,

یکی از موضوعاتی که به طور مکرراز طرف کاربران نوجوان  مطرح شده مسئله عشق به معلم به شکلی افراطی و شدید است.این مورد را دردو بعد مختلف علمی و روانشناسی بررسی می کنیم:

 

عشق به معلم عشق های هیجانی 

۱- بروز عشق‌های گذرا در مرحله نوجوانی و جوانی بسیار شایع است و عوامل بسیاری در آن مؤثر می‌باشند. یکی از عوامل، تغییرات فیزیولوژیک و ترشح برخی هورمون‌ها می‌ باشد. دوران بلوغ آکنده از نوسانات هورمونی و فیزیولوژیک است. این دوران با برخی امور از جمله اضطراب (که در دوران بلوغ به خاطر برخی تغییر و تحولات جسمی روانی تا حدودی فزونی می‌یابد) باعث برخی تشویشات ذهنی در فرد می‌گردد. بدیهی است اضطراب از جمله هیجان‌های منفی است که باید به طریقی کاهش یابد. همه ما وقتی مضطربیم، به چیزی پناه می‌بریم و به نوعی پناه‌جویی در ما تقویت می‌گردد .

پناه‌جویی فرد مضطرب به افراد یا اشیا باعث کاهش اضطراب در ایشان می‌ گردد .معمولاً روحیه پناه‌جویی و آرامش‌گرایانه باعث بروز پدیده‌ای به نام وابستگی عاطفی یا عشق زود گذر در ما می‌گردد .با هر حمله اضطرابی فرد به دنبال آرامشگر می‌ گردد . معمولا آرامش را در دیدار ذهنی یا عینی معشوق می‌جوید. دختر دبیرستانی وقتی تحت استرس شدید و متوسط قرار می‌گیرد ،به طور ناخود‌آگاه ذهنش به طرف دوستان (یا معلم) می‌رود که در پیش از این به او آرامش می‌ داده است. به اصطلاح این پیوند نوعی پیوند شرطی است که طی آن فرد مضطرب نسبت به تصویر آرامشگر فرد معشوق شرطی می‌ شود.  وعشق به معلم را شکل می دهد . نکته دیگر اصل مجاورت است. اصل مجاورت یک اصل فیزیکی ساده است که کارکردی روان‌شناختی دارد .خواه ناخواه دو نفری که برای مدتی در مجاورت همدیگر قرار می‌گیرند ،نوعی انس و علاقه میان آن دو شکل می‌گیرد .

عاشق معلمم شدم

من به معلمم خیلی علاقه دارم

به یکی از دبیرانم علاقه دارم

چگونه به معلمم ابراز علاقه کنم؟

انس و علاقه در بسیاری موارد بی‌دلیل است و دلیلی جز مجاورت فیزیکی و روانشناختی ندارد. اگر از فرد بپرسند چرا عاشق فرد دیگر شده است، قطعا جوابی خواهد داد که بر بسیاری از افراد دیگر صدق می‌کند. به بیانی دیگر فرد معشوق هیچ موضوعیتی برای فرد عاشق ندارد، ولی از بد حادثه این یکی در کمند دیگری گرفتار آمده است. برخی روان‌ شناسان عشق را یک رفتار وسواسی بر می‌شمرند، به این معنا که همان‌گونه که فرد وسواسی با هر حمله اضطرابی در صدد کاهش آن از طریق رفتار وسواسی برمی‌آید، فرد عاشق نیز با هر حمله اضطرابی برای کاهش اضطرابش خود را مجبور به رفتار وسواسی (دیدار عینی یا ذهنی معشوق) می‌ بیند.

عشق به معلم افراد وسواسی هیچ اختیاری در این زمینه ندارند .با صدها توصیه و پند و اندرز نمی‌توان آن ها را از تکرار رفتار وسواسی باز داشت. فرد عاشق تا حالش دگرگون می‌گردد ، تصویر معشوق در ذهنش روشن می‌گردد و به آرامش کاذب و موقتی او می‌ انجامد. نکته دیگر ترشح برخی هورمون‌های جنسی می‌باشد. هورمون‌های جنسی نوعی پیوند‌جویی را در فرد تشدید می‌نماید . از آن جا که دختران ساعت‌ها در کنار همجنسان خود هستند ،به نوعی این روحیه پیوند‌جویی در ایشان از جنس مخالف به جنس موافق تغییر جهت می‌دهد.در برخی موارد برخی رفتارهای شبه جنسی در ایشان به چشم می‌خورد.

نکته دیگر بحران هویت یابی است . هویت یابی در نوجوانان و جوانان امری طبیعی است . بسیاری از نوجوانان و جوانان از طریق پی‌ریزی رابطه عمیق دوستی به نوعی به هویت‌یابی می‌ پردازند. این دوستی‌ها تا حدودی به این سؤال مهم که من کیستم، جواب می‌ گوید.عشق به معلم نیز می تواند پیامد همین هویت یابی باشد . 

نکته دیگر بروز برخی روحیات افسرده‌وار در ایشان می‌باشد. ناکامی‌های ریز و درشت نوجوانان و جوانان باعث بروز رگه‌های افسردگی در ایشان می‌گردد . فرد افسرده می‌کوشد از طریق عشق به زندگی یکنواخت و یا ناکام مانده خود معنا ببخشد. عشق به نوعی یک معنای زندگی جدید برای فرد محسوب می‌ گردد. خلأهای عاطفی معمولا در دختران بیداد می‌کند . خلأهای عاطفی در بیش تر موارد با عشق پر می‌ گردد. عشق اگر به کاهش شدید طولانی (مثلا ۶ ماه) عملکرد در فرد منجر گردد، قطعا یک اختلال روانی است.

درمان 

باید برای درمان این نابهنجاری به درمان اختلالات بستر ساز آن یعنی اضطراب وسواس و افسردگی پرداخت. اگر عشق به کاهش شدید عملکرد نینجامد، تا حدودی قابل چشم پوشی است و فرد می‌تواند به مرور از این مرحله گذر کند .پس در زمینه پیشگیری و درمان عشق‌های مرضی و غیر مرضی مانند عشق به معلم  باید گفت :در درجه اول باید خانواده‌ها با روان‌شناسی نوجوان و جوان آشنا گردند . برخوردی متناسب با ایشان در پیش گیرند. خانواده‌ها باید در مرحله گذر نوجوانان، یار و مددکار ایشان باشند . نباید با کج خلقی‌های ایشان برآشوبند و وضعیت را بدتر نمایند.

هویت‌یابی باید با کمک اولیا و مربیان در یک فرایند کاملا طبیعی سامان پذیرد . همچنین خلأهای عاطفی باید با عواطف اولیا و مربیان پر گردد. ورزش و تغذیه مناسب باید سر لوحه کار نوجوان قرار گیرد. سطح عزت نفس نوجوانان باید ارتقا یابد تا از ابتلا به عشق‌های غیر عزتمندانه و ذلیلانه پیشگیری گردد. باید آموزش مهارت‌های زندگی جدی تلقی گردد . مهارت مقابله با استرس به عنوان یک مهارت زندگی باید در برنامه‌های جنبی دانش‌آموزان گنجانده گردد. مشاوره حضوری به معنای واقعی کلمه باید در مدارس احیا گردد.

ذهنیت منفی و بی‌اعتمادی دانش‌آموزان نسبت به شخص مشاور باید برطرف شود. کتاب‌های مناسب ترویج و تبلیغ گردد تا جایگزین کتاب‌هایی با موضوعات عشقی گردد .متأسفانه امروزه فیلم‌ها ،رمان‌ها، ترانه‌ها و … محتوای عشقی را دارند که مناسب رده سنی نوجوانی نیست. باید این آموزش به نوجوانان داده شود که این احساس عشقی مانند عشق به معلم  که در این سن به سراغ ایشان آمده کاملا ناپخته و زود گذر است و به هیچ وجه قابل مقایسه با عشق های واقعی که در سنین جوانی و بالاتر اتفاق می افتد، نیست.

یکی از روش ها، تقویت معنویت و ارتباط با خدا است که باید جزء لاینفک برنامه‌های تربیتی باشد تا از طریق پیوند عمیق با آرامشگر واقعی هر گونه آرامشگر کاذب و موقت رخت بربندد.

دختران و عشق به معلم 

۲- از آنجا که دختران معمولاً عاطفی تر و احساسی تر هستند، مقوله عشق افراطی و وابستگی روانی در آنها زیاد دیده می شود و در سنین کودکی و دبستانی تا حدودی طبیعی است ولی چون در بعضی از خانواده ها نیاز عاطفی کودکان به درستی برطرف نمی گردد و آنها در محیط خانه و خانواده به میزان لازم از پدر و مادر و دیگر نزدیکان خود محبت نمی بینند، این نیاز عاطفی و کمبود محبت در آنها تشدید شده و باعث گردیده که آنها آن را در خارج از خانه و خانواده و در ارتباطات دیگر جستجو کنند.

توجه داشته باشیم که ماهیت عشق بسیار پیچیده است، اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهی در فرد گردد و فرد عاشق را به رفتارهای تکانشی وادارد، رنگ و بوی اختلال نیز به خود می‌گیرد. افرادی که به عشق افراطی می گرایند و وابستگی روانی پیدا می کنند، اگر به کاهش شدید عملکرد دچار شوند، به نوعی از چند اختلال عمده روان‌شناسی یعنی اضطراب، وسواس و افسردگی بی‌بهره نیستند، به عنوان مثال با نگاهی به درونیات آنها متوجه خواهید شد که از اضطراب نسبتاً بالایی رنج می‌برند. اضطراب حتی به قبل از وابستگی آنان بر می‌گردد. ممکن است در گذشته نیز برای کاهش اضطراب خود به افراد پیرامونی خود پناه می‌بردند.

پناه‌جویی به نوعی در آنان نهادینه شده و به آن شرطی شده‌اند، پس با هر اضطرابی ناخودآگاه به دنبال فرد آرامش‌گری می‌گردند که این فرد معمولاً معشوق، دوست و یا معلم آنهاست. یا مانند یک فرد وسواسی برای کاهش اضطراب خود مجبورند زود به زود به دیدار معشوقی که به صورت کاذب و موقتی اضطراب شان را پایین می‌آورند بشتابند، در حقیقت این گونه عشق‌ها از حالت سلامت جدا گشته و به صورت مرضی (افسردگی، اضطراب، وسواس و…) در می‌آید. پس در مکانیزم عشق افراطی، اضطراب بالا نقش بسزایی دارد و در درمان آن نیز کاهش اضطراب نقش کلیدی دارد. افراد عاشق معمولاً از رگه‌هایی از افسردگی رنج می‌برند. به تعبیری از بی‌معنایی و یکنواختی در زندگی به ستوه آمده‌اند.

فرد افسرده می‌کوشد معنای جدیدی برای زندگی خود دست و پا کند، فرد افسرده پس از مدتی معشوقش به تنها معنای زندگی‌اش مبدل می‌گردد و احساس می‌کند که زندگی بدون معشوق فوق‌العاده بی‌معناست. و نیز خصوصیات افراد عاشق هم‌پوشانی زیادی با خصوصیات افراد وسواسی دارد. همان گونه که فرد وسواسی برای حصول آرامش به ده بار شستن دست خود در روز عادت دارد، فرد عاشق هم برای به دست آوردن آرامش خود نیازمند ملاقات نو به نو و تجدید دیدار با فرد معشوق است و بدون او نمی تواند زندگی کند، به این ترتیب عشق مرضی تحت عنوان رفتار وسواسی ـ اجباری طبقه‌بندی می‌شود که به نوعی اختلال روانی محسوب می‌گردد و باعث خارج شدن فرد عاشق از گردونه زندگی سالم می‌گردد.

به هر حال، عشق افراط گونه و وابستگی روانی دانش آموزان ، به هیچ وجه امر مطلوبی قلمداد نمی‌گردد. از خلأهای کوچک و بزرگ شخصیتی در درون آنها حکایت دارد. هر فرد افسرده دلی می‌تواند عاشق فرد دیگر گردد و سال‌ها در فکر معشوق روزها به شب برساند. فرد وابسته روانی مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگی (مثل مواد مخدر یا محبت معشوق) خوش است. یک راه حل این است که ابتدا باید به علت و زمینه این گونه رفتار آنها به درستی پی برد و در قدم بعدی سعی کرد با مشورت با مشاورین و روانشناسان باتجربه و نیز همکاری خانواده های آنان، زمینه آشفتگی روانی آنها را از بین برد و در رفع اضطراب، وسواس و افسردگی بالینی یا غیر بالینی آنها کوشید تا آنها مجبور نباشند برای آرامش روانی خود و نیاز عاطفی و کمبود محبت به رفتارهای افراطی عاشقانه روی بیاورند.

عشق به خدا به جای عشق به معلم 

در مواردی جایگزین کردن عشق حقیقی و عشق به خدا می تواند کارساز باشد ولی در جایی که اختلال و آشفتگی روانی وجود دارد و یا فرد هنوز شناخت درستی از عشق به خداوند ندارد، این راه حل نمی تواند به نتیجه رضایت بخشی نائل آید، بنابراین می توانی ضمن متوجه ساختن آنها به معشوق حقیقی و خداوند، شناخت آنها را نسبت به خدا افزایش داد و در کنار آن آشفتگی روانی آنها را با ارجاع به متخصص درمان کرد. در پایان باید به دانش آموزان این نکته را گوشزد کرد که احساسات، مخصوصا در زمان نوجوانی، به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و در مورد هر تصمیمی که ریشه در عقل ندارد و احساسی است می باید با یکی از بزرگترها (ترجیحا مشاور یا روانشناس) مشورت کرد.

درصورت نیاز می توانید از اینجا با مشاوران ما تماس بگیرید 

مسابقه.سایت نوجوان ها

برچسب ها:
3,270 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. الهام .کار 10 ماه قبل

    منم عاشق معلم علومم شدم ولی اصلا بروز نمیدم وحتی فکر اینکه بهش ابراز علاقه کنم آزارم میده چون میترسم اگه بگم ازم سرد شه من الان هشتم هستم
    و چند ماه دیگه میتونم ایشون رو ببینم وبعد سال تحصیلی تموم میشه
    حتی یه بار بغلم کرد گفت تو با همه برام فرق داری گفت باید ارزش خودتو بدونی و….. چه جوری بشون بگم دوسشون دارم دازم میمیرم

  2. یلدا 10 ماه قبل

    سلام من امسال به شدت عاشق معلمم شدم یه جوری که دیگه مشاور میرم وضعم خرابه دیوونشم عاشقشم
    خانم م. م خیلی دوستون دارم معلم عربی عزیزم بهت دل بستم
    ❤️❤️❤️❤️❤️

  3. مریم 11 ماه قبل

    سلام
    منم مثل همه شماها دوسش دارم
    اون کسی بود که خدارو بهم بیشترنشان داد
    هرباربایه پیام ازطرفش جون میگیرم ۵ساله میشناسمش ودوسش دارم ولی امسال که معلمم نیست وبازنشسته شده براش گفتم خیلی دوسش دارم .الان هم داریم باهم حرف میزنیم روزیه روز بیشتر دلم واسش تنگ میشه میخام یه باربغلش کنم
    فقط اینو میتونم بگم که ازفاصله ی روز آرزوی شادی وخوشحال بودن دارم

  4. زهرا 12 ماه قبل

    سلام خواهرای گلم سعی کنید به اون معلمی که عاشقانه دوستش دارید بگید که دوسش دارید من همین کارو کردم و خیلی هم خوشحالم چون کاملا درکم کرد و همه جوره برا این که دلتنگی من براش باعث نشه از درسام عقب بیوفتم تلاش کرد الان من سال دوازدهم هستم و ۴ ماهه داریم حرف میزنیم هم چت و تماس و..من سه سال بود عاشقشش بودم ولی بهش نگفته بودم تا امسال که گفتم خیلی دوسم داره خودش دختر نداره من براش دخترم بعضی وقتا بهش میگم میزارم میرم تا امتحانش کنم ببینم عکس المهلش چیه اما خودش میگه منو دختر وابسته که نه دلبستهبه خودت کردی رفت نه میرم نه میزارم بری مگه دست خودته واین رابطه عاشقانه ادامه داره .

  5. یگانه 12 ماه قبل

    سلام
    منم به شدت به یکی از معلمام از پارسال علاقه مند شدم و خیلی وابستش هستم و خیلی دوسش دارم جوری شده که اگه یه روز نبینمش یا نرم‌پیشش کلا اون روز یه جور دیگه ای هستم.یایکی ازش بد بگه یک رفتار بدی باهاش میکنم…تاپای خود کشی هم رفتم
    نمیدونم چه کار کنم … امسال سال دوم هست که باهاشون داریم.از این میترسم که یه سال دیگه کلا میرم.بعد چه جوری میتونم طاقت بیارم.فکر میکنم بدجوری نابود بشم

  6. دلارام 1 سال قبل

    سلام الناز جونم، ببین منم دقیقا مشکل تورو داشتم امسال با وجود اینکه باید با اون معلم کلاس میداشتیم ولی بخاطر یه سری مشکلات مدرسه برای ما اصلا اون کلاسو نزاشتن و من اینجوری از کسی که به شدت بهش وابسته بودم جدا شدم اینم بگم اگه تو یسال باهاش بودی من بعد سه سال جدا شدم، افسردگی شدیدی گرفتم ، خیلی ناراحت بودم و فکر میکردم دیگه همه چی تمومه ولی برخلاف تصورم امسال بیشتر از سالای قبل بهش نزدیک شدم. زنگای تفریح همیشه اولین نفر از کلاس میرم بیرون که ببینمش و البته اینم بگم که خودشم باهام راه میاد و حتی روز تولدمم یادش بود و قشنگترین تبریکی بود که تو زندگیم شنیدم. منم از این میترسم که سال دیگه کلا از مدرسه میرم و وارد دانشگاه میشم و از همین الان ترس ندیدنش داره دیوونم میکنه. برو خداروشکر کن حداقل اززدور میتونی ببینیش و از تموم ثانیه هایی که میبینیش لذت ببر و حس بودنشو تو قلبت ثبت کن، به این فکر کن که دوسال دیگه حتی از دور هم نمیتونی ببینیش:/

  7. فاطمه 1 سال قبل

    سلام خواهرای خوبم.به احتمال زیاد من بزرگترازشمام یه زمانی حرفامو، دردودلامو اینجا مینوشتم چن سال میگذره ?فک میکردم هیچ وقت معلمی که براش میمیرم نمیتونم فراموش کنم بدترین اتفاقا برام افتاد روحی وجسمی مریض شدم درسته ۶سال طول کشیدتاازیادببرم اما باید بگم الان حتی بهش فکرهم نمیکنم وکلا فراموشش کردم شماکه سنتون کمه توصیه ی خواهرانه میکنم که فقط باخدا باشین دلی که ازخدا دور بشه ممکنه هربار سمت یکی بره یابعدیه ماه یایه سال ولی بارها بخاطره دل سپردن به خلق افسرده میشین شکست میخورین ..ان شاءالله ک اینطور نمیشه ولی خودتونو کنترل کنین این روزا میگذره بهتون قول میدم اینو کسی که دیوانه وارعاشق معلمش بود میگه فقط صبرکنین وباخدارفیق بشین

  8. مهسا 1 سال قبل

    من عاشق معلمم شدم
    معلم ادبیاتم
    دیوونشم
    ی اتفاق بدی براش افتاده که من یک سره در حال گریه کردنم ی مدت هم نمی تونم ببینمش تورو خدا کمکم کحید دارم دیوونه میشم

    • Zahra 4 هفته قبل

      میشه اسمشونو بدونم؟😑

  9. الناز 1 سال قبل

    سلام.من الناز هستم.کلاس هفتم یه معلم قران داشتیم که وقتی اومد سرکلاسمون.من خیییلی ازش بدم میومد.ولی بعد از یه مدت،به شدددت عاشقش شدم.در حدی که همه ی بچه های مدرسه این موضوعو میدونن.خوده معلمه هم میدونه.ولی امسال که من هشتمم.باهاش کلاس نداریم(ولی هنوز تو مدرسمون هستش)من از این موضوع خیلی ناراحتم و افسرده شدم.در حدی که یه روز تا حد خودکشی هم رفتم.کمک کنید چیکار کنم که از این راحت شم

  10. الناز 1 سال قبل

    سلام.من الناز هستم.کلاس هفتم یه معلم قران داشتیم که وقتی اومد سرکلاسمون.من خیییلی ازش بدم میومد.ولی بعد از یه مدت،به شدددت عاشقش شدم.در حدی که همه ی بچه های مدرسه این موضوعو میدونن.خوده معلمه هم میدونه.ولی امسال که من هشتمم.باهاش کلاس نداریم(ولی هنوز تو مدرسمون هستش)من از این موضوع خیلی ناراحتم و افسرده شدم.در حدی که یه روز تا حد خودکشی هم رفتم.کمک کنید چیکار کنم که از این راحت شم

  11. نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز “nafasi”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    همانطور که خودت هم اشاره کردی دوست داشتن معلم میتواند آثار و نتایج خوبی هم همراه داشته باشد مثل درس خون تر شدن تو.
    ولی هر جا افراطی بشه خطرناکه
    وقتی بخواهیم در همه زمان ها فقط به او فکر کنیم ممکن است اتفاقات به شکلی جلو برود که به ضرر ما تمام شود.
    توصیه ای که برایت دارم این است که با ایشان در فرصتی که امکان گفتگو پیش آمده مثل کلاسی که با ایشان داری صحبت کنی و بگویی که برخی ویژگیهای ایشان را دوست داری. گفتگو کردن با ایشان در مورد احساس و علاقه ات میتواند موجب شود که هیجانت متعادل تر شود. در این کفتگو گاهی از ایشان سوال کن از تو چه انتظاری دارند؟ پاسخ این سوال میتواند به تو کمک کند که رفتاری خارج از درخواست و حریم رابطه تان نداشته باشی.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  12. دلارام 1 سال قبل

    نفس جون به نظر من تا وقتی که هست و باهات خوبه سعی کن از بودنش لذت ببری و یه جوری حس وجودشو برای خودت ثبت کنی که اگه از یه جایی به بعد دیگه نبود فراموشش نکنی. اگه میدونی آدمیه که اگه خودت بهش بگی رفتارش باهات بد میشه اصلااا اینکارو نکن و حسو حالتو تو دلت نگه دار اما اگه میدونی با فهمیدنش خوشحالم میشه حتما بهش بگو و خودت و از این حس قشنگ محروم نکن، البته اینم بهت بگم همیشه احترامشو نگه دار و از مرز دانش اموزی و معلمی فراتر نرو ، بزار اگه قراره اتفاقی بیفته از طرف اون باشه ، یادت باشه جلوش هیچ وقت از کلمه ی عاشقتم و همش به تو فکر میکنم و اینجور چیزا استفاده نکنی چون با این مدل ابراز احساسات طرف احساس خطر میکنه و به هرکاری دست میزنه که تورو از خودش دور کنه، فقط بگو دوستون دارم و برام با ارزشین و خیلی چیزا بهم یاد دادین . یادت باشه مهم ترین چیز واسه یه معلم اینه که دانش اموزشش مودب باشه و احترامشو نگه داره و از مرزش جلوتر نره، من همین کارارو کردم و الان به نقطه ای رسیدم که خودش سمتم میاد از اینکه دوسش دارم خوشحاله و مطمئنم گوشه ی قلبش یه جای هرچند کوچیک برام هست که با جایگاه بقیه فرق داره.امیدوارم تو هم مثل من به این روزای قشنگ برسی، از بودنش لذت ببر

  13. Nafasi 1 سال قبل

    سلام من نفس هستم..
    منم تجربه شماهارو داشتم و دارم و میخوام که کمکم کنین چون مشاوره رفتن برای من غیر ممکنه..
    نهم که بودم تابستون تصمیم گرفتم برم کلاس والیبال..خلاصه اینکه من رفتم و از مربی والیبالم به علت اخلاقش ضربه بدی خوردم..تابستون امسال دوباره دلو زدم به دریا و رفتم والیبال ثبت نام کردم توی همون باشگاه..مربیش تغییر کرده بود..اون مربی توی سه ماه تابستون با تشویق کردن ما مخصوصا من باعث شد خیلی تو حرفه ام پیشرفت کنم..رفته رفته علاقم بهش زیاد شد جوری که بخاطر اون بعضی از کارهای بدمو کنار گذاشتم چون حس میکردم دارم به مربیم به اعتمادش یه جوری خیانت میکنم..الانم هنوز پیش همین مربی میرم اما تو یه باشگاه دیگه و بدتر از قبل بهش وابسته شدم چون علاوه بر اینکه توی باشگاه میبینمش توی مدرسه هم به عنوان راننده سرویس مدارس میبینش..اینم بگم که این مربی باعث شده من درس خون تر بشم و از بعضی از عادت های غلطم دوری کنم..
    خواهشا کمکم کنید دارم دیوونه میشم..هربار که میبینمش توی دلم هزاربار قربون صدقش میرم..هربارم میخوام بهش بگم ولی نمیتونم البته فکر کنم فهمیده باشه چون رفتارش با من نسبت به تابستون تغییر کرده..
    لطفا راه حلی جلوم بذارید..ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید