, ,
,

نوجوان (1)هر انتخابی عواقبی دارد که انسان باید مسئولیت انتخاب خود را پذیرا باشد.

اگر شما زحمت زیادی برای انتخاب صحیح بکشید، مسئولیت عواقب انتخاب خود را نیز می پذیرید. وقتی موفق می شوید از این که بگوئید «من موفقیت کسب کردم» خوشحال می شوید؛ یعنی خود را صاحب اختیار و متعهد به انتخاب خود می دانید ولی اگر زحمتی نکشید، انتخاب هایتان محدود شده و تن به انتخابی می دهید که حاضر نیستید خود را مسئول آن بدانید. از همین جا بحث مسئولیت پذیری آدم ها شروع می شود.

آرامش انسان از پذیرش مسئولیتی حاصل می شود که آن هم به نوبه خود در پی انتخاب صحیح، زحمت ها و هزینه های قبل از آن به وجود آمده است.

پس سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم عبارتند از:

انتخاب صحیح، پذیرش مسئولیت، آرامش انسان

به طور خلاصه، سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم، منجر به انتخاب صحیح و انتخاب صحیح نیز موجب پذیرش مسئولیت می شود و در نهایت آرامش انسان به جهت احساس آزادی به وجود می آید.

وقتی از انتخاب کردن طفره می رویم چه بهانه هایی می آوریم؟

۱ – دیگران مقصرند

نوجوان (2)وقتی تلاش لازم و برنامه صحیح نداریم ، ناگزیر انتخاب هایی گریبان گیرمان می شود که ما را راضی نمی کند. حالا دیگران را مسبب وضع پیش آمده می دانیم. یا پدر و مادرمان سخت گیر بوده اند؛ یا همسرمان بد اخلاقی کرده ؛ یا دوستانمان ناباب بودند یا فرزند ناخلف داشته ایم؛ یا آزمون و مصاحبه مشکل بوده، یا کارفرما با تبعیض و ظلم با ما رفتار کرده است؛ یا افرد سودجو تقلب کرده و سر ما کلاه گذاشته اند؛ یا دولت بی عدالتی را گسترش داده است. به نظر این دسته از افراد همه دست به دست هم داده اند تا آن ها را شکست دهند. (یعنی این که فقط من که زحمتی برای انتخاب صحیح و درست نکشیده ام، بی تقصیرم!!!)

۲ – زمین و زمان مقصرند

وقتی فعالیت های لازم و مشاوره های ضروری برای انتخاب هایمان نداشته ایم، نتایج و مسئولیت های انتخابمان را به همه اشیاء نسبت می دهیم. ترافیک بود، سر قرار نرسیدم! زمانه بد شده و همه بدبختند! فرهنگ ما، بد فرهنگی هست! کشور ما این طوره! قانون ما خرابه!

۳ – شانس من بد هست (بدشانسی)

بعضی هم متوجه می شوند، مشکل خودشان هستند ولی اگر اشاره کنند که کم زحمت کشیده اند، بی برنامه بوده اند و …، مجبور می شوند که خود را اصلاح کنند، پس بهتر است تقصیر را گردن شانس بیندازند تا خود را رها کرده و لذت های آنی را کسب کنند. « خرِ ما از کرّگی دم نداشت» ، « دریا هم به ما می رسه خشک می شه»

۴ – هیچ فایده ای نداره

نوجوان (3)این افراد مانند درمانده ای هستند که برای انتخاب بعدی خود نیز، همان نسخه بی فایده قبلی را اجرا می کنند. این ها با سیاه نمایی افراطی و بی نتیجه خواندن هر تلاشی به همه می گویند که قصد ندارند در آینده مسیر خود را عوض کنند، از قبل می گویند که تصمیم زحمت و پرداخت هزینه ندارند. نمی خواهند که برای عوض شدن اوضاع زحمتی بکشند. این ها چون کودکی دست خود را در آتش می کنند و دست خود را می سوزانند و گریه می کنند لیکن دوباره همان کار را تکرار می کنند ولی نمی خواهند که روش خود را تغییر دهند. این ها « انسان بدبخت» را به جای «انسان زحمت کش یا آرامش انسان» انتخاب کرده اند.

هر یک از بهانه های بالا، برای صاحبش احساس بدبختی، بیچارگی، مستاصل بودن، نگرانی، اضطراب، رنج ، غم، غصه، اشک و گریه، افسرده بودن، بی تفاوتی، ناامیدی، احساس گناه، حسادت، خیال بافی و … می آورد. لذا قبل از این که مجبور باشیم به خاطر فرار از انتخاب، دچار بهانه تراشی و مشکلات ناشی از آن شویم بیاییم برای انتخاب هایمان برنامه ریزی کنیم، مشورت کنیم و شروع به تکاپو و فعالیت نمائیم.

منبع: hamdardi.com

 

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید