مسابقه ادبی شماره (۵)

توضیحاتاین شماره از مسابقه ادبی مختص علاقمندان به حوزه ادبیات هست. برای شرکت در این مسابقه باید در مورد مراسم عید و دیدوبازدیدهای نوروزی ترانه هایی به زبان طنز بسرایید.
مهلت شرکت در مسابقهمهلت شرکت در مسابقه تا 20 فروردین ماه تمدید شد.
جایزهبه دو ترانه برگزیده هر کدام مبلغ 20 هزار تومان تعلق می گیرد
شرایط شرکت در مسابقه

1- عضویت در سایت نوجوان ها

2- محدوده سنی 12 تا 21 سال

راه های ارسال پاسخ

1- ارسال پاسخ از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

2- ارسال پاسخ به آدرس ایمیل [email protected]

3- ارسال پاسخ به آیدی تلگرام @site_nojavanha

4- ارسال پاسخ از طریق شبکه اجتماعی نوجوان ها

اعلام نتایج

خانم عارفه غفارپور و آقای پویا اصلانی

اشعار برگزیده

باز آمد بوی عید و خوردنی / بچه جون اینقدر چرا وول میخوری
راستکی این همه خوشحالی تو / از لباس و کیف و کفش و مانتو
کم کمک آمد فصل و سال نو / فصل خوردن و  شکم های جلو
میروی عید دیدنی تا که عیدی جمع کنی / غافل از اینکه حساب همه گشته است تهی
میروی عید دیدنی تا که خوراکی میل کنی / غافل از اینکه آن دارد هزاران کالری
میخوری پنج عدد شیرینی و پنچاه کیلو تخمه / وای خدا بعد از عید برس به داد وزنه
کم کمک عید هم به اتمام می رسد / نوبت سیزده  بدر و تفریح می رسد
بعد از این همه تفریح و شادی / در دم عصر می کنی هی زاری
می خوری غصه که فردا مدرسه / دوباره درس و کتاب و مدرسه
بچه جون اینقدر مکن تو زاری / گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی (عارفه غفارپور)

—————————————————

بهار آمد و بوی انبر آمد_بوی گل میمون و شبدر آمد / عید آمد و ما عیدی گرفتیم _بوی صد هزاران گل درامد
عید آمد و دل ها منقلب شد _رابطه ها همچو قلب به قلب شد / عید آمد و آجیل خوران شد _دل صاحبخانه غل غل کنان شد
عید آمد و بوی کفتر آید _ بوی صدهزاران بره درآمد / عید آمد و یکهو ۱۳ بدر شد _ طبیعت با کار مردم در به در شد (پویا اصلانی)

 

nourooz

کاربر عزیز

چنانچه این مطلب مورد توجه شما قرار گرفت، لطفا آن را لایک کنید.

 

‫3 نظر ارسال شده در “مسابقه ادبی شماره (۵)

  1. پویا :

    بهار آمد و بوی انبر آمد_بوی گل میمون و شبدر آمد
    عید آمد و ما عیدی گرفتیم _بوی صد هزاران گل درامد
    عید آمد و دل ها منقلب شد _رابطه ها همچو قلب به قلب شد
    عید آمد و آجیل خوران شد _دل صاحبخانه غل غل کنان شد
    عید آمد و بوی کفتر آید _ بوی صدهزاران بره درآمد
    عید آمد و یکهو ۱۳ بدر شد _ طبیعت با کار مردم در به در شد

    ببخشید مسابقه را تازه دیدم و این شعر رو تو یک ساعت نوشتم

  2. مهسا مقدم :

    قدر دانی از زمان عید
    ز سبزه و سنبل و ادامه ی هفت سین
    ز که دارد پیامی بنشین و صدا نکن کوچولو
    ز که همه بزرگ اند و تو نداری جایی
    ز تبریک و مبارک گفتن اول از همه بابا بزرگ است
    ز دوم مبارکی را مادربزرگ دارد جایش روی سر
    ز پدر و مادرت را نگو دوست داشتنی اما با عصبانی
    ز ابجی بزرگه محکم دستت را گرفته ناخنک نزنی مبادا
    ز داداشی هم که سر گل کنار پدر نشسته
    ز سال که تحویل شد بدان زیر دست و پا نمانی
    ز عیدی گرفتن گول نخوری یهویی
    ز هر جا رفتی ساکت و شیرین چرب زبانی کن تا توانی
    ز تا شد موقعیت ناخنک زنی ز هر شیرینی
    ز عید تا سیزده زمانت کوتاه است بدان کودک من
    ز تا جا داری چربی زخیره کن تا توانی
    ز که تا عید تا عید سالی باشد قدرش بدانی
    مهسا مقدم

  3. مهسا مقدم :

    بنام خدا
    ز امد نوروز – مهسا مقدم
    ز نوروزم سلام که امد دوباره گرفتن عیدی بهاره
    ز عید و مبارک باشی همه هستند خوشحال اما من نیستم
    ز اینکه هنوز هستم مجرد و تنها و عزب
    ز چه کنم انقدر چشم و پیام و تلگرام زدم نتیجه که نداد
    ز هر چا که جوانی داشت رفتم با ارایش اما امدم بدون ارایش
    ز هر خاله و عمه تا دایی و عمو همه پنهانی اشاره دادم
    ز ای بابا سنم رفته بالا تو را به خدا کاری کنید تا نشوم مادر بزرگ
    ز ای وای که انها مرا شوخی می کردند با طنز و کنایه
    ز ای دختر تا کی می خواهی بمانی تنها
    ز ای فغان داد و فریاد که فقط همه حرف اما نبود کمکی
    ز خود امدم شدم ابجی بزرگه از پس اشپزی و تمیزی کردم
    ز هر چه خواستار می امد همه کج و معیوب یا داشتن همسری بیمار
    ز ای داد و فریاد همه جور سبزی را گره زده ز تا درختان ز سیزده بدر
    ز اما تا رسیدم به فریادم پیش خدا ز تا کی بمانم تنها
    ز تا اینکه دعایم پیش خدا رسید و و جوابم داد
    ز فرستادم جوانی خوش سیما ز قدر دان و شویش شو
    ز اینده بدان فقط خدا تواند ارزویت کند براورده
    ز مرادت خدا می دهد و بس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *