مصاحبه با زینب زراعتی، مجری، مدرس، و کار آفرین + ویدئوی مصاحبه

مصاحبه با زینب زراعتی، مجری، مدرس، و کار آفرین + ویدئوی مصاحبه

سلام لطفاخودتون رو برای مخاطبان ما که همه دهه هشتادی و نودی هستند، معرفی کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم به نام خالق اندیشه ها، سلام بر شما مخاطبان درجه یک، مخاطبای نوجوون و جوون عزیز خیلی خوشحالم از این که امروز در خدمت شما بزرگواران هستم من زینب زراعتی هستم،

اگر که بخوام خودم رو بیشتر برای شما معرفی بکنم باید بگم که مسیر حرفه ای من در دو شاهراه موازی اما هم جهت تعریف میشه از یک طرف به عنوان مدرس و پژوهشگر فن بیان و مهارت های ارتباطیم و از طرف دیگه به عنوان یک کارآفرین بنیانگذار و مدیر برند روسری هانیل ایفای نقش می کنم. در واقع میتونم بگم که وجه مشترک هر دو فعالیت من یک چیزه، اونم تجلی بخشیدن به اصالت، چه در کلام و چه در پوشش.

دانشجوی  مدیریت کسب و کارو MBA هستم. و خیلی خوشحال‌م از اینکه در این مصاحبه همراه و هم گام باهم قراره گفت وگو داشته باشیم.

چی شد که تصمیم گرفتید مجری بشید؟ اتفاقی بود یا رویای مجری شدن داشتین؟

من از چهار سالگی روی استیج بودم، تا جایی که احساس می کنم واقعا روی صحنه بزرگ شدم، و یه جورایی این حضور مستمر و مواجهه زودهنگام من با میکروفون و مخاطب یه جورایی بزرگترین هدیه ای بود که از جانب مادر مهربونم به من بخشیده شده.

چرا که از همون کودکی مدام برای من کتاب میخوندن و با کتابخوانی های مداوم می تونم بگم که جهان بینی من رو وسعت دادن و ساختار شخصیت من رو ساختاری با اعتماد به نفس شکل دادن.

خیلی‌ها فکر می‌کنن کار مجری فقط خوش‌گذرونی و جلوی دوربین بودن هست. بزرگترین چالش یا سختی که کسی از اون خبر نداره چیه؟

بله متاسفانه قاب تصویر یا ویترین استیج خیلی جذاب و فریبنده به نظر میرسه و خروجی کار ممکنه شبیه به یک خوشگذرانی ساده یک حرف زدن ساده شعر خوندن ساده به نظر برسه.

اما حقیقت امر اینه که فرسنگ ها این حرفه با این تصویری که در ذهن مردمه فاصله داره اگر که بخوام از چالش های پنهان این مسیر بگم باید بگم که مجری بودن یعنی تعهد مطلق به مخاطب. یعنی که شما در اوج تلاطم های روحی و شرایط بحرانی شخصی دل مشغولی هایی که دارید حال بدی که دارید خیلی وقت ها باید ماسک انرژی و لبخند به صورتتون بزنید و با تمام وجودتون به مخاطب سلام بکنید، پرانرژی باشید، بخندید، لبخند بزنین چرا که که مخاطب حق داره بهترین شما رو ببینه.

بدترین یا خنده‌دارترین سوتی‌ای که جلوی دوربین دادین چی بوده؟

یک خاطره فراموش نشدنی دارم که فکر می کنم کابوس هر مجریه.

حدود چهار سال پیش دعوت شده بودم به یک سمیناری به عنوان مجری؛ میکروفونی که من استفاده کردم در اون سمینار میکروفن هدمیک بود که روی گوشم بود من رفتم پشت صحنه و صدابردار محترم فراموش کرده بود که صدای این میکروفون هدمیک رو ببنده.

شما فکرش رو بکنید تمام مکالمات خصوصی خنده ها و شوخی های من پشت صحنه به صورت زنده در سالن داشت پخش می شد و من متوجه نشده بودم و دیدم که دوستم با من تماس گرفت که زینب میکروفونت رو ببند صدات داره توی سالن پخش میشه همه فهمیدن داری چی میگی و ..

خلاصه باید اعتراف کنم که یه لحظه واقعا قلبم ایستاد اما هنر یک مجری در مدیریت همین بحران هاست وقتی که برگشتم روی صحنه به جای اینکه دست پاچه بشم یا خجالت بکشم از اتفاقی که افتاده، با لبخند به مخاطب هام گفتم که امیدوارم بخش دوم برنامه که پشت صحنه بود به اندازه بخش اول براتون جذاب بوده باشه و یه خستگی در کرده باشین. دیگه هیچی سالن منفجر شد از خنده و تشویق و یه جورایی اون سوتی هولناک تبدیل شده بود به یکی از صمیمی ترین لحظات اون سمینار.

مصاحبه با زینب زراعتی، مجری، مدرس، و کار آفرین + ویدئوی مصاحبه

وقتی جلوی دوربین اتفاق غیرمنتظره‌ای میوفته ، چطور خونسردیتون را حفظ می‌کنید؟

من همیشه به دانش پذیرهای خودم در دوره های فن بیان هم میگم که دوربین و استیج مثل یک اقیانوس آروم میمونه ؛که هر لحظه ممکنه طوفانی بشه حالا مجری وظیفش اینجا چیه ؟

مجری باید مثل یک ناخدا باشه نه صرفا یک مسافر وقتی که یه اتفاق غیرمنتظره ای میوفته چه قطع شدن صدا باشه چه فراموش شدن متن باشه یا هر ناهماهنگی دیگه اولین و مهمترین ابزار یک مجری اینه که بتونه در لحظه اون شرایط بحران را کنترل بکنه و ذهن خودش رو در ثانیه پردازش بکنه.

تفاوت کار شما با مجریان نسل‌های قدیمی‌تر چیه؟

من برای نسل های پیشین اجرا در کشورمون بسیار احترام قائلم ومیتونم بگم یه جورایی معماران  وقار بودند ادبیات فاخری داشتن و چارچوب های محکم رسانه ای بودند.

اما به نظر من بزرگترین تفاوتی که نسل ما با مجریان پیشین و مجری های نسل های قبل داره اینه که تغییر پارادایم ارتباطی اتفاق افتاده. یعنی چی؟ یعنی مجری های نسل های قبل بیشتر در مقام یک دانای کل و میتونم بگم متکلم وحده ظاهر میشدن، اما نسل امروز اجرا و جوان ها و نوجوان های امروزه که کار اجرا انجام میدن به دنبال همسطحی صمیمیت و تعامل دو طرفه با مخاطب هستند. ما از اون فضای رسمی گذشته به سمت واقع گرایی حرکت کردیم.

چند مورد از فعالیت های مورد علاقتون به جز اجرا؟

اگر که بخوام یه رازی رو بهتون بگم باید بگم که اگه تمام زندگی آدم بشه کار درس یا فقط مسابقه برای موفق شدن روح آدم خیلی زود خسته میشه. من ۴ تا  پناهگاه بزرگ دارم که حالمو از ته دل واقعا خوب میکنه.

اولیش رسیدگی به گل و گیاهه؛ مثلا یه گل بابا آدم هست که  تماشای برگاش و مراقبت ازش بهم یاد میده که رشد کردن زمان میبره  و باید صبور باشم.

دومیش دنیای رنگه؛ نقاشی کردن وقتی که قلم‌مو می گیرم توی دستم انگار تمام فکرهای شلوغ دنیا رو برای من خاموش میکنه.

از طرفی عاشق شنا کردنم چون آب تمام خستگی و استرس استیج رو می شوره و میبره.

در نهایت این که عاشق آشپزی و به خصوص پختن کیک های خوشمزه و خلاقانه هستم.

شرح حال یه روز کاری شما چجوریه؟

راستش یه شلوغ  پلوغ دوست داشتنی و پر انرژیه. روز من دقیقا از همون لحظه ای شروع میشه که چشمامو باز  میکنم. صبح هام معمولا وسط کلاس های فن بیان میگذره؛ جایی که با بچه ها کلمات رو بالا پایین می کنیم. جذاب ترین بخشش برام اون لحظه ایه که می بینم یه نوجوون یا یک جوونی که تا دیروز از میکروفونی ترسیده امروز محکم و مقتدرانه ایستاده و با اعتماد به نفس حرف میزنه اون لحظه واقعا قند تو دلم آب میشه.

بعد از ظهرا هم که کلا دنیام عوض میشه. شیرجه می زنم وسط دنیایه رنگ و پارچه و طراحی برای برندم یعنی هانیل و با تیمم می شینیم برای استایل و پوشش زنان و دختران قشنگ کشورم ایده پردازی می کنیم. خلاصه کنم روز خاص من ترکیبی از هنر کلام و هنر تصویر و پوشش.

مصاحبه با زینب زراعتی، مجری، مدرس، و کار آفرین + ویدئوی مصاحبه

چیزی که دوس دارید به خودِ۱۵,۱۶سالتون بگید؟

بچه ها من اگر که همین الان برمی گشتم به سن پانزده یا شانزده سالگی یک ثانیه هم برای شروع کردن وقتم رو تلف نمی کردم. می رفتم سراغ آدم های بزرگ کاری که دوسشون داشتم بهشون می گفتم که من جوونم پرانرژیم و میخوام بهتون کمک کنم تا ازتون یاد بگیرم .بهترین راه برای اینکه زود نتیجه بگیرید اینه که زودتر خراب کنید، تعجب نکنید!

اگر که شما در سن پانزده سالگی تپق بزنید اگه اشتباه کنید اگه پروژتون نگیره هیچ کس بهتون خرده نمیگیره. این سن سن طلایی تجربه کردنه. پس کمال گرایی رو بذارید کنار از همین امروز با هر ابزاری که دارید شروع کنید استمرار داشته باشید و مطمئن باشید که در کمتر از یک سال فرسنگ ها از هم سن و سال های خودتون جلو میوفتید.

حرف یا شعاری که تو لحظات سخت دلگرمتون میکنه چیه؟

من اصلا به شعار دادن اعتقادی ندارم؛ چون شعارها معمولا زمانی که طوفان زندگی شروع میشه خیلی زود رنگ میبازن. اما یه حقیقت بزرگ در زندگی منه که تو روزهای سخت وقتی که خسته میشم یا دری به روم بسته میشه مثل یک لنگرگاه من رو آروم میکنه؛ یه بیت شعره که میگه:

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا/ ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

بچه ها تو مسیری که من اومدم چه در دنیای اجرا چه در دنیای کسب و کار خیلی وقتا درها به روم بسته شده. خیلی وقت ها بوده که فکر می کردم دیگه نمیشه واقعا؛ اما این بیت به من یاد داده که وقتی یه دری بسته میشه نباید قهر کنی و بری، نباید بازی رو ترک کنی ،باید همونجا بایستی و صبوری کنی.

قله موفقیت برای شما کدوم نقطه از زندگیه؟

بعد از تجربه هایی که داشتم در دنیای آموزش و کسب و کار قله موفقیت برای من کاملا تعریفش عوض شده  بچه ها قله موفقیت برای من اینه که فردا فقط یه قدم از دیروز خودم بهتر،مهربون تر، باهوش تر و با ایمان تر باشم.

شما در دورانی بزرگ می شید که فضای مجازی مدام بهتون میگه باید شبیه فلان آدم بشید باید فلان دستاورد رو داشته باشید تا موفق به نظر برسین این بزرگترین دروغه!

تنها خط کش و معیاری که مجازید خودتون رو باهاش اندازه بگیرید گذشته ی خودتونه اگر امروز یک کلمه بیشتر از دیروز یاد گرفتید اگه امروز یه تپق کمتر از دیروز زدید، اگه یه ذره بیشتر امروز صبوری کردید نسبت به دیروز یعنی روی قله موفقیت ایستادی!

مصاحبه با زینب زراعتی، مجری، مدرس، و کار آفرین + ویدئوی مصاحبه

حستون به کلمات زیر؟

رضا رشید پور:

هوش زنده ،تسلط بی چون و چرا ،و جادوی ساختار شکنی در گفتگو.

میکروفون:

رفیق همیشگی، امانت دار صدا، و ابزاری برای رسوندن یه رسالت به گوش دنیا.

خدا:

تنها تکیه گاه ،آرامش محض در اوج طوفان ،و باز کننده تمام درهای بسته.

صحنه:

خونه دوم من، یه اقیانوس از انرژی و جایی برای متولد شدن دوباره.

شبکه ی سه:

قاب هیجان زنده و نوستاژی روزهای پرمخاطب.

یک جمله طلایی برای مخاطبان نوجوان ما؟

بچه ها دنیا پر از کپی های درجه یک ولی بی روحه، شما جرات داشته باشید و نسخه اصل، صبور و بی تکرار خودتون باشین.

آینده متعلق به کسایی نیست که هیچ وقت اشتباه نمیکنن ،متعلق به اوناییه که از هیچ شروع کردن رو بلدن؛ امیدوارم که همیشه موفق باشید و حال دلتون عالی باشه.

کلیپ این مصاحبه

  اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها – معصومه درگاهی

مقاله رو دوست داشتی؟
3.2/5 - (4 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها