مسابقه سفرنامه نویسی ایران با جایزه

 

همه شما ناصر خسرو را می شناسد او مردی  شاعر وادیب بود بود اما امروزه او را بیشتر به خاطر سفرنامه اش می شناسند . مارکوپولو هم جوانی ونیزی بود که به همراه پدر وعمویش برای ماموریت مهمی به دربار خاقان چین رفتند هرچند او مقام مهمی نداشت اما نام او به خاطر سفرنامه جالبش در یاد ها مانده است .حتی سعدی هم جهانگرد بزرگی بود که سی سال از عمرش در سفر به دور دنیا گذشت بوستان وگلستان حاصل همین تجربه هاست سفرنامه نویسی کاری شیرین وجالب است واتفاقا خیلی هم آسان است .کافیست امسال وفتی در نوروز به مسافرت می روید یک دفتر وخودکارهم بردارید و هرچیز جالی را که می بینید یادداشت کنید . چشمهایتان را خوب باز کنید و گوشهایتان را تیز تا هیچ چیزی را ازد ست ندهید . در پایان سفر خلاصه ای از مهمترین اتفاقات ودیدنی های سفرتان را بنویسید وبرای مابفرستید .

شاید بعضی از شما ها بگویید ما که امسال مسافرت نمی رویم قرار است توی خانه بنشینیم و از مهمانان پذیرایی کنیم شماهم نگران نباشید ژول ورن هم وقتی سفرنامه های خیالیش را می نوشت هنوز هیچ کس به ماه سفر نکرده بود و یا کسی بیست هزار فرسنگ زیر زمین را هنوز هم نگشته است که او سفرنامه اش را نوشت . پس شما  هم سفرنامه خیالی خود را برای مابفرستید .

 لطفا سفرنامه را تایپ کرده و آن را به نشانی پست الکترونیکی [email protected]  ارسال کنید. یادتان باشد مشخصات کامل خودتان شامل نام ونام خانوادگی ، شهر ، مدرسه وکلاس و نشانی خودتان را هم حتما زیر آن بنویسید.

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
تستی

ماهم بهترین سفرنامه هارا درمجله اینترتی نوجوان ها منتشر می کنیم و به نویسندگانش هم جوایز نفیسی اهدا می کنیم .

البته فراموش نکنید برای ارسال آثارتان فقط تا پایان فروردین 92 فرصت دارید .

برای آشنایی شما با سفرنامه، یک سفرنامه جذاب را در یخش فرهنگی-هنری قرار داده ایم که می توانید از این لینک آن را بخوانید.

نوروزتان مبارک؛منتظر سفرنامه های زیبایتان هستیم

 

‫1 نظر ارسال شده در “مسابقه سفرنامه نویسی ایران با جایزه

  1. سمانه :

    سلام دوستان من و همسرم عید قربان استانبول بودیم و از اونجاییکه سفرنامه دوستان کمک خوبى برام بود سعى میکنم منم تجربه مو در میان بذارم از اونجاییکه قبلا تمام مکان هاى تاریخى و مذهبى رو بازدید کرده بودیم اینبارو به تفریح و خرید اختصاص دادیم ،هتلمون چهارستاره یورو پلازا بود و دسترسى به خ استقلال و تکسیم پیاده امکانپذیر بود. روز اول ساعت هشت صبح رسیدیم و مجبور شدیم بعد از کمى استراحت تو لابى و تحویل وسایلمون به اتاق امانت بریم چرخى بزنیم چون چهارشنبه بودو از هتل یک استانبول کارت به قیمت ده لیر گرفتیم و بیستا هم شارژ کردیم با نقشه اى که از سایت پرینت گرفته بود به سمت چهارشنبه بازار رفتیم در واقع صد متر پایینتر از هتل سوار اتوبوس اکساراى شدیم و بعد به سمت خ فاتیح رفتیم تو نقشه ما چهارشنبه بازار و مرکز خرید هیستوریا یکجا بود پس بعد از اینکه از چندین نفر پرسیدیم و نمیدونستن ادرس هیستوریا رو پرسیدیم و بعد از کلى پیاده روى به مرکز خرید هیستوریا رسیدیم و اثرى از چهارشنبه بازار نیافتیم در نهایت بعد از خرید اندکى به سمت مقابل مرکز خرید رفتیم و باز اتوبوس اکساراى رو پیاده شدیم و تو مرکز خرید زیرزمینى اونجا یک دست کت شلوار مردانه به قیمت ٢٢٠ لیر خریدیم و بعد سوار اتوبوس تکسیم شدیم و یک ایستگاه اتوبوس قبل از تکسیم که صد متر بالاتر از هتلمون بود پیاده شدیم و اتاقمونو تحویل گرفتیم که ویو بسیار عالى داشت ولى در کل از هتل راضى نبودیم و فقط جاى خواب محسوب میشد و در حد هتل دو ستاره دوبى بود! عصر اونروز از تکسیم سوار مترو شدیم و ایستگاه دوم شیشلى پیاده شدیم و رفتیم مرکز خرید جواهیر و بعد هم به سمت تکسیم پیاده اومدیم تا عثمان بى که به نسبت اکساراى خیلى شیکتر بود و قیمتش هم متوسط بود و باز از عثمان سوار اتوبوس شده و بالاى هتل پیاده شدیم.
    روز دوم بعد از صبحانه با اتوبوس رفتیم اکساراى و از اونجا با مترو رفتیم ایستگاه کوجاتپه که پنجمین ایستگاه بود و داخل مرکز خرید فروم شدیم که به نسبت جواهیر خیلى مناسبتر بود و یک پالتو مردانه به قیمت ٢٢۵ لیر خریدیم و متاسفانه من خودم چیز مناسبى با قیمت خوب ندیدم همونجا ایکیا هم داشت که یک دهم ایکیا دوبى نبود و منکه به عشق ایکیا رفته بودم خیلى تو ذوقم خورده بودو هى فکر میکردم شاید یک قسمتى باشه که ما ندیدیم اخه واقعا تنوع کم بود وجالب نبود چون از خریدم راضى نبودم همونجا باز سوار اتوبوس زیتون بورنو شدیم و رفتیم اولویوم که واقعا مسیر خیلى طولانى داشت و پشیمون شده بودم در نهایت رفتیم کارفور الویوم که واقعا یک بیستم کارفور دوبى نبود و فقط یکى دو تا بافت و شلوار خریدم که قیمتش مناسب بود ولى به هیچ عنوان ارزش این همه راهو نداشت و اصلا شیک نبود ،خورد و خوراک عالى بود و هى مکدونالد و دونر میخوردیم و در اخر خسته خسته از جلو الویوم سوار اتوبوس اکساراى و از اکساراى سوار اتوبوس تکسیم شدیم و برگشتیم هتل
    روز سوم کاملا نا امید از خرید شده بودم و کلا صد لیر خرج کر ه بودم پس نزدیک ظهر پیاده رفتیم تکسیم و با کبوتر ها عکس انداختیم و همینطور با مجسمه هاى میدان و از اونجا با مترو یک ایستگاه رفتیم به سمت کاباتاش پیاده شدیم اسکله همونجا بود و بلیط کشتى براى بیوک ادا گرفتیم به قیمت شش لیر و تو مسیر و همچنین جزیره کلى صفا کردیم و همونجا با چانه زدن اسکندر کباب به همراه چاى بعد از نهار به قیمت ١۵ لیر خوردیم و خیلى بهمون خوش گذشت ولى سوار کالسکه نشدیم چون بوى بسیار بدى میدادو همه لطفش به پیاده روى تو جزیره بود و برگشت هم نفرى شش لیر دادیم و خیلى به تور ۵٠ تا ٧٠ دلار پرداخت کرده بودن و بسیار ناراضى بودن! وقتى با کشتى تو اسکله کاباتاش پیاده شدیم با همون مترو زیزمینى یک ایستگاه به تکسیم برگشتیم و همونجا از خ استقلال پیاده اومدیم به سمت جنوب،واى نمیدونم چطورى خوشحالیمو وصف کنم البته کلى هم حسرت میخوردم که چرا سه روزه کل مراکز خرید رو بیخودى گشتیم و اى کاش فقط فقط فقط از روز اول اینجا نیومدیم،همه برندها اف خورده بود و من از کوتون بارانى شیک ١٣٠ تا و پیرهن شب کوتاه شیک ١٣٠ تا خریدم و از منگو یک پالتو عالى ١٧٠ لیر و کلى بلوز و تونیک خوب خریدم و پولى که همراهم بود تموم شد و با کلى حسرت برگشتیم هتل .تا ساعت یک شب همه مغازه ها باز بودن و کلى جشن و پایکوبى تو خیابون بود و جاتون خالى یک شام خوب هم تو کوچه هاى فرعى خ استقلال خوردیم که عالىىى بود
     و فردا صبح که روز اخر بودسریع بعد از صبحانه چک اوت کردیم و رفتیم خ استقلال که مثل همیشه شلوغ و زنده بود ولى بیش از نود درصد مغازه ها بسته بود که نمیدونم به خاطر این بود که تا نصف شب باز بودن یا اینکه شنبه اونجا عید قربان شده بود تو این فرصت از کلیسا خ استقلال بازدید کردیم که واقعا ارامبخش و پر از انرژى مثبت بود و حدود ساعت یک که مغازه ها باز شدن از ال سى واکیکى کلى سوغاتى مناسب همه ٢٠ تا ٣٠ لیر خریدیم و باز هم از مغازه هاى همون خ کیف و روسرى و..خریدم و چون خیلى خسته بودیم دو ساعت زودتر برگشتیم هتل منتظر ترانسفر فرودگاه و بالاخره اومدیم ایران.در کل پیشنهادم اینه که تمام اماکن تاریخى و مذهبى رو روزها ببینید و حتما به جزیره بیوک ادا هم برید و شبا به خ استقلال و در نهایت عثمان بى یا اکساراى براى خرید برید و بیخود وقتتون رو براى رفت وامد به مراکز خرید دیگه نذارید مگر اینکه بخواهید از اکواریوم فروم بازدید کنید،همه از تور شهر ناراضى بودن و با اینکه رایگان بود ما نرفتیم چون کلى وقت رو براى بازدید از کارخونه چرم میذارن و در نهایت دو سه تا مرکز خرید با عجله میبرن! و نکته دیگه اینکه حتما اول یک استانبول کارت خریدارى کنید ما کلا چهل لیر با استانبول کارت براى اتوبوس و مترو استفاده کردیم دونفرى!دمپایی و خمیر دندان و مسواک و..همراه بیرید چون از نظر بهداشتى هتل ها ضعیف هستن و توقع زیادى از هتل ها نداشته باشید! امیدوارم مفید فایده بوده باشه باز هم اگه نکاتى به ذهنم رسید اضافه میکنم و امیدوارم هر جا هستید تنتون سلامت و دلتون شاد باشه و حواسمون باشه نماینده ایران محسوب میشیم و ایرانى رو با فرهنگ دیرینه اش نشون بدیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *