, ,
,

پرسش

سلام خسته نباشید. دختر ۱۶ ساله هستم که عاشق معلمم شدم. معلمم مرد نیست. خیلی دوسش دارم و اذیت میشم که بهم کم محلی کنه. همش منتظر اینم که روزی که باهاش کلاس دارم بیاد. یا کمکم کنید بهم علاقمند بشه یا اینکه دیگه دوسش نداشته باشم. خیلی ممنون

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

اگر کمی در مورد عبارت دوست داشتن بدانی و مطالعه کنی متوجه میشوی که دوست داشتن واقعی دارای ویژگی هایی است که با برخی انتظارات تو از این رابطه سازگاری ندارد. تو دوست داری که معلمت هم تو را دوست داشته باشد، این بد نیست اما دوست داشتن واقعی می گوید تو کاری به احساس او نداشته باش. اگر دوستش داری فقط دوستش داشته باش و به خاطر این احساس متوقع نباش که او هم حتما تو را دوست داشته باشد. هر چند که وقتی به دوست داشتن خودت ادامه می دهی و با رعایت میانه روی و احترام این رابطه را حفظ می کنی بعد متوجه خواهی شد که او هم تو را دوست دارد و شاید ملاحظات معلمی اجازه نمی دهد تا بین دانش آموزانش تفاوتی قائل شود و به همین دلیل سال های بعد جای پای این احساس ها در زندگی آینده تو دیده می شود و ممکن است رابطه شما ادامه پیدا کند بدون این که این کار معلم به معنای تبعیض قائل شدن بین بچه ها تعبیر شود.

با این نگاه لازم نیست تلاش کنی تا دیگر او را دوست نداشته باشی و از فکرش بیرون بیایی فقط کافی است که شکل و معنای دوست داشتننت را تغییر دهی. او را دوست داشته باشی چون دوستش داری نه به هیچ شرط و دلیل دیگر.

موفق باشی

6 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. دینا 1 سال قبل

    سلام من ۱۵ سالمه و امسال نهم میرم هفتم که بودم برای اولین جلسه ادبیات ایشون اومدن سر کلاس از همون اول که دیدمشون فکر کردم که چه معلم بداخلاقی نصیبم شده و حس تنفر به ایشون توی دلم روشن شد وسطای سال نفهمیدم چی شد کع احساس کردم که دوسشون دارم .این علاقه من روز به روز به ایشون بیشتر میشد به طوری که کل کلاس متوجه شدند. ۲یا۳ بار بچه ها سعی کردن به ایشون این داستان رو بگن اما هر وقت خودشون ازم میپرسیدن دست و پامو گم میکردم و این قضیه رو انکار میکردم نمیدونم راست میگفتن یا دروغ اما میگفتن کع منو دوست دارن . تابستون رو به سختی از دوریه ایشون گذروندم ووارد هشتم شدم توی سال هشتم خیلی بهشون ابراز علاقه کردم به طوری که کل مدرسه در باره رابطه من و ایشون حرف میزدن همه دوستام بخاطر علاقه من به ایشون ازم دوری کردن و کم کم هیچ کس دور و برم پیدا نشد اما برام مهم نبود راستش هیج کس تو مدرسه بجز ایشون مهم نبود ایشون زندگیم بودن هستن و خواهند بود اما الان تابستونه سعی میکنم که فراموششون کنم تا سال دیگه که مجبودم ترکشون کنم برام خیلی سخت نباشه اما نمیتونم خوووااااااااااااهشششششش میکنم کمکم کنید دارم از فکر ایشون دیووونه میشم

  2. نویسنده
    نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز ؛دینا؛
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    لازم نیست به این موضوع اینطور فکر کنی که باید ایشون را فراموش کنی. علاقمندی واقعی با بودن یا نبودن فرد تمام نمیشود. ممکن است دلتنگی باشد اما همیشه راه هایی هست که میتونه مانع دلتنگی بشه. برای مثال وقتی کم کم بزرگتر میشوی و منطق هر رابطه ای برایت مهم می شود در این صورت کارهایی را انجام میدهی که هم به خودت انرژی بدهد و هم دلتنگی ات را کم کند.
    یک مثال روشن ایتکه ممکن است معلمت خیلی از تو انتظار دارد درسخون باشی. در این صورت وقتی بیشتر برای درسهات تلاش میکنی به یاد او هستی و دلتنگی ات هم کم میشود.
    بنابراین به جای اینکه به جدایی فکر کنی به این فکر کن که نتیجه و اثر این دوست داشتن چقدر میتونه برای تو خوب باشه.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

