حمید دانایی کیست؟ لطفاً خودتان را برای نوجوانهایی که شما را دنبال میکنند، معرفی بفرمایید.
من حمید داناییام، متولد ۱۳۷۱ در شهر مفاخر و مشاهیر اراک؛ مجری، دانشآموخته رسانه و عاشق فوتبال. سالهاست که در فضای رسانه فعالیت دارم، بهویژه در حوزه برنامههای ورزشی. اجرای تلویزیونی برای من صرفاً یک شغل نیست، بلکه مسیر جذابی است برای ارتباط با مردم، ایجاد انگیزه و روایت لحظاتی که در ذهن و قلب مخاطب ماندگار میشوند. همیشه تلاش کردهام اجرا فقط یک قاب رسمی نباشد، بلکه پلی باشد میان من و دنیای هیجانانگیز ورزش، مخصوصاً برای نوجوانانی که آینده این عرصه هستند.
چه شد که پا به دنیای اجرا گذاشتید؟ آیا از کودکی چنین مسیری را در ذهنتان تصور میکردید؟
راستش نه. دوران کودکیام پر از توپ و زمین فوتبال بود تا میکروفن و استودیو. هیچوقت فکر نمیکردم روزی مجری شوم. بیشتر به فوتبالیست شدن و حتی مربیگری فکر میکردم، اما همیشه به صحبت کردن، توصیف لحظهها و انتقال حسها علاقه داشتم.
سوم دبیرستان بود که برای نخستین بار به عنوان مجری مدرسه روی صحنه رفتم. اجرای برنامه جشن بود.
و وقتی پایین آمدم، معلمها و همکلاسیها گفتند: «انگار چند سال است اجرا میکنی!» همان جمله برایم یک تلنگر بود. از آن روز جدیتر به دنبال اجرا رفتم، وارد انجمنهای دانشآموزی شدم، دوره دیدم و بعدها وارد فضای حرفهای رسانه شدم. برای ورود به تلویزیون بسیار تلاش کردم، از هر راهی که فکرش را بکنید اقدام کردم و تست دادم؛ تمام انرژیم را گذاشتم تا بالاخره خداوند عنایت کرد و وارد فضایی شدم که به آن عشق میورزم و همیشه خدارا شاکرم.

نخستین باری که مقابل دوربین قرار گرفتید چه احساسی داشتید؟
کاملاً یادم هست. صدام میلرزید، دستهایم عرق کرده بود، اما در دلم همواره میگفتم: «از پسش برمیآیی!»
وقتی کارگردان گفت «ضبط، شروع»، لحظهای همهچیز آرام شد؛ انگار دوربین تبدیل به دوست قدیمیام شده بود. آن تجربه مانند زدن اولین گل در یک مسابقه مهم بود؛ پر از استرس و در عین حال سرشار از افتخار.
بین تمام برنامههایی که اجرا کردهاید، کدام برایتان دلچسبتر و خاطرهانگیزتر بوده است؟
برنامههای زیادی اجرا کردم، اما ویژهبرنامه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر تجربهای بینظیر بود. پخش زنده، تنوع مهمانها، تحلیل بازیها و حال و هوای مردم، همهچیز عالی بود.
هر روز با حجم زیادی اطلاعات و هیجان وارد استودیو میشدیم، اما خستگی را احساس نمیکردیم؛ چون میدانستیم هزاران نفر پشت تلویزیون برنامه را دنبال میکنند و چندین هزار پیامک دریافت میکردیم. آن برنامه برایم یک مدرسه واقعی اجرا بود.
فوتبال در زندگی شما تنها یک علاقه است یا سبک زندگی؟
برای من فوتبال فراتر از علاقه است؛ سبک زندگیای است که درسهای مهمی به من آموخته: از شکست نترسیدن، کار تیمی، صبر و واکنش درست.
یاد گرفتهام مانند یک بازیکن واقعی، حتی وقتی عقب افتادم، ناامید نشوم، بلند شوم، تلاش کنم و بدانم که همیشه بازی ادامه دارد… تا سوت پایان.

در اجرای برنامههای ورزشی، چگونه سعی میکنید حس رقابت و هیجان را به نوجوانان منتقل کنید؟
تا جایی که میتوانم. مجری صرفاً گوینده نیست؛ باید «احساس» را هم منتقل کند. مخاطب باید حس کند خودش آنجا حضور دارد؛ تپش قلب بازیکن، هیجان، خستگی، امید و حتی اشکهای پنهانش را میتوان از طریق اجرا به بهترین شکل به او منتقل کرد.
نوجوانان شما را بهعنوان الگویی آرام و صبور میشناسند؛ این ویژگی را چگونه در دل اجرا حفظ میکنید؟
این آرامش، یکشبه به دست نیامده؛ حاصل سالها تجربه، تلاش و زمین خوردن است. قبل از اجرا ممکن است اضطراب داشته باشم، اما جلوی دوربین باید مانند کاپیتان تیم باشم: آرام و قابل اعتماد.
گاهی تهیهکننده توی هندزفری فریاد میزند، تصویر قطع شده یا مهمان تأخیر دارد، اما من باید طوری اجرا کنم که همه چیز تحت کنترل باشد. این آرامش احترام به مخاطب است.

آیا تا به حال در برنامه زنده دچار تپق یا سوتی شدهاید که بعدها خودتان هم بخندید؟
بله، بسیار زیاد! مخصوصاً در برنامههای زنده که همهچیز با سرعت اتفاق میافتد. یک بار اسم یک تیم شهرستانی را اشتباه خواندم؛ همه نگاه میکردند و میخندیدند. خودم، عوامل و تهیهکننده همه خندیدیم. الان هم هر وقت آن تیم بازی دارد، بچهها با من شوخی میکنند.
اگر یک مجری نام تیم برنده را اشتباه بگوید، چه راهی برای جبران پیشنهاد میکنید؟
مهمترین کار این است که با صداقت و لبخند اشتباه را بپذیریم. مخاطب بیشتر از اشتباه، از تظاهر بدش میآید. یک شوخی کوچک یا یک جمله بانمک، فضا را بهتر میکند.

چه کسی یا چه چیزی بیشترین تأثیر را در مسیر موفقیت حرفهای شما داشته است؟
خانوادهام، مخصوصاً پدر و مادرم. همیشه پشتم بودند و یاد دادند اگر کاری را شروع کردی، تا تهش بروی. از نظر حرفهای، اساتیدی مانند آقای یراقبافان و محمدرضا احمدی روی من تأثیر داشتند و یاد گرفتم از هر کسی، حتی رقیبهایم، چیزی بیاموزم. این نگاه باعث شد همیشه در حال رشد باشم.
نوجوانانی که به اجرا یا فوتبال علاقه دارند، چه مسیری را باید طی کنند تا موفق شوند؟
اول: تمرین. دوم: تمرین. سوم: باز هم تمرین!
باید یاد بگیرند اشتباه کنند و نترسند. مطالعه کنند، برنامه ببینند، نقد بشنوند، روی صدا و بدنشان کار کنند و از هیچ فرصتی برای رشد نگذزند. راه آسان نیست، اما اگر عاشقش باشند، لذتبخشترین سفر زندگی است.
آیا لحظهای بوده که به دلیل فشار یا خستگی بخواهید اجرای تلویزیونی را کنار بگذارید؟ با آن احساس چگونه کنار آمدید؟
بله، قطعاً. اجرای زنده، بهویژه وقتی پشتصحنه پر از استرس و فشار است، گاهی آنقدر فرسایشی میشود که با خودت میگویی: «آیا واقعاً میارزد؟»
روزهایی بوده که با تمام توان اجرا کردم، ولی واکنشها آن چیزی نبود که انتظار داشتم؛ یا حجم کار زیاد، کمخوابی و توقع بالا من را خسته کرده بود. اما همیشه یک جمله ذهنم را نگه داشته: «تو قراره با کارت به کسی انگیزه بدهی.»
وقتی پیام میگیرم که نوشته «شما باعث شدی من به اجرا فکر کنم»، همه خستگیها از بین میرود و یادآوری همان حس اول اجرا، به من قدرت ادامه میدهد.

از اجرا در کنار بچهها بگویید؛ آنجا که شور و شوق کودکانه با دنیای حرفهای شما تلاقی پیدا میکند.
اجرا کنار بچهها برای من یک دنیاست. آنها واقعیترین آدمها روی زمیناند؛ نه بازی میکنند، نه تعارف دارند، هر چه هستند، همانی است که نشان میدهند.
یک بار پسربچهای مهمان برنامه بود و خیلی جدی از من پرسید: «شما همیشه اینقدر شلوغ حرف میزنید یا فقط وقتی دوربین روشن است؟»
آنقدر صادق و بامزه بود که بعد از برنامه یک ساعت با او نشستم و درباره شغل و زندگیام صحبت کردم. این لحظههاست که میفهمی درست پیش میروی.
دوست دارید چه شخصی میهمان برنامه شما باشد و چرا؟
بدون تردید علی دایی. نه فقط بهخاطر تعداد گلها یا افتخاراتش، بلکه بهخاطر شخصیتش.
او نماد پشتکار در فوتبال ایران است؛ همیشه ایستاده، باوقار و بدون هیاهو کارش را انجام داده. حضورش در برنامه میتواند الهامبخش بسیاری از نوجوانان باشد.

حس و حال شما در خصوص واژه «ایران»؟
برای من «ایران» فقط یک کشور نیست؛ یک هویت زنده است.
هر وقت میگویم ایران، ترکیبی از غرور، مسئولیت و عشق در قلبم جریان مییابد. ما هر کدام نمایندهایم برای تصویر درست ایران؛ چه جلوی دوربین، چه بیرون از آن. افتخار میکنم که بتوانم حتی ذرهای حال خوب، امید یا انگیزه برای بچههای این سرزمین بسازم.
اگر مجری نبودید، چه شغلی برای خود تصور میکردید؟
مهاجم نه! ولی شاید یک وینگر راست خلاق یا یک معلم ورزش پرانرژی. ☺
جدای از اجرا، در حوزه مارکتینگ و برندینگ هم فعالم و تجربههای خوبی در این زمینه دارم. ترکیب ارتباطات و استراتژی برایم یک چالش لذتبخش است.
کدام پست فوتبال را بیشتر دوست دارید؟ مدافع سختگیر یا هافبک خلاق؟
پست تخصصیام دفاع راست بوده؛ همان مدافع سختگیر و رونده. ☺
این نقش شباهت زیادی به اجرای زنده دارد؛ باید هوشیار باشی، سریع تصمیم بگیری و جریان بازی را درک کنی. یک مجری موفق هم باید بازی را بخواند، توپ را پخش کند و تیم را جلو ببرد.

ورزش بهجز فوتبال چه جایگاهی در زندگی شما دارد؟
ورزش بخش ثابت زندگی من است. شنا را دوست دارم؛ برای آرامش ذهن و تمرکز فوقالعاده است. اما کوهنوردی هیچوقت مورد علاقه من نبوده. معتقدم هر کسی باید ورزش مورد علاقهاش را پیدا کند، زیرا ورزش نه تنها برای بدن، بلکه برای ذهن و روان هم ضروری است.
چه نوع موسیقی گوش میدهید؟ آیا پیش آمده پشتصحنه با آهنگی سرحال شوید و فراموش کنید چه میخواستید بگویید؟
موسیقی بیکلام، سنتی و پاپ ایرانی را دوست دارم. پیش از برنامهها، یک پلیلیست مخصوص دارم که به تمرکز ذهنم کمک میکند.
یک بار آهنگ آنقدر مرا در حال و هوا برد که وقتی تهیهکننده گفت «شروع کن»، چند ثانیه فراموش کردم موضوع برنامه چه بود! ☺
تا به حال در هنگام اجرا، آنقدر غرق بازی شدهاید که گل را با فریاد تشویق کنید و بعد بفهمید دوربین روی شماست؟
بله، چند بار! بهویژه بازی ایران و ژاپن در جام ملتها و ایران و ولز در جام جهانی…
در آن لحظه دوربین و اجرا را فراموش میکنی و فقط یک ایرانی عاشق فوتبال میمانی. بعد که متوجه میشوی روی آنتن بودی، خجالت شیرینی سراغت میآید.

چه برنامهای را دوست داشتید اجرا کنید ولی فرصت آن پیش نیامده است؟
همیشه دوست داشتم برنامههایی با محور مسابقه طراحی و اجرا کنم تا استعدادهای ورزشی نوجوانان سراسر ایران دیده شوند. از دل روستاها، محلهها و مدارس… برنامهای زنده، رقابتی، شاد و انگیزشی. به نظرم ایران پر از استعدادهای پنهان است که فقط نیاز به فرصت دارند.
ویژگیهای یک مجری ورزشی چیست؟ تفاوت اجرای برنامه ورزشی و برنامه رسمی کدام است؟
مجری ورزشی باید زنده، دقیق، باانرژی و آگاه باشد و صداقت او ملموس باشد.
تفاوت اجرای ورزشی با رسمی این است که در ورزش، احساس و هیجان نقش اصلی دارند. برنامه ورزشی باید مثل بازی فوتبال باشد؛ پرضربان، غیرقابل پیشبینی و پرشور.
اگر دوباره به دنیا بیایید، باز هم اجرا را انتخاب میکنید یا فوتبالیست ملیپوش بودن را؟
با اینکه عاشق فوتبالم، اجرای تلویزیونی چیز دیگری به من داده: ارتباط با دل مردم.
اگر دوباره متولد شوم، احتمالاً باز هم اجرا را انتخاب میکنم؛ چون تونستم اثری بگذارم، الهامبخش باشم و انگیزه خلق کنم.

یک خاطره بامزه یا خاص از اجرای تلویزیونی که فراموش نمیکنید؟
یک روز سردبیر برنامه با اعتماد به نفس ۱۲ خبر برای بخش اخبار ورزشی داد، با هم مرور کردیم، رفتم روی آنتن.
وقتی رسیدیم به بخش اخبار، دیدم تصاویر با موضوعی که میخواندم جور نیست! سریع تصمیم گرفتم هر تصویری که روی نمایشگر میآید را با خلاقیت خودم تحلیل کنم و ارتباط بسازم. 😂
نیم ساعت اجرا کردم، ولی فشارش مثل نیم قرن بود! قیافه سردبیر بعد از بخش دیدنی بود؛ او بیشتر از من استرس داشت، هنوز هم وقتی او را میبینم، همان خاطره را یادآوری میکند.
صحبت شما با نوجوانان؟
به شما افتخار میکنم. آینده این کشور به دستان شماست. رؤیاهایتان را جدی بگیرید، حتی اگر کسی باور نداشته باشد.
سختی هست، خستگی هست، اما اگر عاشق مسیرتان باشید، هیچچیز نمیتواند مانع شما شود. هیچ رؤیایی بزرگتر از اراده شما نیست.

کلام آخر از حمید دانایی…
زندگی مسابقه است؛ همیشه همهچیز مطابق میل ما پیش نمیرود، اما مهم این است که بازی را درست انجام دهی، صادق باشی و از تلاشت لذت ببری. برد اصلی وقتی رقم میخورد که با تمام وجود دویدی، چه گل بزنی، چه نه.
- جلب اعتماد، یکشبه اتفاق نمیافتد،گفت وگوی صمیمی با دنیا اعلمی
- پایان فصل سوم پاس گل با اجرای حمید دانایی
2 پاسخ
بی شک یکی از با اخلاق ترین و کاربلدترین افرادی که دیدم
بسیار جنتلمن ، خوش تیپ ، خوش قلب ، خوش کلام.