اقای قراگزلو لطفاً خودتون رو به مخاطبان سایت ما که اغلب جوانان و نوجوانان هستن معرفی بفرمایید؟
سجاد قراگزلو هستم متولد ۲۲ تیر ۱۳۶۹، دانشجوی دکتری فلسفه هنر.
بازیگر و کارگردان که بیشتر با فیلم سینمایی قرنطینه و سریال دلدادگان برای عموم مردم چهره ای آشنا در زمینه سینما و تلویزیون دارم.
از چه سالی و با چه پروژه ای ، کار حرفه ای شما شروع شد؟
از سال ۸۴ با تله فیلم تلاطم و تصادف پا به عرصه بازیگری گزاشتم و در سال ۸۶ با فیلم سینمایی قرنطینه بعنوان بازیگر اصلی فیلم در جشنواره فجر حضور داشتم تا اینکه اولین فیلم سینمایی خودمو با دوربین ۳۵ میلیمتری « نگاتیو» تجربه کردم.
همزمان با کار بازیگری ، تحصیلات خودمو در دانشکده هنر و معماری تهران مرکز در رشته بازیگری تاتر ادامه دادم و از سال ۱۳۹۱ ورود کردم به گروه کارگردانی .
بسیار هم عالی، اولین باری که متوجه شدید به بازیگری علاقه دارید یادتون میاد؟
بله در سن کم نوجوانی بودم ، زمانی که سریال آژانس دوستی پخش میشد به واسطه منوچهر هادی که همسایه روبرویی ما در منطقه نیروی هوایی بود بارها با شیطنت زنگ خونشون رو میزدم و میگفتم از من باید تست بگیری چه بسا که آقای هادی در آن زمان هنوز کارگردان نبود!


چه جالب پس رفاقت و همکاری شما و آقای هادی به سالهای قبل برمیگرده،اگه به گذشته برگردید باز هم این راه رو انتخاب میکنید؟
احساس میکنم بازیگری غیر از بحث تخصص در وجود و خون من از دوران کودکی شکل گرفته، در اون سن با نقش بازی کردن برای معلم ها و پیچوندن مدرسه و تفکر فانتزی که داشتم ، احساس میکردم که میتونم بازیگر بشم ،،،، من به شدت آدمی هستم که عاشق فکر کردن و تصویرسازیه ذهنیه…. باز هم اگر حق انتخاب داشتم همین مسیر رو انتخاب میکردم.

پس شیطون هم بودین!
خانوادتون چی؟ بدو ورودتون به دنیای سینما حامی شما بودن یا باهاتون مخالفت میکردن؟
مادرم به شدت حامی من بود اما پدرم بسیار زیاد مخالف بود که حتی برای انتخاب رشته هم اجازه نداد هنر انتخاب کنم، اساسا دیپلم من کامپیوتر هست اما برای اینکه ورود پیدا کنم به دانشگاه هنر میبایست بر میگشتم از سال دوم رشته گرافیک میخوندم تا بتونم کنکور هنر بدم.
از بامزه ترین اتفاق هایی که سر صحنه و ضبط براتون اتفاق افتاده چی بود؟
سر فیلم قرنطینه یه موتور براوو داشتم تو فیلم ، تو یکی از پلان ها شلوارم از وسط پاره شد و تو اون شرایط نمیدونستم چیکار کنم
نه از موتور میتونستم پیاده شم ، نه راه برم و نه حرکت اضافه ای انجام بدم؛ وسط خیابون شریعتی ،دوربین با فاصله روی کرین و من با شلواری که از عقب تا جلو پاره شده بود…..
و یک بار هم سر یه سریال در جنوب کشور در حال فیلمبرداری بودیم ،،، ۱۲ صفحه فیلم نامه به من دادن و گفتن سریع حفظ کن و تو شلوغی صحنه امکان پذیر نبود … جلوه ویژه میدانی فیلم در حال آماده سازی مهمات داخل خاک بود تا صحنه های انفجار رو آماده سازی کنه، دستیار کارگردان با لحن بدی صحبت کردن منم سکوت کردم و لبخند شیطانی زدم ،،،.
تو تایم نهار چاشنی مهماتی که با سیم وصل شده بود به جعبه تقسیم انفجار ،،، با شیطنت دکمه برقشو زدم و با لذت کلی انفجار خاکی دیدم خلاصه از کار اونروز آف شدم و ما هم برگشتیم محل اسکان و به راحتی تا شب با کمال آرامش دیالوگ هامو حفظ کردم.

عجیب ترین درخواست یک طرفدار از شما چی بوده؟
من خودم طرفدار همه هستم اما عزیزی محبت داشت و پیشنهاد ازدواج داد و خواسته اش این بود بعد از ازدواج بریم آفریقا زندگی کنیم تا بتواند در جنگل از حیوانات نقاشی کند ، من چون جونم برام مهم بود به راحتی از خیر این پیشنهاد به این جذابی گذشتم.
به نظرتون اگر بازیگر/کارگردان نمی شدین امروز چه شغلی داشتید؟
نمیدونم ،تا حالا بهش فکر نکردم.
شاید الان خیلی عجولانه بخوام بگم، یه کافه با رنگ صورتی میزدم، در کنار قهوه به پارتنر هایی که با احترام باهم برخورد میکنن موقع رفتن یه گل رز قرمز میدادم و رو تابلوی جلوی در کافه مینوشتم اگه امروز با کسی اومدی که دوسش داری، دفعه بعد حق نداری با کسی دیگه به این کافه بیای…..
چه جالب و البته خوش ذوق!
سوال بعدی این که دوست دارین با کدوم بازیگرها هم بازی بشید؟
شهاب حسینی و گلشیفته فراهانی.
کدوم ویژگی خودتون رو بیشتر از همه دوست دارید؟
مهربونم و بسیار از خود گذشتگی دارم.
محتاط هستید یا اهل ریسک؟
۹۹درصد زندگیم با ریسک میره جلو، اون یک درصدم خدا دوستم داره و دعای مادر پشتمه.
سخت ترین بخش کارتون که مردم نمیبینن کدوم بخشِ؟
سینما تایم نداره ، مکان ثابت نداره و امنیت شغلی نداره.

به کسی که رویای بازیگر/کارگردان شدن داره چی میگید؟
نترسه و بزاره شکست بخوره. مگه میشه چیزی بخوای بدست بیاری اما چیزیو بابتش از دست ندی ؟
اگر به دوران نوجوانی خودتون برگردید ،اولین کاری که انجام میدادید چی بود؟
فقط کار میکردم !« نه عشق و حال و تفریح»

از جدیدترین کارتون(صفا با خانواده) برامون بگید؟
صفا با خانواده تجربه خوبی بود در کنار یه تیم خوب ، من سه سالی هست که کارگردانی میکنم اما الان با عشق در کنار منوچهر هادی هستم چون ایشون بود که باعث ورودم به سینما شد و اینکه آدم قدرنشناسی هم نیستم!
چه فیلمی رو تماشا کردید و همیشه تو ذهنتون ماندگار بوده؟چرا؟
اینتراستلار،نمیدونم حس کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو رو بهم میده و هر دفعه میبینم یه دریچه دیگه ای تو ذهنم باز میشه.

حستون به کلمات زیر؟
منوچهر هادی: با معرفت، سفره دار و عاشق یکتا و سوفیا
دلدادگان: عادل مظلوم
کارگردانی: قدرت و خلق ذهن
رضا عطاران: مرد خیلی مرد … انسانی شریف و ساده زیست
اکبر عبدی: خدای خاطرات و جوک های مثبت ۱۸
صدا، دوربین، حرکت: آغاز زندگی
خیلی ممنونم از همراهیتون، از هم صحبتی با شما بسیار خرسندم.
و در اخر اگر بخواید جمله ای به مخاطبان سایت ما بگید؟
بخندید و ببخشید و فراموش کنید.
اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها – معصومه درگاهی