پرسش

سلام. من دختری ۱۷ ساله هستم و عاشق معلمم شدم. من با ایشون بیرون از مدرسه یعنی تو کلاس خارج از مدرسه آشنا شدم. دوست دارم هر هفته بگذره تا روز کلاس برسه و من ببینمش. ازش فقط شماره و ایمیل دارم. سعی می کنم به بهونه های مختلف بهش اس ام اس بدم یا زنگ بزنم.

هر موقع توی کلاس ازم تعریف میکنه بچه ها خیلی زود جبهه میگیرن و حسودی میکنن.حتی یه بار ازم تعریف کرده بود که دوستم منو مسخره کرد که من سر کلاسش زدم زیر گریه.

اونم درس دادنو متوقف کرد و ناراحت شد و گفت حواسم برت شد.

نمیدونم چیکار کنم. همونطور که گفتم به بهونه های مختلف بهش زنگ میزنم. میخوام اونم منو دوست داشته باشه.

در ضمن اینم بگم ایشون یه پسر مهربون و مجرده ولی هر وقت که می بینم سر کلاس با گوشی ور میره خیلی ناراحت میشم.

فقط میخوام ببینم اونم منو دوست داره یا در اینده خواهد داشت یا نه… چون خیلی واسم مهمه.

میخوام بدونم راهی هست که توجهشو جلب کنم یا نه…

لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

منطقی نیست از مشاور انتظار داشته باشی تا راهی را به تو نشان دهد تا بتوانی نظر دیگری را به خودت جلب کنی به ویژه در شرایطی که مشاور با این حد از میزان علاقه که خودت هم از شدت زیاد آن صحبت کردی موافق نیست. وقتی که تعادل از بین می رود و شرایطی پیش می آید که احساس بر همه چیز غلبه می کند در این صورت توصیه این است که به نقطه خطر رسیدی و جریان خوبی در پیش نیست. برای مثال اینکه می گویی وقتی ایشان با گوشی خود مشغول می شوند ناراحت می شوی رفتار و احساس غیرمنطقی شکل گرفته است و تو باید به فکر آینده و سلامت خودت هم باشی.

بنابراین لازم است بیش از پرداختن بیشتر به آن فرد در این فکر باشی که راهی برای تعادل احساست پیدا کنی و تلاش کنی تا راه منطق را هم به میان این ارتباط باز کنی. برای این منظور مراقب باش تا بیش از این نشانه و علامتی از خودت نشان ندهی که او متوجه شدت این احساس شود چون این کار دقیقا او را بیشتر از تو دور خواهد کرد. تلاش کن تا با توجه کردن به درسی که او ارائه می دهد و کسب موفقیت بیشتر در آن، راه را برای رشد خودت و نیز جلب توجه بیشتر و البته منطقی دیگران فراهم کنی.

موفق باشی

24 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. فاطمه 1 سال قبل

    سلام منم‌توسن ۱۷سالگی عاشق معلمم شدم ولی به دلایلی رابطمون به هم خورد ۵.۶ساله میگذره هنوزم عاشقشم ازدواج کردم اما حسی ب همسرم ندارم وهنوزم توفکر اونم ب حد جنون رسیدم ۵ساله میگم ببخشم ک بی احترامی کردم نمیبخشه منم بیشتر عصبانی میشم واذیتش میکنم دیروز شمارشو پخش کردم اختیارم دست خودم نیست روانی شدم دوسش دارم

  2. فاطمه 1 سال قبل

    اگه روزی که گفتم منوببخش توبه کردم واون نمیگف توبه گرگ مرگه من این نبودم اگ اون روز میبخشید من هردودنیامو خراب نمیکردم اذیتش نمیکردم خودمو اذیت نمیکردم

  3. فاطمه 1 سال قبل

    نمیدونم عاقبت دوتامون چطور میشه بعضی وقتا فکرای خیلی بدی توذهنم میاد توروقران کسی راهنماییم کنه

  4. Maryam 1 سال قبل

    سلام فاطمه جان من این نظرتو که دیدم واقعا ناراحت شدم که حالت خوب نیست، مگه این اواخر دوباره ازش خاستی که ببخشدت و قبول نکرد ؟

  5. فاطمه 1 سال قبل

    سلام مریم جان‌من باید فکر بخشیدن رو کلا ازذهنم پاک کنم میدونی چرااینقد داغونم چون کسی توعمرم نگفته حلالت نمیکنم فکرمیکنم دیگه جهنمی شدم میگم دیگه آب‌ازسرم‌گذشته بعضی وقتا فکرای بچگانه میکنم بعضی وقتا هم پشیمون میشم ..باید واقعیت رو قبول کنم اون ۴۰ به بالاس من ۲۰ و..فکرامون متفاوته

  6. Maryam 1 سال قبل

    آرره درکت میکنم واقعا سخته ، منم اگه معلمم میگفت حلالت نمیکنم خیلیییی داغون میشدم ،،، ولی عزیزم نه جهنمی چرا آخه … شاید اون تو دلش تورو بخشیده فقط تو ظاهر اینو میگه که دیگه بهش نزدیک نشی و بااین کار بتونه رابطشو برا همیشه باهات قطع کنه …. از این جهت هم که میگی سنش بالاس اگه خودش دختر داشته باشه نسبت به تو هم دل رحم تر میشه …

  7. فاطمه 1 سال قبل

    تاحالا تجربه نکردم یکی بگه حلالت نمیکنم واسه همین سختمه گلم ولی سه روز پیش با پیام جوابمو داد اولش بد حرف زد ولی یکم ک باهاش حرف زدم آرومترشد بهش گفتم که باید راهنماییم میکردی واینا …درسته قبول نمیکنه میگه تو نباید بی احترامی‌میکردی …من میخواستم مهمترازحلالیت گرفتن باهاش یبار فقط جدی حرف بزنم که تا۲شب حرف زدیم یکم آرومتر شدم ودارم فراموشش میکنم ازدواج نکرده مجرده ..ولی ۴۰ اینا میشه

  8. Maryam 1 سال قبل

    آهان آره فهمیدم چرا سختته، پس وقت گذاشت و باهات حرف زد، خداروشکر که آرومتر شدی و داری فراموشش میکنی ،کاش منم بتونم فراموش کنم معلمم رو:)

  9. فاطمه 1 سال قبل

    مرسی عزیزم …باشه خدا بزرگه ان شاءالله توهم فراموشش میکنی یکم باید زمان بگذره

  10. فاطمه 1 سال قبل

    سلام مریم جان خوبی؟

  11. سارینا 1 سال قبل

    منم عاشق معلم زیستم شدم
    یه اقای ۴۲ ساله که بدجووووور دوستش دارم
    چیکاااار کنم بنظرتون؟!
    میخوام بهم توجه کنه یا حداقل دوستم داشته باشه
    یه دخترم هست تو کلاسمون هی خودشو میکنه تو چشمش
    اه دارم افسرده میشم بخدا
    دیگه درسمم نمیتونم درست حسابی بخونم
    تا به خودم میام میبینم چهل و پنج دیقس رفتم تو فکر و بکوب دارم به اون فکر میکنم
    اصلا حالم خوب نیس…اصلا!
    خدایا خودت کمکم کن

  12. نویسنده
    نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز ؛سارینا؛
    خانم دکتر سلیقه دار مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم

    یکی از مهم ترین نشانه های علاقمندی خوب و ناخوب این است که این تمایل بتواند به پیشرفت و بهتر شدن حالمان کمک کند. وقتی می بینی که علاقمندی تو مانع رشد و موجب بدحالی می شود باید در این باره بیشتر فکر کنی. این بدان معنی است که شاید لازم است برای بهره مندی از علاقه ات بیشتر از گذشته برای این درس تلاش کنی و سعی کنی به گونه ای رفتار کنی که هر معلمی مشتاق حضور چنین دانش آموزی در کلاسش می شود. بدیهی است علاقه معلم به دانش آموزان تلاشگر و متعهدی است که درس خواندن و دقت در آن برایشان مهم است.

    موفق باشی

    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  13. یه نفر 10 ماه قبل

    عزیز کامل درک میکنم ولی منم 😢عاشق معلمم ولی امسال تومدرسه کلاسمون نمیاد ی هفته تومدرسع انقدر گریه کردم رفتم دفتر اومدم ولی خانم نمیخواد اون ی کلاسم ورداره هر سه تا میاد جز ما میگ درساتون سنگینه چند بار خواسته خودمو کلاسمو عوض کنه نمیزارن حس میکنم تموم دردای عالمو رو سرم خراب کردن ی هفتست توووروخداااا دعا کنید برام دعا کنید شنبه کارم درست بشع

  14. Sara 9 ماه قبل

    منم ۲سالی هست عاشق معلم فیزیکمون ک ی اقای ۴۰ساله است شدم یعنی همش منتظر بودم روز کلاسشون برسه تو کل هفته تا کلاس فیزیک برسه برام یک سال میگذشت چندبار سعی کردم بی تفاوت باشم فکر نکنم ولی انگار فرقی نمیکرد بازم تو غمگین ترین حالت ممکن سرکلاس اون شاد و پرانژی بودم کلا درسام خیلی خوبه ولی فیزیکو یجور دیگه میخوندم ک ب چشم بیام واقعا هم خیلی خوبه باهام خیلی باهام مهربونه همش سر کلاس میخنده بهم یا خیلی نسبت ب بقیه سر ب سرم میزاره و برای من تنها معلمیه ک میتونم راحت باهاش شوخی کنم و جوابشو بدم و مطمئن باشم ناراحتی پیش نمیاد ولی امسال دیگه معلممون نیست😭😭با این وجود سعی کردم رابطه مو حفظ کنم و ب هر بهونه ای تو تابستون بهش پیام میدادم یا زنگ میزدم اونم با خوشرویی جوابمو میداد حتی با اینکه امسال معلممون نیست اما هروقت میبینتم کلی سر ب سرم میزاره واسه همین تحمل میکنم اما حالا میخواد از ایران بره😭😭😭احتمالا قراره دیوونه بشم☺

  15. mahsa 6 ماه قبل

    سلام
    ۳ سال عاشق معلم ادبیاتم شدم.بالاخره امسال بهش گفتم .
    من ۱۶ سالمه.خیلی ازم تعریف میکنه و من خر ذوق میشم
    جوری دوسش دارم که حاضرم جونمو واسش بدم
    الان حالش خوب نیس و ی مشکلی واسش پیش اومده من دارم دیوونه میشم
    انقدر گریه کردم که…..
    ی مدت هم نمیبینمش
    خیلییییییییییییییییی نگرانشم…….
    توروخدا کمکم کنید چجوری اروم شم
    دلتنگشم..

  16. نویسنده
    نوجوان‌ها 6 ماه قبل

    کاربر عزیز “mahsa”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    با خودت مرور کن که دیدن او حس تو را راضی میکند اما در مورد او چی؟
    او در شرایطی است که شاید به دعای تو بیشتر احتیاج دارد و به دانش آموز علاقمندی که شرایط او را درک کند. تصور کن اگر بداند در این همه گرفتاری که خودش دارد تو هم هستی که مدام گریه میکنی و غمگین هستی و دلتنگی داری چقدر بیشتر ناراحت میشود.
    برای آرام کردن خودت سعی کن شرایط او را درک کنی ،به این فکر کن او به چه چیزی نیاز دارد مثلا آرامش ،دعا و …
    و نیز تلاش کن کارهایی انجام دهی که از شنیدنش خوشحال شود مثل درس خواندن وموفق بودن.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  17. انا 4 ماه قبل

    سلام من ۱۳ سالمه و عاشق معلم ادبیاتم نیستم من دییونشم نمیتونم بدونش زندگی کنم من پارسال باهاش اشنا شدم وقتی یک مهر از در کلاس اومد تو من از همونجا دیوونه شده بودم واسم حتی موقع عصبانی بودنش روهم عالی بود و خلاصه عاشقشم جوری بود که سر کلاس من یک دوست صمیمی دارم به نام روزان به این هعی میگفتم حرفزدناشو خندیدناشو و خیلی چیز های دیگه بعد دوستم میگفت انا خفهشووو حال امسال که کلاس هفتم رفتیم همه شدن عاشق خانم فلاح میریم تو کلاس باهاش حرف میزنیم خدا میدونه که من فقط بخاطر خانم فلاح میرم مدرسه من یه همکلاس دارم به نام نیاز این شده افت جونم هعی خودشو میچسبونه به خانم فلاح نمیدونم نمیدونه دوسش دارم یا هر چیز دیگه خانم فلاح معلم ادبیات کلاس هفتما هم هست من کل هفته رو صبر میکنم که زنگ اخر خانم فلاح بیاد سرکلاسمون بعد وقتی میاد سرکلاس و نیاز رو صدا میکنه که بورو بیرون کارت دارم و باهاش صحبت کنه ممن اتیششششششششششششششششششششششش میگیرم کل تابستون من هفته ای دوبار زنگ میزدم صداشو بشنوم ولی ای کاش اون هم مثل من فک میکرد دوسم داره ولی نیازو بیشتر همه بچه ها یه زمانی دوس داشتن با نیاز دوست باشن من نمیفهمم مگه این چی داره میگن خوشگله اره شاااااید خوشگل باشه ولی اخلاقش خیلی بده مغروره خودشیفتست فک میکنه ازهمه بالا تره یکی نیس بهش بگه که تو هم از توی شکم مامانت بدنیا امدی خلاصه نیازو وللش من بیشتر از همه برای خانم نامه مینویسم اونم دوسم ولی نه نیازو بیشتر

  18. Silver 4 ماه قبل

    سلام دوستان
    من یه دختر ۲۱ساله هستم که سال چهارم دبیرستان که فوق العاده فضول بودم و یهو به دبیر ادبیاتم که خانم هستن دل میبندم و بعد از ۵ماه بهشون ابراز علاقه کردم اونم منو به بقیه متفاوت میدید طوری که خیلی باهام مهربون بود ولی بعد از اینکه من بهش ابرازعلاقه کردم که دیگه بهش پیام ندادم ولی اون هر شب به بهونه های مختلف بهم پیام‌میداد طوری که‌من وابستش شدم بدجور
    اینقد باهم چت میکردیم که نمیتونستیم یه روزی بیخبر بمونیم الان ۳ساله که باهاشم طوری که بعضی اوقات دوست دارم محکم بغلش کنم ماهم دیگه رو خیلی بغل میکنیم حتی بعضی اوقات من وقتی حواسم نباشه یهو منو رو لپم میبوسه خیلی حس پاک و قشنگی بهم دست میده طوری که دوست دارم ساعت ها بهش زل بزنم حتی یه باری این خانم درباره مسائل جنسی باهام حرف زد یا اینکه بهم‌میگف کاش میشد یه روز پیش هم‌باشیم ولی اون هیچ منظوری نداره منم دوستش دارم ولی واقعا دیگه خسته شدم بعضی اوقات برای اینکه پیشتر نریم جلوی احساسم رو میگیره خواهش میکنم کمکم کنید

  19. اتاناز 3 ماه قبل

    سلام . لطفا جوابم رو بدیدومن حس می کنم که بعد از عید رفتار دبیرم نسبت به قبلباهام سرد شده و نمی دونم که باید چیکار کنم.همش حس میکنم که دوسم نداره . اما همه میگن که از همه بیشتر دوستت داره.خیلی من میگم و می خندم با همه و بیشتر از همه با ایشون.تقریبا هر روز یه طوری میشه که من ایشون رو ببینم.واقعا وقتی بهشون فکر می کنم یه لبخند بزرگ رو صورتم میشینه و ماجراهام با اون رو شروع می کنم به تعریف . خیلی خیلی دوستش دارم اما حس می کنم که اون دوست نداره این رابطه ادامه دار بشه.نمی دونم مثلا بعضی وقتا که بهش زنگ می زنم میگه که من الان جایی هستم و نمی تونم صحبت کنم . یا می بینتم بی تفاوت از کنارم رد میشه و یا شاید چون هم معاونه و هم دبیر مشغله های فکریش زیاد شده . دبیر مطالعاتم هم بهم گفت که شیطون خانوم ………..«همون دبیری که دوستش دارم»خیلی دوست داره ها . بچه ها که بهش میگن دوستون داریم میگه مرسی و منم تا حالا بهش نگفتم که دوستش دارم.و می ترسم بگم و بهم بگه که مرسی.البته اینم بگم که من یکم شیطونم . و یکمم شیطنت می کنم.

  20. نویسنده
    نوجوان‌ها 3 ماه قبل

    کاربر عزیز “اتاناز”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    این همه علاقمندی و احساس دوست داشتن و این همه حرف نزدن درباره احساست!! با هم جور در نمی آیند.
    اگر از اینکه نمیدانی او در حال حاضر چه احساسی به تو دارد موجب نگرانی ات میشود تصمیم بگیر احساست را بدون ناراحتی و بدون تعارف با او در میان بگذاری . این یک الگوی رفتاری درست است که احساسمان را پنهان نکنیم و خیلی راحت آن را ابراز کنیم. از بهانه روز معلم استفاده کن و برایشان نامه ای بنویس و علاوه بر اعلام علاقمندی ات در مورد نگرانی ات هم بنویس و بگو که تمایل داری احساس ایشان را در مورد خودت بدانی.
    یادت باشد ممکن است همین اندازه برای ایشان هم در مورد احساس تو جای سوال باشد چون تو در این باره مسنقیما چیزی نگفتی. با این اقدام او را هم از این ابهام بیرون می آوری.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  21. نویسنده
    نوجوان‌ها 3 ماه قبل

    کاربر عزیز “silver”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    شکی نیست از ابتدا رابطه شما دوستانه و محبت آمیز بوده و از یک رابطه پاک نشات گرفته است. اما در چنین روابطی اطمینانی هم نیست هم چنان پاک ادامه پیدا کند و احساسی که اکنون داری کاملا درست است و درونت به درستی تشخیص داده که به مرز مشخصی از ارتباط رسیده اید.
    همان طور که ایشان هم تلاش میکنند جلوی ابراز احساسات بیشتر را بگیرند باید گفت تنها راه برای سلامت ماندن رابطه تان هم همین است. هر جا احساس خود را رها کنید و کنترلی بر آن نداشته باشید متاسفانه ممکن است هر بار بیشتر از رفتار خود پشیمان شوید و در نهایت به جایی برسید که چاره ای جز قطع کامل ارتباط نیست.
    توصیه میکنم همانند روال قبل خود دیدارها را محدودتر و دفعات آن را کمتر کنید. مدام نخواهید همه چیز را هر شب از طریق پیام به هم اطلاع دهید. در هنگام کنار هم بودن و دیدارهای حضوری قوانینی را برای خودتان و ارتباطتان تعیین کنید. همه این موارد را با گفتگو با یکدیگر و توافق و اطلاع هم انجام دهید.
    البته از آنجایی که تو دیگر در شرایط سنی قرار داری که میتوانی و باید از خودت مراقبت کنی حای اگر دیگری نخواهد، بنابراین اگر ایشان هم موافقت نکردند که بعید میدانم تو در رفتارت اصرار داشته باش که حدود را رعایت کنی تا این رابطه بتواند به قاعده و سلامت تجربه شود.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  22. مغرور 1 ماه قبل

    سلام واقعا چرا یه همچین حسی به ادم دست میده و عاشق یه معلم میشه بیشتر معلما هم مغرورن و تا میفهمن علاقه داری سرد میشن ادم باید چکارکنه تا این حسا نیاد سراغش شما میگین وقتی یکیو واقعا دوست داری نباید برات مهم باشه ک اونم دوست داره یانه ولی مگ میشه خوب این طبیعت ادمه ک بخواد طرفشم بهش علاقه داشت باشه و توجه کنه وگرنه حس بدی دست میده

  23. پریا 4 هفته قبل

    سلام من ۱۴ سالمه (کلاس هفتم) هستم و عاشق دبیر علومم شدم داستان من از جایی شروع میشه که یه روز دبیر علوم من و صمیمی ترین دوستم رو صدا کرد و بهمون گفت چون نمراتتون توی ترم اول خوب بود شما رو برای مسابقات خوارزمی علوم انتخاب کردم البته ازتون امتحان می گیرم و یکی تون می تونه شرکت کنع چند روز بعد مادر دوستم به مدرسه اومد و با خانم معلم درباره ی مسابقات و این جور چیزا صحبت کرد هقته بعد دبیر علوم من و دوستم رو صدا کرد و گفت بچه ها قرار بود که من از شما امتحان بگیرم و یکی تون انتخاب بشه اما متاسفانه دیروز به من گفتن که باید یکیتون رو انتخاب کنم از حرف زدتش فهمیدم که دوستم رو انتخاب کرده (البته نمره من توی این درس از دوستم بیشتر بود) داشتم دیوونه میشدم باورم نمی شد عشقم با من این کار رو کرده . ازش متنفر شدم یه روز که توی حیاط مدرسه صف داشتیم از دفتر معلمین اومد بیرون و زل زد به من ، من اصلا نگاش نکردم که بالاخره فهمید یکم خندید و بعد رفت تو دفتر . زنگ تفریح بعد به یکی از همکلاسی هام گفت که منو صدا کنه . رفتم پیشش و باهام صحبت کرد بهم گفت دخترم ناراحت نباش و کلی ازم تعریف کرد و ….
    باورم نمیشد مگه میشه یه معلم همچین کاری کنه اون اومد که از دلم در بیاره ، نمی دونم چرا اما دوباره عاشقش شدم .
    اون شمارش رو به دوست صمیمیم داد که فایل هایی که باید برای مسابقات خوارزمی بخونه رو بهش بده . داشتم از حسودی می ترکیدم
    همش به اون توجه می کرد البته عادی بود . حالم از دوست صمیمیم بهم می خورد اون شماره عشقم رو داشت و همش توی کلاس باهاش صحبت می کرد .
    یه روز یکی از بچه ها رفت به معلمم گفت که پریا (من) خیلی دوستتون داره اون گفت منم خیلی دوستش دارم من همه بچه های کلاس رو خیلی دوست دارم ، خیلی خوشحال شدم . گذشت و گذشت که بالاخره دیروز آخرین امتحان خردادماه رو دادم اون روز ازش تشکر کردم کادوی تولدش رو بهش دادم و بقلش کردم و بهش گفتم خیلی دوستتون دارم . اون گفت منم خیلی دوستت دارم پریا جان !!!
    از دیروز دیوونه تر شدم نمی دونم چی کار کنم ۳ ماه نمی بینمش
    خیلی دارم اذیت میشم لطفا یه روشی بهم بگید که دیگه انقدر دوستش نداشته باشم و بتونم کم کم فراموشش کنم

  24. نویسنده
    نوجوان‌ها 4 هفته قبل

    کاربر عزیز “پریا”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    فراموش کردن کار سختی نیست البته اگر خودت بخواهی که این اتفاق بیفتد.
    برای فراموش کردن باید بین جنگ احساس و عقل که اولی نمیخواهد فراموش کند و دومی میخواهد عقل را انتخاب کنی.
    اگر مطابق عقلت رفتار کنی در این صورت وقتت را با انواع فعالیتها و کلاسها و کارهایی که دوست داری پر میکنی و سرت آنقدر شلوغ است که یاد و احساس او کمتر سراغت میاید.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

با ما در تماس باشید

هر موقع به ما ایمیل بزنید در سریع ترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم داد

در حال ارسال

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید