مجسمه های غول پیکر بامیان و سرنوشت آن ها

بامیان منطقه ای میان شهرهای کابل و بلخ در افغانستان امروزی است. این منطقه سالیان طولانی به خاطر مجسمه های عظیمی که داشت به خود می بالید. دو مجسمه به ارتفاع 53 متر و 35 متر که سرخ بت و خنگ (سفید) بت نامیده می شدند. بامیان در گذشته بخشی از خراسان بزرگ بود و هنوز هم فرهنگش با فرهنگ ایران باستان پیوند دارد.

200910201103531049

مجسمه های بامیان درتاریخ

در بسیاری از کتاب های تاریخی ایران از این مجسمه های بزرگ باستانی یاد شده است. چنان که در کتاب انجمن آرای ناصری گفته شده: بامیان در میان کوهی است و در آن کوه دو صورت است از سنگ تراشیده و از کوه برآورده. گفته‌اند که ارتفاع هر یک از آنها به قدر شصت ذرع می‌شود و عرض آن شانزده ذرع و میان آنها مجوف (میان‌تهی) است چنانکه از کف پایشان راه است، نردبان پایه‌ها ساخته‌اند که در تمام جوف آن‌ها توان گردیدن، حتی درون سرانگشتان هر یک و این صور از غرایب صنایع روزگار است و گفته‌اند که این دو بت را «سرخ بت» و «خنگ بت» نام کرده‌اند و گفته‌اند که سرخ بت عاشق و مَرد و خنگ بت معشوق و زن بوده است.

و بعضی این دو بت را لات و منات دانند و بعضی بعوق و یغوث خوانند و گفته‌اند قریب به این دو پیکر صورتی دیگر هست به شکل پیرزنی و آن را نسرم نام بوده و یا یاقوت حموی در معجم البلدان وقتی بامیان را معرفی می کند می نویسد: «بامیان شهر و خوره ای در کوهستان میان بلخ و هرات و غزنه است. دژی استوار و شهری کوچک در سرزمینی پهناور که از بلخ ده مرحله و از غزنه هشت مرحله دور است. خانه ای بلند بر ستون های سر به آسمان کشیده و نقاشی شده در آنجا هست که در آن از هر گونه پرنده نمونه ای در آنجا برای بازدید بیکاران نهاده اند. دو بت بزرگ و بلند نیز در آنجا در تنه کوه کنده شده، یکی از آنها را سرخ بُد و دیگری راخنگ بُد خوانند، گویند در همه جهان بی همتا است.»

200910201103531534

مجسمه های بودا

این مجسمه ها به عقیده بعضی مجسمه بودا بوده اند ولی بعضی آنها را به آیین های ایرانی نسبت می دهند و چون یکی از آنها نقش زن و دیگری نقش مردی بوده است به هیچ وجه آنها را مجسمه بودا نمی دانند چون با تفکرات و تاریخ بوداییان همخوانی ندارد. باستان شناسان در طاقچه های اطراف این مجسمه به نقوشی برخورده بودند که شباهت بسیاری با سبک نقاشی ساسانی داشت و این خود ثابت می کند که تفکری ایرانی در آنجا حاکم بوده است.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
حکایاتی از سفرنامه مظفرالدین شاه قاجار به فرنگ (5)

نام این بت ها در شعر بسیاری از شاعران نیز وارد شده است. این مجسمه ها در طول تاریخ در بامیان ضربه های فراوان دیده بودند، چنگیز خان مغول در سال 1222، اورنگ زیب در سال 1689 و عبدالرحمان خان در سال 1892 میلادی، هر کدام به نوبه خود برای تخریب این دو مجسمه تلاش کردند و بر پیکر آنها صدماتی وارد کردند.

در جریان جنگ های داخلی افغانستان، در آغاز دهه نود میلادی نیز مجسمه ها از آسیب مصون نماندند اما این پیکره همچنان برجای خود استوار بودند تا آنکه گروهی به ظاهر مذهبی به نام طالبان با اعتقاداتی بسیار عجیب بر افغانستان حاکم شدند. آنها با تند روی های خود ذهن مردم جهان را آماده کردند تا آمریکا بتواند افغانستان را اشغال کند و یکی از کارهای ناپسند آنها که مورد نفرت مردم جهان قرار گرفت نابودی کامل سرخ بت و خنگ بت بود.

در روز نهم مارس سال 2001 میلادی، بعد از برگزاری نماز جمعه، نیروهای طالبان به روی مجسمه های بودا

200910201103534782

آتش گشودند و دو شبانه روز به این کار ادامه دادند تا در شامگاه 11 مارس از صلصال و شهمامه 1600 ساله یا همان سرخ بت و خنگ بت، تنها دو حفره به ارتفاع 53 و 35 متر در دامنه کوه های هندوکش باقی ماند. این واقعه تکان دهنده از سوی مردم جهان محکوم شد و سازمان یونسکو نیز بعد از آزاد سازی افغانستان اقداماتی پژوهشی برای بازسازی یکی از پیکره ها انجام داده است اما شاید آرزوی برپا شدن این دو معشوق سنگی دیگر بعید باشد.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
دریاچه کلار

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امتیاز به این نوشته

‫1 نظر ارسال شده در “مجسمه های غول پیکر بامیان و سرنوشت آن ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *