, ,
,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

سفر به دوران ماقبل تمدن

دوران ماقبل تاریخ.سایت نوجوان ها (1)توی کتابخانه محله مان یک کتاب خیلی باحال پیدا کرده ام. این کتاب در مورد تاریخچه تصویرگری و نقاشی است و داخلش پر از تصویر ظرف های دوران های اولیه است که روی آن ها نقش و نگارهایی جذاب وجود دارد. اصلا انگار این نقاشی ها سبک خاص خودشان را دارند و آدم را به دوران های خیلی خیلی دور می برند طوری که آدم حس می کند داخل یک سیاهچاله افتاده و به عقب برگشته است. خلاصه که تصویرهای داخل این کتاب خیلی هیجان انگیز هستند و برای همین من تصمیم گرفتم چندتایی از آن ها را انتخاب کنم و روی وسایلم بکشم. اولی را روی گلدان حسن یوسفم کشیدم. مامان هم وقتی گلدانم را دید گفت: «آره، خوب شده.» اما یک چیزی در نگاهش بود. احتمالا در چند روز آینده سراغم می آید و به من می گوید روی گلدان های دیگر هم از این طرح ها بکشم. البته قبل از شروع پروژه نقاشی کردن گلدان ها باید امتحاناتم را تمام کنم. از دست این امتحان ها که همه خوشی ها و خلاقیت های آدم را خراب می کنند!

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

یک عمر زحمت در عرصه محیط زیست!

کیسه پارچه ای.۱.سایت نوجوان هابه مامان گفتم: «من چند تا کیسه پارچه ای برداشته ام که خریدهایمان را داخلش بگذاریم.» مامان گفت: «یعنی می خواهی توی مغازه کیسه از کیفت دربیاوری و بگویی آقا خریدهایمان را توی کیسه های خودمان بگذار؟» گفتم: «خب چه ایرادی دارد؟ مگر شما نمی خواهید به محیط زیست کمک کنید؟» با اینکه به نظر مامان این کار غیر طبیعی بود اما قبول کرد این بار را به خاطر من انجامش بدهد. وقتی خریدهایمان را کردیم و داشتیم به خانه بر می گشتیم مامان گفت: «خیلی هم بد نبودها. حالا به قول تو یک کمکی هم به محیط زیست کرده ایم.» در آن لحظه پر غرور احساس می کردم نتیجه یک عمر زحماتم در عرصه محیط زیست به بار نشسته است!

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

تصمیم شب یلدا

مطالعه.سایت نوجوان ها (1)بعد از شب یلدا و مراسم حافظ خوانی که البته می توانم بگویم فقط من انجامش دادم فکری به ذهنم رسید. از خودم پرسیدم واقعا جالب نیست اگر بتوانم تمام شعرهای حافظ را درست بخوانم؟ حتی یک بار معلم فارسی مان گفته بود که همه ما دست کم باید روخوانی درست دیوان حافظ و بوستان و گلستان سعدی و شاهنامه را بلد باشیم.

بنابراین با خودم قرار گذاشتم هر روز یکی از شعرهای حافظ را روخوانی کنم. بعد تا سال دیگر شب یلدا کلی از غزل هایش را می توانم بدون اشتباه بخوانم. تازه هر جا که گیر کنم معلم مان هست. خودش گفته که باید روخوانی حافظ را یاد بگیریم پس حتما کمک هم می کند دیگر.

 

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

پیش به سوی شب یلدا

شب یلدا.سایت نوجوان ها (1)امروز دستاورد خاصی نداشتم. خب باید با برنامه مامان جان که مرتب کردن خانه بود هماهنگ می شدم. آخر برای شب یلدا مهمان داریم. حالا نه اینکه فکر کنید ما بزرگ فامیل هستیم، نه. امسال تصمیم گرفتیم به جای اینکه ما به خانه مامان بزرگ و بابابزرگم برویم، بگوییم آن ها بیایند اینجا.

این هم یک جور شب یلدایی است دیگر.

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها 

یاسمن رضاییان:

در شهرهای دور

پیش بینی وضعیت آب و هوا.سایت نوجوان ها (1)در راستای حرکت دیروز، امروز یک برنامه هواشناسی روی گوشی ام نصب کردم. البته نه برای دیدن آب و هوای شهر خودمان، برای باخبر شدن از آب و هوای شهرهای کشورهای دیگر. فکرش را بکن اینجا نشسته باشی و ببینی در یک شهر شمالی در روسیه دارد برف سنگینی می بارد. بعد به یک کشور در ساحل مدیترانه بروی و ببینی وای، چه باران تندی می بارد! اصلاً این موضوعات احساسات آدم را بر می انگیزانند(!) من که گفته بودم این جغرافیا جان می دهد برای خیالبافی. کلاً آدم را یک پا شاعر می کند.

 

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

سفر از روی دیوار اتاق

سفر.سایت نوجوان ها (1)از دو هفته پیش که کارت هایم داشت به بیست تا می رسید جایزه ام را توی ذهنم مشخص کرده بودم.

امروز که بیست امتیازم را تحویل دادم و درِ کمد جوایز به رویم باز شد، سریع نقشه جغرافیایی جهان را قاپیدم. ظهر که به خانه آمدم نقشه را به دیوار اتاقم زدم. مامان جان گفتند: «می بینم که جغرافی را خیلی دوست داری.» خب بله، جغرافی را که خیلی دوست دارم اما نقشه را بیشتر به خاطر حس خوب سفر به دیوار زدم. حالا هر وقت از درس خواندن خسته شوم می آیم کشورهای روی نقشه را تماشا می کنم و در ذهنم به شهرهای مختلف سفر می کنم. آخ که چه کیفی دارد سفر به شهرهای دوردست جهان.

 

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

برنامه: خواب خوب جمعه

خمیازه.سایت نوجوان ها (1)فکر کردن به برنامه های آینده هم پتانسیل این را دارند که دستاورد باشند. چون این فکر کردن باعث می شود آدم هی انگیزه بگیرد که کارهایش را ردیف کند و ردیف کند تا بالآخره به هدفش برسد. حتی اگر این برنامه، برنامه یک خواب درست و حسابی روز جمعه باشد باز هم باارزش است، چون باعث می شود آدم به امید خواب جمعه در طول هفته تلاش کند، درس هایش را بخواند و کارهای مدرسه اش را ردیف کند تا خواب آخر هفته حسابی بهش بچسبد. از الان دارم به جمعه رویایی و یک خواب خوب فکر می کنم.

 

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

یادگاری پاییز

چوب.سایت نوجوان ها (1)امروز چندتایی چوب خشک از توی چمن های نزدیک مدرسه برداشتم. بعد آن ها را به خانه آوردم، خوب شستم و گذاشتم توی آفتاب تا خشک شوند. بعدش قرار است وارد بطری شیشه ای قشنگی بشوند که قبلا با کاموا تزئین اش کرده بودم. اسمش هم می شود گلدان پاییز. آخر من عادت دارم هر سال، روزهای آخر آذر، یک یادگاری از پاییز بگیرم. شما از پاییزِ امسال چه یادگاری ای گرفته اید؟

 

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

ترجمه + کشف یک دنیا

مترجم.سایت نوجوان ها (1)نمی دانم چه سری است که همیشه نزدیک امتحان ها که می شویم کلی ایده جالب و وسوسه کننده به ذهن آدم می رسد. یکی از این ایده ها همین امروز وسط کلاس درس به ذهنم رسید. درست زمانی که خانم داشت از روی ریدینگ می خواند از خودم پرسیدم: «چرا هیچ وقت از توی اینترنت داستان های کوتاه انگلیسی نگرفته ام و ترجمه نکرده ام؟» گفته بودم که چند وقتی است شروع کرده ام به حفظ کردن روزانه لغت های زبان. برای همین فکر کردم حالا کلی لغت بلد هستم و بالاخره می توانم دست و پا شکسته یک داستان کوتاه کوتاه را ترجمه کنم و همین کار را هم انجام دادم. عصری که درس هایم را انجام داده بودم سراغ گوگل رفتم و یک داستان خیلی کوتاه انگلیسی پیدا کردم. بعد هم نشستم به ترجمه کردن. به نظرم بد نشده است و با اینکه با یک ترجمه اصولی خیلی فاصله دارد، اما به عنوان اولین ترجمه خوب بود. ولی لذتی عجیب در این کار است. به نظرم خیلی هیجان انگیز است داستانی را که دیگران هنوز نخوانده اند بخوانی و دنیای داخل آن را کشف کنی.

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

یوگای من در آوردی!

خواب.سایت نوجوان ها (1)حتما اسم یوگا را شنیده اید. شاید اسم مدیتیشن را هم شنیده باشید. خلاصه که این تمرین تمرکز و کنترل افکار و انرژی، هر اسمی که داشته باشد کار خیلی خوبی است؛ مخصوصا در این روزهای نزدیک به امتحانات که آدم بیشتر از قبل درگیر درس و فرمول و حفظ کردن است. من در کلاس های یوگا ثبت نام نکرده ام و نمی دانم آن ها دقیقا چه کار می کنند اما خودم یک راه تمرکز و رسیدن به آرامش پیدا کرده ام که خیلی ساده است و وسط درس خواندن خیلی به کار آدم می آید. چه کار می کنم؟ روی زمین دراز می کشم، چشم هایم را می بندم و به اندازه یک ربع سعی می کنم به هیچ چیز فکر نکنم. به همین راحتی. این کار اینقدر به من انرژی مثبت می دهد و حالم را خوب می کند که نگو. امتحانش کنید و ببینید وقتی مختان وسط درس خواندن داغ کرده است این کار چقدر حالتان را بهتر می کند.

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید