توصیههای مرسانا نظامدوست به همسنوسالهایش برای درخشش در هنر و ماجرای ورود او به دنیای حرفهای اجرا و بازیگری از دوران کودکی.
مرسانا خانم، لطفاً ابتدا خودتان را برای مخاطبان ما معرفی بفرمایید و از علاقهتان به اجرا و بازیگری بگویید.
با سلام و عرض ادب خدمت شما و همهی همراهان گرامی. بسیار خرسندم که در این گفتوگو حضور دارم.من، مرسانا نظامدوست هستم؛ مجری و بازیگر، متولد سیزدهم بهمنماه سال ۱۳۹۱.از همان کودکی، علاقهای عمیق به هنر و فعالیتهای هنری در من وجود داشت؛ چه در زمینهی اجرا و بازیگری، و چه در حوزههایی مانند موسیقی و نقاشی که هر یک، بخشی از علاقهمندیهای شخصی من را تشکیل دادهاند.
به یاد دارم که در دوران خردسالی، ساعتها مقابل آینه میایستادم، میکروفون اسباببازیام را در دست میگرفتم و با تصویر خود گفتوگو میکردم. مادرم در بسیاری از این لحظه ها از من فیلم تهیه میکرد و حالا که آن تصاویر را مرور میکنم، میبینم که علاقهام به اجرا، از همان دوران در وجودم ریشه دوانده بود.
خانم نظام دوست، شما از پنجسالگی وارد دنیای اجرا شدید. بهیاد دارید نخستینبار چه کسی شما را به این مسیر علاقهمند کرد؟
نخستین تجربهی من در این مسیر، کاملاً اتفاقی رقم خورد. برای ضبط تیزرهای تبلیغاتی تلویزیونی، به شرکت «ایران نوین» معرفی شدم. همین حضور اولیه باعث ورود من به دنیای حرفهای اجرا و بازیگری شد.با توجه به علاقهمندی شخصی و روحیهی همکاریام، این مسیر را بهتدریج ادامه دادم، تا آنکه افتخار همکاری با آقای مسعود دهنمکی در قالب یک سریال تلویزیونی برای من فراهم شد و قراردادی رسمی با ایشان را امضا کردم.
مرسانا خانم نخستین تجربهی حرفهای شما با بازی در سریالی به کارگردانی آقای مسعود دهنمکی رقم خورد. آن روزها برایتان چه حالوهوایی داشت؟
روزی که برای امضای قرارداد همکاری با آقای مسعود دهنمکی به دفتر پروژه رفتم، سرشار از شادی و هیجان بودم. اینکه بتوانم در سریالی به کارگردانی فردی حرفهای و شناختهشده مانند ایشان ایفای نقش کنم، تجربهای شیرین و آموزنده برای من بود. این همکاری، نقطهی عطفی در آغاز مسیر هنریام شد.

مرسانا نظام دوست نظرش درباره تجربهی اجرا در برنامههایی مانند «برپا»، «جشن فرشتهها» و «فرزندان ایران» چیست؟ کدام اجرا برایتان شیرینتر از بقیه بود؟
فعالیت من در حوزهی اجرا با برنامهی «برپا» آغاز شد؛ برنامهای که در آن، در کنار آقای زندی، آقای امامی و دیگر عوامل حرفهای مؤسسهی «بادبوم» به مدت تقریباً سه سال همکاری داشتم و در سه فصل متوالی از این برنامه حضور پیدا کردم.
پس از آن، همکاریام با برنامهی «جشن فرشتهها» به کارگردانی آقای عطارد شکل گرفت. در این برنامه، افتخار داشتم با خانم سارا روستاپور فعالیت داشته باشم. این مجموعه که حدود چهل قسمت را شامل میشد، یکی از دلنشینترین تجربه های من در حوزهی اجرا بود.
«جشن فرشتهها» از آن جهت برای من شیرین بود که هم تیم تولید بسیار حرفهای و صمیمی داشت و هم فضای آن کاملاً دخترانه و متناسب با سنوسال من بود. ارتباط با مخاطبانی همسنوسال، حس همذاتپنداری خاصی در من ایجاد میکرد.

همچنین در برنامهی «فرزندان ایران» که آن هم با حضور خانم سارا روستاپور تولید شد، تجربهی ارزشمندی را کسب کردم. در این برنامه، کودکان ایرانزمین را با آدابورسوم و فرهنگهای گوناگون شهرهای کشورمان آشنا میکردیم و این برای من افتخار بزرگی بود.
افزون بر اینها، در برنامهی «کتاب شیرین» و شبکهی اینترنتی کتاب، در حوزهی معرفی و خوانش کتاب فعالیت داشتم. این بخش از کار به کارگردانی آقای عالمی و با حمایتهای بیدریغ آقای فرشاد حسنپور انجام شد. آقای حسنپور همچون برادری بزرگتر، همواره در مسیر رشد و پیشرفت از من حمایت کردند. از این فرصت استفاده میکنم و از ایشان صمیمانه قدردانی میکنم.
خانم نظام دوست تا به حال در اجرای زنده با تپق یا اتفاق بامزهای روبهرو شدهاید؟ در آن لحظه چه واکنشی نشان دادید؟ خندیدید یا جدی ادامه دادید؟
در اجرای زنده، همواره این احتمال وجود دارد که تپق بزنم یا با رخدادی غیرمنتظره روبهرو شوم. با اینحال، در چنین لحظاتی سعی میکنم مکث نکنم و بدون توقف، برنامه را ادامه دهم. البته عکسالعمل من، به فضای برنامه و شرایط صحنه نیز بستگی دارد؛ گاهی لازم است بخندم تا فضا صمیمانهتر شود، و گاه ادامهدادن با حفظ جدیت، حرفهایتر خواهد بود.

برخی اجراها ممکن است هیجانانگیز یا حتی دلهرهآور باشند. شما در نخستین اجرای زندهی خود چه احساسی داشتید؟
حتی اگر تجربهی اجراهای متعدد داشته باشید، باز هم امکان دارد که پیش از اجرای زنده، اضطراب یا نگرانی وجودتان را فرا بگیرد، که امری کاملاً طبیعی است. من نیز این حس را بارها تجربه کردهام؛ بهویژه در نخستین اجرای زندهام، هیجان خاصی داشتم، اما با تمرکز و اعتماد به نفس، توانستم از پس آن بربیایم.
خانم نظام دوست بسیاری تصور میکنند مجریبودن یعنی فقط خواندن متن از روی کاغذ. نظر شما در اینباره چیست؟
نه، اصلاً چنین نیست. پیش از هر چیز، یک مجری باید از قدرت بیان بالا برخوردار باشد تا بتواند مخاطب را با خود همراه سازد. سپس، داشتن دایرهی واژگان گسترده، مطالعات فراوان، توانایی بداههگویی و آگاهی از اطلاعات عمومی ضروری است. یک مجری موفق کسی است که بتواند در لحظه، دربارهی موضوع برنامه حرفی برای گفتن داشته باشد و جریان گفتوگو را با تسلط و هوشمندی هدایت کند.
بهنظر شما، تفاوت اجرای رادیویی یا پادکست با اجرای تلویزیونی چیست؟ و شما کدامیک را بیشتر دوست دارید؟
تفاوتهای زیادی میان این دو وجود دارد. در اجرای تلویزیونی، هماهنگی چهره و صدا برای انتقال احساس ضروری است؛ استفاده از زبان بدن، حالتهای صورت و نگاه نقش مهمی در تأثیرگذاری دارد. اما در رادیو یا پادکست، تمام بار ارتباطی بر دوش صداست. باید بتوان احساسات را صرفاً از طریق لحن و آهنگ گفتار منتقل کرد. شخصاً به هر دو سبک علاقه دارم، اما اجرای تلویزیونی را بیشتر دوست دارم؛ چراکه ارتباط مستقیم با تصویر و مخاطب برای من جذابتر است.

آیا در کلاسها یا دورههایی برای آموزش اجرا شرکت کردهاید؟ یا این مهارت را از راه تجربه و تمرین بهدست آوردهاید؟
خیر، تاکنون در دورهی آموزشی خاصی برای اجرا شرکت نکردهام. بخشی از مهارت من اکتسابی است، اما بخش عمدهی آن از طریق تجربه، تمرین، و حضور در کنار اساتید برجسته و کارگردانهای حرفهای در پروژههای مختلف بهدست آمده است. قدردان اعتماد و فرصتی هستم که این عزیزان در اختیار من قرار داده اند.
آیا تا بهحال پیش آمده کسی در خیابان شما را بشناسد و با تعجب بگوید: «این همان مجری کوچولوست!»؟ در آن لحظه چه حسی داشتید؟
بله، بارها در خیابان یا مدرسه، دوستان و همسن و سال ها با لطف و محبت من را شناسایی کردهاند. از این بابت بسیار خوشحال شده ام؛ چراکه این توجه، نشان میدهد برنامههایی که در آنها اجرا داشتهام، دیده شده و مورد توجه مخاطب قرار گرفتهاند. این بازخوردها برای من ارزشمند هستند و حس خوبی به من میدهند.
گر روزی داور یک مسابقه اجرای نوجوانان باشید، خانم مرسانا نظامدوست بیشتر به چه نکتهای توجه میکند؟ صدای خوب یا تسلط بر متن؟
راستش، بهنظر من هر دو ویژگی ضروریاند، اما در مرحلهی نخست، داشتن بیان خوب و توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب، اولویت دارد. تسلط بر متن، قابلیتی است که با تمرین، تکرار و تجربه بهدست میآید؛ اما صدای خوش، همراه با بیان شیوا، میتواند مخاطب را از همان ابتدا مجذوب خود کند.

اگر قرار باشد برنامهای کودکانه، ویژهی گروه سنی ۸ تا ۱۳ سال بسازید، چه موضوعی را برای آن انتخاب میکنید؟
اگر روزی چنین برنامهای بسازم، تلاش میکنم که فضایی شاد و جذاب داشته باشد، اما در عین حال صرفاً سرگرمکننده نباشد. دوست دارم برنامهای تولید کنم که محتوایی آموزشی نیز داشته باشد؛ برنامهای که ضمن ایجاد لحظاتی خوش، کودکان را با مفاهیم ارزشی، تاریخچهی کشور عزیزمان و قهرمانان اسطوره ی ایران زمین آشنا کند.
حالا یک سؤال بامزه: تا بهحال هنگام ضبط برنامه هوس بستنی کردهاید؟ اگر خوردهاید چه شد؟ اگر نه، چگونه خودتان را کنترل کردید؟
بله، پیش آمده که در زمان ضبط یک برنامهی طولانی، دلم بخواهد چیزی بخورم، اما معمولاً تا زمان استراحت صبر میکنم. یکبار که بستنی آوردند و من مشغول خوردن آن بودم، تکهای از کاکائو روی لباس من که رنگ روشنی داشت ریخت. در آن لحظه کمی نگران شدم، اما دستیار لباس عزیزمان خیلی زود آن قسمت را تمیز و اتوکشی کردند و من با خیال راحت برای ادامهی ضبط بازگشتم. از آن روز به بعد، هنگام خوردن هر خوراکی، بیشتر مراقب لباسهای خود هستم تا لکهای روی آنها نیفتد.
مرسانا خانم شما نوازندهی سنتور نیز هستید. آیا موسیقی سنتی بر بیان یا احساسگذاری در اجرای شما تأثیر گذاشته است؟
بله، موسیقی سنتی ایران را بسیار دوست دارم و نوازندگی سنتور برای من آرامش خاصی دارد. بدون شک این آرامش درونی، بر شیوهی بیان و انتقال احساسات در هنگام اجرا نیز تأثیر مثبت میگذارد.

خانم نظام دوست به نقاشی سیاهقلم علاقهمندید. آیا تا بهحال تصویری از پشتصحنهی اجرا یا استودیوی رادیو کشیدهاید؟
بله، یکبار زمانی که تصویربردار محترم برنامه مشغول ضبط یکی از آیتمها بود، تصویری از ایشان کشیدم و آن نقاشی را بهعنوان یادگاری تقدیم ایشان کردم. بسیار خوشحال شدند و از من تشکر کردند. آن لحظه برای من بسیار خاطرهانگیز بود.
در حوزهی آشپزی نیز فعالیت دارید. اگر قرار بود مجری یک برنامهی آشپزی باشید، چه نامی برای آن انتخاب میکردید و نخستین دستور غذاییتان چه بود؟
بله، به برنامههای آشپزی علاقهی ویژهای دارم. اگر قرار بود مجری یک برنامهی آشپزی بشوم، نام آن را «آشپزی سنتی ایرانی» میگذاشتم. در این برنامه، به معرفی غذاهای اصیل و سنتی مناطق مختلف کشور عزیزمان میپرداختم. نخستین غذایی که انتخاب میکردم، حتماً یکی از غذاهای متنوع و خوشمزهی استان گیلان بود.
شما در کنار فعالیتهای هنری، دانشآموز نیز هستید. چگونه میان مدرسه، اجرا، ورزش و هنر تعادل ایجاد میکنید؟ کسی به شما کمک میکند یا خودتان مدیریت میکنید؟
برای آنکه بتوانم میان فعالیتهای خود تعادل ایجاد کنم، حتماً به برنامهریزی دقیق نیاز دارم. در این زمینه، مادرم بیشترین کمک را به من میکنند. با همکاری ایشان، برای هر روز برنامهریزی مشخصی داریم. بهویژه در روزهایی که مشغول ضبط برنامه هستم، این نظم و مدیریت زمان باعث میشود هم در تحصیل موفق باشم و هم در فعالیتهای هنریام به بهترین شکل ظاهر شوم.

در اوقات فراغت، به والیبال و شنا میپردازید. آیا این ورزشها به تمرکز و آمادگی شما در اجرا کمک کردهاند؟
بله، در اوقات فراغت، والیبال و شنا را بهشکل تفریحی انجام میدهم؛ هرچند بهصورت حرفهای در این رشتهها فعالیت نمیکنم. اما بیتردید، ورزش تأثیر زیادی بر آمادگی جسمی و روحی دارد. ورزش باعث افزایش تمرکز، تخلیهی هیجانات و بازسازی انرژی میشود و همین موضوع تأثیر مثبتی بر کیفیت اجرا نیز میگذارد.
آیا در پشتصحنهی برنامهها، خاطرهای بامزه یا جالب دارید که بخواهید برای مخاطبان ما تعریف کنید؟
پشتصحنهها همیشه برای من سرشار از لحظاتی شیرین و خاطرهانگیز بودهاند؛ خاطراتی که بعدها با مرور آن ها دلم برای آن لحظه ها تنگ میشود. بهویژه حضور دوستان همکار که همسنوسال من بودند، فضا را برای من بسیار دل چسب میکرد.
یکی از خاطرات جالب من مربوط به روزی است که از صبح تا حدود ساعت هشت شب درگیر ضبط برنامه بودیم. در پایان متوجه شدیم که از زمان صرف ناهار به بعد، میکروفون یکی از دوستانم خاموش بوده و تمام قسمتهایی که حضور مشترک داشتیم، بیصدا ضبط شده است.
با وجود خستگی، همان شب دوباره ضبط آن بخشها را انجام دادیم. با شوخیها و شیطنتهای کودکانهی خود، فضای استودیو را شاد نگه داشتیم تا خستگی به عوامل برنامه منتقل نشود. آن شب، تبدیل به یکی از خاطرهانگیزترین شبها برای ما شد.
نقش خانواده، بهویژه مادرتان، در مسیر موفقیت شما چگونه بوده است؟ آیا همیشه پشتیبان شما بودهاند یا گاهی غافلگیرتان کردهاند؟
بدون تردید، حمایت خانواده، و بهویژه مادرم، نقشی بسیار پررنگ در موفقیتهای من داشته است. مادرم بیشتر وقت خود را صرف همراهی و هماهنگی کارهای من میکند؛ چه در زمینهی برنامهریزی و چه در اجرای دقیق فعالیتها همراه من است.از همینجا صمیمانه از ایشان تشکر میکنم. همراهی و دلگرمی خانواده برای من بزرگترین نعمت بوده است.

خام نظامدوست، نظر شما دربارهی فضای مجازی و حضور نوجوانان در این بستر چیست؟ خودتان چگونه از شبکههای اجتماعی استفاده میکنید؟
بهنظر من، شبکههای اجتماعی اگر بهاندازه و با هدف مشخص مورد استفاده قرار بگیرند، میتوانند مفید و سازنده باشند. اما اگر بیهدف و صرفاً برای گذراندن وقت به آنها روی بیاوریم، واقعاً حیف است که دوران طلایی نوجوانی خود را در این فضاها هدر بدهیم.
خود من، بسیار کم و تنها در مواقع ضروری که مربوط به کار یا فعالیت حرفهایام باشد، از فضای مجازی استفاده میکنم. معتقدم باید آگاهانه و با برنامه در این فضاها حضور داشت.
اگر روزی بهجای مجری، تهیهکنندهی برنامهها باشید، نخستین تغییری که در روند برنامهها ایجاد میکنید چه خواهد بود؟
اگر روزی در جایگاه برنامهساز و تهیهکننده قرار بگیرم، قطعاً تمرکز اصلیام را بر مسائل و دغدغههای کودکان و نوجوانان خواهم گذاشت. تلاش میکنم با جلب مشارکت و دریافت نظرات خودِ بچهها، برنامهای تولید کنم که از نگاه و زبان خود آنها روایت شود.همچنین بسیار علاقهمند هستم بستری را فراهم کنم برای آن دسته از نوجوانانی که استعداد و هنری دارند اما هنوز دیده نشدهاند؛ تا بتوانند تواناییهای خود را نشان دهند و فرصتی برای درخشیدن داشته باشند.

و در پایان، خانم نظام دوست اگر قرار باشد تمام علاقهتان به اجرا و هنر را در یک جمله خلاصه کنید، آن جمله چیست؟
«هنر، جان میبخشد به تنِ خستهی من.»
سخن پایانی شما با نوجوانان و همسنوسالهایتان چیست؟
به تمام نوجوانان عزیز و همسنوسالهای خودم توصیه میکنم از این دوران طلایی زندگی نهایت بهره را ببرند.برای رسیدن به اهداف و آرزوهایی که دارند با پشتکار و امید تلاش کنند و هرگز از شکست یا مسیر دشوار نترسند.با تلاش و اراده، حتماً موفق خواهند شد.
آینده در دستان ماست…«من به آرزوهای خود قول رسیدن دادهام.»
گفتگو:سجاد زین العابدین
گفتگوبا نوجوانان موفق ایران را در یه فنجون گپ ببینید