, ,
,

عید قربان یادآور حماسه بزرگ حضرت ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ و سربلندی آنان در آزمون بزرگ الهی به شمار می رود. همه فِرَق مسلمین این روز را عید محسوب می دارند. یکی از اعمال این عید بزرگ که سنت مؤکد نیز هست، قربانی کردن است که مختص به حاجیان نبوده بلکه همه مسلمانان بسته به استطاعت مالی خویش می توانند قربانی کنند.

همه چیز از یک رؤیا آغاز شد، رؤیایی الهی، خوابی صادق. نه یک خواب معمولی و خوابگر ساده و نامشهور، بلکه خوابی شگرف که خلیل دیده بود. خلیل، صفتی بود برای شخصی که در دوستی با خدا، در خدا عجین شده بود. آن قدرتمام تار و پود وجودش در خدا تنیده بود که هر چیز را از خدا می دانست و همه چیز را برای خدا می خواست.

در تمام زندگی اش فقط خدا بود و خدا. از نگاه این خلیل، هیچ چیز وجود خارجی نداشت؛ هر چه بود، نشان و ردی از خدا بود. خدا هم سنگ تمام گذاشته بود تا او را راستی آزمایی کند. به همین دلیل، او را به دشوار ترین و حیرت انگیزترین امتحان ها آزمود. صد البته خلیل علیه السلام از همه سربلند بیرون آمد و نمره اش بیستِ بیستِ بیست شده بود.

«إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُک» پسر نازنینم! در خواب به من امر شده تو را در راه خدا قربانی کنم «فَانظُرْ مَاذَا تَرَی» نظر تو چیست؟! چقدر زیبا جواب داد این شیرین پسر: «یا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّابِرِینَ» ای پدر! هرآنچه بدان مأموری انجام بده، ان شاءالله مرا از بندگان صبور و شکیبا خواهی یافت.

خیال ابراهیم بیشتر آرام گرفت و وی بر داشتن چنین پسری خدای را سپاس و بر خود مباهات کرد. آن گاه پسر را با ملاطفت و مهربانی بسیار در آغوش فشرد و بوسه ای بر فرقش زد و دست محبت و نوازش بر سر و گیسوانش کشید.

ابراهیم به همراه اسماعیل، سعی را تمام و سپس طواف کرد و در مقام خودش (مقام ابراهیم) دوگانه ای به جای آورد. آن گاه بَند و بُرنده تیز و پارچه پاکیزه برداشت و با اسماعیل به قربان گاه شتافت. او در این راه گام ها را بلند و با شتاب برمی داشت، زیرا معتقد بود در کار خدا باید تعجیل کرد.

حماسه ابراهیم

در بین راه، ابلیس چند بار به سراغش آمد تا وسوسه اش کند، بلکه بتواند پس از این همه امتحان ها و ابتلاها و سرسپردگی و بندگی ابراهیم، وی را از صراط حق بازدارد و به باطل کشاند. اما، مگر می توان ابراهیم را از راه حق منحرف نمود. ابراهیم با صلابت فوق بشری و با ابهتی راستین، بر نفس سرکش لگام عدم زد و شیطان را با سنگ راند و رمی جمره کرد؛ گویی گرگی درّنده را با کلوخی چند از خود دور می کند.

به منا رسیدند. بی درنگ دستان اسماعیلش را از پشت بست و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ را بر زبان جاری کرد و در حالی که برای آخرین بار با محبّت پدرانه سیمای نازنین اسماعیل را به تماشا نشسته بود.

چشم بر سپیدی گلوی اسماعیل دوخت و خنجر بُرّان را بر حنجرش آشنا ساخت. اما هر چه کشید، کارد تیز نبرید. ابراهیم بر قدرت دست افزود و با توانی دوچندان بر دسته چاقوی تیز فشار وارد کرد و آن را با شدت کشید؛ اما گویی از این چاقو، در عالم چاقویی کندتر وجود ندارد!

ناگاه ابراهیم از شدت عصبانیت کارد را بر سنگی در آن نزدیکی فرود آورد و آن سنگ به دو نیم شد. ابراهیم با تعجب و عصبانیت به کارد خطاب کرد که: ای چاقو! گلوی اسماعیلم را برای خدا نمی بُری، اما سنگ را خُرد می کنی؟! گویا چاقو به آواز درآمد که: ای ابراهیم! تو می گویی و می خواهی ببُرمش، اما خدا می گوید نَبُر.

خداوند با ابتلا و امتحانی که به عنوان قربانی در کارنامه ابراهیم خلیل ثبت کرد، در حقیقت خط سیر زندگی اش را از روز تولد تا پایان عمرش، چراغی قرار داد برای تمام بشر در همه دوره ها، زیرا انسان مسافری است که روزی به سوی من بازمی گردد و پروردگار را ملاقات خواهد کرد: «یا أَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحًا فَمُلَاقِیهِ» (انشقاق: ۶)

خداوند این دنیا را که عالم فانی است، برای بنده‌اش محلی قرار دادیم تا استعدادهای خود را در سایه نشانه ها و الگوهایی که برایش مشخص کرده، شکوفا کند و بدان وسیله برای عالم باقی توشه و بار سفر ذخیره کند. ابراهیم خلیل را با آن آزمایش های سنگین و عظیم، آیینه ای برای بشر شد تا انسان ها بدانند آدمی تا چه اندازه می تواند بزرگ باشد و می تواند ترقی کند، به اوج برسد، هستی را درنوردد و به معراج صعود نماید.

خداوند در عید قربان فقط بندگی به درگاهش و تنها تسلیم محض بودن را تجسم داد و این را آنانی درک می کنند که صادقانه و به دور از هوای نفس، ابراهیم پیامبر را اسوه و نمونه و چراغ راه خویش قرار دهند و از رفتار و شیوه او الگو بگیرند؛ خداوند عید قربان را عید ابراهیم قرار داد و پیروزی او را بر شیطان در این روز، با قربانی اسماعیل برای بشر تابلو و آیینه کرد و بدین وسیله بندگی و سرسپردگی آن ابرمرد تاریخ را در برابر خالقش مقابل دیدگان حقیقت بین و ذهن حق جوی بشر متبلور و متجسم ساخت؛ پس «سَلامٌ عَلَی ابراهِیم».

تابناک

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید