, ,
,

نظرسنجی (1)

دوستان خوب و گلم سلام

براتون یه مسابقه جدید هفتگی داریم.

مسابقه مون درباره بعضی اخلاق های زشت و زیباست.

به ما بگید اخلاق های زشت رو چطور اصلاح کنیم و اخلاقیات خوب رو چطور گسترش بدیم؟

به بهترین ایده های شما جایزه میدیم.

عنوان انتخابی سوم ما حسد هست.

برای شرکت در مسابقه لازمه که حسد رو تعریف کنید، بعدش بگید چرا انسان ها حسادت می کنند و مهمتر از همه راه حل هاتون رو برای ترک آن بیان کنید.

نوشته های خود را در قالب دیدگاه در کادر پایین صفحه تایپ کنید.

جایزه برنده مسابقه ۵۰ هزار تومان وجه نقد می باشد.

برخی از نظرات ارسالی کاربران

hamrah125

یکی از بیماریهای خطرناکی که بسیاری به آن گرفتار هستند و کمتر کسی یافت می شود که به این خصوصیت دچار نباشد حسد است که البته بیشتر در فارسی به آن رشک می گویند .حسد زیان دو سر دارد از طرفی به حسود زیان می رساند  و ازطرفی کسی را که به او حسد برده شده .حسد عبارت است از آرزومندی دور شدن نعمتی از کسی و رسیدن آن به خود حسود.

حسد چشم و گوش را بسته و شعور را تحت تاثیر قرار می دهد چنانچه رسول اکرم فرموده اند که تاثیر حسد بحدی میرسد که نزدیک میشود تقدیر را تغییر دهد این امر ایشان نشان می دهد حسد می تواند قدر الهی را مانند قضا الهی تغییر دهد .اولین کسی که در این عالم حسد داشت قابیل بود او نسبت به برادرش هابیل که قربانی اش را با خلوص نیت در درگاه خدا تقدیم کرده بود و مورد قبول پروردگار قرار گرفت در حالی قربانی او که بدون خلوص نیت بود مورد قبول واقع نشد نسبت به برادر دچار حسد گشت و به همین دلیل  آنقدر سنگ بر سر برادر کوبید که جان داد ولی بعد پشیمان شد. از این ماجرا این نتیجه را نیز می تواند گرفت که حسد قدرت تشخیص صحیح از غلط را نیز از انسان می گیرد . حسد بر آنچه که خودمان نداریم مانند ثروت و دانش وقدرت و شجاعت و ..

 دشمنی حسود پایانی ندارد دشمنی هایی که برخاسته از امور دیگر باشد شاید پایان پذیر باشد ولی حسود در هر شرایطی به دشمنی خود ادامه می دهد حتی اگر شخصی که  او به حسادت می کند نسبت با او خوب باشد و به او محبت کند.از عواملی که باعث رشد حسد می شود می توان به ضعف ایمان اشاره کرد که بر عکس ایمان قوی ریشه حسد را خشک می کند. سعی در تجسس در امور دیگران نداشته باشیم و شکر نعمت های الهی را انجام دهیم و بدانیم در مقابل هر نعمتی در پیشگاه پروردگار باید جوابگو باشیم و قدر دارن نعمت هایش ما را در از بین بردن این ویژگی کمک کند .در محیط های کوچک که منابع محدود است حسد بیشتر به چشم می خورد . حسد باعث نابود شدن فضایل اخلاقی می شود و عمر را کوتاه می  کند و درون فرد که دچار حسد است به بیماری ناراحتی و پربشانی و افسردگی مبتلا می سازد البته باید گفت که سهم عمده حسد از خودپرستی سر چشمه می گیرد اگر به این امر توجه داشته باشیم که ما هم می توانیم به هر آنچه می خواهیم برسیم دیگر نسبت به دیگران حسادت نمی ورزیم و از سوی دیگر عامل تنبلی و تن پروری مانع رسیدن به خواسته ها می شود و از طرفی حسادت هم بیشتر می شود. متکی بودن به خود و شناخت توانایی ها و تلاش در مسیر خواسته ها مانع از این می شود که به دیگران حسد و حس حسادت داشته باشیم.

درمان حسد

حسد, یک بد اندیشی درباره دیگران در مقابل چیزی است که آرزوی داشتنش را داری. داشتن حسد نسبت به دیگران موفقیت به بار نمی آورد و هیچ سودی ندارد نه باعث افزایش ثروت و نه دانش و نه هیچ چیز دیگر می شود .بلکه محبوبیت را نیز از بین می برد و افکار منفی را در قلب رشد می دهد و در هر موقعیتی که به افکار منفی جامعه عمل پوشانده شود آنها رشد می کنند. پیامبر اکرم می فرمایند: از حسد نجات پیدا میشود در صورتیکه انسان دست خود را ببندد و زبان خود را نگه دارد و با چشم بسوی برادر اشاره نکند. و امام صادق نیز می فرمایند ریشه حسد کوری دل و انکار نعمت های خدا است. حسد همکاری را نیز از بین می برد و در جامعه مسلمانان که وحدت و یک دلی بسیار مهم است مانع همدلی و همراهی می شود و در نتیجه ترقی جامعه به وقوع نمی پیوندد.هنگامی که حسد در جامعه ایی راه یافت پلیدی جایگزین خیر خواهی و پاکدامنی میشود.

اگر چنانچه حسد در جامعه ایی رشد  کند شایستگی ها از بین می رود و افراد چنین جامعه ایی پیوسته در تفحص و جستجو هستند که از یکدیگر نقطه ضعفی پیدا کنند و بر هم بتازند.در نهایت امنیت اجتماعی از بین می رود و سوء ظن جایگزین اعتماد می گردد.

راه های جلوگیری از حسد انجام کارهای نیک است از جمله بخشیدن زیرا بخشش روح را بزرگ و توانا می کند.

راه دیگر هم نوع دوستی و محبت است رشد محبت و دیگر خواهی نیز باعث رشد خوبیها می شود.از سوی دیگر قدر دانی و سپاسگزاری از خداوند و توجه به خویشتن و تلاش برای داشتن مکان بهتر از نظر روحی و مادی نیز در از بین بردن حسد موثر است . قلب مومن جایگاه خداوند است پس با یاد خدا بودن و نماز خواندن و تلاوت قرآن می توان قلب را پاک نگه داشت و یا پاک کرد .

کاربر “‌bahar_m80” برنده این مسابقه هستند که مبلغ ۵۰ هزار تومان هدیه ایشان خواهد بود.

همچنین سایت نوجوان ها برای کاربران “یه بنده خدا (irancan)” و “نهال” مبلغ ۲۰ هزار تومان به عنوان هدیه در نظر گرفته است.

15 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. hip hop 2 سال قبل

    سلام.
    ب نظر من حسادت مثل یک سرطان است.
    حسادت از عغده ب وجود میاد وقتی شما عغده ی چزیو دارین و همان چیز را از ی نفر میبینی بهش حسادت میکنی تو در اصل عغده داری بعد ب عغده حسادت میکنی در اصل باید ریشرو بزنی
    ترکش شاید خیلی سخت یا سخت باشه وقتی تونستی عغدتو خالی کنی طی چندین بار اونوقت شاید حسادتت کمتر بشه نسبت ب همان عغده ای ک داشتی.
    امیدوارم تفسیر جملات رو کرده باشین.
    با تشکر خسته نباشین.

  2. Faeze 2 سال قبل

    حسد ناخشنودی از موفقیت کسی و زوال نعمت او را تمنا کردن است.
    حسد حد افراطیِ رفتار کسی است که از نیک بختی مردمان رنج می‌برد
    بر پایه تعریفی، حسد، آرزوی نابودیِ نعمت های دیگران و خواستن آن نعمت‌ها فقط برای خود است، لیکن در تعریفی دقیق تر، آرزوی زوالِ نعمت های دیگران است که چه بسا با تلاش برای نابودی آن همراه باشد.

  3. یه بنده خدا 2 سال قبل

    سلام من زیاد سخترانی نمی کنم چون می دونم که زیاد نوشتن هم برای من بی فایده هست هم دوستای عزیزمون نمی خوننش.
    حسد همان حسادتی که شاید به دلایل مختلفی بین افراد جامعه به وجود میاد مثلا یکی شغل بهتری داره،ثروتمند تره،زیبا تره،دارای تناسب اندامه وجذابه و یادرسش ازمن بهتره البته این حسادت ها اگر کنترل بشه باعث میشه که ماهم سعی کنیم باالگو قرار دادن صفات خوب اون آدم خودمون رو به کمال برسونیم اما گاهی یک صفت میتونه باعث نفرت ما از یه آدم بشه وسعی کنیم باحرف ها وتبلیغات ناشایست از محبوبیت اون آدم بکاهیم .ممنون اگه خوندین من تازه عضو شدم امیدوارم من برنده این مبلغ بشم تا یه قوت قلبی برام باشه .ببخشید پرحرفی کردم میدونم که هیچکدوم از مردم کشورم خودشون سعی ندارن حسود باشن.یاحق

  4. سمیرا 2 سال قبل

    حسد یعنی مقایسه و مسابقه همه جوره و همیشگی خود با دیگران
    علت حسد این است که دیگران را لایق داشتن جایگاهی وزندگی بهتر از خود نمی دانیم واگر آنها ازهرلحاظی از ما بالاتر باشند به آنها حسادت میکنیم و این نتیجه خود برتر بینی است.
    راهکار مقابله با حسد:هیچگاه از هیچ نظری فرزندان مان را بافرزندان دیگران مقایسه نکنیم نگوییم تو باید بهتر از فلانی باشی بلکه کارهای خوب آنها را تشویق کنیم وبگوییم تو میتوانی موفق شوی پس تلاش کن و این شیوه را معلمان هم اجرا کنند و هیچ دانش آموزی را جلوی همکلاسیها تحقیر و مقایسه نکنند.

  5. محمد هادی 2 سال قبل

    سلام علیکم ، حسا‌دت در یک تعریف ساده به این معناست که انسان یک چیز هایی رو دوست داره داشته باشه اما به هر دلیلی نمیتونه اونو داشته باشه و یکی دیگه اونو داره در اینجاست که حسادت وارد عمل میشه یا وقتی که انسان یک چیزی رو داره و یکی بهتر از اون رو داره، به نظر من بهترین راه درمان ایمان و تلاش کسی که نور ایمان به خداوند در درونش زیاد بشه به خوبی به این درک میرسه که شاید به صلاح من نیست و شاید من تلاشم رو نکردم پس باید برای به دست آوردن هر چیزی تلاش کرد و این دو بیتم هم قابل تأمله به قبرستان گذر کردم کم و بیش / بدیدم قبر دولتمند و درویش
    نه درویش بی کفن بر خاک رفته / نه دولتمند برده یک کفن بیش

  6. نهال 2 سال قبل

    سلام…می‌خواهم با استفاده از اطلاعاتی که خودم می‌دونم حسد رو تعریف کنم!!
    به نظر من حسود کسی است که در انتقاد شدید است و بد گویی میکند و همیشه خرده گیری های او از مقداری که شایسته است افزون است،بلکه بزرگ ترین علت بدگویی حسد است.گاهی حسود با سکوت خود از دیگران بدگویی می کند.دونوع حسودی داریم یکی حسودی شیرین و یکی حسودی تلخ است.حسودی شیرین این است که مثلا با دوستمان بسیار صمیمی هستیم ولی وقتی اون از ما نمره ی بیشتری می‌گیرد حسودی می ورزیم ولی او را دوست داریم یا دوستمان را پیش یکی دیگه ببینیم حسودی میکنیم و به او می گوییم چرا به جز من با کس دیگه ای هم دوست هستی؟؟؟به این حسودی شیرین می گویند.ولی حسودی تلخخخخ…حسودی تلخ این است که مثلا ما ازدواج کرده ایم و همسرمان با ما خیلی مهربان است و هر چی میگیم می خرد و همه ی ارزو های مارا بر اورده می کند از این طرف فامیل های همسرمان خیلی حسودی ما رو می کنند و سعی می کنند زندگی مارو خراب کنند و برای طلاق ما هر کاری می کنند چون اینا چشمشون ما رو نگه نمی‌داره..یا مثلا ما از حقوق خوبی برخورداریم و شغل بسیار خوبی داریم دیگران و یا فامیل هایمان برای اینکه پولمان زود تمام شود توصیه می کنند که ان را در خریدن چیز های که هیچ فایده ای ندارند خرج کنیم و ما را به راه نادرست هدایت می کنند این ها هم حسودی تلخ هستند..حسودی ها خیلی زیاد هستند و روزی حداقل ۱۰ بار حسودی می کنیم ولی برای درمان حسودی باید چیکار کنیم؟برای درمان همه ی حسودی ها چه تلخ چه شیرین باید در خودمان انگیز ایجاد کرده و اثرات منفی حسادت را به خود یاد آوری کنیم به خودمان تلقین کنیم که نسبت به هیچ کس حسودی نکنیم وقتی دچار حسادت می شویم ان را مدیریت کنیم به تفکرات مثبت فکر کنیم و بر خود تسلط داشته باشیم..
    من همین اطلاعات را از خودم داشتم از هیچ جا هم کپی نکردم به خدا قسم!!!اولین بار در مسابقه شرکت می‌کنم حالا ببینم شانس دارم یا نه!! خداحافظ…

  7. ‌bahar_m80 2 سال قبل

    حسد یه احساس و عمل غیر عادیه که وقتی بهمون دست میده که از شرایط زندگیمون ناراضی باشیم یا در واقع وقتی از عملکرد خودمون راضی نیستیم به کسی که مثلا شرایطش مثل ماست ولی موفق تره حسودیمون میشه . در واقع ریشه حسادت اون حس ناامنی و ترسیه که داریم ، ترس از دست دادن و یا نداشتن شرایط خوب .
    یکی از چیزهایی که باعث میشه ما آدم حسودی باشیم یا نه ، نوع تربیت والدینه ، اون پدر و مادرهایی که همش بچه هاشونو با بقیه مقایسه میکنن و چشم و هم چشمی دارن . یا اونایی که بچه هاشونو خدای ناکرده تحقیر میکنن یا بین بچه های خودشون تفاوت میذارن و مثلا به یکی بیشتر توجه نشون میدن باعث میشن که ناخودآگاه ریشه های حسد تو بچه هاشون پیدا بشه .
    معمولا فرد حسود این ویژگی های دیگه رو هم داره مثل خودخواه بودن و کوته فکری و قضاوت و بینش نادرست درباره زندگی دیگران ، که این صفات میتونن حس حسادت رو به وجود بیارن یا زیادترش کنن پس باید سعی کنیم این صفات رو هم از بین ببریم .
    توی ضرب المثل هامون داریم : حسود هرگز نیاسود .
    واقعا هم همینطوره و اولین کسی که واقعا صدمه میبینه خود فرد حسوده که حس آرامش از زندگیش میره.
    توی قرآن کریم هم آیه داریم که «و من شر حاسد اذا حسد» یعنی از شر حسودان به خدا پناه میبریم .
    اینها نشون دهنده اینه که حسادت یکی از چیزهای مهمیه که از قدیم و بهش اشاره شده حتما باید برای کم کردن و ازبین بردنش تلاش کرد ، چون حسد تبعات زیادی داره که هم فردیه هم اجتماعی و هم میتونه باعث صدمات جسمی و ذهنی فرد بشه !
    راه هایی که برای کم کردن حسادت هست اول از همه اینه که از همون دوران کودکی با تشویق و بالابردن اعتماد به نفس کودک بهش یاد بدیم که خودش بهترینه و توانایی های زیادی داره .
    کسی که حسوده باید اول از همه سعی کنه خودش رو بهتر بشناسه و به استعداد های خودش پی ببره و بدونه که همه آدمها شکل هم نیستن پس نباید حسادت کنه و متکی به خودش و توانایی هاش باشه و به خودش و دستاوردهاش افتخار کنه و قانع باشه . اطرافیان فرد حسود هم برای کمک کردن بهش میتونن کاری کنن که اون فرد اعتماد بیشتری بکنه و حس ترس از وجودش بیرون بره یعنی بدونه که بقیه همونجور که هست قدردان کارهاش هستن و دوسش دارن و از توانایی هاش و نقاط مثبت رفتارش آگاهی کامل دارن اون وقته که حسادتش کمتر میشه و کم کم از بین میره.
    میدونم طولانی شد متن ، ولی سعی کردم خودمونی و راحت ولی کامل توضیح بدم تا ان شاء الله بقیه هم بهره ببرن و کمکشون کنه ☺

  8. DrAA071 2 سال قبل

    < <به نام خدا>>.حدیثی از امام علی(ع) هست که میفرماید:(حسد جسم را فرتوت و فاني مي‌كند و كينه‌توزي آدمي را افسرده مي‌كند و سرانجام همه چيزش را بر باد مي‌دهد)، از این حدیث پربرکت میشه فهمید که حسد و حسادت یکی از عیب ها و اشتباهات بزرگ بعضی از انسان ها هست ، حسد چیست؟ به طور خلاصه و روان ، حسد یعنی اینکه : چیزی که من دوست دارم رو برای شما بد بدونم ویا برعکسش چیزی که من دوست ندارم رو برای شما پسندیده بدونم ، برای هردومورد مثالی میزنم ، برای مورد اول مثلا من یک گوشی موبایل میخرم که کسی توی دوستانم اون مدل رو نداره و برای اینکه من با اونها متفاوت باشم به دوستان میگم که این موبایل رو نخرید و فلان مدل که از مدل من پایینتر هست بخرید تا اینکه گوشی من بهتراز بقیه باشه چون دوست ندارم ببینم که کسی موبایلش از موبایل من پیشرفته تر هست و این یعنی من به برتری دیگران نسبت به خودم حسادت میکنم ، مورد دوم چطور هست؟مثلا دوست من حسین قصد خرید یک شلوار رو داره و به من میگه بیا با هم بریم یک شلوار انتخاب کنم و بخرم ، وقتی وارد فروشگاه میشیم فروشنده تعدادی شلوار رو به دوست من نشون میده ، اون یک شلواری رو که به نظر من از نظر جنس خوب نیست و ظاهر مناسبی نداره رو انتخاب میکنه و میره اون رو امتحان کنه ، وقتی من رو صدا میزنه که نظر من رو درباره اون شلوار بپرسه من شروع میکنم به تعریف کردن از اون شلوار تا اینکه حسین تحت تاثیر حرف های من قرار بگیره و اون شلوار رو بخره ، این حسادت من به حسین هست چون که دوست ندارم لباس حسین از لباس من زیباتر باشه . خب حالا چرا انسان ها حسادت میکنن؟حسادت کردن دلایل مختلفی میتونه داشته باشه مثل: کینه و دشمنی داشتن با شخصی(مثلا من از دوستم حسین خوشم نمیاد و اون میره یک لباس میخره ، با اینکه لباس زیبا و خوبی خریده من شروع میکنم به بد گفتن از اون لباس) دلیل دوم میتونه به خودنازیدن باشه ( یعنی اینکه من فکر میکنم که من خدای جذابیت هستم و نباید کسی از من بهتر باشه) دلیل بعدی میتونه غرور و تکبر باشه ( یعنی اینکه چون من از خانواده اسم و رسم داری هستم یا اینکه اکثر مردم به من احترام میگذارن پس نباید بگذارم کسی بیشتراز من بهش احترام گذاشته بشه) یکی از دلایل دیگه ی حسادت میتونه ترس از دست دادن چیزهای که داریم باشه ( مثلا من توی مدرسه شاگرد اول هستم و حسین نفر دوم کلاس هست و ما فردا امتحان ریاضی داریم ، حسین از من درخواست میکنه و میگه بیا تا با هم مطالعه کنیم و به من هم کمی درس هایی که معلم گفته رو یاد بده و من بخاطر اینکه مبادا نمره حسین فردا از من بیشتر بشه درخواست اون رو رد میکنم) . خب راه حل های ترک حسادت چیست؟ امام صادق (علیه‏السلام) : آفَةُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ [vi] : آفت دین و ایمان سه چیز است : حسد و خود پسندی و فخر فروشی! در حدیث دیگری از همان امام (علیه‏السلام) می‏خوانیم : إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لَا یَحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یَحْسُدُ وَ لَا یَغْبِطُ [vii] افراد با ایمان غبطه می‏خورند ولی حسد نمی‏ورزند ، ولی منافق حسد می‏ورزد و غبطه نمی‏خورد! برای درمان هر رفتار روحی و شخصیتی باید ریشه ی اون رو پیدا کنیم مثلا آیا دلیل حسادت من به حسین چه چیزی میتونه باشه؟چون حسین از من بهتره یا اینکه چون من از حسین خوشم نمیاد یا اینکه چون دیگران به حسین توجه دارن و به من ندارن ، وقتی ریشه ی حسادت پیدا شد اونوقت هست که درمانش هم پیدا میشه مثلا دلیل حسادت من به حسین توجه دیگران به حسین هست ، خب وقتی من چنین دلیل دارم باید داخل رفتار خودم برسی کنم ببینم چه رفتار ناپسندی دارم که حسین برعکس اون رفتار رو انجام میده ، یا اینکه حسین چه رفتار های خوبی انجام میده که من اونها رو انجام نمیدم ، مهمترین چیز توی رفتار انسان بحثی به اسم ( خود شناسی) هست برای شناخت دیگران و برای شناخت خدا و جهان باید اول خودمون رو بشناسیم ، شخصی که خودش رو بشناسه ، بدی ها و خوبی های خودش رو میشناسه و با توجه به اونها میتونه رفتارهای خوبش رو گسترش ، رفتار های بدش رو ویرایش و کنترل کنه! درمان حسد یعنی اینکه خودتون رو بشناسید و نقاط مثبتتون رو تقویت کنید و راهی برای درمان رفتار بدپیدا کنید ، وقتی شما رفتارهای خوب رو بشناسید و اونا رو در خودتون پرورش بدید مطئنا خیلی از رفتارهای زشت مثل حسادت و امثال این رفتار رو کنترل میکنید ، و در اخر داستانی از حضرت عیسی خدمتتون میگم: حضرت عیسی(عليه السلام) روزی از راهی می گذشت که چشمش به جمعیتی از مردم افتاد.آن جمعیت در گوشه ای ایستاده بودند و به چیزی نگاه میکردند. عیسی به سوی آن جمعیت رفت تا ببیند چه چیزی توجه آن عده را جلب کرده است.وقتی نزدیک رفت دید که سگ مرده ای روی زمین افتاده است و آن جمعیت به دور آن جسد جمع شده اند.، هرکس از آنان درباره ی آن سگ مرده حرفی میزد یکی میگفت::عجب حیوان پست وبی ارزشی است.خوب شد که مرد ، یک نفر دیگه میگفت : اگر هم کسی این سگ را کشته باشد حق داشته است زیرا این حیوان زشت وبد قواره است! عیسی(عليه السلام)هر چقدر گوش داد از حرف های مردم غیر از بد گویی درباره ی سگ چیزی نشنید،وقتی آن جمعیت هر چه دلشان خواست درباره ی آن سگ مرده بدگویی کردند نوبت به عیسی(عليه السلام) رسید.آن مردم میخواستند از دیدگاه پیامبر خدا آگاه شوند!حضرت عیسی(عليه السلام)فرمود:
    خوب نگاه کنید دندان های سفید این سگ را مشاهده کنید و ببینید که چه دندان های سفید و قشنگی دارد.آیا درّ گرانبها به سفیدی دندان های او هست؟مردم به دهان نیمه باز سگ مرده نگاه کردند دندان های حیوان به راستی سفید و درخشان بود.دندان هایی سالم که شاید نظیرش در دهان هیچکدام از آنان نبود.

    حضرت عیسی(عليه السلام)که سکوت آن مردم را مشاهده کرد با سخن دیگری که بر زبان آورد آنها را بیشتر به اندیشه برد:

    شما مردم چرا فقط عیب ها را مشاهده میکنید و روی آن انگشت میگذارید!ای مردم کاش به جای مشغول بودن به عیب دیگران متوجه عیب و ایراد خودتان میشدید و به رفع ان می کوشیدید…!!! امیدوارم تونسته باشم اطلاعاتی درمورد این مووع به شما داده باشم . موفق و سربلند باشید.

  9. hajihossein 2 سال قبل

    سلام میخوام تعریف حسادت با یه حدیث از امام صادق شروع کنم :«حسد از تاریکی قلب و از انکار نعمتهای خدا نسبت به افراد سرچشمه می گیرد».

    فرد حسود آرزوی داشتن نعمت های و امتیازات این دنیای دیگران را دارند فرد حسود از اینکه اقوام نزدیکان خودش از نعمت ها و امتیازات مادی و معنوی برخوردار هستند رنج میبرد و دوست دارد برای رهایی از این رنج نعمت های دیگران از بین برود تا که خوشحال شود .
    فرد حسود از رنج دائمی به سر میبرد چون با دیدن امکانات و امتیازات افراد تک تک جامعه رنج میبرد و همیشه در آرزو کردن برای از بین رفتن این امتیازات و امکانات است.
    قلب شخص حسود همیشه در حسرت امکانات این و آن و آرزوی از بین رفتن آنها گرفتار است.
    حسود همیشه در حال اعتراض به پروردگار خویش است و می کوشد حکمت الهی را تغیر بدهد. ولی غافل از اینکه اگر او هم به جای حسادت به دیگران تلاش و پشتکار داشته باشد و با همت خود با به دست آوردن نعمت های مادی و معنوی و مراتب بالای ایمان خود را به افراد بالاتر از خود می رساند.
    افراد حسود این را هم نمیدانند که با آرزوی از بین رفتن امکانات دیگران هیچ ضرری به آنها نمی رسد چه بسا که هر روز پیشرفت هم میکنند و این افراد حسود هستند که بواسطه آتش حسد وجود خود به خودشان لطمه میزنند و خود را در معرض نابودی قرار میدهند. فکر میکنم این حدیث از امام صادق(ع) منظورم را بهتر میرساند:
    «حسد، نیکی ها را می بلعد چنانچه آتش، هیزم را نابود می سازد».
    حسد یکی از امراض خطرناکی است که باید ریشه یابی شود و علل و انگیزه های آن بررسی شود و پس از آگاهی از عوامل آن، درمان مناسب و قاطعی انجام پذیرد تا این بیماری مهلک از او دور شود. برخی از عوامل حسادت عبارتند از
    عقده ها و کمبودها به همراه تنبلی و کسالت از علل عمده حسادت است.
    ریشه حسادت از کوردلی و انکار فضل و لطف خدا سرچشمه می گیرد.
    بهترین و نزدیک ترین راه درمان حسادت این است که کاری کنیم، دیدگاه شخص حسود تغییر کند. از اینرو می بایست حسود را در مرحله شناخت خدا و صفات پروردگار تقویت کرد تا نسبت به خدا آگاهی بیشتری کسب نماید. هرقدر این شناسایی کامل تر انجام شود، رذایل اخلاقی از جمله حسادت نیز برطرف خواهد شد.

  10. سبحان 2 سال قبل

    متن کپی نمیکنم
    حرف دل میزنم
    کی گفته حسودی بده؟حسودی خیلی هم‌خوبه،اما راه داره
    ما باید به نمره۲۰کلاسمون حسودی کنیم
    ماباید به کسی ک دستش به کار خیر میره حسودی کنیم
    و….به اینا میگن حسودی خوشگل
    اما حسادت به مبل همسایمون یا ماشین قشنگش
    میدونید چه فایده ای داره؟اینکه اون سر زندگیشه و ما داریم آتیش میگیریم،ما ارامش نداریم،نفسمون بالانمیاد،چرا من ماشینشو ندارم،برم بهترشو بخرم چشمش دربیاد
    خلاصه وقتی فکرکنی که چند سال بیشتر زنده نیستی و باید فکر اون دنیات باشی،میفهمی ک حسد به مال و‌اموال زندگی،پست ترین چیزه،دلتو به خدا خوش کن،دلتو به بهشت خوش کن،غمت نباشه،زندگیتو بکن،این رو بدونید هرکس رو تو قبر خودش میذارن

  11. Mozhi 2 سال قبل

    به نظر و‌تجربه شخصی من :
    حسادت یک نوع احساس است که زمانی یک فرد آن را حس میکند که : آن شخص کمبود یک ویژگی یا موقعیت را دارد و نسبت به کسی که صاحب آن ویژگی است حسودی میکند .در این حالت فرد حسود یا میخواهد خودش هم صاحب آن ویژگی بشود یا آن فرد که نسبت به او حسودی میکند آن ویژگی یا موقعیت را از دست بدهد .
    انسان ها به دلایل مختلفی حسودی میکنند به طور مثال برای کسب موقعیت های اجتماعی گوناگونی که افراد دیگر به دست آورده اند ، بعضی حسادت ها جنبه روانی دارند مثل حسادت به جایگاه و احترامی که یک فرد در بین دیگران دارد.
    و نوع دیگر حسادت جنبه مادی دارد مثل حسادت به موقعیت مالی فرد دیگر .
    راه حل هایی که میتوان برای کم کردن و از بین بردن حس حسادت برد :
    بهترین راه حل بالا بردن حس عزت نفس و‌اعتماد به نفس در فردی است که حسادت میکند ، فرد باید به خوبی ها و استعداد ها و ویژگی های خودش آشنایی داشته باشد و به آن ها افتخار کند و از آنها نهایت استفاده را ببرد ‌.
    از راه حل های دیگر میتوان به قناعت و دانستن این که نباید ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه کرد اشاره کرد .
    و این که فرد باید بداند که هیچ موفقیت و جایگاهی بدون تلاش و پشتکار به دست نیامده و اگر خود هم تلاش کند میتواند به هر موقعیت و شرایطی که برایش مطلوبیت دارد برسد .

  12. صدف 2 سال قبل

    حسودی هم خوبی داری هم بدی
    حسودی بد همونی که تو به موفقیت آدما حسودی می کنی جوری که آرزوی بدبختی اونا رو می کنی اون موقعست که دلت و سیاه می کنی جوری که دیگه هیچ راهی برای نور باقی نمی ذاری دور خودت یه پیله از سنگ می سازی چون نمی تونی آدماهای شاد و موفق و ببینیبا موفقیت آدما شاد نمیشی خر وقت این حس توی دلت به وجود امد که از خبر خوب درباره دیگران شاد نشدی حواست باشه کم کم داره دلت سیاه می شه و یه پیله سنگی می پیچه دورت پس تا قبل از این که این اتفاق بیافته برات بذار نور خدا توی دلت بپیچه بذار یاد خدا همیشه باهات باشه توی خوشحالیت توی ناراحتیت اینجوری همون روح خدا که توی دلت هست اجازه ورود به افکار بد و افکار شیطانی رو بهت نمیده
    حالا حسودی خوب چیه؟
    این دیگه اسمش حسودی نیست غبطست که خیلی خوبه و سعی می کنه تو هم پیشرفت کنی این غطبه دستت و می گیره و می کشتت بالا اون بالا بالا ها جای آدمای نزدیک به خدا آدمای موفق آدمایی که فکرشون کمک به بنده های خداست حالا توی هر سطحی باشه از کمک کردن به یک پیرمرد و پیرزن توی حمل یه بار یا کشف و اختراع یه چیزی برای آسون تر کردن زندگی مردمی که به سختی زندگی می کنن
    پس همیشه بذار یاد خدا توی دلت باشه…

  13. ارمین عندلیب 2 سال قبل

    حسد ناخشنودی از موفقیت کسی و زوال نعمت او را تمنا کردن است. [۶] [۷]
    حسد حد افراطیِ رفتار کسی دانسته شده است که از نیک بختی مردمان رنج می‌برد. [۸]
    بر پایه تعریفی، حسد، آرزوی نابودیِ نعمت های دیگران و خواستن آن نعمت‌ها فقط برای خود است، [۹]لیکن در تعریفی دقیق تر، آرزوی زوالِ نعمت های دیگران است که چه بسا با تلاش برای نابودی آن همراه باشد. [۱۰] [۱۱]
    با توجه به این‌که دانشمندان علم اخلاق برای حسد مراتبی ذکر کرده اند، [۱۲] [۱۳] [۱۴] به نظر می‌رسد این تعریف‌ها به مراتب حسد اشاره دارند. نابر تصریح گروهی، حسد در صورتی که در گفتار یا کردار بروز کند، گناه کبیره به شمار رفته و حراماست و صرف خطور آن در قلب بدون ترتّب اثری بر آن، حرام نمی‌باشد. [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷]
    حسد از موانع قبولی نماز شمرده شده است. [۷۸]
    تظاهر به حسد موجب زوال عدالت می‌گردد؛ در نتیجه شهادت حسود پذیرفته نمی‌شود. [۷۹]
    حسادت و حسرت احساسات منفی هستند اما شما می‌توانید آنها را در نطفه خفه کنید به شرط آنکه بدانید چه زمانی اتفاق می‌افتند! بهبود اوضاع من به آغاز یوگا در چند سال گذشته باز می‌گردد. احتمالا اثرات ورزش کردن به بخش‌های دیگری از زندگی من نیز تراوش کرده است، خواب بهتر، افزایش اعتمادبه‌نفس و احساس عمومی خوب بودن. اما یوگا افزون بر حرکات ورزشی شامل مراقبه و حرکت‌های ذهنی دیگر نیز بود. من خودم را پیدا کردم به طور خاص، احساسات منفی خود را یافتم و خودم را از آنها جدا کردم، نه تنها احساس حسادت که احساس عصبی بودن و هر احساس منفی دیگری. من فکر می‌کنم افراد دیگر که از احساسات منفی مختلف مثل عصبانیت نیز رنج می‌برند می‌توانند از این تاکتیک استفاده کنند.

    تفاوت میان رقابت و مقایسه را یاد گرفتم

    مقایسه نفرت‌انگیز است چیزی که بارها و بارها از افراد مختلف شنیده‌اید. حسادت و حسرت هر دو از مقایسه می‌آیند. وقتی شروع به شمردن تفاوت‌های یک نفر دیگر و خودتان می‌کنید، اطمینان حاصل می‌کنید که در وضعیت خوبی هستید، درست مثل اینکه زندگی یک بازی حسابداری است! البته مسابقه خوب است تا زمانی‌که آن را خیلی جدی و شخصی قلمداد نکرده باشیم و من واقعاً نفرت‌انگیز بودن مقایسه را تا زمانی‌که در حال مقایسه‌ خود با دیگران به جای رقابت با آنها بودم، درک نکرده بودم.

    تمرین حق‌شناسی و شادی را آغاز کردم

    حسرت، هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودمان است. شاید شمارش نعمت‌ها و خوبی‌هایی که در اختیار دارید به شما احساس گناه می‌دهد اما باید سعی کنید احساس خرسندی و سپاسگزاری ایجاد کند. شاید خنده‌دار به نظر برسد اما من هر روز صبح ده دقیقه نعمت‌هایی که در اختیار دارم را مرور می‌کنم و بابت آنها سپاسگزارم. و هم چنین شکرگزاری نعمت ها نیز روش دیگر ترک حسد میباشد

  14. saeed581 2 سال قبل

    حسد عبارت است از ناخشنودی از موفقیت کسی و زوال نعمت او را تمنا کردن است.
    حسد یک بیماری هست که باید درمان شود کسی که حسد می ورزد نتایجی بدی برایش اتفاق میافتد به عنوان مثال کسی که حسادت میورزد به کسی… کینه و جدایی بین خودش و دیگران می افکند
    گاهی اوقات ما غبطه میخوریم و گمان میکنیم که حسد است در اینجا به تفاوتی از انحا اشاره میکنیم: غبطه روحیه‌ای است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران، سعی می‌کند خودش هم مثل آن‌ را داشته باشد، همین تمایل، عامل حرکت به سمت کمال خواهد شد و «حسد» روحیه خواری و خودکم‌بینی است که فرد حسود در‌ خود می‌بینید و به دنبال آن آرزو می‌کند که فردی که دارای نعمتی واقعی یا خیالی است از آن نعمت محروم شود، حال چه آن نعمت واقعی یا خیالی را خود داشته باشد و یا نداشته باشد، یا به او برسد یا نرسد اما حسرت، به معنای غم و‌ اندوه است، بر آنچه که از دست رفته و پشیمانی بر آنچه را که از دست داده است.
    اولیا خدا نیز مانند سایر انسان ها غبطه میخوردند به داستان کوتاه زیر توجه کنید: آیات ۳۷ و ۳۸ سوره آل عمران که به غبطه حضرت زکریا (ع) نسبت به نعمت‌های خدادادی دردست مریم(س) اشاره دارد، بیانگر موضع قرآن نسبت به غبطه است. در این آیات خداوند اشاره می‌کند که حضرت زکریا (ع) نسبت به نعمت‌های داده شده به مریم (س) غبطه می‌خورد و همین مساله موجب شد تا از خداوند بخواهد تا به او فرزندی در هنگام پیری و ناتوانی جنسی و جسمی عنایت کند. علامه طباطبایی(ره) در این‌باره می‌نویسد که: حضرت زکریا (ع) پس از مشاهده مقام و منزلت مریم (س) از خداوند خواست تا فرزندی را به وی عنایت کند.۳ چنین آرزویی همان غبطه است که در حضرت (ع) پدید آمده است.

    حدیثی نیز برای تفاوت غبطه و حسد نیز داریم از امام صادق (علیه السلام): مؤمن غبطه مى خورد و حسادت نمى ورزد، منافق حسادت مى ورزد و غبطه نمى خورد.

    حسادت روحیه انسان را نابود میکند و خلق و خوی طرف را بد میکند . اکثر افراد حسود فکر می‌کنند که حق آنان ضایع شده و آنها کمتر از دیگری به حقشان رسیده‌اند. حسودانی که می‌پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر بهره ببرد، رنج بیشتری می‌کشند. این حسودان سعی می‌کنند با یک رفتار خشونت‌آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند. یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می‌دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می‌شود نابود می‌کنند. این افراد، محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و همیشه تظاهر می‌کنند که دیگری را تحسین می‌کنند، ولی در واقع بسیار رنج می‌کشند

    دراینجا به احادیثی پیرامون حسادت می پردازیم:
    پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم: آدم حسود كمترين لذت و خوشي را از زندگي مي‌برد. (بحار، ج ۷۷، ص ۱۱۲)
    امام جعفرصادق(عليه‌السلام): آدم حسود پيش از آنکه به طرف مقابل زيان برساند به خودش زيان رسانده است. (مستدرک، ج ۱۲، ص ۱۸)

    درمان بیماری اخلاقی حسد مانند درمان صفات رذیله دیگر است که بر دو اساس استوار می‏باشد. ۱- طرق علمی.۲- طرق عملی
    در قسمت (علمی‏) شخص حسود باید روی دو چیز مطالعه و دقت کند یکی پیامدها و آثار ویرانگر حسد از نظر روح و جسم و دیگر ریشه‏ها و انگیزه‏های پیدایش حسد.
    همان گونه که شخص معتاد به یک اعتیاد خطرناک، مانند اعتیاد به هروئین، باید سرانجام کار معتادان را بررسی کند و ببیند آنها چگونه سلامت و تندرستی خود را از دست داده
    امّا از نظر (عملی)، می‏دانیم: تکرار یک عمل تدریجا تبدیل به یک عادت می‏شود و ادامه عادت تبدیل به ملکه و صفت درونی می‏گردد، اگر حسود به جای این که برای در هم شکستن اعتبار و شخصیت فردی که مورد حسدش قرار گرفته به تقویت موقعیت‏خود بپردازد، به جای غیبت و مذمّتش او را به خاطر صفات خویش مدح و ستایش کند، و به جای تلاش در تخریب زندگی مادی او، خود را آماده اعانت و همکاری با او نماید، تا می‏تواند از او سخن بگوید، تا ممکن است نسبت ‏به او محبت کند و تا آنجا که در اختیار اوست، ‏خیر و سعادت او را بطلبد و به دیگران نیز همین امور را توصیه کند، به یقین تکرار این کارها تدریجا آثار رذیله حسد را از روح او می‏شوید و نقطه مقابل آن که «نصح‏» و «خیرخواهی‏» است ‏با یک دنیا نور و صفا و روحانیت جانشین آن می‏گردد
    شخصی که حسد می ورزد به احادیث توجه ویژه ای داشته باشد

  15. آرامش من 2 سال قبل

    یکی از گناهان خطرساز و کلیدی که گناهان متعددی را در پی دارد، «حسد» است. راغب اصفهانی در تعریف حسد، چنین می گوید: «اَلْحَسَدُ تَمَنّی زَوَالِ نِعْمَةٍ مِنْ مُسْتَحَقٍّ لَهَا وَ رُبَّمَا کَانَ مَعَ ذَلِکَ سَعْیٌ فِی اِزَالَتِهَا؛ حسد، آرزوی زوال نعمت از مستحق آن است و گاه همراه این آرزو تلاشی [هم] در زوال نعمت انجام می گیرد.»

    در روایات نیز به این معنی اشاره شده است. از جمله امام علی علیه السلام می فرماید: «الْحَاسِدُ یَرَی أَنَّ زَوَالَ النِّعْمَةِ عَمَّنْ یَحْسُدُهُ نِعْمَةً عَلَیْه؛ حسود [زوال نعمت را از دیگران آرزو می کند و[ فکر می کند زوال نعمت از [دیگران و[ کسی که به او حسادت ورزیده، نعمتی برای اوست [در حالی که چنین نیست].»

    و در چهل حدیث امام خمینی رحمه الله می خوانیم: «حسد، حالتی است نفسانی که صاحب آن آرزو می کند سلب کمال و نعمت متوهمی را از غیر؛ چه آن نعمت را خود دارا باشد یا نه و چه بخواهد به خودش برسد یا نه. و آن غیر از «غبطه» است؛ چه که صاحب آن (غبطه) می خواهد از برای خود نعمتی را که در غیر توهم کرده است، بدون آنکه میل زوال آن را از او داشته باشد.»

    آنچه از گناهان کبیره شمرده می شود، حسدی است که همراه با تخریب و ظهور باشد، مثل اینکه قبولی فرزند فردی را در دانشگاه نمی تواند ببیند، بگوید: با داشتن پارتی قبول شده است. و اما حالت نفسانی حسادت با آنکه زیانها و ضررهای فراوانی را برای روح و جسم انسان دارد؛ ولی تا زمانی که ظهور و بروز نیافته، از گناهان کبیره محسوب نمی شود.
    خطر حسد در قرآن

    در قرآن بیش از هفت مورد سخن از حسادت و خطر آن به میان آمده است؛ در سوره مائده آیه ۲۷ الی ۳۰، جریان فرزندان آدم علیه السلام مطرح شده که قابیل بر اثر حسادت نسبت به برادرش هابیل، دست به قتل او می زند. در بخشی از این آیات می خوانیم:

    «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآْخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قالَ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؛ «و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان! هنگامی که هر یک کاری (نذری) برای تقرب [به پروردگار [انجام دادند؛ اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [قابیل که عملش مردود شده بود، به خاطر حسودی به برادر دیگر] گفت: به خدا سوگند! تو را خواهم کشت. [هابیل[ گفت: [من که گناهی ندارم؛ زیرا] خدا تنها از پرهیزکاران قبول می کند.»

    و در بخش پایانی داستان می خوانیم: «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرینَ»؛ «نفس [سرکش]، او را ترغیب به قتل برادر نمود؛ پس او را کشت و از زیانکاران شد.»

    آنچه از گناهان کبیره شمرده می شود، حسدی است که همراه با تخریب و ظهور باشد

    بر اساس مضمون این آیه، حسادت آن قدر خطرناک است که انسان حسود حتی به برادرش هم رحم نمی کند تا چه رسد به همسایه و هم لباس و هم نوع و… .

    همچنین قرآن کریم در سوره یوسف داستان برادران یوسف علیه السلام را مطرح نموده که بر اثر حسادت، برادر خود را کتک زده، داخل چاه انداختند. این حسادت باعث شد که چندین گناه مرتکب شوند؛ گناهانی مانند: کتک زدن، مجروح ساختن (بر اثر انداختن در چاه)، دروغ گفتن، اهانت کردن به پدر و… .

    از این آیه هم استفاده می شود که حسادت باعث می شود انسان به برادر و حتی پدرش نیز رحم نکند و حاضر شود برای خاموش کردن آتش حسادت، گناهان متعددی را مرتکب شود.

    خداوند متعال در سوره نساء، جریان یهودیان حسود را که از «شامات» به انتظار ظهور حضرت ختمی مرتب صلی الله علیه و آله به مدینه کوچ کردند، مطرح می کند که بعد از ظهور حضرت، بر اثر «به خطر افتادن منافع مادی» به شدت با او مقابله نمودند. قرآن در این باره می فرماید:

    «أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیماً»؛ «یا اینکه نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش) بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می ورزند؟ ما به آل ابراهیم [که یهود نیز از خاندان او هستند،] کتاب و حکمت دادیم و به آنها (پیامبران بنی اسرائیل) حکومت عظیمی عنایت نمودیم.»

    این آیه نیز اعلام خطر می کند که انسان بر اثر حسد به آنجا می رسد که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را با همه نشانه های حقانیتی که به همراه دارد، تکذیب می کند و برای همیشه خود را از سعادت ابدی محروم می سازد.

    و در آیه دیگر، گوشزد می کند که اهل کتاب بر اثر حسادت، نه تنها خود کافر و گمراه شدند، بلکه آرزو دارند که مسلمانان نیز از حق و اسلام دست برداشته، راه گمراهی را در پیش گیرند: «وَدَّ کَثیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إیمانِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ»؛ «بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد [که در وجود آنها ریشه دوانده] آرزو می کردند که شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند؛ با اینکه حق برای آنها کاملاً روشن شده است.» و متأسفانه همان دشمنیها و حسادتها در این دوران از طرف دشمنان بیشتر شده است.

    و در آیه پنجم، در ستایش انصار چنین می فرماید: «وَ الَّذینَ جاوءُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَوءُفٌ رَحیمٌ»؛ «کسانی که بعد از آنها (مهاجران) آمدند، می گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان آوردن بر ما سبقت گرفتند، بیامرز و در دلهایمان حسد و کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا! تو مهربان و رحیمی.»

    آیه فوق؛ تنها خواسته پیشگامان اسلام را دوری و رها شدن از حسد کینه می داند؛ چرا که جامعه اسلامی آن گاه پا می گیرد که از حسد و کینه دور باشد.

    و در آیه ششم، برترین صفات بهشتیان را این می داند که از حسد و کینه منزه اند: «وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ»؛ «هر گونه غل (حسد و دشمنی) را از سینه های آنها برگرفتیم [و آنها را پاکیزه ساختیم؛ لذا] همه برادروار بر تختهایی [در بهشت] رو به روی یکدیگر قرار دارند.»

    «غل» را بسیاری از مفسران همچون فخر رازی در «تفسیر الکبیر» و «مراغی» در تفسیرش و قرطبی در «الجامع لاحکام القرآن» به حسد تفسیر کرده اند.

    و سرانجام در سوره فلق، از سوره های پایانی قرآن، به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با آن عظمتش دستور می دهد که از خطر حسد حسودان به خدا پناه بَرد: «وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ»؛ «و [بگو [از شر هر حسودی هنگامی که حسد می ورزد [به خدا پناه می برم].»
    خطر حسد در بیان روایات

    در روایات معصومان علیهم السلام تعبیرات هشدار دهنده ای درباره خطرناک بودن حسد وارد شده که به نمونه هایی اشاره می شود:
    ۱٫ ریشه تمامی رذایل

    علی علیه السلام می فرماید: «رَأْسُ الرَّذَائِلِ الْحَسَدُ؛ ریشه تمامی رذیلتها [و صفات ناپسند] حسادت است.»

    برخی گناهان حالت تولیدی و زایش گناه دارد که یکی از آنها حسادت است و توسط آن، تهمت، دروغگویی، نفاق، غیبت، اهانت، کتک زدن، قتل و نابودی دیگران و… به وجود می آید از اینرو می توان آن را «ام الرذائل» و ریشه صفات رذیله خواند. به همین جهت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حسد بر امتش چنین احساس خطر می کرد: «اَخْوَفُ مَا اَخَافُ عَلَی اُمَّتِی اَنْ یَکْثُرَ لَهُمُ الْمَالُ فَیَتَحَاسَدُونَ وَ یَقْتَتِلُونَ؛ بدترین چیزی که بر امتم ترس دارم این است که مال آنها فراوان شود؛ پس بر همدیگر حسودی کنند و به جنگ و قتال بپردازند.»
    ۲٫ آفت دین

    در صحیفه معاویة بن وهب آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: «آفَةُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ؛ آفت دین [و ایمان سه چیز:] حسد و خودبزرگ بینی و فخر فروشی است.»

    وقتی ریشه رذایل در جان و روح انسان جا گرفت و دین و ایمان را آفت زده کرد، انسان دنیا و آخرتش را از دست می دهد.
    ۳٫ ریشه کفر

    اگر انسان حسادت را درمان نکند، ممکن است به کفر دچار شود؛ چنان که در ضمن آیات قرآن اشاره شد که یهودیان با اینکه منتظر ظهور پیامبر خاتم بودند، حسادتشان باعث شد به کفر خود باقی بمانند و آنها هم که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله راه ارتداد را در پیش گرفتند و خلافت علی علیه السلام را غصب کردند و جنگ و مخالفت با او را پیشه خود ساختند، عامل مهم رفتار آنان جز حسادت و کینه جویی نبود.

    امام صادق علیه السلام فرمود: «إِیَّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ؛ بر شما باد که از حسادت ورزی برخی به برخی دیگر اجتناب کنید؛ زیرا ریشه کفر، حسادت ورزی است.»

    هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام را در غدیرخم به خلافت انتخاب نمود، نعمان بن حارث فهری خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «تو به ما دستور دادی شهادت دهیم به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی؛ ما هم شهادت دادیم. سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی؛ ما همه اینها را نیز پذیرفتیم؛ اما به اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان (علی علیه السلام ) را به جانشینی خود منصوب کردی، آیا این سخن از ناحیه خودت است یا از سوی خدا؟»

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «قسم به خدایی که معبودی جز او نیست! این از ناحیه خدا است.» نعمان روی بر گرداند و گفت: خداوندا! اگر این سخن حق است، سنگی از آسمان بر ما بباران!» اینجا بود که سنگی فرود آمد و او را کشت.
    ۴٫ بدترین بیماری

    در بین بیماریهای روحی، یکی از بدترین بیماریها که معالجه آن سالها طول می کشد، حسادت است. علی علیه السلام فرمود: «اَلْحَسَدُ شَرُّ الْاَمْرَاضِ؛ حسد بدترین بیماری است.»
    خطر حسد برای دانشمندان

    هر قشر و صنفی دچار حسادت است و هر انسانی که خود را نسازد، حسودی در او رشد و ریشه می کند؛ اما خطر این صفت رذیله را برای علما بیشتر گوشزد کرده اند.

    در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که آن حضرت فرمود: «سِتَّةٌ یَدْخُلُونَ النَّارَ قَبْلَ الْحِسَابِ بِسِتَّةٍ؛ شش گروه، به خاطر شش صفت، قبل از حساب [الهی] وارد آتش می شوند.

    «قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هُمْ قَالَ الْأُمَرَاءُ بِالْجَوْرِ وَ الْعَرَبُ بِالْعَصَبِیَّةِ وَ الدَّهَاقِینَ بالتَّکَبُّرِ وَ التُّجَّارُ بِالْخِیَانَةِ وَ أَهْلُ الرُّسْتاقِ بِالْجَهَالَةِ وَ الْعُلَمَاءُ بِالْحَسَدِ؛ عرض کردند ای رسول خدا! آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: زمامداران به خاطر ستم و بیدادگری، عرب به خاطر تعصب [ناروا]، کدخدایان و خانها به خاطر تکبر، تجار به خاطر خیانت [به مردم]، روستاییان به خاطر جهل و نادانی و دانشمندان به خاطر حسادت.»

    با اینکه کار علما و دانشمندان بیشتر مربوط به امور معنوی است که هیچ مزاحمتی در آن راه ندارد و هر کس بدون کوچک ترین ضرر و زیانی به دیگری، می تواند به بالاترین مرتبه صعود کند و افزونی علم فردی، تهجد و معنویت والای انسانی، زیبا سخنرانی نمودن فردی و… هیچ مانع و زیانی به دیگر هم صنفان نمی رساند.
    نشانه های حسادت

    حسود نمی تواند پیشرفت و ترقی دیگران را ببیند؛ مثلاً دیگری در امتحان نمره عالی آورده، ولی حسود خوابش نمی برد؛ همسایه، عروس و داماد خوبی نصیبش شده، بیچاره حسود زخم معده می گیرد. در روایات نیز به برخی علائم اشاره شده است؛ از جمله امام صادق علیه السلام می فرماید: «قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ لِلْحَاسِدِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ یَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ یَشْمَتُ بِالْمُصِیبَةِ؛ لقمان به پسرش گفت: برای حسود سه علامت است: پشت سر [محسود[ غیبت می کند و هر گاه در حضور [او[ باشد، تملق و چاپلوسی می کند و اگر [محسود] دچار مصیبت شود او را شماتت [و خود خوشحالی] می کند.»

    در روایت فوق به سه نشانه اشاره شده است: ۱٫ غیبت و عیب جویی در غیاب دیگران؛ ۲٫ تملق و چاپلوسی در حضور افراد؛ ۳٫ شماتت و خوشحالی در مصائب دیگران. این سه نشانه بیانگر این است که حسود اگر اسباب خوشحالی دیگران فراهم شود، غمگین خواهد شد. علی علیه السلام فرمود: «یَکْفِیکَ مِنَ الْحَاسِدِ أَنَّهُ یَغْتَمُّ فِی وَقْتِ سُرُورِکَ؛ از [برای شناخت] حسود همین تو را بس که در زمان شادمانی تو غمگین می شود.»

    در برخی آیات و روایات به خوشحالی و ناراحتی حسود با هم اشاره شده است؛ از جمله در قرآن می خوانیم: «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُوءْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ»؛ «هرگاه نیکی به تو [ای پیامبر!] رسد، آنها را [بر اثرحسادت[ ناراحت می کند و اگر مصیبی به تو رسد، می گویند: ما [قبلاً پیش بینی چنین مطلبی را می کردیم و] تصمیم لازم را گرفتیم و باز می گردند، در حالی که خوشحال اند.»

    در این آیه، ناراحتی کفار حسود از پیروزی پیامبر صلی الله علیه و آله و خوشحالی آنها از شکست حضرت، در کنار هم ذکر شده است.

    و در روایتی از علی علیه السلام می خوانیم: «الْحَاسِدُ یَفْرَحُ بِالشرور وَ یَغْتَمُّ بِالسُّرُورِ؛ حسود از شرور و بدیها خوشحال می شود و از خوشحالیها غمگین و ناراحت می گردد.»
    زیانهای حسادت

    ضررها و زیانهای حسادت در دو بخش قابل بررسی است:
    الف. زیانهای دنیوی

    زیانهای روحی و جسمی حسادت در دنیا بیش از آن است که در بخشی از یک مقاله بیان شود. آنچه می توان گفت، اهمّ زیانهاست که عبارت اند از:
    ۱٫ نا آرامی روانی

    حسود دائما ناراحت است و همین امر سبب ناآرامی و سلب آسایش روحی او می گردد. به هر اندازه دیگران موفقیّت به دست آورند و از نعمتهای الهی برخوردار شوند، به همان اندازه حسود آسایش و آرامش روحی را از دست می دهد. هر چند از امکانات رفاهی خوبی هم برخوردار باشد و تا این صفت رذیله را درمان نکند، آسایش پیدا نمی کند.

    از حضرت ذکریا علیه السلام نقل شده که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «اَلْحَاسِدُ عَدُوٌّ لِنِعْمَتِی مُتَسَخِّطٌ لِقَضَائِی غَیْرُ رَاضٍ لِقِسْمَتِیَ الَّتِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی؛ حسود دشمن نعمت من است [که به بندگانم می دهم] و بر تقدیر و فرمان من غضبناک است و از روزی که بین بندگانم تقسیم نموده ام، ناراضی است.»

    همین ناراحتی است که آرامش روحی او را سلب می کند و در روایات متعددی به آن اشاره شده است؛ از جمله:

    علی علیه السلام می فرماید: «اَسْوَءُ النَّاسِ عَیْشا اَلْحَسُودُ؛ بدترین مردم از نظر زندگی، حسود است.»

    در جای دیگر می فرماید: «لَا رَاحَةَ لِحَسُودٍ؛ حسود آسایش ندارد.»

    و در سخن دیگر این حقیقت را چنین بیان می نماید: «اَلْحَسَدُ حَبْسُ الرُّوحِ؛ حسادت باعث زندانی شدن [و ناآرامی] روح می شود.»
    ۲٫ بیماری جسمانی

    نمی خواهیم بگوییم هرکسی بیمار است، حسود است؛ چرا که بیماری عوامل مختلفی دارد؛ ولی این را می توان گفت که انسان حسود از نظر جسمانی نیز بیمار است؛ زیرا حسود گاهی آن چنان از ترقّی و پیشرفت دیگران ناراحت می شود که خواب و آرامش و استراحت را به کلّی از دست می دهد و آن زمان است که جسم او بیمار و رنجور و نحیف می شود.

    علی علیه السلام فرمود: «اَلْحَسَدُ شَرُّ الْاَمراضِ؛ حسودی بدترین بیماری است.»

    و همچنین فرمود: «الْحَسَدُ لَا یَجْلِبُ إِلَّا مَضَرَّةً وَ غَیْظاً یُوهِنُ قَلْبَکَ وَ یُمْرِضُ جِسْمَکَ؛ حسد، جز زیان و خشم در وجود انسان، چیزی ایجاد نمی کند که [همین امر] سبب ناتوانی قلبت و بیماری جسمت می گردد.»

    این صفت رذیله آن قدر خطرناک است که انسان بر جسم خود نیز رحم نمی کند. از علی علیه السلام رسیده است که فرمود: «الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلَامَةِ الْأَجْسَادِ؛ تعجب می کنم چگونه حسودان از سلامتی جسم [خود[ غافل اند [و برای آن ارزش قائل نیستند].»
    ۳٫ حسرت دائمی

    حسود همیشه گرفتار حسرت و ملازم با اندوه و غم است. علی علیه السلام فرمود: «الْحَسُودُ کَثِیرُ الْحَسَرَاتِ مُتَضَاعِفُ السَّیِّئَاتِ؛ حسود حسرتها و اندوههای فراوان دارد و گناهانش [نیز] دو چندان می شود.»

    در جای دیگر فرمود: «مَا رَأَیْتُ ظَالِماً أَشْبَهَ بِمَظْلُومٍ مِنَ الْحَاسِدِ نَفَسٌ دَائِمٌ وَ قَلْبٌ هَائِمٌ وَ حُزْنٌ لَازِمٌ؛ ظالمی را از حسود شبیه تر به مظلوم ندیدم [چرا که خود از جهاتی مظلوم است]؛ زیرا نفس [اماره] همیشه با اوست [و او را وادار به گناه می کند] و قلبی خراب و غصّه همیشگی دارد.»
    ۴٫ از دست دادن دوستان

    حسود نعمتهایی را که خداوند به دیگران داده، نمی تواند ببیند؛ از این رو به هر کسی که از نعمتی برخوردار است، حسودی می کند و همین امر باعث می شود که مردم از او دوری کنند و پیوند دوستی و رفاقت بین او و دیگران قطع گردد.

    برخی گناهان حالت تولیدی و زایش گناه دارد که یکی از آنها حسادت است و توسط آن، تهمت، دروغگویی، نفاق، غیبت، اهانت، کتک زدن، قتل و نابودی دیگران و… به وجود می آید

    علی علیه السلام در این زمینه فرمود: «الْحَسُودُ لَا خُلَّةَ لَه؛ حسود دوست و رفیقی ندارد.»
    ۵٫ ضرر زدن به خود

    حسود بیش از آنکه به دیگران ضرر وارد کند، با رفتار ناشایست خویش ضربه به موقعیّت اجتماعی، شخصیّتی و حیثیتی خود می زند. امام صادق علیه السلام فرمود: «الْحَاسِدُ مُضِرٌّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ یُضِرَّ بِالْمَحْسُودِ کَإِبْلِیسَ أَوْرَثَ بِحَسَدِهِ بِنَفْسِهِ اللَّعْنَةَ وَ لآِدَمَ علیه السلام الِاجْتِبَاءَ وَ الْهُدَی؛ حسود پیش از آنکه به «محسود» زیان برساند، به خویشتن ضرر می زند، مانند ابلیس که با حسدش لعنت برای خود آفرید و برای آدم برگزیدگی و هدایت [را به دنبال داشت].»
    ۶٫ نرسیدن به سیادت و بزرگی

    حسود چون تلاش دارد با تخریب دیگران به مقام بالاتری راه یابد، هرگز به چنین کاری موفق نمی شود. علی علیه السلام فرمود: «الْحَسُودُ لَا یَسُودُ ؛ حسود [هرگز] به سیادت و آقایی نمی رسد.»

    می گویند مادر هلاکوخان از دنیا رفت. یکی از علمای اهل سنّت که به خواجه نصیر الدین طوسی حسادت می ورزید، به هلاکوخان پیشنهاد کرد که برای پاسخ دادن به سؤالات نکیر و منکر در شب اوّل قبر، خوب است خواجه نصیر را که در فن مجادله مهارت دارد، همراه مادرت دفن نمایی تا مادر بی سوادت در پاسخ سؤالات در نماند.

    هلاکوخان پیشنهاد را با خواجه مطرح کرد. خواجه گفت: گرفتاری تو بیش از مادر است؛ بگذار وقتی شما وفات کردید، همراه شما در قبر باشم و سؤالات ملکین را جواب دهم؛ ولی برای مادرت، این عالم سنّی مناسب تر است. هلاکوخان سخن خواجه را پذیرفت و فورا دستور داد که آن عالم سنّی را همراه مادرش دفن کنند.
    ب. زیانهای آخرتی

    حسادت ضررها و زیانهای آخرتی فراوانی نیز دارد که به اهمّ آنها اشاره می شود:
    ۱٫ نابود کننده دین و ایمان

    بدترین ضرر معنوی و آخرتی حسادت این است که دین انسان را از بین می برد. در صحیحه معاویة بن وهب خواندیم که حضرت صادق علیه السلام فرمود: «آفَةُ الدِّینِ الْحَسَدُ؛ آفت دین حسد است.» و در صحیحه محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَأْتِی بِأَیِّ بَادِرَةٍ فَیُکَفَّرُ وَ إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ الْإِیمَانَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ؛ به راستی مرد [در روز قیامت] با هر لغزش عملی و زبانی که از او صادر شده، حاضر می شود؛ پس [همه گناهان او] آمرزیده می شود، [جز حسد[ و همانا حسد ایمان را می خورد، همان گونه که آتش هیزم را می خورد.»

    این روایات با تعبیرات دیگری نیز آمده است.
    ۲٫ شقاوت ابدی

    حسادت، سعادت دنیا و آخرت را از انسان می گیرد و تا ابد انسان را بیچاره می کند. علی علیه السلام فرمود: «ثَمَرَةُ الْحَسَدِ شَقَاءُ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ؛ نتیجه حسادت شقاوت دنیا و آخرت است.»
    ۳٫ ازدیاد گناهان

    «الْحَسُودُ… مُتَضَاعِفُ السَّیِّئَاتِ؛ حسود… گناهانش [پیوسته] افزوده می شود.» و زیادی گناه نیز ازدیاد عذاب را در پی دارد.
    ۴٫ نابودی اعمال

    زیان دیگری که برای حسد در روایات ذکر شده حبط و نابودی اعمال حسنه ای است که از حسود سرزده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «الْحَسَدُ یَأْکُلُ الْحَسَنَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ؛ حسد حسنات را می خورد، همان گونه که آتش هیزم را می خورد.»
    مراتب حسد و حکم آن

    علمای اخلاق برای حسد مراتبی ذکر کرده اند که برخی از آنها از این قرار است:
    ۱٫ خطور قلبی

    اوّلین مرحله این است که در لحظه ای که با خبر می شود فلان نعمت به کسی و یا فردی که رقیب او می باشد، رسیده، بی اختیار ناراحتی در قلب او خطور می کند و آرزوی زوال آن نعمت را می نماید. همه گرفتار این مرحله اند و گناهی بر آن بار نیست.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ثَلَاثٌ لَا یَنْجُو مِنْهُنَّ اَحَدٌ الظَّنُّ وَ الطِّیَرَةُ وَ الْحَسَدُ وَ سَاُحَدِّثُکُمْ بِالْمَخْرَجِ مِنْ ذَلِکَ اِذَا ظَنَنْتَ فَلَا تُحَقِّقْ وَ اِذَا تَطَیَّرْتَ فَامْضِ وَ اِذَا حَسَدْتَ فَلَا تَبْغِ؛ سه چیز است که هیچ کس از آنها رهایی ندارد: گمان [بد]، فال بد و حسد. و من راه نجات از آنها را برای شما بازگو می کنم. هنگامی که گمان [بد] درباره کسی بردی، به آن، ترتیب اثر مده و هنگامی که فال بد زدی، اعتنا مکن و به کار خود ادامه بده و هنگامی که حسد ورزیدی، ستم نکن [و در عمل آن را دنبال نکن]!»
    ۲٫ مشغول داشتن دل

    مرحله دوّم را که برخی اختیاری دانسته اند و باید از آن دوری جست، این است که انسان دل را به آن مشغول دارد و مرتب خطورات قلبی را در ذهن تکرار نماید. این را هم برخی گناه شمرده اند؛ چنان که مرحوم نراقی می گوید:

    «هرگاه حسد، آدمی را به افعال و گفتار ناپسند وادار کند… گناه کرده. همچنین اگر از اظهار و ابراز آن خویشتن داری نماید و از رفتار و گفتاری که دلالت بر حسد نماید، پرهیز کند، ولی در باطن زوال نعمت محسود را طالب و به درد و رنج او راغب باشد و از این نظر احساس ناراحتی نکند و بر خود خشمگین نباشد، باز گناه کرده است.»

    و اگر در روایتی آمده: «وَ قَلَّ مَنْ یَنْجُو مِنْهُنَّ؛ کمند کسانی که از حسد و گمان بد و فال بد نجات می یابند.» شاید منظور همین قسم دوم باشد؛ چون از قسم اوّل هیچ فردی رهایی ندارد؛ یعنی غیر اختیاری است و قسم دوّم است که اختیاری می باشد و از آن راه نجاتی وجود دارد.
    ۳٫ ابراز حسد

    مرحله سوّم این است که حالت قبلی از کنترل انسان خارج شود و با سخنان و اعمال خلاف همچون غیبت و… آن را بروز دهد و عملاً برای زوال نعمت و انتقام تلاش کند.

    این همان حسدی است که بالاتفاق حرام و از گناهان کبیره می باشد و آثار زیان بار پیش گفته بر آن مترتب می شود و در روایتی از امام صادق علیه السلام به آن اشاره شده است: «… إِلَّا أَنَّ الْمُوءْمِنَ لَا یَسْتَعْمِلُ حَسَدَهُ؛ مؤمن حسدش را به کار نمی بندد [و عملاً به دنبال تخریب دیگران نمی رود].»
    عوامل و انگیزه های حسد

    بسیاری از علمای اخلاق برای حسد سرچشمه هایی ذکر کرده اند و تعداد آن را به عدد هفت رسانده اند که خلاصه و عصاره آن از این قرار است:

    ۱٫ بخل و خباثت ذاتی نفس: که از برخورداری هرکسی ناراحت می شود، با اینکه طرف مقابل هیچ دشمنی و سابقه بدی با او ندارد.

    ۲٫ عداوت و کینه شخصی: که باعث آرزوی زوال نعمت از فرد مورد عداوت می شود.

    ۳٫ کبر و خود برتر بینی: که نمی تواند برتری دیگران را بر خود در نعمت و مقام و… مشاهده کند.

    ۴٫ حبّ ریاست: که آرزوی زوال نعمت را از دیگران می کند تا بر آنها حکومت نماید.

    ۵٫ حبّ شهرت: برخی افراد حب شهرت و اینکه آوازه جهان شوند را دارند و همین امر باعث می شود به کسانی که برتر از خود هستند و احساس می کنند مانع شهرت آنها می شوند، حسادت می ورزند.

    ۶٫ ترس از نرسیدن به مقصود: گاه انسان تصور می کند که نعمتهای الهی محدود است و اگر دیگران به آنها دست یابند، امکان رسیدن او را به آن نعمتها کم می کنند.

    ۷٫ احساس حقارت: افرادی که در خود لیاقت رسیدن به مقامهای بالا را نمی بینند و از این نظر گرفتار عقده حقارت اند، آرزو می کنند که دیگران هم به جایی نرسند تا همانند یکدیگر شوند.

    بنابراین، می توان گفت: در واقع حسودان گرفتار نوعی تزلزل در پایه های ایمان به توحید افعالی پروردگار و حکمت و قدرت او هستند؛ چه اینکه انسانی که به این اصول مؤمن باشد، می داند تقسیم نعمتها از سوی خداوند حسابی دارد و بر طبق حکمتی است و نیز می داند خداوند توانایی دارد که بیشتر و بهتر به او ببخشد، هرگاه او را شایسته نعمتی بداند.

    به همین جهت، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که خداوند به موسی بن عمران علیه السلام فرمود:

    «لَا تَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلَی مَا آتَیْتُهُمْ مِنْ فَضْلِی وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی ذَلِکَ وَ لَا تُتْبِعْهُ نَفْسَکَ فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِی صَارٌّ لِقَسْمِیَ الَّذِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی وَ مَنْ یَکُ کَذَلِکَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَیْسَ مِنِّی؛ [ای موسی!] به مردم نسبت به آنچه از فضلم به آنها داده ام حسودی مکن و چشم به آن ندوز و آن را در دل پی گیری نکن؛ زیرا حسود نسبت به نعمتهای من [که به بندگان داده ام [خشمگین است و مخالف تقسیمی است که در میان بندگانم قسمت کرده ام و کسی که چنین باشد، نه من از اویم و نه او از من است.»

    پس می توان گفت حسود انحراف از توحید دارد و پایه های اعتقادی او متزلزل و غیراستوار است؛ لذا امام صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ الْمُوءْمِنَ یَغْبِطُ وَ لَا یَحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یَحْسُدُ وَ لَا یَغْبِطُ؛ مؤمن غبطه می خورد، ولی حسد نمی ورزد؛ اما منافق حسد می ورزد و غبطه نمی خورد.»

    نقل شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به مردی از انصار شهادت داد که او اهل بهشت است. افرادی نسبت به این مسئله حساس شدند و رفتار آن مرد را زیر نظر گرفتند. بعد از بررسی دیدند اعمال فراوانی ندارد، جز آنکه هنگام خوابیدن در رختخواب ذکر خدا را می گوید و واجبات خویش همچون نماز صبح را انجام می دهد. به او گفتند: رازِ اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله تو را اهل بهشت دانست، چه بود؟ گفت: می بیند که من اعمال زیادی ندارم، منتهی این حالت در من وجود دارد که هیچ گاه نسبت به مسلمانی حتی در دلم خیانت روا نمی دارم؛ «وَلا حَسَدا عَلی خَیْرٍ اَعْطاهُ اللَّهُ اِیَّاهُ؛ و حسد نمی ورزم بر خیر[و نعمتی[ که خدا به او عطا فرموده است.»
    راه علاج حسد

    صفت رذیله حسد، مانند دیگر اوصاف رذیله، جزء بیماریهای روح به حساب می آید و هر بیماری روحی قابل درمان است؛ هرچند درمان این رذیله کاری است دشوار که گاه نیاز به تلاش فراوان دارد، ولی با این حال نباید از درمان آن ناامید بود. علمای اخلاق برای درمان حسد به دو امر توصیه نموده اند:
    الف. شیوه علمی

    در این راه، خوب است انسان نسبت به زیانهای بی شمار رذیله حسد تفکر و اندیشه داشته باشد و آیات و روایاتی را که در این زمینه وارد شده است، ملاحظه نماید و سرگذشت کسانی را که دچار حسودی بودند، مطالعه کند که این عمل یقینا اثر مثبتی خواهد داشت و انسان به جای تلاش در تخریب دیگران و زوال نعمت از آنها، برای پیشرفت و ترقی خویش تلاش خواهد نمود.

    علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «اِحْتَرِسُوا مِنْ سَوْرَةِ الْجَمْدِ وَ الْحِقْدِ وَ الْغَضَبِ وَ الْحَسَدِ وَ اَعِدُّوا لِکُلِّ شَیْ ءٍ مِنْ ذَلِکَ عُدَّةً تُجَاهِدونَهُ بِهَا مِنَ الْفِکْرِ فِی الْعَاقِبَةِ وَ مَنْعِ الرَّذِیلَةِ وَ طَلَبِ الْفَضِیلَةِ؛ خود را از شدّت بخل و کینه و غضب و حسد در امان دارید و برای مبارزه با هریک از این امور وسیله ای آماده سازید، از جمله: در عواقب [سوء] این صفات رذیله تفکر کنید و از آنها دوری بجویید و به دنبال فضایل بروید!»
    ب. شیوه عملی

    شیوه عملی نیز راههای مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
    ۱٫ خدمت به جای تخریب

    امام راحل رحمه الله در این زمینه می فرماید: «علاج عملی نیز از برای این رذیله فضیحه است و آن چنان است که با ترتیب اظهار محبّت کنی با محسود و تربیّت آثار آن را دهی و مقصودت از آن علاج مرض باطنی باشد. نفس، تو را دعوت می کند که او را اذیت کن! توهین کن! دشمن داشته باش و… تو به خلاف میل نفس به او ترحّم کن و تجلیل و توقیر نما! زبان را به ذکر خیر او وادار کن! نیکوییهای او را برخود و بر دیگران عرضه دار! صفات جمیله او را خاطر نشان خود کن! گرچه اینها که می کنی، در اوّل امر با تکلّف [و زحمت] است، از روی مجاز و غیر واقع است؛ لیکن چون مقصود، اصلاح نفس و بر طرف کردن این نقص و رذیله است، بالاخره به حقیقت نزدیک می شود، کم کم تکلّف کم می شود و نفس عادی می شود و واقعیّت پیدا می کند. لااقل به نفس عرضه دار و بفهمان که این شخص بنده خداست و شاید خداوند تعالی به او نظر لطف داشته که او را متنعم کرده و اختصاص داده به خاصّه نعم خود.»

    «اگر حسود به جای اینکه برای درهم شکستن اعتبار و شخصیّت فردی که مورد حسدش قرار گرفته، به تقویت موقعیّت خود بپردازد و به جای غیبت و مذمّتش او را به خاطر صفات نیکش مدح و ستایش کند و به جای تلاش در تخریب زندگی مادّی او، خود را آماده اعانت و همکاری نماید و تا می تواند از او سخن نیک در بین بیماریهای روحی، یکی از بدترین بیماریها که معالجه آن سالها طول می کشد، حسادت است.

    بگوید، تا ممکن است نسبت به او محبّت کند و تا آنجا که در اختیار اوست، خیر و سعادت او را بطلبد و به دیگران نیز همین امور را توصیه کند، به یقین تکرار این کارها تدریجا آثار رذیله حسد را از روح او می شوید.»
    ۲٫ دنبال نکردن حسد

    راه دیگر برای درمان این است که هرگاه نسبت به کسی حسادت پیدا کرد، تا آنجا که می تواند مطلب را دنبال و پی گیری نکند تا کم کم از نظر فکری و ذهنی نیز رها شود.

    در حدیثی امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «أَنَّ الْمُوءْمِنَ لَا یَسْتَعْمِلُ حَسَدَه؛ مؤمن حسد خود را به کار نمی برد.»
    ۳٫ راضی به قضای الهی بودن

    عامل دیگر برای درمان حسد این است که انسان خود را تسلیم قضا و قدر الهی بداند و به آنچه خداوند به او عنایت فرموده است، قانع باشد. علی علیه السلام فرمود: «مَنْ رَضِیَ بِحَالِهِ لَمْ یَعتَوِرْهُ الْحَسَدُ؛ کسی که به آنچه دارد، راضی باشد، حسد دامان او را نمی گیرد.»

    و تکرار این دعا مخصوصا در قنوت برای تقویت تسلیم انسان در برابر قضای الهی و تصفیه روح مفید است: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ یَقِیناً صادقا حَتَّی أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ یُصِیبَنِی إِلَّا مَا کَتَبْتَ لِی وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ خدایا! از تو ایمانی را می خواهم که در دلم جای گرفته باشد و یقین صادقی را می خواهم که بدانم به من [مصیبتی] نمی رسد، مگر آنچه تو نوشته ای و راضیم کن به آنچه از زندگی قسمت من کرده ای، ای مهربان ترین مهربانان!»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید