, ,
,

پرسش

سلام خسته نباشید. دختر ۱۶ ساله هستم که عاشق معلمم شدم. معلمم مرد نیست. خیلی دوسش دارم و اذیت میشم که بهم کم محلی کنه. همش منتظر اینم که روزی که باهاش کلاس دارم بیاد. یا کمکم کنید بهم علاقمند بشه یا اینکه دیگه دوسش نداشته باشم. خیلی ممنون

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

اگر کمی در مورد عبارت دوست داشتن بدانی و مطالعه کنی متوجه میشوی که دوست داشتن واقعی دارای ویژگی هایی است که با برخی انتظارات تو از این رابطه سازگاری ندارد. تو دوست داری که معلمت هم تو را دوست داشته باشد، این بد نیست اما دوست داشتن واقعی می گوید تو کاری به احساس او نداشته باش. اگر دوستش داری فقط دوستش داشته باش و به خاطر این احساس متوقع نباش که او هم حتما تو را دوست داشته باشد. هر چند که وقتی به دوست داشتن خودت ادامه می دهی و با رعایت میانه روی و احترام این رابطه را حفظ می کنی بعد متوجه خواهی شد که او هم تو را دوست دارد و شاید ملاحظات معلمی اجازه نمی دهد تا بین دانش آموزانش تفاوتی قائل شود و به همین دلیل سال های بعد جای پای این احساس ها در زندگی آینده تو دیده می شود و ممکن است رابطه شما ادامه پیدا کند بدون این که این کار معلم به معنای تبعیض قائل شدن بین بچه ها تعبیر شود.

با این نگاه لازم نیست تلاش کنی تا دیگر او را دوست نداشته باشی و از فکرش بیرون بیایی فقط کافی است که شکل و معنای دوست داشتننت را تغییر دهی. او را دوست داشته باشی چون دوستش داری نه به هیچ شرط و دلیل دیگر.

موفق باشی

24 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. پرنیا 1 ماه قبل

    سلام تروخدا کمکم کنید خیلی داغونم . من پارسال عاشق معلمم شدم ینی اون خودش باعث شد ایشون بچه ندارن و میخوان دانش اموزارو ب خودشون علاقه مند کنن دلیلشو نمیدونم ولی به هرحال پارسال اول اومدن به من گفتن ک منو خیلی دوست دارنو این حرفا من بعدش همش سرکلاس یه جوری باهام دفتار میکردن مثلا همیشه نمرم بیس بود بااینکه نمیشدم یا هیچوقت دعوام نمیکردن گاهی وقتام ک سرمو بلند میکردم میدیدم بالبخند نگام میکنن خلاصه من دیوونش شده بودم همش پشت دفتر معلما بودم ایشونم میدونستن همش میومدن بیرون بعضی وقتام میرفتم پشت در کلاسش میشستم صداشو گوش کنم اونم فهمیدو خودش میومد اجازمو میگرف زنگای هنر اینا ک پشت کلاسش بشینم ک کسی مزاحم نشه رفتاراش واقعا عجیب بود ولی امسال من قراره ازین مدرسه برم رفتاراش خیلی سرد شده همش دعوام میکنه یهم تیکه میندازه منم دیگه بروز نمیدم چون خیلی رفتاراش باهام سرد شده ولی هنوزم خیلی دوسش دارم قبلنا هرکار ک میکرد مینشستم گریه میکردم دوستام میرفتن بهش میگفتن امسال گریه نمیکنم میریزم تو خودم اونم فک میکنه دیگه دوسش ندارم ولی نمیدونه دارم داغون میشم بنظرتون چیکار کنم باهام خوب شه باهاش راحت هم نیسم برم ازش بپرسم علت چیه خب؟ وقتی میبینمش قلبم اینقد تند میزنه دستام میلرزه نمیتونم حرف بزنم کمکم کنید چکار کنم؟ حالم خیلی بده

    • دوست خوبم
      رفتارهای معلم شما هم در سال گذشته و هم امسال عجیب و غیر حرفه ای بوده است.
      اینکه به فرد خاصی توجه نشان داده اند و با اجازه گرفتن برای اینکه پشت در کلاس بنشینی و ..‌ به احساس تو و بیراهه رفتن تو دامن زده اند بسیار اشتباه بوده است.
      ممنون است حالا هم برای اینکه تو را برای جدایی آماده کنند چنین رفتارهایی دارند ولی هر چه که باشد ایشان ثابت کرده اند که بهتر است خودت برای رفتار و احساست تصمیم بگیری و منتظر تغییرات رفتاری ایشان نباشی چون احتمالا مثل حالا آسیب هایش بیشتر از فایده اش خواهد بود‌.
      اینکه بخواهی از ایشان بپرسی چرا رفتارشان تغییر کرده یعنی میخواهی باز به دنبال تصمیم های ایشان رفتار کنی. اما بد نیست برایشان نامه بنویسی و بگویی که متوجه تغییر رفتار ایشان هستی و بعد هم اشاره کنی که امیدوار هستی از چند ماه باقیمانده از سال ایشان بتوانند خاطرات خوبی از خودشان به جا بگذارند.

    • دانش اموز 2 روز قبل

      ممنون از نظر شما اما این دبیر من که گفتم خیلی اخلاق خاصی دارن اصلا دوست ندارن با کسی نزدیک باشن با این حال من هم با همون فاصله ای که دوست دارن با ادما داشته باشن باهاشون در ارتباطم اما من دنبال یه نزدیکی بیشتری با ایشون هستم، یک ماه دیگه تولدشه نمیدونم مثل سال های قبل بهش نشون بدم که تولدش رو یادم بوده یا که نه! دلم میخواد احساسمون متقابل باشه
      در اخر واقعا سپاسگزارم از شما که این فرصت رو برای ما به وجود اوردید که در این زمینه بتوانیم با شما مشورت کنیم

  2. مجهول 2 ماه قبل

    باعرض سلام من یکی از معلمان ام رو خیلی دوسش داشتم البته این مربوط ب اوایل سال بود من طی چند نامه ای که برایش نوشتم بالاخره بهش گفتم که عاشقش شدم اون ی روز باهام راحب این موضوع حرف زدگقتش که تو از این مدرسه میری البته من اون سال نهم بودم گفت روحیم خراب میشه از این حرفا ولی من خیلی دوسش داشتم دوس نداشتم از اون وسط سال ازهم فاصله بگیریم یک بار ازش پرسیدم کسی غیر ازمن دوسش داره برگشت گفت ن بعد یکی از دوستانم گفت اره فلانی دوسش داره من اعصابم خورد شد به خانمم گفتم ی بار دیگه ازش پرسیدم این بار گفت اره اسمشو بهم نگفت گفتم تو چی دوسش داری گفت من همه رو دوس دارم ولی تورو ی جور خاص دوس دارم منظورش چی بود از این حرف ی بار هم اخر سال برگشت بهم گفت که رفتارم غیر عادیه یه جوری فک می کردم می خاست از چشمم خودشو بندازه چون بهم بی توجهی می کرد

  3. مجهول 2 ماه قبل

    باعرض سلام من یکی از معلمان ام رو خیلی دوسش داشتم البته این مربوط ب اوایل سال بود من طی چند نامه ای که برایش نوشتم بالاخره بهش گفتم که عاشقش شدم اون ی روز باهام راحب این موضوع حرف زدگقتش که تو از این مدرسه میری البته من اون سال نهم بودم گفت روحیم خراب میشه از این حرفا ولی من خیلی دوسش داشتم دوس نداشتم از اون وسط سال ازهم فاصله بگیریم یک بار ازش پرسیدم کسی غیر ازمن دوسش داره برگشت گفت ن بعد یکی از دوستانم گفت اره فلانی دوسش داره من اعصابم خورد شد به خانمم گفتم ی بار دیگه ازش پرسیدم این بار گفت اره اسمشو بهم نگفت گفتم تو چی دوسش داری گفت من همه رو دوس دارم ولی تورو ی جور خاص دوس دارم منظورش چی بود از این حرف ی بار هم اخر سال برگشت بهم گفت که رفتارم غیر عادیه یه جوری فک می کردم می خاست از چشمم خودشو بندازه چون بهم بی توجهی می کرد

  4. یه بنده ی خوشبخت خدا 4 ماه قبل

    سلام
    من دانش آموز کلاس نهمی در شیراز هستم
    امسال یه معاون جدید برامون اومده که خیییییییییییییییییییییلی مهربون هستن
    ایشون واقعا مثل یک مادر با ما رفتار میکنن ایشون واقعا یکی از اون کسایی هستن که من همیشه دوست دارم باهاشون صحبت کنم مثلا یکبار که سردرد شدیدی گرفته بودم و مربی بهداشت در مدرسه حضور نداشت ایشون مثل یک مادر نشستن کنار من سرم رو مالش میدادن دستم رو به گرمی میگرفتن و طوری رفتار کردن که من واقعاااااا آروم شدم
    من واقعا از ته دل ایشون رو دوست دارم
    ایشون اینقدررررررر مهربون هستن که بچه ها هر درد و دل یا مشکلی داشته باشن با اطمینان خاطر کامل میبرن پیش ایشون هر وقت ببینن کسی از دانش آموزان ناراحت هست باهاش حرف میزنن و دلداریش میدن و توی بغل میگیرن اون دانش آموز رو به طوری واقعا اون دانش آموز مشکلش رو یادش میره
    من واقعاااااااا ایشون رو دوست دارم
    به طوری که وقتی زنگ کلاس میخوره و ایشون میان توی حیاط بچه ها رو بفرستن کلاس من میمونم که ایشون بیان و خودشون شخصا به من بگن که برم کلاس
    نمیدونم چرا … ولی دیدنشان حتی شنیدن صداشون به من آرامش میده
    خیلی دوست دارم که با ایشون بیرون از مدرسه ارتباط داشته باشم ولی روم نمیشه که ازشون شمارشون رو بگیرم
    خیییییییییییییلی دوست دارم بغلشون کنم ولی واقعا روم نمیشه که برم و بغلشون کنم
    از طرفی هم وقتی حرف ایشون با دوستانم میزنم میگن تو روش کراش داری ( یعنی عشق یک طرفه ) شاید هم دارم نمیدونم ولی دوست ندارم کسی بفهمه چون باعث میشه تنها بشم و دوستام ولم کنن
    من اینقدر ایشون رو دوست دارم که وقتی که از در خونه وارد میشم حرف ایشونو میزنمممم تا روز بعدش که میخوام برم مدرسه
    من اینقدرررر ایشون رو دوست دارم که وقتی که بشنوم مدرسه ها تعطیله واقعا گریه میکنم که نمیتونم ایشون رو ببینم مثلا امروز مدرسه ها بخاطر بارندگی زیاد تعطیل شده و من واقعاااااا ناراحتم
    از خوش شانسی های من اینه که نماینده ی کلاس هستم و حداقل روز دو سه بار ( به جز زنگ تفریح ها ) ایشون رو میبینم و صداشون رو میشنوم
    حس میکنم ایشون هم من رو دوست دارن
    البته ایشون هممممممه ی دانش آموز ها رو از ته دل دوست دارن من امسال سال آخرمه
    چطور باید از ایشون جدا شم ؟؟؟؟؟ خدایاااااااااااا
    لطفا یه راهکار به من بدین تا به هدفم برسممممم
    واقعاااا تمرکز ندارم

    • پاسخ مشاور سایت به شما چنین است :
      دوست خوبم
      قبل از هر چیز از درست بودن هدفت اطمینان پیدا کن. اینکه او را دوست داشته باشی یا تلاش کنی توجه ایشان را جلب کنی نادرست نیست اما اگر بی تاب ایشان باشی یا بخواهی به هر قیمت محبت ایشان را جلب کنی به ایشان وابسته شوی و به جای بهره برداری درست از دوست داشتن ایشان راه را به خطا بروی و صرفا دلتنگی و آشفتگی را با خودت همراه کنی حتما این شیوه نادرست است.
      توصیه این است که قبل از هر اقدام دیگری ابتدا در مورد خودت و چیزهایی که نباید انجام دهی تعیین تکلیف کن. در غیر این صورت ممکن است وابستگی زیاد موجب لطمه های زیادی شود.
      اگر با خودت به گفتگو بنشینی و نوشته های دیگران در همین سایت را بخوانی متوجه میشوی که بهتر است از دوست داشتنت برای خودت هدفهایی درست کنی. مثلا بگویی به خاطر او نمراتم این مقدار بیشتر شود تا به او بگوین و خوشحال شود یا فلان رفتار را در خودم ایجاد کنم که او بیشتر به من افتخار کند. اینطوری محبت ایشان موجب بهتر شدن شرایط تو میشود‌ ایشان هم بیشتر میتوانند به تو به عنوان یک دانش آموز عاقل نگاه کنند و همین باعث میشود سالهای دیگر هم این رابطه ادامه پیدا کند.

      • مجهول 2 ماه قبل

        از شما خواهش میکنم مشاوره کمک کنید من حدودا ۸ ماه از معلمم جدا شدم ولی هنوزم عاشقشم دوسش دارم دارم بدون اون میمیرم ونمی تونم ببینمش حالم خرابه۰

  5. Meli1723 4 ماه قبل

    سلام من ۱۶ سالمه و کلاس دهم هستم وقتی کللس هفتم بودم یک معلم زبان داشتیم که تقریبا اخرای سال متوجه شدم دوسشون دارم سال هشتم میشه گفت تقریبا با کارام متوجه شده بودن که دوستشون دارم و اخرای سال هشتم بهشون گفتم که دوسشون دارم سال نهم معلممون نبودن و من به شدت بهشون وابسته بودم انقدری که اگه جواب نمیداد ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا پیام میدادم که حواب بده اوشون از همون اول به خاطر وابستگی من خیلی نگران بودن همون اول بهم گفتت دوستم دارن ولی بعضی از کاراشون موحب میشه که من به سردرگمی برسم که واقعا دوستم دارن یا نه
    من تک فرزندم و همیشع ارزوم این بوده یک خواهر داشته باشم
    حسم نسبت به ایشون یه حسی شبیه به عشق خواهراته است
    امسال که از مدرسه ای که اوشون هستن رفتم اولای سال خیلی اذیت میشدم و هر روز گریع میکردم و البته یکی از دلیل هایی که به خلطرش گریه میکردم این بود که مدرسمو اصلا دوست نداشتم اوللی سال توی مهر ماه سه بار رفتم مدرسه ی پارسالم و دیدمشون
    ولی سعی کردم دیدار ها رو کم کنم
    الان وابستگیم نسبت به قبل کمتر شده ولی هنوزم مقداری به ایشون وابستم
    بعد از تقریبا ۱ماه و نیم دو هفته پیشش رفتم پیششون مدرسه ی مارسالم و مدیر و معاون چند بار بهشون تذکر دادن و من دیگه نمیتونم برم ببینمشون رابطه ی صمیمی ای داریم ولی تقریبا میشه گفت من چیز زیادی در موردشون نمیدونم یه سری چیزا رو.هم که میدونم از طریق یکی از همین دانش اموزای قریمیشونه که دوست یکی از دوستامه برام خیلی مهم نبود که جیزی در موردشون نمیدونم بعضی اوقات کنجکاوی میکردم و میپرسیدم ولی جواب ننیدادن منم دیگه برام مهم تبود تا اینکه اتفاقی یه سری جیزا رو متوجه شدم و وقتی فهمیدم هیچی ازشون نیمدونم کلی دلم گرفت
    من خیلی خیلی دوسشون دارم و برام هیلی خیلی عزیز هستن ولی نمیدونم چرا ولی ایشون سعی میکنن منو از خودشون دور کنن بعضی مواقع حس میکنم براشون مزاحمم و اضافه ولی نه میتونم کامل نباشم نه میدونم بودنم درسته یا نه
    به رفتاراشون و حرفاشون که فکر میکنم یه سری باعث دلگرمیم میشه و مطمئن میشم دوستم دارن ولی یه سری برعکس
    میدونم وابستگیم نسبت به ایشون اشتباس ولی نمیدونم چه حدری باید تبدیلش کنم به دلبستکی
    البته اینو هم بگم که ایشون روانشاس هم هستن و البته خیلی جا ها کمکم کردن و تنها کسی که میتونه با حرفاش ارومم کنه و بهم امید بده ایشون هستن و اخیرا خیلی ذهنم درگیر مسائل مختلف بوده و ازشون خواستم باهم صخبت کنیم ولی قبول نکردن و گفتن به حاطر اتفاقی که افتاده مدرسه ی پارسالم نرم و گفتن حواب پیامامو نمیدن من واقعا از این رفتاررشون اذیت میشم و دلم میخواد کنارم باشن و دوستم داشنه باشن واقعا نیمدونم باید چیکار کنم من خیلی خیلییییی دوسش دارم و همه زندگیمه میدونم بهم قول داده کنارم میمونع و دسوت میمونییم ولی میترسم کارام باعث شه ازم خستع شن من. تنها دوست واقعا صمیمیم اوشونه و بعد از اینکه تقریبا همه ی دوستام رو از دست دادم دیگه نتونستم دوست پیدا کنم و همش بهم میگن دوست میدا کن و البته اینم بگم که من اعتماد به نفسم شدیدا کمه و زود رنجم و زود عصبی میشم میشه لطفا بهم بگید چیکار کنم بتونم باهاشون صحبت کنم الان نزدیک امتحانام هست و من اصلا نمیتونن روی درسام تمرکز خوبی بکنم

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
      دوست خوبم
      همیشه اتفاقات قبلی میتوانند تاثیراتی در روند امروز و آینده ما در ارتباط با دیگران بگذارند و تجربه هایی ایجاد کنند.
      درباره معلمت هم این اتفاق رخ داده و خطاهایی بوده که حالا موجب شده مدرسه و خود ایشان تلاش کنه تا برای کم کردن آسیب ها بر تو و البته خودشان سخت گیری کنند.
      در هر حال قدم اول این است که دقیقا بدانی و بپذیری که چه اشتباهاتی داشته ای و بدانی و تصمیم بگیری که چه کارهایی را انجام ندهی مثل زیادی سر زدن زیادی پیام دادن و …
      البته در سوی دیگر این ارتباط معلمت است و لازم است بدانی که ایشان هم تصمیم گیرنده هستند و اگر تصمیم بر قطع ارتباط داشته باشند از شما و دیگری کاری برنمی آید چون ارتباط یک جریان دو طرفه است و درست این است که هر دو به نظرات هم احترام بگذارند.
      اگر موارد بالا را در نظر گرفتی حالا وارد مرحله بعدی میشویم که لازم است در طول یک دوره نشان دهی که میت انی بر رفتارت مدیریت کنی و به معلمت به عنوان یک دوست تکیه کنی. مثلا یک دوست بدون هماهنگی و اجازه قبلی در محل کار دوستش حاضر نمیشود یا با ارسال پیامهای گوناگون خودخواهانه صرفا درخواست خودش را تکرار نمیکند و خیلی چیزهای دیگر که حتما خودت میدانی.
      در نهایت فکر میکنم فارغ از موضوع امتحانات و دیگر اتفاقات میتوانی به این موضوع به عنوان یک جریان نگاه کنی که نمیشود هر بار فقط تکه ای از آن را بهبود بخشید بلکه باید کلیات آن اصلاح شود و حتما نیازمند زمان است.

      • Meli1723 3 ماه قبل

        اخه من نمیدونم همه ی اشکالات کارمو یعی کردم این دفعه که رفتم پیششون خیلی کوتاه بمونم که مزاحم کاراشون نشم و به گفته ی خودشون تنها نرفتم و با یکی از دوستام رفتم ولی من واقعا نمیدونم باید چه جوری باهاشون رفتار کنم مثلا دوشنبه که رفتم پیششون همخ جیز خوب ود یعنی عالی بود ولط یکدفعه سه شنبه شب پیامامو که دیدن یک پیام فرستادن و قبل از اینکه من نگاش کنم پاکش کردن و بعد از اون دیگه اصلا جوابمو ندادن من خیلی دوست دارم همه جیز رودرست کنم و دارم تمام تلاشمو میکنم ایرادایی که خودم‌میدونم دار۶ به ارتباطمون اسیب میزنه و کاهش میدم ولی من حتی خبر ندارم اوشون میخوان این ارتباط و ادامه بدن یا نه و چند باری هم ازشون خواستم‌صحبت کنیم و قبول نکردن من کاملا به نظرشون احترام میذارم یه جورایی میشه ایشون هر کاری بگن من انجام میدم که خدایی نکرده از دستشون بدم من چندین بار گفتم اگه دوست نداشته باشید این دوستی ادامه پیدا کنه من مشکلی ندارم فقط میخوام صحبت کنیم ولی هیچ ری اکشنی نشون نمیدن ممنون میشم‌راهنماییم‌کنید

      • Meli1723 3 ماه قبل

        به نظر شما این خواسته اشتباس که من میخوام باهاشون صحبت کنم نه صرفا واسه اینکه بدونم تکلیفم چیه واسه اینکه بفهمم اگه قراره این ارتباط ادامه دار باشه کدوم رفتارای من باعث میشه اذیت بشن یا برنجن اخه ایشون اگه از دست کسی ناراحت هم بشن بهش جیزی نمیگن

  6. فاطمه جعفری 4 ماه قبل

    من امسال هشتم هستم و از سال هفتم با معلم دینی مون (خانم رضوی جونم)آشنا شدیم من ۱۴ سالمه وایشون ۲۷ من برخلاف بعضیا ک حسشونو پنهون میکردن من ابراز احساسات کردم و در پاسخ ایشون هم گفتن ک منو دوس دارن
    همه ی بچه ها مدرسه میدونن وبخاطر همین اگه کسی بره پیش ایشون برای خودشیرینی ب من خبر میدن و منم ی دعوای مختصری با اونا دارم
    خیلی ب شدت وابسته شونم و نمیخوام کسی بره پیششون
    خواستم ببینم عادی یا نه؟

    • خانم دکتر سلیقه دار به سوال شما این گونه پاسخ داده اند :
      دوست خوبم
      من با یک سوال میخواهم به تو پاسخ دهم. خودت فکر میکنی این انحصارگرایی عادی است؟
      به نظرم اگر فقط یک بار دیگر متنی که فرستادی را مطالعه کنی متوجه میشوی که این نوع ارتباط عادی و درست نیست.
      ایشان یک کارمند نیستند معلم هستند یعنی در برابر همه دانش آموزان به یک اندازه مسئولیت دارند و باید بتوانند عدالت در رفتار داشته باشند. همین که به تو ابراز محبت کرده اند و گفته اند که دوستت دارند میتواند خلاف عدالت باشد . حالا تو با رفتارهایت ایشان را بیشتر وادار میکنی که در معلمی خود درست رفتار نکنند.انحصارطلبی در هر رابطه دوستی نادرست است.
      وابستگی نکته دیگری که عادی نبودن رابطه شما را نشان میدهد .
      و در نهایت باید بگویم که وقتی دانش آموزی معلم را دوست دارد هرگز از اینکه دیگران هم برای او ارزش فایل هستند یا دوستش دارند ناراحت نمیشود بلکه بیشتر افتخار میکند.

  7. فاطمه جعفری 4 ماه قبل

    سلام من فاطمه هستم ۱۴ سالمه عاشق معلم۲۶ساله م شدم من ایشونو خیلی دوس دارم حاضرم براشون بمیرم از سال هفتم باهاشون آشنا شدم و طوری صمیمی شدی ک ایشون هشتم هم با من موندن کل مدرسه میدونن و من همیشه پیش ایشونم و ابراز علاقه ام کردم و ایشونم جلوی همه ی کلاس گفتن ک منو دوس دارن
    سرور من خیلی عشقه خیلی
    خواستم بدونم ک مشکلی در این عشق وجود داره یانه

  8. یه نفر 5 ماه قبل

    من یکی از معلم هام رو دوست داشتم وحسم بیشتر از یک دوست داشتن بود برای خانومم ی نامه نوشتم وقتی نامه رو خوند متوجه شد که عاشقشم شدم اون قبلا از اینا منو دوست داشت وبعد از این موضوع هم دوستم داشت اما من چون خیلی بهش ابراز میکردم ازم ناراحت میشد میگفت روحیم خراب میشه خلاصه من از اون مدرسه رفتم دلمم براش تنگ شده وهنوزم عاشقشم

  9. طراوت 5 ماه قبل

    سلام دختر ۱۴ ساله هستم کلاس هفتم ام الان که یک ماه و خورده ایی از سال تخصیلی میگذره تو مدرسمون معلم مرد داریم ۳ تا از دبیر های من هم مرد هستن ؛ معلم شیمی من حدودا ۴۷،۴۸ هست و برای من خیلی جذابه اولش اینطوری جذبش نشدم ، اولین جلسه خیلی شوخ طبع بودن و از این شوخ طبعی خیلی خوشم اومده بود؛ هر‌جلسه میگذشت بهم بیشتر توجه میکرد تا امروز ( باهاش کلاس داشتم تو مدرسه) که زنگ خورده بود ولی هنوز از کلاس بیرون نرفته بود منم یه چند تا سوال داشتم ازشون که بهشون گفتم لطفا بهم بگین ، توضیح که داد من نوشتم بهم با لبخند گفت تو خیلی خوبی منم. داشتم مینوشتم نکات رو اصلا صورتش رو ندیدم ، بعدشم راجب اینکه در اینده کجا میخوام تحصیل کنم و اینا ازم سوالاتی پرسید من خیلی دوستش دارم دکتر چیکار کنم ؟ ایا منم دوست داره ؟

    • نوجوان‌ها 5 ماه قبل

      کاربر عزیز “طراوت”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم
      اگر علاقمندی تو از معلم به سمت موضوع درس هدایت شود در این صورت این علاقمندی به نفع تو خواهد بود و اگر در همین شرایط بمانی که معلمت را دوست داری و در فکر این باشی که آیا او هم دوستت دارد یا نه اطمینان داشته باش که این راه نه تنها برایت فایده ای ندارد بلکه تماما به ضرر تو خواهد بود.
      توصیه و پیشنهادم این است که کلا از فکر اینکه او تو را دوست دارد یا نه بیرون بیا و دنبال این نوع ارتباط نباش اما علاقمندی خودت را مدیریت کن و سعی کن از این احساس نسبت به بیشتر درس خواندن استفاده کنی و تلاش کنی هم در درس ایشان و هم در همه درسهایت موفق باشی که هم ایشان و هم سایر معلمان از تو به عنوان دانش آموزی فوق العاده یاد کنند و دوست داشته باشند به تو کمک کنند
      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  10. فهیمه 6 ماه قبل

    سلام
    من معاون آموزشی دبیرستان دوره اولی در شیراز هستم
    خب من وظایف زیادی در این مدرسه دارم
    مثلا اینکه در صف صبحگاهی بین صف ها باشم تا نظم برقرار باشد و اینکه زنگ کلاس که می خورد به حیاط بروم و بچه هارا به کلاس بفرستم یا در راهرو بایستم که کسی در راهرو نباشد به همین دلیل ارتباط زیادی با دانش آموزان دارم
    اما یکی از دانش آموزان هست که چند روز قبل به من ابراز علاقه کرد و خیلی جلو من میخواد جلب توجه کنه
    من کلا معاون سختگیری نیستم یعنی هم جدی و درعین حال مهربانی هم به خرج میدهم
    و سال اولی هم هست که در این مدرسه هستم
    حالا میخواستم بدونم که آیا این ابراز عشق و علاقه ی دانش آموزان به من عادی است ؟
    و به آن چه واکنشی نشان بدهم ؟ در ضمن این دانش آموزی که ذکر کردم همش با بی انظباطی و حرف زدن سر صف و … دوست دارد که من به او تذکر بدهم و نماینده ی یکی از کلاس هاست و به همین دلیل او زیاد به دفتر من می آید
    ممنون از شما

    • نوجوان‌ها 5 ماه قبل

      دوست عزیز “فهیمه”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

      همکار گرامی

      این قبیل رفتارها توسط دانش آموزان طبیعی است و جای تحسین دارد که برای شما دغدغه است. بهترین واکنش این است که تبعیضی در رفتارتان نداشته باشید و علائمی نشان ندهید که دانش آموزانتان تصور کنند به فرد خاصی علاقه بیشتری دارید.
      در مورد آن دانش آموز خاصی که اشاره کردید بهتر است به او مسئولیت هایی بدهید این طوری او در ازاء انجام وظایفش از شما توجه میگیرد و در عین حال رفتارهایش کنترل میشود.
      موفق باشید
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  11. نوجوان‌ها 6 ماه قبل

    کاربر عزیز “مهدی”
    حانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    ضمن اینکه توصیه میکنم حتما نوشته های مربوط به دوست داشتن معلم را در سایت مطالعه کنی و مراقب باشی از حد تعادل خارج نشوی باید بگویم که بهترین راه غلبه بر احساس خجالت این است که خودت را مجبور به حرف زدن کنی.
    برای شروع خوب است نامه بنویسی . نامه های کوتاه بنویس
    و تعدادشان هم زیاد نباشد.
    کم کم همین ارتباط باعث میشود احساس جرات برای گفتگوی شفاهی هم پیدا کنی.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  12. مهدی 6 ماه قبل

    سلام من عاشق معلم ریاضیم هستم خییلی خوبه (البته معلم سال پیشمم بود) در کل من عاشقشم.ولی ازش خجالت میکشم چیکار کنم خجالت نکشم؟
    من ۱۴ ساله و اون۲۷

  13. نوجوان‌ها 2 سال قبل

    کاربر عزیز ؛دینا؛
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    لازم نیست به این موضوع اینطور فکر کنی که باید ایشون را فراموش کنی. علاقمندی واقعی با بودن یا نبودن فرد تمام نمیشود. ممکن است دلتنگی باشد اما همیشه راه هایی هست که میتونه مانع دلتنگی بشه. برای مثال وقتی کم کم بزرگتر میشوی و منطق هر رابطه ای برایت مهم می شود در این صورت کارهایی را انجام میدهی که هم به خودت انرژی بدهد و هم دلتنگی ات را کم کند.
    یک مثال روشن ایتکه ممکن است معلمت خیلی از تو انتظار دارد درسخون باشی. در این صورت وقتی بیشتر برای درسهات تلاش میکنی به یاد او هستی و دلتنگی ات هم کم میشود.
    بنابراین به جای اینکه به جدایی فکر کنی به این فکر کن که نتیجه و اثر این دوست داشتن چقدر میتونه برای تو خوب باشه.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  14. دینا 2 سال قبل

    سلام من ۱۵ سالمه و امسال نهم میرم هفتم که بودم برای اولین جلسه ادبیات ایشون اومدن سر کلاس از همون اول که دیدمشون فکر کردم که چه معلم بداخلاقی نصیبم شده و حس تنفر به ایشون توی دلم روشن شد وسطای سال نفهمیدم چی شد کع احساس کردم که دوسشون دارم .این علاقه من روز به روز به ایشون بیشتر میشد به طوری که کل کلاس متوجه شدند. ۲یا۳ بار بچه ها سعی کردن به ایشون این داستان رو بگن اما هر وقت خودشون ازم میپرسیدن دست و پامو گم میکردم و این قضیه رو انکار میکردم نمیدونم راست میگفتن یا دروغ اما میگفتن کع منو دوست دارن . تابستون رو به سختی از دوریه ایشون گذروندم ووارد هشتم شدم توی سال هشتم خیلی بهشون ابراز علاقه کردم به طوری که کل مدرسه در باره رابطه من و ایشون حرف میزدن همه دوستام بخاطر علاقه من به ایشون ازم دوری کردن و کم کم هیچ کس دور و برم پیدا نشد اما برام مهم نبود راستش هیج کس تو مدرسه بجز ایشون مهم نبود ایشون زندگیم بودن هستن و خواهند بود اما الان تابستونه سعی میکنم که فراموششون کنم تا سال دیگه که مجبودم ترکشون کنم برام خیلی سخت نباشه اما نمیتونم خوووااااااااااااهشششششش میکنم کمکم کنید دارم از فکر ایشون دیووونه میشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

پرسش

سلام. من دختری ۱۷ ساله هستم و عاشق معلمم شدم. من با ایشون بیرون از مدرسه یعنی تو کلاس خارج از مدرسه آشنا شدم. دوست دارم هر هفته بگذره تا روز کلاس برسه و من ببینمش. ازش فقط شماره و ایمیل دارم. سعی می کنم به بهونه های مختلف بهش اس ام اس بدم یا زنگ بزنم.

هر موقع توی کلاس ازم تعریف میکنه بچه ها خیلی زود جبهه میگیرن و حسودی میکنن.حتی یه بار ازم تعریف کرده بود که دوستم منو مسخره کرد که من سر کلاسش زدم زیر گریه.

اونم درس دادنو متوقف کرد و ناراحت شد و گفت حواسم برت شد.

نمیدونم چیکار کنم. همونطور که گفتم به بهونه های مختلف بهش زنگ میزنم. میخوام اونم منو دوست داشته باشه.

در ضمن اینم بگم ایشون یه پسر مهربون و مجرده ولی هر وقت که می بینم سر کلاس با گوشی ور میره خیلی ناراحت میشم.

فقط میخوام ببینم اونم منو دوست داره یا در اینده خواهد داشت یا نه… چون خیلی واسم مهمه.

میخوام بدونم راهی هست که توجهشو جلب کنم یا نه…

لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

منطقی نیست از مشاور انتظار داشته باشی تا راهی را به تو نشان دهد تا بتوانی نظر دیگری را به خودت جلب کنی به ویژه در شرایطی که مشاور با این حد از میزان علاقه که خودت هم از شدت زیاد آن صحبت کردی موافق نیست. وقتی که تعادل از بین می رود و شرایطی پیش می آید که احساس بر همه چیز غلبه می کند در این صورت توصیه این است که به نقطه خطر رسیدی و جریان خوبی در پیش نیست. برای مثال اینکه می گویی وقتی ایشان با گوشی خود مشغول می شوند ناراحت می شوی رفتار و احساس غیرمنطقی شکل گرفته است و تو باید به فکر آینده و سلامت خودت هم باشی.

بنابراین لازم است بیش از پرداختن بیشتر به آن فرد در این فکر باشی که راهی برای تعادل احساست پیدا کنی و تلاش کنی تا راه منطق را هم به میان این ارتباط باز کنی. برای این منظور مراقب باش تا بیش از این نشانه و علامتی از خودت نشان ندهی که او متوجه شدت این احساس شود چون این کار دقیقا او را بیشتر از تو دور خواهد کرد. تلاش کن تا با توجه کردن به درسی که او ارائه می دهد و کسب موفقیت بیشتر در آن، راه را برای رشد خودت و نیز جلب توجه بیشتر و البته منطقی دیگران فراهم کنی.

موفق باشی

46 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. Asal 5 ساعت قبل

    سلام ببخشین من کلاس دوازدهمَم یه معلم دارم ک دو ساله تو معلممه کلاس یازدهم فقط خوشم میومد ازشون ولی کلاس دوازدهم اخرای مهرماه وابستش شدم. دوستمو فرستادم بهش گف ک من وابستشم از اون روز باهام خیلی خوب بود اگه ۵۰ خودم وابسته بودم ۵۰ درصد دیگشم خودش کرد ک من وابستش شم.. نمیدونم چجوری توصیفش کنم اگه کسی ببینه فک میکنه از اون بچه لوسا هس همیشه باهام میحرفید هر کجا میدید منو با یه بهونه ای باهام حرف میزد صبح ها اول زنگ ک میومد همیشه قبل از من بهم سلام میداد و حالمو میپرسید وقتی میدید منو لبخند میزد همیشه پیگیرش بودم روزای شنبه مدرسه نمیومد احساس میکردم بدون اون مدرسه ای وجود نداره هر موقع کلاسمون میومد از خوشحالی نمیدونستم چیکا کنم هیچ وق باهام بد اخلاقی نمیکرد براش یه شاخه گل خریدم با یه نامه اولین بار احساسم رو تو یه نامه نوشته بودم و دادم بهش موقع دادن گل بوسش کردم اونم منو بغل و بوسم کرد. یه بار دوشنبه زنگ دوم کلاس نداش بیکار بود رفتم بهشون گفتم ک اگه اشکالی نداره من اون زنگ پیشش باشم اونم قبول کرد و رف از معلممون اجازه گرف اومد بهم گف ک معلمت اجازه داد میتونی بیای و من رفتم باهم گپ زدیم و خوش گذشت حتی تو دفتر مدرسه برام چایی ریخت من از خجالت نمیتونستم نگاش کنم اما اون چشم ازم برنمیداشت همش با لبخند زوم کرده بود ب من..و یه بار از بالای پله ها دیدم داش نگام میکرد با لبخند و منم خندیدم و پاشدم از پله ها رفتم کلاس..خیلی اتفاقا افتاده همشونم خیلی خوب بود…خیلی بهم توجه میکرد خیلییییی و بعد چن ماه دیگه باهام عوض شد انگار اصن همون معلم نبود ب خودشم گفتم ک عوض شدین کاراتون رفتاراتون مثه قبل نیس ولی انکار کرد ک عوض نشدع شمارشم داشتم هی بهش پیام دادم ک چرا عوض شدع ولی جوابی ندیدم تو مدرسه اصن نگام نمیکرد باهام حرف نمیزد انگار اصن من وجود ندارم یه کادو گرفتم براش دادم اونم نگرف حتی دوبار بردم کادو رو ولی دوبارم رد کرد و من مدام گریه میکردم و میکنم الانم ک مدرسه ها تعطیله دلم براش خیلی تنگ شدع ولی پیام میدم جواب نمیده و من واقعا خیلی دوسش دارم شده که یه موقع احساسم بهش بیشتر میشع و بخاطر اینکه نمیتونم ببینمش گریه میکنم….از سال بعدم دیگه اون مدرسه نیستم..الان چیکا کنم؟

  2. Ava 2 هفته قبل

    سلام من یه دختر ۱۳ ساله هستم یعنی کلاس ششم من امسال عاشق معلمم شدم معلمم زن هستش هر روز بهش فکر میکنم میرم تو پرو فایلش عکس هاشو نگاه میکنم من خیلیییییییییییییی دوستش دارم حتا چندین برابر مامان بابام حاضرم هر کاری بخاطرش بکنم تو رو خدا کمکم کتید

    • یه دوست 6 روز قبل

      دوست من آوا خانم به نظر من شما سعی کن علاقت رو مهار کنی
      ولی خیلی محترمانه به معلمت بگو که ازش خوشت میاد یا اگه تو مدرستون مشاور دارین به اون بگو بهش بگه
      ولی دلبستگی زیادی خوب نیست.

    • دوست خوبم
      در دوره نوجوانی احساس نیاز به عاشق شدن و داشتن قهرمان در زندگی پر رنگ میشود و هر کسی ممکن است این‌ حس را در فرد یا گروه خاصی پیدا کند. تو آن را در این گروه دیدی حالا اگر از هوشت استفاده کنی متوجه میشوی که عشق تو تاثیری در زندگی آنها ندارد چه تو زودتر بمیری چه گریه کنی چه در زندگی ات پیش بروی یا نروی برای آنها تاثیری ندارد. اما حالا اگر همان حجم از عشق و لذت را به این سمت و سو بکشانی که شاید در آینده نوجوانی باشد که به عشق تو تلاش کند و تحت تاثیر موفقیت های تو قرار بگیرد در این صورت فقط زمانی سراغ گوشی میروی که موسیقی گوش کنی که آن موسیقی حال تو را بهتر کند ‌و حال بهتر تو موجب تلاش بیشتر ‌ و موفقیت بیشتر تو شود.
      اینطوری که به این داستان نگاه کنی همه چیز مطابق پیشرفت و توان تو رخ میده

    • دانش اموز 2 روز قبل

      ممنون از نظر شما اما این دبیر من که گفتم خیلی اخلاق خاصی دارن اصلا دوست ندارن با کسی نزدیک باشن با این حال من هم با همون فاصله ای که دوست دارن با ادما داشته باشن باهاشون در ارتباطم اما من دنبال یه نزدیکی بیشتری با ایشون هستم، یک ماه دیگه تولدشه نمیدونم مثل سال های قبل بهش نشون بدم که تولدش رو یادم بوده یا که نه! دلم میخواد احساسمون متقابل باشه
      در اخر واقعا سپاسگزارم از شما که این فرصت رو برای ما به وجود اوردید که در این زمینه بتوانیم با شما مشورت کنیم

    • دوست خوبم
      اتفاقی که برایت رخ داده چندان غیرعادی نیست از این لحاظ که از معلمت خوشت آمده و احساس میکنی عاشقش شده ای. ولی یکی از چیزهایی که رابطه های محبت آمیز اینچنینی را به بیراهه می کشاند و برای فرد لطماتی را همراه دارد اغراق و افراط است. اینکه تصور میکنی بیشتر از مادر و پدرت او را دوست داری یا اینکه به صورت افراطی مدام دوست داری پرو فایل ایشان را چک میکنی نشانه های همین افراط و اغراق است. بنابراین از اینکه دوستشان داری نگران نباش اما مراقب باش که در دام این زیاده روی ها نیفتی. برای شروع، این قبیل تفکر و احساس را که افراطی هستند به زبان نیاور، اوقاتت را با کارهای مفید پر کن تا مدام نخواهی پروفایل ایشان را چک کنی.

  3. دانش اموز 3 هفته قبل

    سلام من کلاس یازدهم هستم کلاس نهم یه دبیر ریاضی داشتیم که اولین سال تدریسش بود منم توی زندگیم یه تغییر اساسی رو تجربه کرده بودم اون رو سر لوحه ی زندگیم قرار دادم …به مرور زمان تا بعد از عید همون سال متوجه شدم که خیلی بهش علاقه دارم طوری که تمام عید رو ثانیه شماری میکردم تا تعطیلات بگذره و بتونم ببینمش
    یه بار توی مدرسه حالش بد شد و من اونقدر گریه کردم که حال من از اون بد تر شد برای روز تولدش براش کیک گرفتم و هدیه برای تولدشم همینطور خلاصه هر سری کلی هدیه بهش میدادم
    این رو هم احساس میکردم که نسبت به بقیه به من بیشتر توجه داره اون سال هدایت تحصیلی داشتیم من به عشق اون رفتم رشته ریاضی و الانم دارم تلاش میکنم که برم فرهنگیان و دبیری ریاضی بخونم چون از یه شهر دیگه اومده بودن و تازه وارد بودن و غریب سعی میکردم جوری باشه که هواش رو داشته باشم و اذیتش نکنم چند باری که مریض شد بهش زنگ زدم که باهاش برم بیمارستان تا تنها نره! به هر مناسبت براش هدیه میخریدم و سال دهم که ازش جدا شده بودم هر هفته میرفتم پیشش ولی امسال که یازدهمم فقط یه بار تونستم برم پیشش پارسالم رفتم براش تولد گرفتم و کیک خریدم عکسم رو گذاشته بود استوریش درحالی که تاحالا هیچوقت عکسی استوری نمیزاشت
    وقتی بهش پیام میدم خیلی محترمانه جوابم رو میده و خودش بهم میگه خیلی امید داره که دبیر ریاضی بشم وقتی هم میرم واسه دیدنش بغلم میکنه اما نمیدونم در عین حال اینکه ایشون خیلی مغرور هستن و به هیچ دانش اموزی زیادی محل نمیدن و تحویل نمیگیرن
    با اینکه خیلی دیر به دیر بهش پیام میدم و خیلی رسمی حرف میزنیم نمیدونم بازم به این کارم ادامه بدم یا نه چون من نمیخوام براش مزاحمت ایجاد شده باشه یا اینکه فکر کنه احساس من زود گذر هست یا هرچی من اگه از کسی خوشم بیاد تمام عمرم همون حس رو بهش دارم و این حسی که به دبیر ریاضیم داشتم تکرار نمیشه
    لطفا راهنمایی کنید که چطور میتونم بهشون ثابت کنم که این احساسم واقعی هست
    یا اینکه فکر میکنید بیخیالشون بشم که راحت تر باشن؟

    • دوست خوبم
      از اینکه تا به حال موفق بودی تعادل در ارتباط را حفظ کنی تو را تحسین میکنم. کار ساده ای نیست و تو در آن موفق شدی.
      حالا بین دو راهی که گفتی یعنی بی خیال رابطه شدن و یا ثابت کردن بهش که دوستی خاصی داری یک راه دیگر هم وجود داره اینکه همچنان به همین راهی که تاکنون رفتی ادامه دهی. دلیلی ندارد تلاش کنی چیزی را ثابت کنی اگر همچنان تعادل در رفتار و دوستی داشته باشی و مثل قبل مزاحمت نداشته باشی و حساسیت زیادی نشان ندهی میتوانی در آینده هم همچنان به عنوان دوست او را در کنار خودت داشته باشی.

      • دانش اموز 2 روز قبل

        ممنون از نظر شما اما این دبیر من که گفتم خیلی اخلاق خاصی دارن اصلا دوست ندارن با کسی نزدیک باشن با این حال من هم با همون فاصله ای که دوست دارن با ادما داشته باشن باهاشون در ارتباطم اما من دنبال یه نزدیکی بیشتری با ایشون هستم، یک ماه دیگه تولدشه نمیدونم مثل سال های قبل بهش نشون بدم که تولدش رو یادم بوده یا که نه! دلم میخواد احساسمون متقابل باشه
        در اخر واقعا سپاسگزارم از شما که این فرصت رو برای ما به وجود اوردید که در این زمینه بتوانیم با شما مشورت کنیم

  4. معاون 2 ماه قبل

    سلام. من معاون یکی از دبیرستان های متوسطه دوم اصفهان هستم. همیشه هم با بچه ها سعی میکنم مهربان باشم در عین اینکه بعضی از اون شر ها از من میترسند. پارسال یکی از بچه های یازدهم برای من نامه نوشت که عاشقم شده و برای روز معلم برام هدیه گرفت. منم خودم شمارشو ازش گرفتم و براش عکسی که باهم گرفتیم رو فرستادم. الان اون دوازدهمه و کنکوریه. من خیلی نگرانشم. آخه درسشم خوبه اما هنوز به من وابستست. دوست دارم آینده خوبی داشته باشه. هروقت بهم تو واتساپ پیام میده میخونم و جواب نمیدم. اون خیلی باهوشه و دلیل تموم کارهامو میفمه. بهم گفت این کارها فایده نداره و هیچی باعث نمیشه که ازم متنفر بشه. اما باز بهم پیام داد و من خوندم و جواب ندادم. فکر کنم یکم ناراحت شد. آخه خیلی جلوی خودش رو گرفته بود که مبادا مزاحم من بشه و حالا بعد از دو ماه که از چتمون میگذشت بهم پیام داد. فکر کنم ناراحت شد و بهم گفت سعی میکنم دیگه جلوتون ظاهر نشم اما بدونین همیشه دوستتون داشتم و تا الان قصد مزاحمت هم نداشتم و باور کنید درک میکردم.
    حالا من باز پیاماشو خوندم و جواب ندادم. فکر کنم باز با این کار هم بیشتر ذهنش درگیر شده باشه… واقعا نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنمایی کنید

    • همکار گرامی
      این گونه روابط در میان دانش آموزان چندان دور از ذهن نیست اما در خصوص دانش آموز شما اوضاع کاملا متفاوت است زیرا در پایه دوازدهم خیلی مهم است که انگیزاننده های قوی در مسیر دانش آموزان قرار گیرند.
      حالا در این شرایط بهتر است یا اصلا پیام هایش را نبینید یا اگر میبینید یک جمله کوتاه بنویسید مثلا بگوئید از اینکه درک میکنی و می توانی پیام هایت را مدیریت کنی تو را تحسین میکنم. یا به او بگویید که بهترین کار او برای شما این است که حسابی تلاش کند و نتیجه فوق العاده ای را رقم بزند.
      این طور مواجهات شما میتواند بدون حرمت شکنی موجب شود او بیشتر ذهنش را درگیر درس کند.
      البته اگر مجدد بهتون پیامی نداده چون فاصله افتاده از آخرین پیام بی پاسخی که فرستاده شما هم پیامی ندهید.

  5. FTMH 3 ماه قبل

    سلام
    من یک دانش اموز هستم ک ب معلمم علاقه دارم ب ایشون هم گفتم و گفتن من هم دوست دارم و بعدش میگ من همه ی بچه هارو دوس دارم
    من مشکلی ندارم با اینک منو دوست دار یا ن اصلا این مسئله برام مهم نیست یا اینک با دیگران صحبت بکن من ناراحت بشم ن اصلا ناراحت نمیشم فقط میگ من باید فک کنم ک بعدا رابطه باش یا ن
    من واقعا دوسش دارم
    من سه سال گیر کردم تو ایت مسئله
    کمکم کنید

    • پاسخ مشاورسایت : دوست خوبم
      چقدر خوب است که اساس کار یک معلم را درک میکنی و از اینکه ایشان به همه دانش آموزان توجه دارد را میتوانی بپذیری.
      برای ادامه ارتباط هم لازم است صبور باشی. در آینده مشخص میشود که چه ارتباطی، چگونه و تا چه اندازه ای ممکن است.
      اینکه از حالا نگران این ارتباط هستی قابل درک است اما باید بدانی که نوع رفتار تو و میزان امکان و توانایی مدیریت کردن ارتباط در تو و معلمت میتواند کمک کند که ایشان بتواند در آینده درباره ادامه ارتباط تان نظر بدهد و خودت هم در این باره تصمیم بگیری.
      بنابراین به جای این فکر در مورد حالا و همین روزها فکر کن و سعی کن ارتباطی با میانه روی و متعادل و درست داشته باشی.

  6. شکوفه 3 ماه قبل

    خانم دکتر ازتون میخوام به من هم کمک کنید
    من عاشق معلم ریاضیمم این اتفاق سال هفتم افتاد و من الان نهم هستم ایشون خیلی مهربونن و واقعا عشق رو با ایشون تجربه کردم
    حس میکنم.منو دوست دارن ما یکبار باهم.رفتیم بیرون و به هم پیام میدیم ولی بعضی وقتا میگم بریم بیرون حس میکنم میخوان منو بپیچونن مثلا میگن کارام جور نمیشه یا از اینجور حرفا امسال که تموم شه من دیگه نمیبینمشون و میخوام ببینم باید چیکار کنم فقط در حد همین که چند وقت یبار سال بعد بیام این مدرسه قبلی باهاشون در ارتباط باشم یا بنظرتون میتونم ارتباط خارج از مدرسه داشته باشم اصلا این رو توصیه میکنید؟

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      بهتراست درباره اینکه ایشان بیرون رفتن را به تاخیر می اندازند خوشبین باشی. معلمانی که کارشان را بلد هستند روابط بیرون از مدرسه را محدود میکنند چون میدانند که این کار باعث لطمات بیشتری به دانش آموز میشود. بنابراین اگر این طور باشد ادامه داشتن این ارتباط امیدوار کننده است. به نظر میرسد خوب است برای ادامه راه و سال آینده کمی صبر داشته باشی. از حالا نمیشود خیلی چیزها را پیش بینی کرد. ممکن است فقط رفتن به مدرسه و دیدن ایشان برای خودت کافی باشد و ممکن است شرایط به گونه ای شود که اصلا فرصتی برای بیرون رفتن نه برای شما باشد و نه احساس کنی لزومی دارد.
      هر چند سال دیگر شاگرد ایشان نیستی اما در کل ارتباطات بیرون مدرسه و گسترده شده ارتباطات راخارج از مدرسه بین معلم و دانش آموز توصیه نمی کنیم چون اغلب آسیبهایی بیشتر از فایده دارند.

  7. ستاره 3 ماه قبل

    سلام خیلی تصادفی مشکل من هم با مشکل این دو تا خانم (ترنم و مینا)یکی هست با این تفاوت که معلم من خیلی مغرور هستن و من با تست روانشناسی که دادم در معرض خطرات شدید روحی و روانی هستم و از طرفی به کسی اعتماد نکردم که بگم و الان دارم به شما میگم مشکلم خیلی اورژانسی هست کمکم کنید

    • marya 3 ماه قبل

      باسلام خانمی ٢٠ساله هستم متاهل دختری ١٠ماهه دارم حدود سه سال و نیمی میشود که ترک تحصیل کرده ام ولی در دوران مدرسه با معلمی اشنا شدم بسیار خانوم مهربان و دوست داشتنی و حدود ۴سال است که ایشان را میشناسم و در ارتباط هستم باهاشون .ایشون هم متاهل و فرزندی ١٠ماهه دارند.ارتباط ما صمیمی است یعنی خود این دبیر عزیزم در اواخر سال تحصیلی شماره همراهشان را برایم فرستادند البته شماره تلفن من را یک روز که به مدرسه نرفته بودم از دوستانم گرفته بود و تا به من زنگ بزند و از همانجا شماره ام رانگه داشته بود .من خیلی این دبیرم را دوست داشتم و دارم و ارتباط ما ۴سال هست که همجنان ادامه دار هست در واقع به قول خودش ما دوست هستیم این دبیر من یک سالی میشود که تدریس نمیکند و همیشهمن باهاشون در ارتباط بودم و بهشون هر چند ماه یک بار یا شاید سالی یکبار زنگ میزنم و حرف میزنم ولی پیام فرستادن که همیشه هست مثلا شاید هفته ای یکبار شاید هر روز بعضی وقتهاهم ماهی یکبار ب ایشون پیام میدم در واقع نمیخام در زندگیشون اختلالی ایجاد بشه ولی خودم خیلی وابسته شون هستم و گاهی اونقدر دلتنگشون میشم که حد نداره دوست دارم حداقل ماهی یکبار باهاشون تماس بگیرم و صدای نازشون رو بشنوم این خانومم ٣۵ سال سن دارند..من بارها بهشون گفتم که دوستت دارم ولی ایشون در جواب یه استیکر قلب یا گل فرستادند هربار که خیلی دلتنگشون میشم سعی میکنم فکرشون رو از سرم دور کنم و خودم رو با چیزی مشغول کنم در برابر ابراز احساساتم جوابهای قانع کننده ننیده مثلا وقتی میگم دوستت دارم با یه استیکر جوابمو میده خیلی دوست دارم اونم بهم بگه منم دوستت دارم یه بار یه متن طولانی نوشتم و تمام احساساتمو بهش گفتم ولی در جواب نوشت مریم دوست داشتنی امیدوارم لایق این همه محبت باشم ولی میدونم دوستم داره همیشه خبرمو همیشه میگیره ولی نمیدونم ته دلم چیه که دوست دارم این کلا دوستت دارمو ازش بشنوم دوست دارم بهم خیلی بیشتر توجه کنه بعضی وقتا میرم خونشون البته فقط یکبار رفتم توی خونشون چند بار دیگه رو تا دم توی حیاط رفتم و تعارف زده برم خونه شون نرفتم چون دوست ندارم زیاد مزاحمش بشم یعنی واسه اینکه در واقع احساس نکنم مزاحمشم زیاد بعش زنگ نمیزنم یا زیاد خونشون نمیرم ولی دوست دارم برم تو خونشون یه ساعتی بشینم پیشش دلتنگیم رفع بشه بعد بلندشم بیام یا بهش زنگ بزنم صداشو بشنوم اروم شم ولی چون بچه کوچیک داره و خیلی اذیتش میکنه واس همین مزاحمش نمیشم ولی دوست دارم رابطمو بیشتر کنم .الان موندم چکار کنم لطفا شما راهنماییم کنید

      • پاسخ مشاور سایت :دوست خوبم
        از اینکه مراعات حال ایشان را میکنی باعث خوشحالی است. دوست واقعی و دوست داشتن واقعی همینطور است که بر خلاف میل خودت آنچه که برای ایشان بهتر است را انجام میدهی.
        بهترین کار برای ادامه دوستی هم همین است که تعادل در رابطه داشته باشی و هم چنان بر دلتنگی هایت غلبه کنی و مثل حالا مراقب باشی که زحمت اضافه ای ایجاد نکنی.
        این نوع ارتباط باعث دلگرمی و اعتماد بیشتری میشود و در نهایت رابطه ماندگارتری را ایجاد میکند.
        مراقب باش که انتظار شنیدن دوستت دارم از ایشان لطمه ای برای تو یا ارتباط تان ایجاد نکند. بهترین پیام های دوستت دارم در رفتار است. نیازی نیست حتما و صرفا همین جمله را بشنوی به رفتارهای ایشان توجه داشته باش و به احساس خودت گوش کن. اینطوری با آرامش بیشتری ادامه میدهی و حس بهتری خواهی داشت.

  8. ترنم 3 ماه قبل

    اره مشکل من هم خیلی شبیه مشکل مینا خانم هست لطفا جواب بدید

  9. مینا 3 ماه قبل

    سلام من عاشق معلمی شدم که ۳۸سال با من اختلاف سنی داره من برام مهم نیس که اون به من حس خاصی نداره ولی من عاشقشم هر کاری میکنم تاریخ تولد و شمارشو پیدا نمیکنم خودش هم بهم نمیگه دبیری نیس که بخواد ناز دانش اموز بکشه و بچه ها میگن خیلی بد اخلاقه ولی من عاشقش شدم به حدی که دوستام مسخره ام میکنن خیلی دوستش دارم دلم می خواد حداقل یه رابطه خارج از مدرسه داشته باشیم لطفابگید چیکار کنم تو چشش بیام و یه رابطه خارج از مدرسه باهاش داشته باشم ایشون خانم هستند لطفا سریع تر جواب بدید چون من الان واقعا تو فشار روانی شدید قرار دارم

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      افرادی که چهره مغرور یا دور کننده ای دارند بیشتر برای اطرافیان جذاب هستند به همین دلیل اگر میخواهی توجه ایشان را جلب کنی بهتر است چیزی شبیه خودشان باشی
      از یک طرف حسابی تلاش کن موفقیت ها را یکی پس از دیگری به دست بیاور و در چشمشان برو طوری که مدام حرف تو باشد اما از طرف دیگر مستقیما نخواه که با ایشان باشی. این طوری تو هم فرد جذابی به نظر میایی که برای ایشان و دیگر معلم ها جالب است اما آنقدر هم معمولی نیست که به سادگی به دست بیاید. آن وقت همین معلم هم پا پیش میگذارد که وقتی با تو بگذراند.

  10. یه بنده ی خوشبخت خدا 4 ماه قبل

    سلام
    من دانش آموز کلاس نهمی در شیراز هستم
    امسال یه معاون جدید برامون اومده که خیییییییییییییییییییییلی مهربون هستن
    ایشون واقعا مثل یک مادر با ما رفتار میکنن ایشون واقعا یکی از اون کسایی هستن که من همیشه دوست دارم باهاشون صحبت کنم مثلا یکبار که سردرد شدیدی گرفته بودم و مربی بهداشت در مدرسه حضور نداشت ایشون مثل یک مادر نشستن کنار من سرم رو مالش میدادن دستم رو به گرمی میگرفتن و طوری رفتار کردن که من واقعاااااا آروم شدم
    من واقعا از ته دل ایشون رو دوست دارم
    ایشون اینقدررررررر مهربون هستن که بچه ها هر درد و دل یا مشکلی داشته باشن با اطمینان خاطر کامل میبرن پیش ایشون هر وقت ببینن کسی از دانش آموزان ناراحت هست باهاش حرف میزنن و دلداریش میدن و توی بغل میگیرن اون دانش آموز رو به طوری واقعا اون دانش آموز مشکلش رو یادش میره
    من واقعاااااااا ایشون رو دوست دارم
    به طوری که وقتی زنگ کلاس میخوره و ایشون میان توی حیاط بچه ها رو بفرستن کلاس من میمونم که ایشون بیان و خودشون شخصا به من بگن که برم کلاس
    نمیدونم چرا … ولی دیدنشان حتی شنیدن صداشون به من آرامش میده
    خیلی دوست دارم که با ایشون بیرون از مدرسه ارتباط داشته باشم ولی روم نمیشه که ازشون شمارشون رو بگیرم
    خیییییییییییییلی دوست دارم بغلشون کنم ولی واقعا روم نمیشه که برم و بغلشون کنم
    از طرفی هم وقتی حرف ایشون با دوستانم میزنم میگن تو روش کراش داری ( یعنی عشق یک طرفه ) شاید هم دارم نمیدونم ولی دوست ندارم کسی بفهمه چون باعث میشه تنها بشم و دوستام ولم کنن
    من اینقدر ایشون رو دوست دارم که وقتی که از در خونه وارد میشم حرف ایشونو میزنمممم تا روز بعدش که میخوام برم مدرسه
    من اینقدرررر ایشون رو دوست دارم که وقتی که بشنوم مدرسه ها تعطیله واقعا گریه میکنم که نمیتونم ایشون رو ببینم مثلا امروز مدرسه ها بخاطر بارندگی زیاد تعطیل شده و من واقعاااااا ناراحتم
    از خوش شانسی های من اینه که نماینده ی کلاس هستم و حداقل روز دو سه بار ( به جز زنگ تفریح ها ) ایشون رو میبینم و صداشون رو میشنوم
    حس میکنم ایشون هم من رو دوست دارن
    البته ایشون هممممممه ی دانش آموز ها رو از ته دل دوست دارن من امسال سال آخرمه
    چطور باید از ایشون جدا شم ؟؟؟؟؟ خدایاااااااااااا
    لطفا یه راهکار به من بدین تا به هدفم برسممممم
    واقعاااا تمرکز ندارم

  11. نوجوان‌ها 10 ماه قبل

    کاربر عزیز “پریا”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    فراموش کردن کار سختی نیست البته اگر خودت بخواهی که این اتفاق بیفتد.
    برای فراموش کردن باید بین جنگ احساس و عقل که اولی نمیخواهد فراموش کند و دومی میخواهد عقل را انتخاب کنی.
    اگر مطابق عقلت رفتار کنی در این صورت وقتت را با انواع فعالیتها و کلاسها و کارهایی که دوست داری پر میکنی و سرت آنقدر شلوغ است که یاد و احساس او کمتر سراغت میاید.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  12. پریا 10 ماه قبل

    سلام من ۱۴ سالمه (کلاس هفتم) هستم و عاشق دبیر علومم شدم داستان من از جایی شروع میشه که یه روز دبیر علوم من و صمیمی ترین دوستم رو صدا کرد و بهمون گفت چون نمراتتون توی ترم اول خوب بود شما رو برای مسابقات خوارزمی علوم انتخاب کردم البته ازتون امتحان می گیرم و یکی تون می تونه شرکت کنع چند روز بعد مادر دوستم به مدرسه اومد و با خانم معلم درباره ی مسابقات و این جور چیزا صحبت کرد هقته بعد دبیر علوم من و دوستم رو صدا کرد و گفت بچه ها قرار بود که من از شما امتحان بگیرم و یکی تون انتخاب بشه اما متاسفانه دیروز به من گفتن که باید یکیتون رو انتخاب کنم از حرف زدتش فهمیدم که دوستم رو انتخاب کرده (البته نمره من توی این درس از دوستم بیشتر بود) داشتم دیوونه میشدم باورم نمی شد عشقم با من این کار رو کرده . ازش متنفر شدم یه روز که توی حیاط مدرسه صف داشتیم از دفتر معلمین اومد بیرون و زل زد به من ، من اصلا نگاش نکردم که بالاخره فهمید یکم خندید و بعد رفت تو دفتر . زنگ تفریح بعد به یکی از همکلاسی هام گفت که منو صدا کنه . رفتم پیشش و باهام صحبت کرد بهم گفت دخترم ناراحت نباش و کلی ازم تعریف کرد و ….
    باورم نمیشد مگه میشه یه معلم همچین کاری کنه اون اومد که از دلم در بیاره ، نمی دونم چرا اما دوباره عاشقش شدم .
    اون شمارش رو به دوست صمیمیم داد که فایل هایی که باید برای مسابقات خوارزمی بخونه رو بهش بده . داشتم از حسودی می ترکیدم
    همش به اون توجه می کرد البته عادی بود . حالم از دوست صمیمیم بهم می خورد اون شماره عشقم رو داشت و همش توی کلاس باهاش صحبت می کرد .
    یه روز یکی از بچه ها رفت به معلمم گفت که پریا (من) خیلی دوستتون داره اون گفت منم خیلی دوستش دارم من همه بچه های کلاس رو خیلی دوست دارم ، خیلی خوشحال شدم . گذشت و گذشت که بالاخره دیروز آخرین امتحان خردادماه رو دادم اون روز ازش تشکر کردم کادوی تولدش رو بهش دادم و بقلش کردم و بهش گفتم خیلی دوستتون دارم . اون گفت منم خیلی دوستت دارم پریا جان !!!
    از دیروز دیوونه تر شدم نمی دونم چی کار کنم ۳ ماه نمی بینمش
    خیلی دارم اذیت میشم لطفا یه روشی بهم بگید که دیگه انقدر دوستش نداشته باشم و بتونم کم کم فراموشش کنم

  13. مغرور 10 ماه قبل

    سلام واقعا چرا یه همچین حسی به ادم دست میده و عاشق یه معلم میشه بیشتر معلما هم مغرورن و تا میفهمن علاقه داری سرد میشن ادم باید چکارکنه تا این حسا نیاد سراغش شما میگین وقتی یکیو واقعا دوست داری نباید برات مهم باشه ک اونم دوست داره یانه ولی مگ میشه خوب این طبیعت ادمه ک بخواد طرفشم بهش علاقه داشت باشه و توجه کنه وگرنه حس بدی دست میده

  14. نوجوان‌ها 12 ماه قبل

    کاربر عزیز “silver”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    شکی نیست از ابتدا رابطه شما دوستانه و محبت آمیز بوده و از یک رابطه پاک نشات گرفته است. اما در چنین روابطی اطمینانی هم نیست هم چنان پاک ادامه پیدا کند و احساسی که اکنون داری کاملا درست است و درونت به درستی تشخیص داده که به مرز مشخصی از ارتباط رسیده اید.
    همان طور که ایشان هم تلاش میکنند جلوی ابراز احساسات بیشتر را بگیرند باید گفت تنها راه برای سلامت ماندن رابطه تان هم همین است. هر جا احساس خود را رها کنید و کنترلی بر آن نداشته باشید متاسفانه ممکن است هر بار بیشتر از رفتار خود پشیمان شوید و در نهایت به جایی برسید که چاره ای جز قطع کامل ارتباط نیست.
    توصیه میکنم همانند روال قبل خود دیدارها را محدودتر و دفعات آن را کمتر کنید. مدام نخواهید همه چیز را هر شب از طریق پیام به هم اطلاع دهید. در هنگام کنار هم بودن و دیدارهای حضوری قوانینی را برای خودتان و ارتباطتان تعیین کنید. همه این موارد را با گفتگو با یکدیگر و توافق و اطلاع هم انجام دهید.
    البته از آنجایی که تو دیگر در شرایط سنی قرار داری که میتوانی و باید از خودت مراقبت کنی حای اگر دیگری نخواهد، بنابراین اگر ایشان هم موافقت نکردند که بعید میدانم تو در رفتارت اصرار داشته باش که حدود را رعایت کنی تا این رابطه بتواند به قاعده و سلامت تجربه شود.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  15. نوجوان‌ها 12 ماه قبل

    کاربر عزیز “اتاناز”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    این همه علاقمندی و احساس دوست داشتن و این همه حرف نزدن درباره احساست!! با هم جور در نمی آیند.
    اگر از اینکه نمیدانی او در حال حاضر چه احساسی به تو دارد موجب نگرانی ات میشود تصمیم بگیر احساست را بدون ناراحتی و بدون تعارف با او در میان بگذاری . این یک الگوی رفتاری درست است که احساسمان را پنهان نکنیم و خیلی راحت آن را ابراز کنیم. از بهانه روز معلم استفاده کن و برایشان نامه ای بنویس و علاوه بر اعلام علاقمندی ات در مورد نگرانی ات هم بنویس و بگو که تمایل داری احساس ایشان را در مورد خودت بدانی.
    یادت باشد ممکن است همین اندازه برای ایشان هم در مورد احساس تو جای سوال باشد چون تو در این باره مسنقیما چیزی نگفتی. با این اقدام او را هم از این ابهام بیرون می آوری.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  16. اتاناز 12 ماه قبل

    سلام . لطفا جوابم رو بدیدومن حس می کنم که بعد از عید رفتار دبیرم نسبت به قبلباهام سرد شده و نمی دونم که باید چیکار کنم.همش حس میکنم که دوسم نداره . اما همه میگن که از همه بیشتر دوستت داره.خیلی من میگم و می خندم با همه و بیشتر از همه با ایشون.تقریبا هر روز یه طوری میشه که من ایشون رو ببینم.واقعا وقتی بهشون فکر می کنم یه لبخند بزرگ رو صورتم میشینه و ماجراهام با اون رو شروع می کنم به تعریف . خیلی خیلی دوستش دارم اما حس می کنم که اون دوست نداره این رابطه ادامه دار بشه.نمی دونم مثلا بعضی وقتا که بهش زنگ می زنم میگه که من الان جایی هستم و نمی تونم صحبت کنم . یا می بینتم بی تفاوت از کنارم رد میشه و یا شاید چون هم معاونه و هم دبیر مشغله های فکریش زیاد شده . دبیر مطالعاتم هم بهم گفت که شیطون خانوم ………..«همون دبیری که دوستش دارم»خیلی دوست داره ها . بچه ها که بهش میگن دوستون داریم میگه مرسی و منم تا حالا بهش نگفتم که دوستش دارم.و می ترسم بگم و بهم بگه که مرسی.البته اینم بگم که من یکم شیطونم . و یکمم شیطنت می کنم.

  17. Silver 1 سال قبل

    سلام دوستان
    من یه دختر ۲۱ساله هستم که سال چهارم دبیرستان که فوق العاده فضول بودم و یهو به دبیر ادبیاتم که خانم هستن دل میبندم و بعد از ۵ماه بهشون ابراز علاقه کردم اونم منو به بقیه متفاوت میدید طوری که خیلی باهام مهربون بود ولی بعد از اینکه من بهش ابرازعلاقه کردم که دیگه بهش پیام ندادم ولی اون هر شب به بهونه های مختلف بهم پیام‌میداد طوری که‌من وابستش شدم بدجور
    اینقد باهم چت میکردیم که نمیتونستیم یه روزی بیخبر بمونیم الان ۳ساله که باهاشم طوری که بعضی اوقات دوست دارم محکم بغلش کنم ماهم دیگه رو خیلی بغل میکنیم حتی بعضی اوقات من وقتی حواسم نباشه یهو منو رو لپم میبوسه خیلی حس پاک و قشنگی بهم دست میده طوری که دوست دارم ساعت ها بهش زل بزنم حتی یه باری این خانم درباره مسائل جنسی باهام حرف زد یا اینکه بهم‌میگف کاش میشد یه روز پیش هم‌باشیم ولی اون هیچ منظوری نداره منم دوستش دارم ولی واقعا دیگه خسته شدم بعضی اوقات برای اینکه پیشتر نریم جلوی احساسم رو میگیره خواهش میکنم کمکم کنید

  18. انا 1 سال قبل

    سلام من ۱۳ سالمه و عاشق معلم ادبیاتم نیستم من دییونشم نمیتونم بدونش زندگی کنم من پارسال باهاش اشنا شدم وقتی یک مهر از در کلاس اومد تو من از همونجا دیوونه شده بودم واسم حتی موقع عصبانی بودنش روهم عالی بود و خلاصه عاشقشم جوری بود که سر کلاس من یک دوست صمیمی دارم به نام روزان به این هعی میگفتم حرفزدناشو خندیدناشو و خیلی چیز های دیگه بعد دوستم میگفت انا خفهشووو حال امسال که کلاس هفتم رفتیم همه شدن عاشق خانم فلاح میریم تو کلاس باهاش حرف میزنیم خدا میدونه که من فقط بخاطر خانم فلاح میرم مدرسه من یه همکلاس دارم به نام نیاز این شده افت جونم هعی خودشو میچسبونه به خانم فلاح نمیدونم نمیدونه دوسش دارم یا هر چیز دیگه خانم فلاح معلم ادبیات کلاس هفتما هم هست من کل هفته رو صبر میکنم که زنگ اخر خانم فلاح بیاد سرکلاسمون بعد وقتی میاد سرکلاس و نیاز رو صدا میکنه که بورو بیرون کارت دارم و باهاش صحبت کنه ممن اتیششششششششششششششششششششششش میگیرم کل تابستون من هفته ای دوبار زنگ میزدم صداشو بشنوم ولی ای کاش اون هم مثل من فک میکرد دوسم داره ولی نیازو بیشتر همه بچه ها یه زمانی دوس داشتن با نیاز دوست باشن من نمیفهمم مگه این چی داره میگن خوشگله اره شاااااید خوشگل باشه ولی اخلاقش خیلی بده مغروره خودشیفتست فک میکنه ازهمه بالا تره یکی نیس بهش بگه که تو هم از توی شکم مامانت بدنیا امدی خلاصه نیازو وللش من بیشتر از همه برای خانم نامه مینویسم اونم دوسم ولی نه نیازو بیشتر

  19. نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز “mahsa”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    با خودت مرور کن که دیدن او حس تو را راضی میکند اما در مورد او چی؟
    او در شرایطی است که شاید به دعای تو بیشتر احتیاج دارد و به دانش آموز علاقمندی که شرایط او را درک کند. تصور کن اگر بداند در این همه گرفتاری که خودش دارد تو هم هستی که مدام گریه میکنی و غمگین هستی و دلتنگی داری چقدر بیشتر ناراحت میشود.
    برای آرام کردن خودت سعی کن شرایط او را درک کنی ،به این فکر کن او به چه چیزی نیاز دارد مثلا آرامش ،دعا و …
    و نیز تلاش کن کارهایی انجام دهی که از شنیدنش خوشحال شود مثل درس خواندن وموفق بودن.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  20. mahsa 1 سال قبل

    سلام
    ۳ سال عاشق معلم ادبیاتم شدم.بالاخره امسال بهش گفتم .
    من ۱۶ سالمه.خیلی ازم تعریف میکنه و من خر ذوق میشم
    جوری دوسش دارم که حاضرم جونمو واسش بدم
    الان حالش خوب نیس و ی مشکلی واسش پیش اومده من دارم دیوونه میشم
    انقدر گریه کردم که…..
    ی مدت هم نمیبینمش
    خیلییییییییییییییییی نگرانشم…….
    توروخدا کمکم کنید چجوری اروم شم
    دلتنگشم..

  21. Sara 2 سال قبل

    منم ۲سالی هست عاشق معلم فیزیکمون ک ی اقای ۴۰ساله است شدم یعنی همش منتظر بودم روز کلاسشون برسه تو کل هفته تا کلاس فیزیک برسه برام یک سال میگذشت چندبار سعی کردم بی تفاوت باشم فکر نکنم ولی انگار فرقی نمیکرد بازم تو غمگین ترین حالت ممکن سرکلاس اون شاد و پرانژی بودم کلا درسام خیلی خوبه ولی فیزیکو یجور دیگه میخوندم ک ب چشم بیام واقعا هم خیلی خوبه باهام خیلی باهام مهربونه همش سر کلاس میخنده بهم یا خیلی نسبت ب بقیه سر ب سرم میزاره و برای من تنها معلمیه ک میتونم راحت باهاش شوخی کنم و جوابشو بدم و مطمئن باشم ناراحتی پیش نمیاد ولی امسال دیگه معلممون نیست??با این وجود سعی کردم رابطه مو حفظ کنم و ب هر بهونه ای تو تابستون بهش پیام میدادم یا زنگ میزدم اونم با خوشرویی جوابمو میداد حتی با اینکه امسال معلممون نیست اما هروقت میبینتم کلی سر ب سرم میزاره واسه همین تحمل میکنم اما حالا میخواد از ایران بره???احتمالا قراره دیوونه بشم☺

  22. یه نفر 2 سال قبل

    عزیز کامل درک میکنم ولی منم ?عاشق معلمم ولی امسال تومدرسه کلاسمون نمیاد ی هفته تومدرسع انقدر گریه کردم رفتم دفتر اومدم ولی خانم نمیخواد اون ی کلاسم ورداره هر سه تا میاد جز ما میگ درساتون سنگینه چند بار خواسته خودمو کلاسمو عوض کنه نمیزارن حس میکنم تموم دردای عالمو رو سرم خراب کردن ی هفتست توووروخداااا دعا کنید برام دعا کنید شنبه کارم درست بشع

  23. نوجوان‌ها 2 سال قبل

    کاربر عزیز ؛سارینا؛
    خانم دکتر سلیقه دار مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم

    یکی از مهم ترین نشانه های علاقمندی خوب و ناخوب این است که این تمایل بتواند به پیشرفت و بهتر شدن حالمان کمک کند. وقتی می بینی که علاقمندی تو مانع رشد و موجب بدحالی می شود باید در این باره بیشتر فکر کنی. این بدان معنی است که شاید لازم است برای بهره مندی از علاقه ات بیشتر از گذشته برای این درس تلاش کنی و سعی کنی به گونه ای رفتار کنی که هر معلمی مشتاق حضور چنین دانش آموزی در کلاسش می شود. بدیهی است علاقه معلم به دانش آموزان تلاشگر و متعهدی است که درس خواندن و دقت در آن برایشان مهم است.

    موفق باشی

    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  24. سارینا 2 سال قبل

    منم عاشق معلم زیستم شدم
    یه اقای ۴۲ ساله که بدجووووور دوستش دارم
    چیکاااار کنم بنظرتون؟!
    میخوام بهم توجه کنه یا حداقل دوستم داشته باشه
    یه دخترم هست تو کلاسمون هی خودشو میکنه تو چشمش
    اه دارم افسرده میشم بخدا
    دیگه درسمم نمیتونم درست حسابی بخونم
    تا به خودم میام میبینم چهل و پنج دیقس رفتم تو فکر و بکوب دارم به اون فکر میکنم
    اصلا حالم خوب نیس…اصلا!
    خدایا خودت کمکم کن

  25. فاطمه 2 سال قبل

    سلام مریم جان خوبی؟

  26. فاطمه 2 سال قبل

    مرسی عزیزم …باشه خدا بزرگه ان شاءالله توهم فراموشش میکنی یکم باید زمان بگذره

  27. Maryam 2 سال قبل

    آهان آره فهمیدم چرا سختته، پس وقت گذاشت و باهات حرف زد، خداروشکر که آرومتر شدی و داری فراموشش میکنی ،کاش منم بتونم فراموش کنم معلمم رو:)

  28. فاطمه 2 سال قبل

    تاحالا تجربه نکردم یکی بگه حلالت نمیکنم واسه همین سختمه گلم ولی سه روز پیش با پیام جوابمو داد اولش بد حرف زد ولی یکم ک باهاش حرف زدم آرومترشد بهش گفتم که باید راهنماییم میکردی واینا …درسته قبول نمیکنه میگه تو نباید بی احترامی‌میکردی …من میخواستم مهمترازحلالیت گرفتن باهاش یبار فقط جدی حرف بزنم که تا۲شب حرف زدیم یکم آرومتر شدم ودارم فراموشش میکنم ازدواج نکرده مجرده ..ولی ۴۰ اینا میشه

  29. Maryam 2 سال قبل

    آرره درکت میکنم واقعا سخته ، منم اگه معلمم میگفت حلالت نمیکنم خیلیییی داغون میشدم ،،، ولی عزیزم نه جهنمی چرا آخه … شاید اون تو دلش تورو بخشیده فقط تو ظاهر اینو میگه که دیگه بهش نزدیک نشی و بااین کار بتونه رابطشو برا همیشه باهات قطع کنه …. از این جهت هم که میگی سنش بالاس اگه خودش دختر داشته باشه نسبت به تو هم دل رحم تر میشه …

  30. فاطمه 2 سال قبل

    سلام مریم جان‌من باید فکر بخشیدن رو کلا ازذهنم پاک کنم میدونی چرااینقد داغونم چون کسی توعمرم نگفته حلالت نمیکنم فکرمیکنم دیگه جهنمی شدم میگم دیگه آب‌ازسرم‌گذشته بعضی وقتا فکرای بچگانه میکنم بعضی وقتا هم پشیمون میشم ..باید واقعیت رو قبول کنم اون ۴۰ به بالاس من ۲۰ و..فکرامون متفاوته

  31. Maryam 2 سال قبل

    سلام فاطمه جان من این نظرتو که دیدم واقعا ناراحت شدم که حالت خوب نیست، مگه این اواخر دوباره ازش خاستی که ببخشدت و قبول نکرد ؟

  32. فاطمه 2 سال قبل

    نمیدونم عاقبت دوتامون چطور میشه بعضی وقتا فکرای خیلی بدی توذهنم میاد توروقران کسی راهنماییم کنه

  33. فاطمه 2 سال قبل

    اگه روزی که گفتم منوببخش توبه کردم واون نمیگف توبه گرگ مرگه من این نبودم اگ اون روز میبخشید من هردودنیامو خراب نمیکردم اذیتش نمیکردم خودمو اذیت نمیکردم

  34. فاطمه 2 سال قبل

    سلام منم‌توسن ۱۷سالگی عاشق معلمم شدم ولی به دلایلی رابطمون به هم خورد ۵.۶ساله میگذره هنوزم عاشقشم ازدواج کردم اما حسی ب همسرم ندارم وهنوزم توفکر اونم ب حد جنون رسیدم ۵ساله میگم ببخشم ک بی احترامی کردم نمیبخشه منم بیشتر عصبانی میشم واذیتش میکنم دیروز شمارشو پخش کردم اختیارم دست خودم نیست روانی شدم دوسش دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید