گفتگو با مریم رضایی فیلم ساز نوجوان

فیلم ساز نوجوان

فیلم ساز نوجوان

مهمان این هفته صفحه یه فنجون گپ یک فیلم ساز نوجوان است که از موفقیت هایش برای ما گفته است .

خودتان را معرفی کنید

مریم رضایی 1383 از شهرستان خمینی شهر اصفهان.

فیلمساز نوجوان

مریم خانم، چطور وارد هنر فیلم سازی شدید؟

از کودکی علاقه بسیار زیادی به بازیگری داشتم . در 12 سالگی وارد حرفه تاتر شدم ونمایش ها و تاتر های زیادی تا سن 15 سالگی بازی کردم. رفته رفته علاقه من نسبت به سینما بیشتر شد. تا اینکه در یک فراخوان تست بازیگری فیلم سینمایی در اصفهان شرکت کردم و در آن رد شدم. آن روز بسیار نا امید شده بودم . تصمیم گرفتم دیگر حرفه بازیگری را ادامه ندهم تا اینکه یکی از استادان من که  او نیز فیلم ساز است به من پیشنهاد داد تا خودم فیلمی بسازم و درآن بازی کنم.

این شد که من در کلاس های فیلم سازی شرکت کردم.دو فیلم خیال و جادوی لنز را با اختلاف یک ماه در سال 1398 با شیوع ویروس کرونا ساختم، که همان سال هر دو فیلم در المپیاد فیلمسازی کودک و نوجوان اصفهان قبول شد . آن سال در ایده گروهی موفق به کسب مدال طلا شدیم. همین موفقیت باعث شد تا انگیزه ام برای ساخت فیلم های بعدی بیشتر شود. به طوری که تا به حال 5 فیلم کوتاه ساخته ام که  اتفاقا در هیچ کدام از آنها بازی نکرده ام.

نام اثرهایتان را بگویید.

فیلم اول خیال با موضوع کودکان کاربود . موضوعی که همیشه فکر من را درگیر کرده است. فیلم بعدی جادوی لنز و به ترتیب بعد از آن تیزر باهم بی هم، میخک صورتی، نقطه .

در این زمینه چه مقام هایی کسب کرده اید؟

مدال طلا دوره چهارم المپیاد فیلمسازی کودک و نوجوان.

مدال برنز دوره پنجم المپیاد فیلمسازی کودک و نوجوان.

مدال طلا جشنواره ملی نوجوونیم (بخش فیلمسازی).

و جشنواره های فرهنگی هنری دانش آموزی که هر ساله مقام های استانی و کشوری کسب می کنم.

ویژگی های یک فیلم کوتاه از نظر خانم رضایی؟

فیلم کوتاهی که بتواند در مدت زمانی کوتاه حرفش را بزند و از زیاده گویی یا برعکسش بپرهیزد,دارای خصوصیات اولیه ی یک فیلم کوتاه است.  ولی نکته ای که در باره ی یک فیلم کوتاه بسیار قابل اهمیت است این است که یک فیلم کوتاه حداکثر دو کاراکتر اصلی داشته باشد و نه بیشتر. همچنین به یک موضوع بپردازد چرا که زمان فیلم کوتاه مجالی برای شخصیت پردازی و پرداختن به مسائل فرعی نمی دهد.

فیلمساز نوجوان مریم رضایی

نویسنده فیلم نامه  های مریم رضایی به عنوان یک فیلم ساز نوجوان کیست؟

از کودکی همیشه دربرابر نوشتن مقاومت می کردم . در مدرسه از زنگ انشا فراری بودم . معتقد بودم نویسنده خوبی نیستم.به همین دلیل هیچ وقت نمی نوشتم، تا جایی که انشا های من را همیشه یکی از دوستانم می نوشت. تا زمانی که تصمیم گرفتم فیلم بسازم و هیچ کسی را برای نوشتن فیلمنامه پیدا نکردم . از روی اجبار باید خودم می نوشتم. تا جایی که همه ی فیلم هایی که کارگردانی کرده ام را خودم نیز نوشتم ولی با علاقه. هیچ گاه فکر نمی کردم بتوانم بنویسم.  اما الان برای دیگران هم می نویسم حتی همان دوستی که همیشه انشاهای من را می نوشت.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
مصاحبه با نقال

مریم خانم، بازیگری سخت تر است یا فیلمسازی؟

مسلما هر کاری سختی خودش را دارد، اما اگر آن کار با علاقه باشد سختی با طعم خوشمزه شیرینی دارد مانند خوردن بستی زیر برف. هوا سرد است ولی شیرینی بستنی خوشمزه است ولی از نظر من یک کارگردان مسئولیت بیشتری نسبت به یک بازیگر دارد، بازیگر فقط  در تولید حضور دارد اما کارگردان در هر سه مرحله تولید باید حضور داشته باشد و تصمیمات او هستند که مسیر یک فیلم را مشخص می کند. به همین دلیل از نظر من فیلمسازی سخت تر باشد.

الگوی شما در فیلم سازی ؟

علاقه شخصی من به ژانر فانتزی است ولی در عین حال به موضوعات اجتماعی علاقه زیادی دارم و از سبک فیلمسازی استاد کیا رستمی ، ساده و شیرین در عین حال عمیق کارهایش بسیار لذت می برم. همچنین از سبک نوشتن آقای اصغر فرهادی و پرداخت هوشمندانه اش به موضوعات اجتماعی بسیار لذت می برم. همچنین بازی با زمان و مکان کارهای آقای شهرام مکری و در نمونه های خارجی اش کریستوفر نولان را بسیار دوست دارم و تلاش می کنم همه ی این ویژگی ها را تا جایی که ممکن باشد و در توانم باشد به کار گیرم.

مریم رضایی

ویژگی های یک فیلم ساز موفق از نظر مریم خانم رضایی؟

از نظر من فیلمسازی که بتواند حداقل به 5 درصد از آن چیزی که در ذهنش است را پیاده سازی کند و از به متن در آوردن فیلم بالاتر برود و در لایه سوم (فرا متن ) خلاقیت به کار گیرد و از آن استفاده کند در کارش موفقتی نسبی دست پیدا کرده است.

کدام اثرتان را بیشتر دوست دارید؟

هرگاه پدر و مادر ها توانستند بگویند کدام فرزندشان را بیشتر دوست دارند شاید من هم توانستم جواب این سوال را بدهم. درست است که ضعف بعضی از فیلم ها بیشتر است و دلت می خواهد به عقب برگردی و آن اشتبهات را تکرار نکنی ولی باز هم با همه ی ایرادات وپایین و بالایی هایشان دوستشان دارم.

به عنوان فیلم ساز نوجوان  بفرمایید کسانی که تمایل به فیلمسازی دارند از کجا شروع کنند؟

به نظرم کسی که تصمیم گرفته است فیلم بسازد کارش را شروع کرده است. مهم ترین قدم برای هرکاری تصمیم گیری برای انجام آن کار است. اما به دلیل اینکه من بعد از قدم اول به سمت آموزش رفتم و نتیجه گرفتم به دوستان همسن خودم هم همین پیشنهاد را می کنم. البته منظورم از آموزش فقط کلاس نیست، بلکه در همین موبایل هایی که در دست داریم با یک جستجوی ساده می شود اطلاعات زیادی به دست آورد که اگر دست به کار شوید و با همان موبایل شروع به اجرایی کردن همان آموزش ها کنید و فیلم بگیرید،عکاسی کنید و حتی اگر دوست ندارید تجربه ی نوشتن را بچشید .( شاید شما هم مثل من علاقه مند شدید) چرا که ایده و متن بسیار مهم است. همچنین داشتن دوستان خوب و هم فکر با شما در شروع این کار خیلی به شما کمک خواهد کرد.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
گفتگو با نوجوان موفق حافظ قرآن

فیلم کوتاه نقطه

بهترین فیلمی که دیده اید ؟

فیلم خوب بسیار است و فیلم های زیادی هستند که برای من فراموش نشدنی هستند. اما فیلمی که دید من را نسبت به سینما جدی تر کرد فیلم هری پاتر است که اولین بار در 14 سالگی آن را دیدم و چندین بار همه ی قسمت های آن را دیدم و خیلی دوست داشتم پشت صحنه ی این فیلم را ببینم و زمانی که ویدیو های پشت صحنه را دیدم علاقه ام به فیلمسازی بیشتر شد. شاید الان اگر دوباره سری به این فیلم بزنم دیگر آن جذابیت قبل را برایم نداشته باشد ولی باز هم دوستش دارم.

چرا اغلب اسم فیلم، به هر شکلی در فیلم گفته می شود؟

مثلا ملکه گدایان که داخل فیلم این اسم بالاخره می آید…

معمولا اسم و عنوان فیلم را بر مبنای طرح اصلی و همان حرفی که فیلم به دنبال آن است انتخاب می کنند یا از نمادی در فیلم استفاده شده که ماجرای داستان بر پایه ی آن است و به خاطر اهمیت آن عنوان فیلم قرار می گیرد. درواقع نظر من این است که حرفی که در فیلم زده می شود را عنوان فیلم قرار می دهند. البته من کم با این قضیه مواجه شده ام و تا به حال به آن به صورت جدی فکر نکرده بودم.

حس شما به کلمات زیر

خدا: اوست پناه و پشت من

پدر: گاهی نانی در سفره است، گاهی سقفی بالای سرو گاهی جانی برای زندگی است.

مادر: فرشته ای است که می تواند جای همه ی نبودن ها را بگیرد،اما هیچ بودنی جایش را نخوهد گرفت

ایران: یعنی محبت،مهربانی     نثار هر که دانی و ندانی

خسرو شکیبایی: دلی به اندازه ی اقیانوس آرام ،زیبا و لطیف

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
گفتگو با خواننده نوجوان،محمد حسین رضایی

اصغر فرهادی: نابغه سینمای ایران،قهرمان فیلم هایش.

علی حاتمی: تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بی‌چراغ روشن کرد

اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید؟

اگر اوقات فراغتی پیدا کنم حتما فیلم های خوب خواهم دید. چرا که فیلم دیدن هم حالم را خوب می کند و هم برای ایده گرفتن و یاد گرفتن از تجربه ی فیلمساز های بزرگ کمک بسیاری به من می کند.

همچنین به دلیل علاقه زیادی که به داستان کوتاه دارم، حتما سری به کتاب داستان هم خواهم زد.

فیلم ساز نوجوان

خانم فیلم ساز نوجوان ، خاطره ای از زندگی هنری خود تعریف کنید.

یکی از جذابیت های فیلم سازی غیر منتظره بودن اتفاقات است. مخصوصا اگر با بچه ها کار کنید . مثلا زمانی که سر ضبط یک فیلم کوتاهی بودیم که نقش اصلی آن یک پسر بچه 7 ساله بود.  ما مشغول کار خودمان بود و حواسمان به او نبود که این از بی تجربه بودن من بود و او خسته شده بود و خودش به راه افتاده بود که تنهایی به خانه برگردد و ما زمانی که او را برای ضبط می خواستیم متوجه نبودش شدیم و آن روز فقط دنبال او گشتیم تا پیدایش کنیم.

برنامه ریزی شما برای آینده چیست؟

امیدوار هستم بتوانم این حرفه را در آینده به صورت جدی تر ادامه بدهم و بتوانم تجربه ساخت فیلم بلند را داشته باشم. آرزوی اسکار هم برای همه ی فیلمسازها است وخوب آرزو کردن هم عیب نیست به قول یکی از استادان عزیزم خواسته های بزرگ داشته باش تا به کم راضی نشوی. نمی توان اسم این ها را برنامه ریزی گذاشت ولی قطعا از اهداف من هستند. دیگر اینکه در آینده چه پیشامد هایی باشد و چه اتفاقاتی برای ادامه ی مسیرم پیش بیاید را تنها خداوند است که می داند.

فیلم خیال

صحبت مریم رضایی با نوجوانان

به قول هراکلیتوس در یک رودخانه دوبار نمی توان شنا کرد،پس بیایید از قطره قطره آب این رود عظیم لذت ببریم و مراقب باشیم آلوده نشود و با آلوده کنندگانش مقابله کنیم و مراقب باشیم عضوی از آنها نشویم که در این صورت دیگر هیچ جای این رود نمی شود شنا کرد.

کلام آخر

اشتباه می کنند بعضی ها که اشتباه نمی کنند. باید راه افتاد، مثل رودها که بعضی به دریا می رسند و بعضی نمی رسند. رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد. باید امید داشت زیرا که زنده بودن نصف زندگی است و امید داشتن همه ی زندگی .

 

گفتگو : سجاد زین العابدین

 

گفتگو با نوجوانان موفق ایرانی را در صفحه یک فنجون گپ بخوانید.

امتیاز به این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *