو جان بودیم و یکی شدیم در عشق
از جدا شدن، هراسی نداشتیم در عشق”

معرفی کتاب برای مطالعه بیشتر
حالا که متوجه کل داستان شنید اگر مایل هستید تا کتاب شعر لیلی و مجنون را مطالعه کنید پیشنهاد ما برایتان
- کتاب لیلی و مجنون اثر نظامی گنجوی به تصحیح محمدعلی فروغی
است. این کتاب یکی از بهترین گزینه ها برای شما برای درک ظرافت ادبی این اثر است.