مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

خانم خان آبادی، خوشحالیم که مهمان سایت ما هستید، لطفاً خودتون رو برای مخاطبان نوجوان ما معرفی کنید.

با توکل به نام اعظمت، بسم الله الرحمن الرحیم،

سلام رو در زیباترین صدف ارادت می‌ذارم،

تا رود محبت اون رو به ساحل زیبای دل شما نوجوونای عزیز برسونه.

بنده مهسا خان‌آبادی هستم، بیش از یک دهه در عرصه اجرا و گویندگی رسانهٔ ملی به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کنم و این مسیر دریچه‌ای شد تا هفت سال گذشته رو صرف آموزش فن بیان و مهارت‌های ارتباطی، شاهنامه‌خوانی و حافظ‌ خوانی کنم.

علاوه بر فضای آموزش، در دو سال اخیر با تأسیس و مدیریت برند حجاب مهوا، تجربه‌ای متفاوت از دنیای کارآفرینی رو رقم زدم، و در حال حاضر هم دانشجوی رشتهٔ علوم ارتباطات و روابط‌عمومی هستم.

چی شد که به دنیای اجرا علاقه‌مند شدید؟ از همون بچگی این رویا رو داشتید یا مسیر زندگی شما رو به این سمت برد؟

ریشهٔ علاقم به اجرا و گویندگی برمی‌گرده به سال‌های کودکی، مسیری که امروز در اون هستم تداوم همون شور و شوق کودکی هست، که در گذر زمان با دانش تخصصی و تجربه‌های حرفه‌ای صیقل خورده. نوجوونا من عمیقاً باور دارم وقتی استعدادی از درون انسان پیدا بشه، مسیر زندگی دیر یا زود شمارو به همون جایگاهی می‌رسونه که برای اون ساخته شدید.

مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

اولین باری که جلوی دوربین یا روی سن  قرار گرفتید، چه حسی داشتید؟

اولین باری که روی سن رفتم فقط ۴ سال داشتم، تصور کنید، یه دختربچهٔ کوچیک در مقابل هزار نفر، بخواد به زبان انگلیسی صحبت کنه، قطعاً استرس زیادی داشتم، تپش قلب بالا و….

اما همین که اجرا تموم شد، به ‌قدری صدای تشویق‌ها زیاد بود و شاهد لذت مردم بودم که استرس من تبدیل شد به یکی از قشنگ‌ترین خاطرات زندگیم، و مسیر من از همونجا مشخص شد.

قبل از هر اجرا، کاری هست که همیشه انجام بدید تا استرستون کمتر بشه؟

من در زمینهٔ اجرا یک سه‌گانهٔ طلایی دارم، اول توکل به خدا که باعث آرامشم می‌شه، دوم اعتماد به توانایی و تجربه‌های خودم، و سوم هماهنگی بی‌نقص با عوامل برنامه.

خانواده از همون اول از انتخابتون حمایت کردن یا برای رسیدن به این مسیر سختی هم کشیدید؟

خدا رو شاکرم که در این مسیر همیشه دست‌های گرم خانواده‌ام رو پشت سرم احساس کردم و این بزرگ‌ترین شانس زندگی من بود که خانواده‌ام نه تنها با انتخاب من مخالف نبودن، بلکه به توانایی‌ها و استعدادهای من عمیقاً اعتماد داشتند، و همیشه همسر و خانواده ام  در این مسیر پشتوانهٔ من بودند.

مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

اگه یه نوجوان ازتون بپرسه «از کجا مجری شدن رو شروع کنم؟» اولین جوابتون چیه؟

آموزش اصولی، تمرین و استمرار. درجا نزن! تجربه کسب کن و از فرصت‌های کوچیک شروع کن!

اگه می‌توانستید به خودِ ۱۸ ساله‌تون یه توصیه کنید، اون چی بود؟

اگر قرار بود به مهسای ۱۸ ساله چیزی بگم، بی‌شک می‌گفتم: نگران هیچ چیز نباش دختر! این اشتیاق و پشتکارت  درست‌ترین قطب‌نما برای توست ، تو در مسیر درستی هستی فقط کافیه پرقدرت جلو بری.

اگه مجری نمی‌شدید، فکر می‌کنید الان مشغول چه کاری بودید؟

اگر مجری نمی‌شدم، قطعاً وکالت رو انتخاب می‌کردم، چرا که هر دو این فعالیت ها یک جوهرهٔ مشترک دارن: دفاع از حقیقت با استفاده از قدرت کلام. یک انسان برای اثرگذاری نیاز به یک کلام قدرتمند داره چه در زمینهٔ اجرا و چه در زمینهٔ حقوق و وکالت.

مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

وقتی سر کار نیستید، بیشتر دوست دارید وقتتون رو چطور بگذرونید؟

معمولاً اگر فرصتی پیدا بکنم، اون فرصت رو به تفریح با خانواده اختصاص میدم و یا کتاب خوندن که فوق‌العاده بهش علاقه دارم.

دوست دارید مردم شما رو با چه ویژگی‌ای به یاد بیارن؟

فردی که  مدیریت صحنه و محبوبیت رو در کنار هم داره؛ کسی که با کلام و مهارت خودش پیوند واقعی با مخاطب برقرار  می کنه. و همچنین به‌عنوان یک بیزینس‌ وومن موفق شناخته بشم که تونسته در دنیای کسب‌وکار، مسیر جدیدی رو بسازه. این دقیقاً همون میراثی هست که دوست دارم از خودم به جا بذارم.

همسر بودن در کنار مجری بودن، چه چالش‌ها و چه قشنگی‌هایی براتون داشته؟

همسفر شدن با آقای عارف بابایی که خودشون هنرمندی بی‌نظیر هستن در عرصه اجرا و خوانندگی، برای من یک نعمت بزرگه. این همراهی نه تنها چالش نیست، بلکه امن‌ترین تکیه‌گاه من در مسیر پرفراز و نشیب اجراست.

ما در دنیای هنر هم ‌زبان و هم‌سنگر هستیم،  من با تمام وجودم به داشتن چنین همراهی می‌بالم و هر موفقیت ایشون رو بخشی از درخشش خودم می‌دونم، متقابلاً همین‌طوره. این عشق و همدلی زیباترین بخش زندگی حرفه‌ای و شخصی منه.

مصاحبه با مهسا خان‌آبادی مجری جوان

اولین چیزی که با شنیدن این کلمه‌ها به ذهنتون میاد چیه؟

رضا رشیدپور: مجری باسابقه که متأسفانه مدت هاست از اصالت خودشون فاصله گرفتن، امیدوارم که به اوج و اصالت خودشون برگردن.

میکروفون: عشق

خدا: صاحب بی‌چون و چرای تمام لحظاتم

مهوا: برند خفن من

اصفهان: شهر گنبدهای فیروزه‌ای و قلب تپندهٔ ایران

در آخر، اگه بخواید فقط یه جمله به نوجوان‌هایی که دنبال رؤیاهاشون هستن بگید، اون جمله چیه؟

به عنوان کلام پایانی می‌خوام به شما نوجوونا بگم:

با توکل بر خدا، محکم و جسورانه به سمت رویاهای خودتون حرکت کنید. زیباترین نبرد زندگی، جنگیدن برای رسیدن به اهدافه، چرا که طعم شیرین موفقیت خستگی شمارو کامل از بین می‌بره، پس ارزشش رو داره، بجنگید!

کلیپ این مصاحبه

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها – معصومه درگاهی

مقاله رو دوست داشتی؟
5/5 - (1 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها