اجرای همزمان در پنج شبکه؛ رکوردی با طعم هیجان و افتخار
زهرا محبوب ، مجری تلویزیون، خاطره اجرای زنده در ۵ شبکه سیما یکی از بزرگترین و ماندگارترین لحظات کاری اوست.

خانم محبوب عزیز، بسیار خوشحالیم که دعوت ما برای گفتوگو با مخاطبان نوجوان «سایت نوجوانها» را پذیرفتید. گفتوگو را با یک پرسش ساده اما مهم آغاز میکنیم:
خودتان را اگر در سه جمله معرفی کنید، چه میگویید؟ از کجا آمدهاید و چطور به دنیای رسانه راه پیدا کردید؟
زهرا محبوب، متولد ۱۰ فروردین ۱۳۷۵، دارای کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش مدیریت رسانه است.
سال ۱۳۹۳ با برنامه «یک برش زندگی» شبکه دو سیما وارد تلویزیون شدم و پس از آن پیشنهاد همکاری برای اجرای برنامه «دو طرفه» شبکه سه به من داده شد.
از همان ابتدا در حوزه اجرا و گزارشگری نریتوری گروه اجتماعی شبکه سه فعالیت داشتم تا اینکه اجرای حرفهای خود را در شبکه امید با برنامه «پرانتز باز» آغاز کردم.
امروز بیشتر مخاطبان صدای من را در اپلیکیشن «نشان» میشناسند که گوینده رسمی آن هستم.
چه شد که اجرای برنامههای نوجوانانه مسیر اصلی شما شد؟ آیا از ابتدا هم با نوجوانها ارتباط خوبی داشتید یا این علاقه به مرور زمان شکل گرفت؟
با توجه به اینکه دو برادرم نوجوان بودند، ارتباط بسیار خوبی با نوجوانها داشتم و همین موضوع باعث شد دغدغهها و مسائل آنان را بهتر درک کنم.
این ارتباط نزدیک و علاقهام به نوجوانها سبب شد اجرای برنامههای نوجوانانه برای من مسیر اصلی و هدف حرفهای شود.

اولین بار که جلوی دوربین ایستادید، بیشتر حستان شبیه چه بود؟
الف) تپش قلب روی ماکزیمم
ب) چشمدرچشم دوربین، زباندرجیب
ج) احساس پرواز بدون بلیت؟ 😄
جواب: ج) احساس پرواز بدون بلیت!
در سالهایی که در برنامههای نوجوان حضور داشتید، چه چیزهایی از آنها یاد گرفتید؟ آیا نوجوانها چیزی برای آموزش به بزرگترها دارند؟
نوجوانها به شدت جسور، باهوش و مطالبهگر هستند.
این ویژگیها باعث شد که من بیشتر در برنامههای زنده مطالبهگر حقوق نوجوانان باشم و از آنان بسیار بیاموزم.
اگر بخواهید به یک نوجوان که رؤیای مجری شدن دارد، مشاوره بدهید، اولین جملهای که به او میگویید چیست؟
اجرای برنامه را از مدرسه و جمعهای کوچک آغاز کنید.
این کار باعث افزایش اعتماد به نفس شما میشود.
سپس با حضور در اجراهای استیج و شرکت در کلاسهای فن بیان، مهارتهای خود را تقویت کنید.
کتاب خواندن را نیز فراموش نکنید.
خودتان اهل تپق زدن هستید؟ شده یکبار وسط اجرا واژهای را اشتباهی بگویید و جمعیت پشت صحنه از خنده بترکد؟
چون اجرای زنده است، امکان تپق زدن همیشه وجود دارد.
اما تا به حال چنین اشتباهی که باعث خنده جمع شود برایم پیش نیامده است.
چطور برای اجرای برنامههای نوجوانانه خودتان را بهروز نگه میدارید؟ آیا با دنیای دیجیتال نوجوانها هم آشنایید یا هنوز با دیدن واژه «لول» میپرسید “یعنی چه؟”
چون با نوجوانها سر و کار دارم، همیشه مطالعه میکنم و با واژهها و زبان آنها آشنا میشوم.
برادران نوجوانم نیز کمک زیادی به من میکنند و از طریق آنها بهروزترین اطلاعات را دریافت میکنم.
در مسیر اجرا، با چه چالشهایی مواجه شدید؟ سختترین لحظهای که تجربه کردید چه زمانی بود و چطور از آن عبور کردید؟
حوزه اجرا و رسانه پر از چالشها و فراز و نشیبهای بسیار است.
پشتکار و انگیزه باعث شده است که همیشه ادامه دهم، هرچند همه چیز آنطور که میخواهم پیش نمیرود و گاهی اتفاقات ناگوار نیز رخ میدهد.
اما هرگز ناامید نمیشوم و با انرژی دوباره شروع میکنم.

شده که نوجوانی با شما تماس بگیرد یا پیامی بدهد و بگوید که به خاطر اجرای شما به چیزی علاقهمند شده؟ چنین بازخوردی برایتان چقدر ارزش دارد؟
بله، پیامهای زیادی دریافت کردهام که از سبک اجرای پرانرژی من تعریف میکردند.
همچنین دختران زیادی به دلیل حجاب و نوع پوشش من، تصمیم گرفتهاند چادری شوند که این برایم بسیار ارزشمند است.
در اجرای استیج نیز بعد از پایان برنامه، بسیاری انرژی مثبت و تحسین خود را اعلام میکنند که این بازخوردها برای من بسیار باارزش است.
اگر در یک برنامه زنده، وسط معرفی مهمان، اسم او یادتان برود و ناگهان با لبخند بگویید «و این شما و این… ایشون!»، چه میکنید؟ ادامه میدهید یا شوخی میکنید؟
در برنامههای زنده چنین اتفاقهایی میافتد.
من معمولاً ادامه میدهم و از مهمان میخواهم خودش را معرفی کند تا بینندگان بهتر با او آشنا شوند.
در همان لحظه، من نیز نام مهمان را یاد میگیرم.
خارج از تلویزیون، زهرا محبوب چه کارهایی انجام میدهد؟ اهل مطالعهاید؟ ورزش؟ سفر؟ یا عاشق خوابهای طولانی؟
زهرا محبوب به سفرهای فراوان در سراسر ایران علاقهمند است.
به گفته دوستان، من مجری «مارکوپولو» هستم!
علاوه بر این، سحرخیزی به من کمک میکند تا از سفرها و فعالیتهای روزمرهام بیشترین بهره را ببرم.
خیلی خیلی لذت میبرم و حتماً برای سفر نیاز به زمان طولانی ندارم.
میتوانم در یک یا دو یا سه روز بهترین جاها را بگردم و لذت ببرم.
به همین دلیل، هرکسی که بخواهد جایی برود، از من میپرسد که کجا بهتر است برای سفر.
اهل کتاب هستید؟ اگر بله، چه کتابی اخیراً خواندهاید که دوست داشته باشید آن را به نوجوانها هم پیشنهاد بدهید؟
بله، هر روز مطالعه میکنم.
کتابی که این روزها میخوانم «هنر ظریف رهایی از دغدغهها» است.
این کتاب روشی نو برای خوب زندگی کردن ارائه میدهد و به بهبود روابط عمومی کمک میکند.
این کتاب را به نوجوانها نیز توصیه میکنم حتماً مطالعه کنند.
آیا تا به حال نوجوانی شما را در خیابان دیده و گفته “ای وای شما همون خانمی هستید که توی تلویزیون باهام حرف میزنین؟!”؟ واکنش شما در چنین لحظاتی چیه؟
بله، در خیابان و مترو خیلیها من را شناختند و گفتند «شما همون خانم مجری برنامه سلام به آینده هستید.»
من هم خیلی از دیدارشان خوشحال میشدم و با آنها ارتباط برقرار میکردم.
آخرش هم معمولاً یک عکس یادگاری میگرفتیم.
مثلاً در گنبد کاووس یک خانواده منو از صدام شناختند و گفتند «گوینده نشان شمایید؟» که گفتم بله و با هم عکس گرفتیم و بعد فالو کردند.
یک بار در غار یخ مراد هم که بودم، وقتی داشتم آدرس میدادم، همه از شنیدن صدای زنده نشان ذوق کردند و خیلی خوشحال شدند.
اگر وسط اجرای زنده ناگهان برق برود و همه چراغها خاموش شود، واکنشتان چیست؟
الف) خواندن شعر “من چراغم خاموشه”
ب) فرار به پشت صحنه
ج) ادامه اجرا با نور گوشی؟ 📱
من انتخاب «ج» را دارم؛ ادامه اجرا با نور گوشی.
در یکی از برنامههای شبکه دو، حین اجرا ناگهان چندتا بادکنک ترکید که من خیلی راحت و بدون هیچ ترسی به اجرا ادامه دادم.
خانم محبوب، شما با انرژی و لبخند خاصی اجرا میکنید. این حس درونیست یا تکنیکی است که در طول زمان به آن رسیدید؟
کاملاً حس درونی است.
من همیشه و همه جا این لبخند را دارم و همیشه پرانرژی هستم.
در اجراهایم هم این انرژی دیده میشود.
البته من هم مثل همه مردم دغدغه و ناراحتیهایی دارم، اما سعی میکنم جلوی دوربین اینها را به مخاطب منتقل نکنم و همیشه حس خوب به مخاطب و بیننده بدهم.

نوجوانی، دورهی رؤیاها و دغدغههاست. اگر بخواهید با یک جمله از دل به دلشان حرف بزنید، آن جمله چیست؟
برای رسیدن به رویاهایتان دست از تلاش برندارید.
چون همه این دغدغهها حل میشوند و این تلاش و پشتکار شما باعث میشود سالها بعد به خودتون افتخار کنید و از رسیدن به رویاهاتون لذت ببرید.
بزرگترین درسی که از سالها کار در رسانه گرفتید چیست؟
مخصوصاً در مواجهه با نسل نوجوان که دائم در حال تغییر و تحولاند.
بزرگترین درس این است که واژهها بار معنایی دارند؛
مهمترین ابزاری که یک انسان دارد واژهها هستند که ممکن است اتفاقات خوب یا بد را رقم بزنند.
پس باید به اندازه و با دقت صحبت کنیم.

راستی، یکی از بهیادماندنیترین خاطراتتان از اجراهای نوجوانانه چیست؟لحظهای بوده که از ته دل خندیدهاید یا اشک شوق در چشمانتان جمع شده باشد؟ لطفاً همان خاطره را برای نوجوانهای ما تعریف کنید.
اجرای برنامه «سلام به آینده» که همزمان در ۵ شبکه سیما به صورت زنده و مستقیم پخش میشد، خیلی جالب و باحال بود.
هر شبکه که میزدید، من را میدیدید و این خیلی برای من یک اتفاق بزرگ و قشنگ بود.
دوستان هم میگفتند این خودش یک رکورد است.
اگر اجرای برنامه زنده با پیتزای داغی که تازه آوردهاند تداخل پیدا کند، انتخابتان کدام است؟
الف) ادامه با شکم غرغرو
ب) لقمهلقمه و لبخند
ج) پنهانی خوردن و صحنه برگشتن! 🍕
در برنامههای زنده این اتفاق خیلی زیاد پیش میآید.
من با همون شکم غرغرو ادامه دادم و اجرا کردم تا برنامه تموم شود.
خیلی وقتها برنامه تمام شده و من هنوز غذا نخوردم.

بهعنوان سخن پایانی، اگر قرار باشد فقط یک پیام را برای نوجوانهایی که این مصاحبه را میخوانند به یادگار بگذارید، آن پیام چیست؟
نوجوانهای عزیز، برای رسیدن به اهدافتون تا میتونید تلاش کنید.
بعد از هر سختی، آسانی است و امکان ندارد برای چیزی که تلاش میکنید به آن نرسید و نتیجهاش را نبینید.
همیشه هر گامی که برمیدارید شما را به رویاهاتون نزدیکتر میکند.
یادتان نرود که خدا این روزها را میبیند و حواسش به همه چیز هست.
مصاحبه اختصاصی با خانم النا دوستی