, ,
,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان‌ها

 

پلک بزن

   سوار بر ابری شو

   و به باد بگو

    به سوی دشت سبز رویاهایت بوزد

آن بالا که هستی

     دستی بر بال های پرستو بکش

     شاید که لبخند فراموش شده اش را به یاد آورد

      و به عقاب بگو خرگوشی در بوته زار آن سوی رود

در انتظارش افق را تماشا می کند

      دختر روستایی با لباس پر چین و رنگارنگ

     کنار چشمه ای نشسته و پاهایش را در آب فرو برده

     چشمهایش اگر باز هم بودند نمی دیدنت در آن سوی ابر

کمی آن طرف تر، خط خطی های باریک روبرویت

     نخل های درهم پایین دشت اند

    رد نخلستان را بگیر و بیا

مجید؛ از دانش آموزان شیراز

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید