خانم زهره وکیلی عزیز، سلام. لطفاً خودتون رو برای مخاطبان سایت ما معرفی بفرمایین؟
سلام وقتتون بخیر، خیلی خوشحالم که دارم باهاتون صحبت میکنم.
من زهره وکیلی هستم. حدوداً از سن هفده سالگی کار تئاتر رو شروع کردم، سال ۷۹ در جشنواره دفاع مقدس، سومین بازیگر برتر زن شدم و سال ۸۱ با برنامه «رنگینکمان» وارد تلویزیون شدم و تا الان در عرصه کودک و نوجوان و… فعالیت دارم.
از اولین تجربتون در مقابل دوربین برامون بگین؟ چه حسی داشتین؟
اولین تجربه جلوی دوربین برای من تلفیقی از هیجان و استرس بود؛ چون اول به عنوان مجری برای تست اومدم، بعد بهعنوان صداپیشه انتخاب شدم و از قضا، عروسک دوبله ی من فردای اون روز روی آنتن رفت و خیلی فرصت آزمون و خطا نداشتم.
در واقع من چند سال صداپیشه بودم و بعد در برنامههای مختلف، از جمله «خورشید خانم»، «سیمای خانواده»، «تصویر زندگی»، «به خانه برمیگردیم»، «صبح بخیر ایران»، برنامههای شبکه جام جم و برنامه «خوشمزه» شبکه نهال و… بهعنوان مجری اجرا کردم.

و اما چی شد که به سمت فعالیت در حوزه کودک رفتین؟
من از بچگی کودک درون فعالی داشتم و همه اجسام اطرافم برای من شخصیت، اسم و احساس داشتن، شاید بتونم بگم کودک درون فعال من و اون احساس بخشیدن به اشیا، یکی از دلایل انتخابم بود.
خیلی از افراد فکر میکنن مجری کودک بودن یعنی فقط لبخند زدن و پرانرژی بودن، نظر شما چیه؟
درسته که یکی از شاخصههای اجرا در حوزه کودک، همین پرانرژی بودنه، اما در عوض سختیهای زیادی داره.
بهطور مثال، برای اجرای بزرگسال به هر نحوی که اجرا کنین، قابل فهمه؛ چه مراسم ادبی باشه و چه شاد؛ اما در زمینه کودک باید خیلی روان و خودمونی صحبت کنین تا شما رو مثل یکی از اعضای خانواده بدونن. در واقع باید بتونید مثل یک خاله یا عموی واقعی با اون ها ارتباط بگیرید تا کودک به شما بهعنوان یک مجری اعتماد کنه.
و مورد مهم دیگه اینه که در اجرای کودک، شما هر دغدغهای که دارین باید پشت درِ استودیو بمونه و کودک باید مجری رو پرانرژی و شاد ببینه.
به نظرتون یک مجری باید چه ویژگیهایی داشته باشه تا بتونه با بچهها صمیمی بشه و ارتباط خوبی باهاشون برقرار کنه؟
به نظرم یک مجری کودک باید خودش باشه و ادا درنیاره؛ چون بچهها این طور رفتارها رو دوست ندارن، باید به کودکان هم مثل بزرگترها احترام بذاریم و نظرشون رو بپرسیم، وقتی بهشون احترام بذاریم و نظرشون برامون مهم باشه، راحت تر با ما صمیمی میشن.

یه خاطره از کودکی خودتون برامون بگین؟
دوران کودکی من دوران شیرین و خاطرهانگیزی بود، خیلی شَر و شیطون بودم و با برادرها و دوستانم زیاد بازی میکردم. جالبه بدونید الان هم یکی از علاقه مندی های من مرور خاطرات گذشته هست و در مجموع کودکی و نوجوانی شیرینی داشتم.
اگر جای یک مخاطب بودین، توقعتون از یک مجری چی بود؟
حقیقتش، با تمام احترامی که برای دوستانم و اساتیدم قائلم، دوست داشتم مجری کمتر صحبت کنه.
شما وقتی در مکانهای مختلف کودکان رو میبینین، متوجه میشین که مدام با هم بازی میکنن و خیلی حوصله صحبت کردن ندارن. من هم سالهای قبل زمان کودکیم، یک مخاطب بودم و ترجیح میدادم وقت بیشتری رو صرف تماشای کارتون کنم تا اینکه به حرفهای مجری گوش بدم!
واعتقادم بر اینه که صحبت زیاد خستهکننده هست، حتی بعضی وقتها از دیدن تکرار اجرای خودم هم خسته میشم.
اگه قرار باشه برنامههای کودک یک پیام به کودکان برسونن، دوست دارین اون پیام چی باشه؟
راستگویی؛ بچه ها لطفاً همیشه راستش رو بگین حتی اگه به ضررتون تموم بشه! حتی اگر پدر، مادر یا بزرگتری از دستتون عصبانی بود، شما صداقتتون رو حفظ کنین.

حامی همیشگی شما در زمینه کاریتون چه کسی یا کسانی بودن؟
پدرومادرم و خانواده عزیزم. من بهترین خانواده رو داشتم. بهترین بینندهها و منتقدها برای من پدر و مادرم بودن و همیشه از این بابت خدا رو شاکرم.
و در پایان، اگر بخواین یک جمله به یادگار به نوجوانهای سایت ما بگین، چیه؟
بچهها، خودتون و لحظاتتون رو دوست داشته باشین، از لحظاتی که دارین سپری میکنین، حتی اگر سخت باشن، لذت ببرین و بدونین لذت بردن همیشه به پول و مقام نیست؛ همین که کنار عزیزانتون هستین، خودش یکی از بزرگترین لذتهای زندگیه.
کلیپ های مصاحبه با زهره وکیلی مجری کودک صداوسیما
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوانها – معصومه درگاهی
2 پاسخ
از مصاحبه با زهره جان وکیلی خیلی لذت بردم ممنونم 🥰
ممنون از کامنتتون😊