,

یکی از موضوعاتی که به طور مکرراز طرف کاربران نوجوان  مطرح شده مسئله عشق به معلم به شکلی افراطی و شدید است.این مورد را دردو بعد مختلف علمی و روانشناسی بررسی می کنیم:

عشق های هیجانی 

۱- بروز عشق‌های گذرا در مرحله نوجوانی و جوانی بسیار شایع است و عوامل بسیاری در آن مؤثر می‌باشند. یکی از عوامل، تغییرات فیزیولوژیک و ترشح برخی هورمون‌ها می‌ باشد. دوران بلوغ آکنده از نوسانات هورمونی و فیزیولوژیک است. این دوران با برخی امور از جمله اضطراب (که در دوران بلوغ به خاطر برخی تغییر و تحولات جسمی روانی تا حدودی فزونی می‌یابد) باعث برخی تشویشات ذهنی در فرد می‌گردد. بدیهی است اضطراب از جمله هیجان‌های منفی است که باید به طریقی کاهش یابد. همه ما وقتی مضطربیم، به چیزی پناه می‌بریم و به نوعی پناه‌جویی در ما تقویت می‌گردد .

پناه‌جویی فرد مضطرب به افراد یا اشیا باعث کاهش اضطراب در ایشان می‌ گردد .معمولاً روحیه پناه‌جویی و آرامش‌گرایانه باعث بروز پدیده‌ای به نام وابستگی عاطفی یا عشق زود گذر در ما می‌گردد .با هر حمله اضطرابی فرد به دنبال آرامشگر می‌ گردد . معمولا آرامش را در دیدار ذهنی یا عینی معشوق می‌جوید.

واکنش

دختر دبیرستانی وقتی تحت استرس شدید و متوسط قرار می‌گیرد ،به طور ناخود‌آگاه ذهنش به طرف دوستان (یا معلم) می‌رود که در پیش از این به او آرامش می‌ داده است. به اصطلاح این پیوند نوعی پیوند شرطی است که طی آن فرد مضطرب نسبت به تصویر آرامشگر فرد معشوق شرطی می‌ شود.  وعشق به معلم را شکل می دهد . نکته دیگر اصل مجاورت است. اصل مجاورت یک اصل فیزیکی ساده است که کارکردی روان‌شناختی دارد .خواه ناخواه دو نفری که برای مدتی در مجاورت همدیگر قرار می‌گیرند ،نوعی انس و علاقه میان آن دو شکل می‌گیرد .

عاشق معلمم شدم

من به معلمم خیلی علاقه دارم

به یکی از دبیرانم علاقه دارم

چگونه به معلمم ابراز علاقه کنم؟

انس و علاقه در بسیاری موارد بی‌دلیل است و دلیلی جز مجاورت فیزیکی و روانشناختی ندارد. اگر از فرد بپرسند چرا عاشق فرد دیگر شده است، قطعا جوابی خواهد داد که بر بسیاری از افراد دیگر صدق می‌کند. به بیانی دیگر فرد معشوق هیچ موضوعیتی برای فرد عاشق ندارد، ولی از بد حادثه این یکی در کمند دیگری گرفتار آمده است.

وسواس

برخی روان‌ شناسان عشق را یک رفتار وسواسی بر می‌شمرند، به این معنا که همان‌گونه که فرد وسواسی با هر حمله اضطرابی در صدد کاهش آن از طریق رفتار وسواسی برمی‌آید، فرد عاشق نیز با هر حمله اضطرابی برای کاهش اضطرابش خود را مجبور به رفتار وسواسی (دیدار عینی یا ذهنی معشوق) می‌ بیند.

عشق به معلم

افراد وسواسی هیچ اختیاری در این زمینه ندارند .با صدها توصیه و پند و اندرز نمی‌توان آن ها را از تکرار رفتار وسواسی باز داشت. فرد عاشق تا حالش دگرگون می‌گردد ، تصویر معشوق در ذهنش روشن می‌گردد و به آرامش کاذب و موقتی او می‌ انجامد. نکته دیگر ترشح برخی هورمون‌های جنسی می‌باشد.

هورمون‌های جنسی نوعی پیوند‌جویی را در فرد تشدید می‌نماید . از آن جا که دختران ساعت‌ها در کنار همجنسان خود هستند ،به نوعی این روحیه پیوند‌جویی در ایشان از جنس مخالف به جنس موافق تغییر جهت می‌دهد.در برخی موارد برخی رفتارهای شبه جنسی در ایشان به چشم می‌خورد.

هویت یابی

نکته دیگر بحران هویت یابی است . هویت یابی در نوجوانان و جوانان امری طبیعی است . بسیاری از نوجوانان و جوانان از طریق پی‌ریزی رابطه عمیق دوستی به نوعی به هویت‌یابی می‌ پردازند. این دوستی‌ها تا حدودی به این سؤال مهم که من کیستم، جواب می‌ گوید.عشق به معلم نیز می تواند پیامد همین هویت یابی باشد . 

نکته دیگر بروز برخی روحیات افسرده‌وار در ایشان می‌باشد. ناکامی‌های ریز و درشت نوجوانان و جوانان باعث بروز رگه‌های افسردگی در ایشان می‌گردد . فرد افسرده می‌کوشد از طریق عشق به زندگی یکنواخت و یا ناکام مانده خود معنا ببخشد.

عشق به نوعی یک معنای زندگی جدید برای فرد محسوب می‌ گردد. خلأهای عاطفی معمولا در دختران بیداد می‌کند . خلأهای عاطفی در بیش تر موارد با عشق پر می‌ گردد. عشق اگر به کاهش شدید طولانی (مثلا ۶ ماه) عملکرد در فرد منجر گردد، قطعا یک اختلال روانی است.

درمان 

باید برای درمان این نابهنجاری به درمان اختلالات بستر ساز آن یعنی اضطراب وسواس و افسردگی پرداخت. اگر عشق به کاهش شدید عملکرد نینجامد، تا حدودی قابل چشم پوشی است و فرد می‌تواند به مرور از این مرحله گذر کند .پس در زمینه پیشگیری و درمان عشق‌های مرضی و غیر مرضی مانند عشق به معلم  باید گفت :در درجه اول باید خانواده‌ها با روان‌شناسی نوجوان و جوان آشنا گردند . برخوردی متناسب با ایشان در پیش گیرند. خانواده‌ها باید در مرحله گذر نوجوانان، یار و مددکار ایشان باشند . نباید با کج خلقی‌های ایشان برآشوبند و وضعیت را بدتر نمایند.

هویت‌یابی باید با کمک اولیا و مربیان در یک فرایند کاملا طبیعی سامان پذیرد . همچنین خلأهای عاطفی باید با عواطف اولیا و مربیان پر گردد. ورزش و تغذیه مناسب باید سر لوحه کار نوجوان قرار گیرد. سطح عزت نفس نوجوانان باید ارتقا یابد تا از ابتلا به عشق‌های غیر عزتمندانه و ذلیلانه پیشگیری گردد. باید آموزش مهارت‌های زندگی جدی تلقی گردد . مهارت مقابله با استرس به عنوان یک مهارت زندگی باید در برنامه‌های جنبی دانش‌آموزان گنجانده گردد. مشاوره حضوری به معنای واقعی کلمه باید در مدارس احیا گردد.

ارتباط با خدا

ذهنیت منفی و بی‌اعتمادی دانش‌آموزان نسبت به شخص مشاور باید برطرف شود. کتاب‌های مناسب ترویج و تبلیغ گردد تا جایگزین کتاب‌هایی با موضوعات عشقی گردد .متأسفانه امروزه فیلم‌ها ،رمان‌ها، ترانه‌ها و … محتوای عشقی را دارند که مناسب رده سنی نوجوانی نیست. باید این آموزش به نوجوانان داده شود که این احساس عشقی مانند عشق به معلم  که در این سن به سراغ ایشان آمده کاملا ناپخته و زود گذر است و به هیچ وجه قابل مقایسه با عشق های واقعی که در سنین جوانی و بالاتر اتفاق می افتد، نیست.

یکی از روش ها، تقویت معنویت و ارتباط با خدا است که باید جزء لاینفک برنامه‌های تربیتی باشد تا از طریق پیوند عمیق با آرامشگر واقعی هر گونه آرامشگر کاذب و موقت رخت بربندد.

دختران و عشق به معلم 

۲- از آنجا که دختران معمولاً عاطفی تر و احساسی تر هستند، مقوله عشق افراطی و وابستگی روانی در آنها زیاد دیده می شود و در سنین کودکی و دبستانی تا حدودی طبیعی است ولی چون در بعضی از خانواده ها نیاز عاطفی کودکان به درستی برطرف نمی گردد و آنها در محیط خانه و خانواده به میزان لازم از پدر و مادر و دیگر نزدیکان خود محبت نمی بینند، این نیاز عاطفی و کمبود محبت در آنها تشدید شده و باعث گردیده که آنها آن را در خارج از خانه و خانواده و در ارتباطات دیگر جستجو کنند.

عشق یا اختلال

توجه داشته باشیم که ماهیت عشق بسیار پیچیده است، اگر باعث کاهش عملکرد قابل توجهی در فرد گردد و فرد عاشق را به رفتارهای تکانشی وادارد، رنگ و بوی اختلال نیز به خود می‌گیرد. افرادی که به عشق افراطی می گرایند و وابستگی روانی پیدا می کنند، اگر به کاهش شدید عملکرد دچار شوند، به نوعی از چند اختلال عمده روان‌شناسی یعنی اضطراب، وسواس و افسردگی بی‌بهره نیستند، به عنوان مثال با نگاهی به درونیات آنها متوجه خواهید شد که از اضطراب نسبتاً بالایی رنج می‌برند. اضطراب حتی به قبل از وابستگی آنان بر می‌گردد. ممکن است در گذشته نیز برای کاهش اضطراب خود به افراد پیرامونی خود پناه می‌بردند.

عشق به معلم

پناه‌جویی به نوعی در آنان نهادینه شده و به آن شرطی شده‌اند، پس با هر اضطرابی ناخودآگاه به دنبال فرد آرامش‌گری می‌گردند که این فرد معمولاً معشوق، دوست و یا معلم آنهاست. یا مانند یک فرد وسواسی برای کاهش اضطراب خود مجبورند زود به زود به دیدار معشوقی که به صورت کاذب و موقتی اضطراب شان را پایین می‌آورند بشتابند، در حقیقت این گونه عشق‌ها از حالت سلامت جدا گشته و به صورت مرضی (افسردگی، اضطراب، وسواس و…) در می‌آید.

عشق افراطی

پس در مکانیزم عشق افراطی، اضطراب بالا نقش بسزایی دارد و در درمان آن نیز کاهش اضطراب نقش کلیدی دارد. افراد عاشق معمولاً از رگه‌هایی از افسردگی رنج می‌برند. به تعبیری از بی‌معنایی و یکنواختی در زندگی به ستوه آمده‌اند.

فرد افسرده می‌کوشد معنای جدیدی برای زندگی خود دست و پا کند، فرد افسرده پس از مدتی معشوقش به تنها معنای زندگی‌اش مبدل می‌گردد و احساس می‌کند که زندگی بدون معشوق فوق‌العاده بی‌معناست. و نیز خصوصیات افراد عاشق هم‌پوشانی زیادی با خصوصیات افراد وسواسی دارد.

همان گونه که فرد وسواسی برای حصول آرامش به ده بار شستن دست خود در روز عادت دارد، فرد عاشق هم برای به دست آوردن آرامش خود نیازمند ملاقات نو به نو و تجدید دیدار با فرد معشوق است و بدون او نمی تواند زندگی کند، به این ترتیب عشق مرضی تحت عنوان رفتار وسواسی ـ اجباری طبقه‌بندی می‌شود که به نوعی اختلال روانی محسوب می‌گردد و باعث خارج شدن فرد عاشق از گردونه زندگی سالم می‌گردد.

به هر حال، عشق افراط گونه و وابستگی روانی دانش آموزان ، به هیچ وجه امر مطلوبی قلمداد نمی‌گردد. از خلأهای کوچک و بزرگ شخصیتی در درون آنها حکایت دارد. هر فرد افسرده دلی می‌تواند عاشق فرد دیگر گردد و سال‌ها در فکر معشوق روزها به شب برساند. فرد وابسته روانی مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگی (مثل مواد مخدر یا محبت معشوق) خوش است.

راه حل

یک راه حل این است که ابتدا باید به علت و زمینه این گونه رفتار آنها به درستی پی برد و در قدم بعدی سعی کرد با مشورت با مشاورین و روانشناسان باتجربه و نیز همکاری خانواده های آنان، زمینه آشفتگی روانی آنها را از بین برد و در رفع اضطراب، وسواس و افسردگی بالینی یا غیر بالینی آنها کوشید تا آنها مجبور نباشند برای آرامش روانی خود و نیاز عاطفی و کمبود محبت به رفتارهای افراطی عاشقانه روی بیاورند.

عشق به خدا به جای عشق به معلم 

در مواردی جایگزین کردن عشق حقیقی و عشق به خدا می تواند کارساز باشد ولی در جایی که اختلال و آشفتگی روانی وجود دارد و یا فرد هنوز شناخت درستی از عشق به خداوند ندارد، این راه حل نمی تواند به نتیجه رضایت بخشی نائل آید، بنابراین می توانی ضمن متوجه ساختن آنها به معشوق حقیقی و خداوند، شناخت آنها را نسبت به خدا افزایش داد و در کنار آن آشفتگی روانی آنها را با ارجاع به متخصص درمان کرد.

در پایان باید به دانش آموزان این نکته را گوشزد کرد که احساسات، مخصوصا در زمان نوجوانی، به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و در مورد هر تصمیمی که ریشه در عقل ندارد و احساسی است می باید با یکی از بزرگترها (ترجیحا مشاور یا روانشناس) مشورت کرد.

درصورت نیاز می توانید از اینجا با مشاوران ما تماس بگیرید 

مسابقه.سایت نوجوان ها
برچسب ها:
3,287 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. حس ناب 4 هفته قبل

    سلام اینجا محفلیه که همه ی اونایی که هم حس و شبیه خودمونن جمع شدن و از خاطرات و روزای تلخ و شیرین شون براهم میگن.

  2. دلارام 4 هفته قبل

    سلام بچه ها، احتمالا من از شماها بزرگترم، یه زمانی روزای منم تو این سایت میگذشت ، الان یهویی گذرم به اینجا افتاد و با خودم فکر کردم الان که مدرسه ها ماه هاست تعطیل شده کاربرای این سایت چی میکشن از دلتنگی ، چون منم مثل شماها بودم. الان ۱ساله که دیگه دانش آموز نیستم و میتونم بگم بزرگ شدم. اگه پیام های قبلی منو پیدا کنین همه ی داستانمو تعریف کردم. از معلمی که تو بدترین شرایطم ضربه روحی بدی بهم وارد کرد و از معلم دیگه ای که دقیقا قطب مخالف اون بود و منو از این ضربه ی روحی بیرون کشید و نوجوونیمو قشنگش کرد. بچه ها میدونم دقیقا چه حسی دارید. از اون روزی که من برای بار دوم این حسو داشتم ۵ سال میگذره، اونموقع که همسن شماها بودم شب و روزم با فکر کردن بهش میگذشت . شدیدا دوستش داشتم و یه حس عجیبی بود که گاهی از خودم میترسیدم. خداروشکر رابطم باهاش خیلی خوب بود و دوران دبیرستان خیلی خوبی و سپری کردم . وقتی رفتم دانشگاه انگار تازه بزرگ شدم. فکر میکردم این جدایی برام خیلی سخت باشه. روزای اول دانشگاه واقعا سخت بود . هم از اون جداشده بودم هم از دوستام. فکر میکردم الان ساعت چنده یعنی داره چیکار میکنه. با خودم میگفتم اون داره تو همون مدرسه عین همیشه کار میکنه و این منم که دیگه نیستم، میگفتم آیا نبود منو حس میکنه یا براش هیچ فرقی نداره :/ تقریبا ماهی یکبار بهونه ای جور میکردم که برم مددسه و ببینمش. کم کم که گذشت و بزرگتر و مستقل تر شدم انگار احساسمم یهویی تغییر کرد. هنوزم خیلی دوستش دارم و جزو آدم های عزیز و تاثیرگذار زندگیمه اما این دوست داشتن دیگه مثل اون موقع هت افراطی نیست و الان دیگه میفهمم حسم چیه .خیلی زیاد دوسش دارم دلمم براش تنگ میشه و هنوزم وقتی دفترخاطراتمو میخونم عین همون موقع ها یه چیزی توی دلم پایین میریزه ولی دیگه دوست داشتنم یه مرزی داره . اونموقع عقلم به هیچ وجه نمیتونست جلوی قلبم و بگیره اما الان این دوتا باهم دیگه کار میکنن و به همین دلیل ندیدنش خیلی اذیتم نمیکنه و اینجوری خیلی بهتره. هنوزم باهاش ارتباط دارم و میدونه که خیلی دوسش دارم ولی دیگه بزرگ شدم.
    خلاصه نگران نباشید . شما هم عادت میکنید و امیدوارم همه ی کسایی که مثل من این احساسو دارن ، اونا هم زودتر بزرگ بشن و ارامش به زندگبشون برگرده.
    و در نهایت میخوام بگم که هرچقدرم معلمتونو دوست داشته باشید بازم اون یه غریبست. و هیچ کی ببشتر از خانوادتون شمارو دوست نخواهد داشت و به فکر صلاح و خوبیتون نخواهد بود و اصرار خونوادگیتونو هیج وقت به این غریبه ای که دوسش دارید نگید‌

    • اره راس میگی دلارام من خودم خیلی زود عاشق شدم میتونم بگم از همتون کوچکتر بودم من ۱۲سالم بود که عاشق شدن الان ۴ساله باهم در ارتباطیم ولی بااینکه الانم سنی ندارم ولی ۱۰۰ بار شکست خوردم تو این رابطه اما بازم تا پیامم میده میبخشمش البته دعواهم خیلی زیاد باهاش میکنم وخیلیم بهش گیر میدم ولی بااینکه میگه دوستم داره بازم بخاطر این اخلاق گندم میخواست ترکم کنه واین دعواهی من از سر خودخواهی نبود بلکه میخواستم اون رفتارش تغییر بده که حالا هردومون درتلاشیم اخلاقمون عوض کنیم اون بااینکه میگه دوستم داره ولی حاضر نشد از ارامشش بگذره بخاطر من ولی من از همه چیم گذشتم درکل میخوام بگم دوست داشتن خوبه اما نه به قیمت ازخود گذشتن وخود را برای دیگری فدا کردن من واقعا تو این ۴سال زندگی نکردم چون همش فکرم درگیر اون بود کاری میکردم که اون میخواد اصلا زندگی میکردم واسه اون اما فهمیدم هیچ کس جز خود ادم واسه خودش نمیمونه الانم دوسش دارم اما خب نه مثل قبل ینی یه جور عاقل شدم وفهمیدم غرور تو زندگی خیلی بالاتراز عشقه ادم یه بار اعتراف میکنع طرفو دوست داره طرف لیاقت داشت میمونه نداشت بزار بره یه بار مردن بهتر از روزی هزار بار مردنه

  3. هایده 1 ماه قبل

    سلام من هایده هستم امسال سال دوازدهم تحصیلی هستم من سال دهم که بودم یه معلم به نام خانم یگانه داشتم من سال دهم یا جراحی بسیار خطرناک داشتم � همین خاطر خانم یگانه خیلی منو حمایت کردند و می تونم بگم که واقعا اگر کردن زنده ام و نفس میکشم به خاطر حمایت‌های ایشان بود چون که من واقعا امید به زندگی نداشتم تنها امیدم به زندگی وجود خانم یگانه بود من قبل از اینکه جراحی کنم با خانم یگانه همیشه در ارتباط بودم با هم چت می کردیم و توی مدرسه همیشه ساعت‌های طولانی و با همدیگه می گذروندیم حتی آن شبی که فرداش قرار بود من جراحی کنم کل با همدیگر چت کردیم و واقعا فردا صبح حالم خیلی خوب بود و با امید به زندگی رفتم به سوی جراحی و اتاق عمل من و خانم یگانه روز به روز رابطه مون بهتر می‌شد به طوری که همه دانش آموزان و معلم و به من حسودی می کردند این حسادت سرانجام باعث جدایی ما شد وقتی که داشتیم از همدیگه جدا می شدیم جفتمون اشک می ریختم گریه می کردیم ولی مجبور به اون جدایی بودیم بعد از جداییمون من داشتم کم کم با این قضیه کنار میومدم جدایی ما تو سال یازدهم تحصیلی من اتفاق افتاد � خیلی ناراحت بودم ولی کم کم نشم با غذای کنار می‌آمدند در واقع میتونم بگم که دورادور دوسش داشتن ولی برای اذیت نشدن جفتمون قبول کرده بودم که باید از هم دور بمونیم تا اینکه بهمن ماه رسید تور بهمن ماه قرار بود از طرف مدرسه ما را ببرن مشهد اما متاسفانه من از طرف مدیریت این اجازه بهم داده نشد که ثبت نام کنم برای اردوی مشهد چونکه خانم یگانه گفته بود اگر که هایده بیاد من نمیام و مدیریت برای اینکه خانم یگانه را با خودش ببره من نبرد من تا قبل از این قضیه یعنی قضیه مشهد با دوری و جدایی از خانم یگانه کاملاً کنار آمده بودم اما بعد از ماجرای مشهد به شدت دچار افسردگی شدم من خانم یگانه رو خیلی دوسش داشتم توقع نداشتم یا همچین کاری باهام بکنه اما کرد من هیچ وقت بهش جرات نکردم بگم که چرا به چه حقی نزاشتی من برم مشهد چون واقعا دوسش داشتم و میدونستم که اگه بخوام برم باهاش حرف بزنم قطعاً کلمات ناخوشایندی از دهنم بیرون میومد به خاطر همین هم ریختم تو خودم به وقتایی که تنها میشدم به شدت گریه میکردم نمیدونم تا حالا این حسو داشتید یا نه اولین بار بود که هم عاشق یه نفر بودم هم ازش متنفر بودم الان که دارم اینا رو مینویسم تو ماه مردادیم یعنی تقریباً ۶ ماه پیش این اتفاق افتاد بعد از اینکه از مشهد برگشت فقط دو هفته رفتیم مدرسه به من تو این دو هفته لام تا کام باهاش حرف نزدم پدرم برای اینکه حال روح من مساعد باشه زمانی که اونا مشهد بودن من را هم برد مشهد اما دریغ از اینکه من میخواستم کنار دوستان باشم و مشهد رفتن برام بهونه بود تو دوران قرنطینه که بودیم نه پیامی نه سلامی نه علیکی اما الان دارم مدرسه ما از اونجا عوض می کنم ولی دوست دارم برای آخرین بار برم ببینمش برم بهش بگم که چه بلایی سر ما وات برم بهش بگم که چقدر اذیتم کرد برم بهش بگم که اشک چشمام بهم مدیونه برم بهش بگم که از ته وجودم دوستش داشتم اما هیچ وقت نفهمید هیچ وقت نفهمید که من حق اینو داشتم که آموزش پرورش شکایت کنم یا حتی برم پیشش و کلی بهش ناسزا بگم اما این کار رو نکردم چون عاشقش بودم می خوام برای آخرین بار ببینمش بهش بگم تا حق نداشتی دل منو بشکنی می خوام بهش بگم یاد بگیر �تی یه رابطه رو تموم می کنی دیگه تموم شده دنبال قضیه‌ای بعدش نگرد می خوام بهش بگم وقتی رابطه ما تموم شد دیگه نباید میومدیم میگفتیم نمیذارم هایده بیاد مشهد چون به تو ربطی نداره باورت شاید نشه ولی الان که دارم اینارو مینویسم اشک تو چشام جمع شده می خوام از شما بپرسم حق اینو دارم بهش برم اینا رو بگم؟

    • پاسخ خانم دکترسلیقه دار:
      دوست خوبم
      اینکه حس خودمون را بخواهیم به دیگری بگوییم حق ما هست و تو حق داری حرفهایت را بزنی اما لازم است مراقبت کنی که توهین و بی احترامی نکنی و غیر واقع هم حرف نزنی.
      از این ها مهم تر هم این است که اطمینان حاصل کنی جریان همین بوده یا نه.
      وقتی برای صحبت رفتی اول فقط سوال کن طوری که اطمینان پیدا کنید ایشان چنین درخواستی کرده اند و یقین پیدا کنی که چرا چنین چیزی را گفته اند. بعد اگر فرضیه تو درست بود در آنصورت حس و رنجی که کشیدی را بگو نه چیز دیگر.
      یادت باشد به قول خودت چیزی که تمام شده نباید دنبال قضیه دیگری باشی.
      پس صرفا به مقصود گفتن حس و نظرت اکتفا کن و بیشتر پیش نرو.

  4. ss 1 ماه قبل

    سلام. من دوسالی میشه که عاشق معاون مدرسمون شدم.ولی هیچ وقت بهش نگفتم. احساس میکنم اگ بفهمه منو مسخره میکنه.اولاش خیلی باهم بد بودیم ولی یه سالی میشه ک باهم خوب شدیم.من خیلی دوسش دارم اما جرئت گفتنشو ندارم واقعا.ازطرفی میدونم ک اگ بفهمه دوسش دارم خیلی پایس بامن همراه میشه.اصلا دوستام میگن اونم ترو دوست داره .ولی من نمیتونم بهش بگم.همش بهش فکر میکنم .عکساشو نگا میکنم .چیکار کنم واقعا

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      بیان احساس واقعی و درونی ات اصلا نگرانی ندارد.
      با خیال راحت حست را بگو ولی مرتقب باش که بعد از این اقرار همه چیز مثل حالا باقی نمی‌ماند و تغییراتی خواهی داشت. از جمله ممکن است رفتار خودت و ایشان تغییر کند و تو حساس تر از گذشته شوی و همه واکنش هایش برایت مهم تر شود. اگر در توانایی خودت پذیرش این همه تغییر را نمیبینی بهتر است به این کار اقدام نکنی.

  5. ببین ماهممون الان همین جوریم بهمون محبت کنن اولش خوبه ولی بعد مثل اینکه خسته میشن دیگه مثل قبل محبت نمیکنن من الان۴سال بامعلم سال ششم هستم اولش بهش ابراز نکردم وقتی رفتم کلاس هفتم تازه فهمیدم رفته یه شهر دیگه ای شمارشو به بدبختی پیدا کردم حتی بخاطر این شماره گیر اوردنش یکیو به خودم وابسته کردم هی به بدبختی پیدا کردم ویهش زنگ زدم وهمه چیو گفتم اونم گفت قربونت برم دل به دل راه داره دیگه گفت اخر هفته ها میام شهرستان منم خوشخیال الان چهارساله هنوز نیومده شهرستان که ببینمش ینی اونده اما هر دفعه یه مشکل پیش اونده یا حامله بود یا پای شوهرش شکست نتونست بیا یا ختم بود یا …حالا هم که کرونا ولی یه بار رفتم شیراز ینی به دردسر مانان وبابام راضی کردم مثلا نیخواستم تولدشو سوپرایزش کنم تو مدرسش رفتم شیراز وبراش کیک وگل وگردنبد وبرف شادی خریدم رفتم مدرسه مدرسه رو اشتباه رفته بودم بعدرقتم خونشون وبرف شادی ریختم رو صورتش😂😂😂وکلی خندید شاید اون دیدار۲۰دقیقه بیشتر نبود ینی فرص کن بعد از چهارسال فقط ۲۰ دقیقه ببینیش بعد از ثابت کردنم رابطمون نزدیک تر شد البته من از این رابطه خسته شدم چون فکر میکنم ترحمه وهمش کشکه اما میگه دوستم داره ومیخواد باهام دوست باشه نه معشوقم منم میگم ادم نمیتونع باعشقش دوست باشع واقعا نمیشه من همش دارم تظاهر میکنم که دوسشم وگرنه هنوزم به چشم معشوق میبینمش خیلی خستم از بلاتکلیفی از یه طرف دلتنگی یه طرف تحقیر دوستامو خانواده از طرف دیگه پیشنهاد مزخرف معلمم😢دارم دیوونه میشم ببین رابطه من این بود که بت گفتم در هر صورت این رابطه ها بدرد نمیخوره البته خیلی شیرینه اگه ببینیش اگه کنارش باشی من تو چهار سال زندگی نکردم همش دلم خوشه واسع دوتا عکسش همش دارم نگاه به همین میکنم ماحتی یه عکس باهم نداریم البته رفتارش حضوری باهام عالی بود حتی خودش میومد بغلم وتو راه پله ها به دور از چشم بچه هاش ومامان بابام دستمو گرفت واینقدر فشار داد که نزدیک داد بزنم 😂واقعا عاشقشم کاش این کرونای لعنتی بره برم پیشش😢😢

  6. شیدا 2 ماه قبل

    سلام من دختری هستم که. عاشق یکی از معلم های مدرسمون شدم ولی هیچ وقت نتونستم بهش بگم که دوسش دارم فقط یا رفتارم نشون میدادم که دوسش دارم احساس میکنم ایشون علاقه من نسبت ب خودشون رو متوجه شده بودن بهش پیام میدادم و یجورایی ابراز علاقه میکردم ولی ایشون نمیخاستن که من وابستش بشم
    الان یه ساله که از اون مدرسه اومدم بیرون یه ساله که ندیدمش و هیچوقت نتونستم بهش بگم که دوسش داشتم😔😔نمیتونم فراموشش کنم هنوزم عاشقشم و از این که بهش نگفتم و فرصت و از دست دادم خیلی ناراحتم
    کمکم کنید بگید چیکار کنم؟

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      تو خیلی خوش شانس بودی که به معلمی علاقمند شدی که تلاش کرد تو را وابسته خودش نکند، او معلمی قابل تقدیر است که معلمی را بلد بوده است.
      میدانم که تحمل این شرایط برای تو سخت است اما حتما در اثر این اتفاقات بزرگتر و قوی تر میشوی و درسهایی یاد میگیری مثل حالا که یاد گرفتی هیچ وقت فرصت را برای بیان احساست از دست ندهی.
      حالا هم نگران نباش احساس واقعي همان است که معلمت متوجه شده و دریافته که تو به او حس خوبی داشته ای. چه میدانی شاید در آینده دوباره یکدیگر را ببینید و آن موقع راجع به این روزها حرف بزنید.

  7. mobina 2 ماه قبل

    سلام من دبیر ریاضیمو خیلی دوست دارم یعنی عاشقشم ب خودشونم گفتم😍
    ولی اینجا هم میخوام بگم خانم محمودی عزیزم خیلی دوستون دارم😘❤

  8. fateme 3 ماه قبل

    عشق به معلم هه معلمی که لیاقت نداره 😏 اولش اوکی همه چی باهات انقدر خوبه تا میای عاشقش میشی ابراز علاقه میکنی به مرور زده میشه هه 😏 ۳ سال خودمو کشتم به درو دیوار زدم چقدر من گریه کردم طوری ک کافی بود یه لحظه اشک بریزم چشمام پر خون میشد امسال تا قبل کرونا من کلاسش نیوفتاده بودم معلم ریاضیمو میگم من بخاطرش ۳ ماه دقیقن ۳ ماه برگه های امتحانیمو سفید میدادم لج کرده بودم نزدیک بود اخراج بشم من انقدر رفتم به دستو پای مدیر افتادم انقدر گریه کردم انقدر اشک ریختم تا اینکه مدیر منو جابجا کرد 😏 بگذریم میخوام بگم انقدر به من بی محلی کرد معلمه انقدر با من سرد حرف میزد میدونی چیه خودمم نمیتونم درک کنم یه روز گرم بود یه روز سرد خلاصه اینکه کاری که این معلم با من کرد کسی تو این دنیا با من نکرد تو این ۱۵ سال حالا میتونم بگم جوونیم بزرگ میشیم میگذره ولیی این احساس منو کشت =) کاری کرد که احساسم به صفر رسیده دیگه به هیچ کسو هیچ چیز حسی ندارم حتی من مادرمم دیگه دوس ندارم از وقتی اینو دیدم مادرمو گذاشتم کلا کنار تا به الان حالا خلاصه ک من دیگه نه عاشق خودشم ن کسه دیگه هیچ کسو دیگه دوست ندارم خودشو فقط در حد خیلی کم دوست دارم هیچ وقت نمیبخشمش هیچ وقت احساسمو کشت نابود کرد میخوام بگم که اگه از این معلما دارین که یه روز گرمه یه روز سرد بزاریدش کنار که مثل من نشید دیگه ذوقی برای ادامه زندگی ندارم میفهمین آدمی که دیگه هیچ حسی نداره چجوری میتونه زندگی کنه هاااااا!=) هیچ وقت نمیبخشمش هیچ وقت =) امیدوارم که این کامنتو یه روز بخونه =)

    • fateme 3 ماه قبل

      از هرچی عشقه زده شدم به ولله اسم عشق میاد میخندم فقط =) آی خدااااا کاری ک این با منننن کردددد هییچچچ کسس نکردددد =)) مرگ احساس میدونید چیه !=)

  9. ساره 4 ماه قبل

    سلام خسته نباشید.دوستان من سال سوم راهنمایی هستم بشدت عاشق دبیرتجربیم شدم یعنی ازهفتم که دیدمشون دوسشون داشتم ولی تااول همین سال نهمم چیزی ازاحساسم نگفتم.اماامسال که بهشون گفتم برخلاف انتظارات من خیلی باهام خوش برخوردبودن خلاصه باهم خیلی خاطره داریم حتی یه باربهم گفت که خاص ترین ادم زندگیشم وهیچوقت فراموشم نمیکنه.تقریباپنج ماه باهم خوب بودیم تااینکه کرونااومدمن ازوقتی اومدم سال نهم خیلی بشدت بهشون علاقه مندشدم ایشون همه جوزه ثایت میکردن که دوسم دارن حالا من۳ماه ازشون دوربودم تااینکه برنامه شاداومدمن برای اینکه نشون بدم دخترمنطقیه هستم فقط گاهی اوقات بهشون پیام میدم ایشونم بامحبت تمام جواب میدادن تاایکه یه روزقرارگذاشتیم هموببینیم ولی اون روزپیام دادن که نمیان الان که مدرسه بازشده من هرروزفقط بخاطره ایشون میرم مدرسه امارفتارشون تغییرکرده خیلی همش میگه بهتره که فراموشش کنم برم چون دیگه نمیبینمش تروخداکمکم کنیدمن الان باهاشون قهرم دوروزه جواب پیامامونمیده حس میکنم دارم بازیچه میشم اخه خیلی دوسش دارم فراموش کردنش مغدورنیست حتی نمیتونم ازش دورشم کمکم کنیدخانم مشاوره دوستان هرکی که پیام منو میخونه دارم دیونه میشم حتی بخاطره فشاره فکروخیالش دیشب توی بیمارستان بستری شدم

  10. mi 8 ماه قبل

    عشششق

  11. الهام .کار 1 سال قبل

    منم عاشق معلم علومم شدم ولی اصلا بروز نمیدم وحتی فکر اینکه بهش ابراز علاقه کنم آزارم میده چون میترسم اگه بگم ازم سرد شه من الان هشتم هستم
    و چند ماه دیگه میتونم ایشون رو ببینم وبعد سال تحصیلی تموم میشه
    حتی یه بار بغلم کرد گفت تو با همه برام فرق داری گفت باید ارزش خودتو بدونی و….. چه جوری بشون بگم دوسشون دارم دازم میمیرم

  12. یلدا 2 سال قبل

    سلام من امسال به شدت عاشق معلمم شدم یه جوری که دیگه مشاور میرم وضعم خرابه دیوونشم عاشقشم
    خانم م. م خیلی دوستون دارم معلم عربی عزیزم بهت دل بستم
    ❤️❤️❤️❤️❤️

  13. مریم 2 سال قبل

    سلام
    منم مثل همه شماها دوسش دارم
    اون کسی بود که خدارو بهم بیشترنشان داد
    هرباربایه پیام ازطرفش جون میگیرم ۵ساله میشناسمش ودوسش دارم ولی امسال که معلمم نیست وبازنشسته شده براش گفتم خیلی دوسش دارم .الان هم داریم باهم حرف میزنیم روزیه روز بیشتر دلم واسش تنگ میشه میخام یه باربغلش کنم
    فقط اینو میتونم بگم که ازفاصله ی روز آرزوی شادی وخوشحال بودن دارم

  14. زهرا 2 سال قبل

    سلام خواهرای گلم سعی کنید به اون معلمی که عاشقانه دوستش دارید بگید که دوسش دارید من همین کارو کردم و خیلی هم خوشحالم چون کاملا درکم کرد و همه جوره برا این که دلتنگی من براش باعث نشه از درسام عقب بیوفتم تلاش کرد الان من سال دوازدهم هستم و ۴ ماهه داریم حرف میزنیم هم چت و تماس و..من سه سال بود عاشقشش بودم ولی بهش نگفته بودم تا امسال که گفتم خیلی دوسم داره خودش دختر نداره من براش دخترم بعضی وقتا بهش میگم میزارم میرم تا امتحانش کنم ببینم عکس المهلش چیه اما خودش میگه منو دختر وابسته که نه دلبستهبه خودت کردی رفت نه میرم نه میزارم بری مگه دست خودته واین رابطه عاشقانه ادامه داره .

    • درنا 3 ماه قبل

      سلام عزیزم شاید این کار درستی باشه اما باور کن واسه همه جواب نمیده
      اگه به نظرتون معلمتون بعد از ابراز علاقه باهاتون سرد میشه پس بهش نگید بلکه خودتون قانع کنید که همین شکلی که هست دوسش دارید
      تجربه داشتم

    • .... 2 ماه قبل

      سلام زهرا جان
      معلم منم همین حرفا رو میزد و دقیقا همین اعمال رو داشت
      حتی میگفتم میزارم و میرمم دقیقا همین حرفا رو میزد
      اما ۵ سال پیش بدترین تهمتی که می تونست بزنه رو خیلی یهویی بهم زد و رفت…
      هر معلمی، معلم نیست
      اینا همش کشکه…

  15. یگانه 2 سال قبل

    سلام
    منم به شدت به یکی از معلمام از پارسال علاقه مند شدم و خیلی وابستش هستم و خیلی دوسش دارم جوری شده که اگه یه روز نبینمش یا نرم‌پیشش کلا اون روز یه جور دیگه ای هستم.یایکی ازش بد بگه یک رفتار بدی باهاش میکنم…تاپای خود کشی هم رفتم
    نمیدونم چه کار کنم … امسال سال دوم هست که باهاشون داریم.از این میترسم که یه سال دیگه کلا میرم.بعد چه جوری میتونم طاقت بیارم.فکر میکنم بدجوری نابود بشم

  16. دلارام 2 سال قبل

    سلام الناز جونم، ببین منم دقیقا مشکل تورو داشتم امسال با وجود اینکه باید با اون معلم کلاس میداشتیم ولی بخاطر یه سری مشکلات مدرسه برای ما اصلا اون کلاسو نزاشتن و من اینجوری از کسی که به شدت بهش وابسته بودم جدا شدم اینم بگم اگه تو یسال باهاش بودی من بعد سه سال جدا شدم، افسردگی شدیدی گرفتم ، خیلی ناراحت بودم و فکر میکردم دیگه همه چی تمومه ولی برخلاف تصورم امسال بیشتر از سالای قبل بهش نزدیک شدم. زنگای تفریح همیشه اولین نفر از کلاس میرم بیرون که ببینمش و البته اینم بگم که خودشم باهام راه میاد و حتی روز تولدمم یادش بود و قشنگترین تبریکی بود که تو زندگیم شنیدم. منم از این میترسم که سال دیگه کلا از مدرسه میرم و وارد دانشگاه میشم و از همین الان ترس ندیدنش داره دیوونم میکنه. برو خداروشکر کن حداقل اززدور میتونی ببینیش و از تموم ثانیه هایی که میبینیش لذت ببر و حس بودنشو تو قلبت ثبت کن، به این فکر کن که دوسال دیگه حتی از دور هم نمیتونی ببینیش:/

  17. فاطمه 2 سال قبل

    سلام خواهرای خوبم.به احتمال زیاد من بزرگترازشمام یه زمانی حرفامو، دردودلامو اینجا مینوشتم چن سال میگذره ?فک میکردم هیچ وقت معلمی که براش میمیرم نمیتونم فراموش کنم بدترین اتفاقا برام افتاد روحی وجسمی مریض شدم درسته ۶سال طول کشیدتاازیادببرم اما باید بگم الان حتی بهش فکرهم نمیکنم وکلا فراموشش کردم شماکه سنتون کمه توصیه ی خواهرانه میکنم که فقط باخدا باشین دلی که ازخدا دور بشه ممکنه هربار سمت یکی بره یابعدیه ماه یایه سال ولی بارها بخاطره دل سپردن به خلق افسرده میشین شکست میخورین ..ان شاءالله ک اینطور نمیشه ولی خودتونو کنترل کنین این روزا میگذره بهتون قول میدم اینو کسی که دیوانه وارعاشق معلمش بود میگه فقط صبرکنین وباخدارفیق بشین

  18. مهسا 2 سال قبل

    من عاشق معلمم شدم
    معلم ادبیاتم
    دیوونشم
    ی اتفاق بدی براش افتاده که من یک سره در حال گریه کردنم ی مدت هم نمی تونم ببینمش تورو خدا کمکم کحید دارم دیوونه میشم

    • Zahra 9 ماه قبل

      میشه اسمشونو بدونم؟😑

  19. الناز 2 سال قبل

    سلام.من الناز هستم.کلاس هفتم یه معلم قران داشتیم که وقتی اومد سرکلاسمون.من خیییلی ازش بدم میومد.ولی بعد از یه مدت،به شدددت عاشقش شدم.در حدی که همه ی بچه های مدرسه این موضوعو میدونن.خوده معلمه هم میدونه.ولی امسال که من هشتمم.باهاش کلاس نداریم(ولی هنوز تو مدرسمون هستش)من از این موضوع خیلی ناراحتم و افسرده شدم.در حدی که یه روز تا حد خودکشی هم رفتم.کمک کنید چیکار کنم که از این راحت شم

  20. الناز 2 سال قبل

    سلام.من الناز هستم.کلاس هفتم یه معلم قران داشتیم که وقتی اومد سرکلاسمون.من خیییلی ازش بدم میومد.ولی بعد از یه مدت،به شدددت عاشقش شدم.در حدی که همه ی بچه های مدرسه این موضوعو میدونن.خوده معلمه هم میدونه.ولی امسال که من هشتمم.باهاش کلاس نداریم(ولی هنوز تو مدرسمون هستش)من از این موضوع خیلی ناراحتم و افسرده شدم.در حدی که یه روز تا حد خودکشی هم رفتم.کمک کنید چیکار کنم که از این راحت شم

  21. نوجوان‌ها 2 سال قبل

    کاربر عزیز “nafasi”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    همانطور که خودت هم اشاره کردی دوست داشتن معلم میتواند آثار و نتایج خوبی هم همراه داشته باشد مثل درس خون تر شدن تو.
    ولی هر جا افراطی بشه خطرناکه
    وقتی بخواهیم در همه زمان ها فقط به او فکر کنیم ممکن است اتفاقات به شکلی جلو برود که به ضرر ما تمام شود.
    توصیه ای که برایت دارم این است که با ایشان در فرصتی که امکان گفتگو پیش آمده مثل کلاسی که با ایشان داری صحبت کنی و بگویی که برخی ویژگیهای ایشان را دوست داری. گفتگو کردن با ایشان در مورد احساس و علاقه ات میتواند موجب شود که هیجانت متعادل تر شود. در این کفتگو گاهی از ایشان سوال کن از تو چه انتظاری دارند؟ پاسخ این سوال میتواند به تو کمک کند که رفتاری خارج از درخواست و حریم رابطه تان نداشته باشی.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  22. دلارام 2 سال قبل

    نفس جون به نظر من تا وقتی که هست و باهات خوبه سعی کن از بودنش لذت ببری و یه جوری حس وجودشو برای خودت ثبت کنی که اگه از یه جایی به بعد دیگه نبود فراموشش نکنی. اگه میدونی آدمیه که اگه خودت بهش بگی رفتارش باهات بد میشه اصلااا اینکارو نکن و حسو حالتو تو دلت نگه دار اما اگه میدونی با فهمیدنش خوشحالم میشه حتما بهش بگو و خودت و از این حس قشنگ محروم نکن، البته اینم بهت بگم همیشه احترامشو نگه دار و از مرز دانش اموزی و معلمی فراتر نرو ، بزار اگه قراره اتفاقی بیفته از طرف اون باشه ، یادت باشه جلوش هیچ وقت از کلمه ی عاشقتم و همش به تو فکر میکنم و اینجور چیزا استفاده نکنی چون با این مدل ابراز احساسات طرف احساس خطر میکنه و به هرکاری دست میزنه که تورو از خودش دور کنه، فقط بگو دوستون دارم و برام با ارزشین و خیلی چیزا بهم یاد دادین . یادت باشه مهم ترین چیز واسه یه معلم اینه که دانش اموزشش مودب باشه و احترامشو نگه داره و از مرزش جلوتر نره، من همین کارارو کردم و الان به نقطه ای رسیدم که خودش سمتم میاد از اینکه دوسش دارم خوشحاله و مطمئنم گوشه ی قلبش یه جای هرچند کوچیک برام هست که با جایگاه بقیه فرق داره.امیدوارم تو هم مثل من به این روزای قشنگ برسی، از بودنش لذت ببر

  23. Nafasi 2 سال قبل

    سلام من نفس هستم..
    منم تجربه شماهارو داشتم و دارم و میخوام که کمکم کنین چون مشاوره رفتن برای من غیر ممکنه..
    نهم که بودم تابستون تصمیم گرفتم برم کلاس والیبال..خلاصه اینکه من رفتم و از مربی والیبالم به علت اخلاقش ضربه بدی خوردم..تابستون امسال دوباره دلو زدم به دریا و رفتم والیبال ثبت نام کردم توی همون باشگاه..مربیش تغییر کرده بود..اون مربی توی سه ماه تابستون با تشویق کردن ما مخصوصا من باعث شد خیلی تو حرفه ام پیشرفت کنم..رفته رفته علاقم بهش زیاد شد جوری که بخاطر اون بعضی از کارهای بدمو کنار گذاشتم چون حس میکردم دارم به مربیم به اعتمادش یه جوری خیانت میکنم..الانم هنوز پیش همین مربی میرم اما تو یه باشگاه دیگه و بدتر از قبل بهش وابسته شدم چون علاوه بر اینکه توی باشگاه میبینمش توی مدرسه هم به عنوان راننده سرویس مدارس میبینش..اینم بگم که این مربی باعث شده من درس خون تر بشم و از بعضی از عادت های غلطم دوری کنم..
    خواهشا کمکم کنید دارم دیوونه میشم..هربار که میبینمش توی دلم هزاربار قربون صدقش میرم..هربارم میخوام بهش بگم ولی نمیتونم البته فکر کنم فهمیده باشه چون رفتارش با من نسبت به تابستون تغییر کرده..
    لطفا راه حلی جلوم بذارید..ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید