داستان های ملا نصرالدین (قسمت سوم)

 

داستان سه شب منبر

مردم با ملا قرار گذاشته بودند که بابت سه شب سخنرانی بالای منبر ، برای هر شب صد دینار به او بدهند . زن ملا پنهانی به او گفت : آخر ملا تو که سوادی نداری ، چگونه می خواهی سه شب پشت سر هم مجلس را اداره کنی ؟ ملا گفت : تو کاری نداشته باش ، من خودم می دانم چگونه مردم را راضی کنم . شب اول ملا صد دینار را گرفت و روی منبر نشست و بعد از خطبه مقدماتی با صدای بلند گفت : مردم ، می دانید یا نمی دانید ؟ مردم گفتند : images edeنمی دانیم . ملا از منبر پایین آمد و گفت : من با مردم نادان صحبت نمی کنم . شب دوم ملا باز صد دینار را گرفت ، روی منبر نشست و گفت : مردم ، می دانید یا نمی دانید ؟ مردم این بار گفتند : می دانیم . ملا از منبر پایین آمد و گفت : اگر می دانید گفتن من چه ضرورت دارد ؟ شب سوم مردم باهم قرار گذاشتند که بعضی بگویند می دانیم ، بعضی بگویند نمی دانیم . ملا شب سوم نیز پس از اخذ اجرت روی منبر نشست و باز گفت : مردم می دانید یا نمی دانید ؟ بعضی گفتند ؛ می دانیم و بعضی گفتند نمی دانیم . ملا در حالی که از منبر پایین می آمد گفت : آنها که می دانند به آنها که نمی دانند بگویند !

 

*آلبرت وروی ، نویسنده معاصر هلندی این داستان را در مقاله مفصلی که درباره نصرالدین نوشته ، آورده و با اعجاب و ستایش از آن یاد کرده و گفته است این لطیفه محصول فرهنگی قومی است که قصرالحمراء را پدید آورده اند .

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
رضویان از "در حاشیه" جدا شد!

 طنز

داستان آستین نو ، بخور پلو

روزی ملا با لباس ساده و فقیرانه به یک مهمانی رفت . دم در به او گفتند : این چه قیافه ای است با آستین های پاره و قبای کهنه ؟ برو دنبال کارت . ملا رفت و یک لباس نو از همسایگان قرض کرد و پوشید و آمد . این دفعه او را با احترام راه دادند . ملا وقتی سر سفره نشست و پلو را آوردند آستین لباس نو را به پلو می زد و می گفت : آستین نو بخور پلو !

از قدیم گفته اند که آدمیزاد را به لباس می شناسند و راست گفت ملا که آستین نو بخور پلو ، زیرا به سبب آستین نو توانسته بود وارد مهمانی شود . در ادبیات به این نکته که مردم به ظاهر و لباس شخص درباره او قضاوت می کنند بسیار اشاره شده است که یکی از زیباترین این اشارات داستان زیر از سعدی است در بوستان که :

فقیهی کهن جامه ای تنگ دست

درایوان قاضی به صف برنشست

نگه کرد قاضی در او تیز تیز

معرف گرفت آستینش که خیز

ندانی که برتر مقام تو نیست

فروتر نشین یابرو ، یا بایست …

                                                          زیرکی های ملا نصرالدین

                                                          تالیف : شاهد قمشه ای

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *