, ,
,

music.nojavanha (2)افسردگی یک اختلاف روانی است که بر فکر، احساس، رفتار و عملکرد جسمانی فرد تاثیر می‏ گذارد. افسردگی، مسئله‏ شماره‏ یک سلامتی در دنیاست و به قدری‏ توسعه پیدا کرده که آن را ‌”سرماخوردگی اختلال‏ های‏ دماغی‌“ نامیده‏ اند. 

دگرگونی‏ های خلقی، نشانه و مشخصه تجربه‏ انسان است‏ و حالت‏ های خلقی در تکامل بشری تاثیر عمده‏ ای دارند.خلق انسان حالت‏ های او را در برابر عمل و رفتارش تنظیم ‏می‏ کند و انسان را به صورتی ایمن، در جریان زندگی قرار می‏ دهد؛ اما کسی که گرفتار افسردگی است در فعالیت‏ های‏ زندگی شرکت نمی‏ کند و از آن دوری می جوید. وجود یک‏ خلق و خوی غیر معقول زندگی را دچار از هم‏ پاشیدگی و بی‏ نظمی می‏ کند.
با این حال تفاوت ظریفی میان‏ افسردگی و سرماخوردگی وجود دارد و آن، این که‏ افسردگی می‏ تواند کشنده باشد. اگر چه افسردگی از دیر باز به عنوان یکی از نابه‏ سامانی‏ های عمده‏ روانی شناخته‏ شده اما در دو دهه‏ اخیر اهمیت این بیماری، هم از نظر رنج و آزاری که مبتلایان به آن تحمل می‏ کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که این ناراحتی بر منابع درمانی ملت‏ ها تحمیل می‏ کند بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
درصد زیادی از افراد هر جامعه در شرایط زمانی خاص، به علت انواع استرس‏ ها، رابطه‏ های میان فردی ناسالم و آسیب‏ پذیر، انواع فقدان‏ ها، مشکل‏ ها و درگیری‏ های‏ خانوادگی یا زناشوئی، تنهائی، درگیری اجتماعی، رشد ناسالم دوران کودکی، شرایط زندگی، صنعتی شدن جوامع و… ممکن است دچار افسردگی شوند. افسردگی، سبب کاهش کارائی تحصیلی، بی‏ اشتهائی عصبی و اعتیاد در نوجوانان می‏ شود. افراد افسرده اعتماد به نفس اندکی دارند و به منفعل بودن‏ گرایش بیش تری نشان می‏ دهند و به طور مکرر به فکر مرگ‏ و خودکشی می‏ افتند.
افسردگی در حقیقت یک سندرم است. سندرمی که نه فقط با اختلال در خلق بلکه با نشانه‏ هایی مانند خستگی، فقدان‏ انرژی، اختلال خواب، احساس بی‏ ارزشی یا گناه بی‏ جا، بی‏ اشتهائی یا پر اشتهائی، کاهش میل جنسی، فکرهای‏ مرگ و خودکشی همراه است.

music.nojavanha (1)درمان افسردگی شامل دارو درمانی، شوک درمانی، روان‏ درمانی، هورمون‏ درمانی، نور درمانی، درمان‏ های حمایتی‏ و روان‏ شناختی می‏ باشد. در بررسی‏ های انجام شده ۳۰ تا ۳۵ درصد افرادی که از داروهای ضد افسردگی استفاده‏ می‏ کنند به درمان پاسخ نمی‏ دهند و بسیاری از بیماران به‏ صورت ناقص درمان می‏ شوند؛ زیرا به طور معمول در هنگام مصرف با عوارض جانبی یا عدم تحمل دارو رو به رو می‏ شوند.
برای تعدادی از مبتلایان به افسردگی درمان‏ ها غیر قابل‏ دسترس بوده و یا از توان اقتصادی آنان خارج می‏ باشد. به‏ همین دلیل بسیاری از افراد به درمان‏ های حمایتی رو می‏ آورند. درمان‏های حمایتی مرسوم شامل مدیتیشن، آزادسازی و آرام‏ بخشی، ورزش، طب سوزنی و داروهای‏ گیاهی می‏ باشد. امروزه از ‌”موسیقی‏ درمانی‌“ نیز برای‏ درمان افسردگی استفاده می‏ شود.
‌”موسیقی درمانی‌“، به کارگیری موسیقی و فعالیت‏ های‏ موسیقیائی برای بهبود، پیشرفت و ارتقای عملکرد روانی‏ و بهزیستی عموم مردم است؛ به خصوص کسانی که‏ ناراحتی و بیماری خاصی در زمینه‏ های پزشکی و روان‏پزشکی دارند. ‌”موسیقی‏ درمانی‌“ را می‏ توان یکی از روش‏ های خلاق هنر درمانی به حساب آورد که به تنهائی یا در ارتباط با دیگر روش‏ های درمانی به کار می‏ رود.
‌”موسیقی‏ درمانی‌“ شامل استفاده‏ فعالانه یا غیر فعالانه از موسیقی برای پیشرفت بهبودی و افزایش کیفیت زندگی‏ می‏ باشد.
انسان برای بیان فکر و احساس‏ات خود از ابزار گوناگون‏ی استفاده کرده است که یکی از آن‏ ها ‌”موسیقی‌“ است.
نخستین ریتم موسیقی، قبل از تکلم، وسیله آرامش و نیایش آدمیان بوده است. انسان اولیه، از طریق آواها،حرکت‏ های موزون و مراسم پای‏کوبی، به ترس‏ ها، غم‏ ها و شادی‏ های خویش آرامش می‏ بخشید و احساس‏ات خود را جاری می‏ ساخت.
موسیقی در فرهنگ فارسی ما، همراه با معناهائی چون دلنشین، جان‏ بخش، دلکش، روح‏ نواز، روح‏ بخش، روح‏ پرور، آسمانی، بهشتی و ملکوتی ترین است؛ بنابراین موسیقی بر قلب و روان انسان تاثیر زیادی دارد.
از دیرگاه، تاثیر موسیقی در روان انسان و اثرهای‏ ثمر بخش آن در سلسله‏ اعصاب و ایجاد طراوت و شادابی در روحیه‏ بشر، در کل جهان، حتی در قوم‏ های‏ ابتدائی مورد بررسی قرار گرفته است. از هزاران سال پیش‏ برای شفا دادن بیماران از موسیقی استفاده می‏ شد؛ به‏ طوری که فیلسوف‏ های یونان باستان عقیده داشتند که‏ موسیقی می‏ تواند در روح و جسم انسان رسوخ کند. مطالعه‏ های تاریخی نشان می‏ دهد که استفاده از موسیقی‏ در فعالیت‏ های توان‏ بخشی قدمتی ۳۵۰۰ ساله دارد.

music.nojavanha (3)امروزه از ‌”موسیقی درمانی‌“ به منظور بهبود و اصلاح‏ مشکل‏ های جسمی، روانی و ذهنی بیماران استفاده‏ می‏ شود. به سادگی می‏ توان گفت: ‌”موسیقی، مردم را شفا می‏ دهد و به همه‏ افراد جامعه کمک می‏ کند تا جوان‏ بمانند.‌“
از آن جا که موسیقی، بخش جدائی‏ ناپذیر زندگی نوجوانان‏ را تشکیل می‏ دهد و نوجوانان بیش تر از قشرهای دیگر به‏ موسیقی گوش می‏ دهند، موسیقی می‏ تواند به عنوان منبع‏ مهم تخفیف افسردگی در نوجوانان باشد. پژوهش‏ ها نشان‏ می‏ دهند موسیقی باعث بهبود اشتها می‏ شود و روی میزان‏ نبض، تنفس، فشارخون، بدخوابی، افسردگی و اضطراب، اثر درمانی دارد.
‌”موسیقی درمانی‌“ به افرادی که مشکل‏ های عاطفی دارند اجازه می‏ دهد که خلق خود را تغییر دهند و مشکل‏ های‏ خود را حل کنند. همچنین موسیقی می‏ تواند بیمار را از فکرهای منفی باز دارد. برای نمونه موسیقی می‏ تواند فکر بیماری را که در حال درد کشیدن است منحرف کند.
آواز خواندن، نواختن ساز و دیدن برنامه‏ های موسیقی‏ زنده، می‏ تواند کمک کند تا فکر انسان از درد و بیماری‏ منحرف شود. امروزه برای درمان بیش تر بیماری‏ ها، روش‏ های داروئی و غیر داروئی وجود دارد. پزشکان سعی‏ دارند تا حد امکان میزان داروها و مواد شیمیائی را کمتر و به جای آن، روش‏ های غیر داروئی مانند هنر، ورزش و رژیم را به کار برند. امروزه از ‌”موسیقی درمانی‌“ در بیماری‏ های روانی، مراکز ترک اعتیاد، خانه‏ های‏ سالمندان، آسایشگاه‏ ها، مدرسه‏ ها و منازل‏ شخصی ‏استفاده می‏ شود.

دکتر حسن شهرکی‏ پور

منبع: مجله شادکامی و موفقیتش

برچسب ها:
یک دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. الهام 4 سال قبل

    بسیار خوب بود مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

با ما در تماس باشید

هر موقع به ما ایمیل بزنید در سریع ترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم داد

در حال ارسال

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید