,

 

مهدی رحمتی گلر تیم ملی در  روزهای اوجش با« نوجوان ها» همکلام شده است.با این که تاریخ مصاحبه مربوط بهار۹۱ است اما هنوز نکاتی خواندنی به همراه دارد . 

با افتخار کار می کنم، حتی مسافر کشی

بعد از سالها نیمکت نشینی در تیم ملی به گلر  یک ایران تبدیل شد .و انصافا هم با نمایش های مهدی رحمتیخوبی که درون چارچوب دروازه کشورمان داشت همه را امیدوار کرد که تیم ملی ایران برای سال ها از داشتن یک فرد مطمئن در آخرین نقطه دفاعی تیم بیمه شده است. سید مهدی رحمتی که خودش می گوید خیلی علاقمند گذراندن وقت با دوستانش است از زمانی گفت که با افتخار با یک یک پیکان مدل پایین مسافر کشی می کرد. او مدعی شد که آرزویش بازی در بارسلوناست اما می داند که زندگی کردن با این رویا او را به جایی نمی رساند.

 

اگر بخواهی مهدی رحمتی را در یک جمله توصیف کنی ، چه چیزی می گویی؟

یک آدم متوسط که نه می توانی بگویی آدم خوبی است و نه می توان بگویی آدم بدی است، یک آدم کاملاً خنثی و سر بزیز!

اما ظاهرات این را نشان نمی دهد؟

خب چی نشان می دهد؟!

این که خیلی شر و شلوغی هستی؟

این جوری هم نیست. شاید در جمع دوستان نزدیک این باشد .اما در جمع  همواره سعی ام این است که سرم را پایین انداخته و کار به کار کسی نداشته باشم.

کودکی 

در دوران کودکی چطور؟آدم شلوغی بودی؟

بله خب من هم مثل همه بچه ها پر تحرک و شاد بودم و خیلی از همسایه های ما از دستم من آسایش نداشتند. البته بی ادب نبودم .بلکه بازیگوش بودم و خیلی دوست داشتم اصطلاحا آتش بسوزانم!

در دوران مدرسه هم همین طور بودی؟مهدی رحمتی

بله اما هر چقدر که سنم بالاتر رفت آرام تر شدم . الان می توانید از دوستانم بپرسید که چقدر آرام هستم. اتفاقا علی پسرم هم مثل خودم هست و فکر می کنم وقتی بزرگ شود بچه ساکتی می شود.

مسافرکشی 

دوست داری راجع به آن روزهایی که با تاکسی مسافر کشی می کردی حرف بزنی؟

چرا که نه ،افتخارم این است که خودم روی پاهای خودم ایستادم و با تلاش خودم به این جا رسیدم. برخی دوستان که مدام به قراردادهای فوتبالیست ها گیر می دهند باید بدانند که من در روزهایی برای در آوردن خرجی خانواده ام از خانی آباد تا راه آهن مسافر کشی می کردم و کار کردن را هم عار نمی دانستم.

فکر می کردی روزی به جایگاهی که الان داری برسی؟

تنها دوست داشتم فوتبالیست خوبی بشوم .اما اعتراف می کنم فکرش را هم نمی کردم که روزی  به تیم ملی دعوت شده وبه چنین جایگاهی برسم.

شهرت 

دوران قبل از شهرت را دوست داری یا بعد از آن را؟

هر کسی بگوید که از شهرت بدش می آید شک نداشته باشید که دروغ می گوید و دروغگوی بزرگی است. شهرت شیرین است و مطمئن باشید اگر هر کسی مزه آن را بچشد دیگر نمی تواند آن را از دست بدهد . در این بین پولدارها شهرت برایشان شیرین تر هم هست و می خواهند که به هر نحوی شده به آن برسند. بله قبول دارم این شهرت دردسرهایی هم دارد اما من شخصاً شهرت را دوست دارم

 

یعنی از این که نمی توانی  با خانواده ات در محافل عمومی حاضر شوی ناراحت نمی شوی؟

اتفاقا من هر جا که بخواهم و اراده کنم با خانواده ام می روم و از چیزی هم نمی ترسم. البته در جواب سوال قبلی باید بگویم که من دوران قبل از شهرتم را بیشتر دوست دارم. چون برایم شیرین تر از بعد شهرتم بود به این خاطر که انگیزه رسیدن به شهرت خیلی بهتر از دستیابی به آن بود.

گلر

برسیم به دروازه بانی، خودت از گلری راضی هستی؟

نه گلر خوبی ام نه بد!

سیاستمدارانه جواب سوالات را می دهی.

کدام سیاست! حرف دلم را می زنم تا حمل بر خود ستایی نباشد.

اما تو که الان گلر یک تیم ملی هستی؟

نیمکت ذخیره 

خیلی زحمت کشیدم تا به آن برسم، تنها ۵ سال از جوانی ام را روی نیمکت ملی گذراندم و تنها امیدم این بود که روزی پیراهن شماره یک ایران را بپوشم.

پس حتما گلر خوبی هستی که چند سال است جای ثابتی در تیم ملی داری؟

این دیگر برمی گردد به نظر لطفی که مربیان به من داشته اند!

گل های بد 

در این سالها روزهایی هم بوده که گل های بدی بخوری؟

بله و هیچ وقت آن روزها را یادم نمی رود. شاید باورتان نشود که فیلم گلچین گل های بدی را که خورده ام را در خانه دارم و هفته ای یک بار آنها را تماشا می کنم.

برای این که داغ دلت تازه شود نگاه می کنی؟

نه،نگاه می کنم که از همان گل های بدی که خوردم چیزهای مثبتی بگیرم.

چارچوب دروازه را چقدر دوست داری؟

زیاد دوست ندارم چون اگر خدای نکرده توپ برود آن تو، همه بیچاره ام می کنند.(خنده)

خیلی داری اغراق می کنی؟

دروغ نمی گویم، هر دروازه بانی که در ایران گل می خورد از یک تا ۱۰۰ درصد تخریبش می کنند چون در لحظه گل خوردن در کشور ما همه دروازه بان را می بینند و شروع می کنند به انتقاد از او در حالی که یک تیم فوتبال ۱۱ نفر است و دروازه بان هم یک نفر از همان تیم است.

تا حالا شده گل های زیادی در یک بازی بخوری؟

این اتفاق دو بار برایم رخ داده یک بار زمانی که در عضویت فجر سپاسی بودم و یک بار هم در سپاهان که کیسه گل رقبا شدم.

چند تا گل خوردی؟

با فجر سپاسی جلوی پرسپولیس ۵ بار دروازه ام باز شد و با سپاهان هم مقابل استقلال ۴ بار گل خوردم تا یکی از بدترین روزهایم را سپری کرده باشم.

در این دو شب از نظر روحی و روانی چه وضعیتی داشتی؟

مقابل پرسپولیس چون خیلی جوان و کم تجربه بودم خیلی از نظر روحی و روانی ضربه خوردم بطوری که تا ماه ها بعد  از آن بازی حال خوبی نداشتم و رنگ آرامش را ندیدم. اما بعد از بازی با استقلال خیلی حرفه ای با مسئله برخورد کردم و چون می دانستم چه مسئولیتی بر گردنم بود راحت تر با آن کنار آمدم و خیلی زود هم خودم را جمع و جور کرده و بلافاصله در دو بازی تیم ملی مقابل چین و کره جنوبی دوباره به اوج برگشتم.

نقش خانواده 

نقش خانواده ات در رسیدن به جایگاه فعلی را چقد می دانی؟

زندگی کردن با یک ورزشکار خیلی سخت است، بیشتر از سختی هایی که من در فوتبال تحمل کردم خانواده ام و از همه مهمتر همسرم سختی کشیدند که شاید خیلی ها از یک درصد این سختی مطلع هم نباشند. همین که خانواده این سختی ها را به رویم نیاوردند برایم یک دنیا ارزش دارد چون با فراق بال بیشتری به تمرین و فوتبال پرداختم.

اجازه می دهی که پسرت هم راه تو را ادامه داده و فوتبالیست شود؟

خودش باید راهش را انتخاب کند. با علی به نحوی برخورد می کنم که خودش مستقل عمل کرده و تصمیم بگیرد چون نمی خواهم بلاهایی که سر فرزندان فوتبالیست های سرشناس در ایران آمد سر او هم بیاید من هر چه لازم باشد را به علی می گویم تا او با آگاهی کامل راهش را ادامه دهد.

دوست داری از کدام تیم باشگاهی در اروپا دریافت کنی؟

من آدمی نیستم که با رویاهایم زندگی کنم، واقعا بارسلونا را دوست دارم و آرزویم این بود که در این تیم بازی کنم اما خوب می دانم که بارسلونا هیچ وقت من را به خدمت نمی گیرد بنابراین ترجیح می دهم به جای رویا پردازی به فکر تیم ملی و همین لیگ ایران باشم.

بزرگ ترین حسرت مهدی رحمتی چه بوده؟

نرسیدن به جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، بعد از آن بازی های گوانگ ژو و در پایان هم جام ملت های آسیا در قطر.

در بحث جام ملت ها که از اول هم هیچ کس امیدی به قهرمانی تیم ملی نداشت.

من ۱۱ سال سابقه حضور در تیم ملی را دارم و به نظرم این تیم به لحاظ همدلی و همین طور در یک سطح بودن جزو بهترین تیم های تاریخ ایران بود که می توانست موفق باشد اما چه فایده….

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان‌ها:

برچسب ها:
یک دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. maee 8 سال قبل

    پسرش علی چقدرنازه…!
    چی شد یهو خداحافظی کرد؟؟؟با اینکه پرسپولیسیم ولی خب کاراش عالیه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید