, ,
,

پرسش

سلام خسته نباشید. پسری ۲۱ ساله هستم اهل کردستان شهرستان سنندج که ۲ سال در آذربایجان شرقی شهر مراغه دانشجو بودم. در پایان دانشگاهم با دختری آشنا شدم که ۲٫۵ سال از من کوچکتر بود و طی یه مدت بیشتر آشنا شدیم علاقه مون نسبت به هم بیشتر و بیشتر شد تا فهمیدیم که جفتمون همو دوس داریم. ولی الان بعد ۲ سال با دوری کنار اومدیم و هر وقت هم که تونستم به دور از چشم خانواده رفتم به دیدارشون و شب هم خونه پیش خانواده ام برگشتم. این همه خطر جاده ای و ۸۰۰ کیلومتر راه رفت و برگشت رو برای کمتر از دو ساعت دیدن دوستم به جان خریدم. چند روز پیش مامان دوستم از رابطه مون با خبر شد و منم بهشون زنگ زدم و کلی حرف زدیم و میگفت دخترمونو نمیتونیم جای دور بدیم. باید پیش خودمون باشه و مخالفت پشت مخالفت. تازه میگفت باباش بفهمه برای دخترم بد میشه. خانواده منم که با دیدی قدیمی به قضیه نگاه میکنن و میگن ما کرد و اون ترک که نمیشه و بیشتر هم فکر میکنن برای سرگرمیه رابطه مون. حتی نمیدونن ماهی یک بار به دیدنش میرم. ضمنا مامان دوستمم کفتش که بریم خونشون همراه خانواده ولی با اینکه من نه سربازی رفتم و نه شغلی دارم و فعلا موقعیت ازدواج ندارم و دانشجوی ترم آخر کارشناسی هم هستم. دوستمم میگه به پات می شینم تا قیامت ولی من از یه چیزی میترسم که دختر بپچاره به پام بشینه و در آخر با مخالفت خانواده ها مواجه بشیم و تا آخر عمرم عذاب وجدان داشته باشم. خواهشا راهنماییم کنید که چیکار کنم؟ چه جوری خانواده هارو قانع کنم که دوسش دارم که با رفتنم به پیشش مخالفت نکنن و لااقل با عجله نرم و برنگردم که دچار مشکلی بشم و در آخرشم چطوری به هم برسیم؟ ممنون

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

یکی از مهمترین مواردی که ما به نوجوانان و جوانان توصیه می کنیم این است که رابطه داشتن با فرد دیگر را یک سرگرمی و یا بازی ندانند و به همین علت آن را ار خانواده خود پنهان نکنند. پنهان کردن یک رابطه این چنینی از خانواده، مفهوم سرگرمی بودن را به ذهن اطرافیان القا می کند. در حالی که اگر از همان ابتدا به واسطه رابطه مثلا مادر و فرزندی، یا راحت تر بودن با پدر، یا هر عضو موثر دیگر از خانواده، احساست را در میان می گذاشتی و آنزها را در جریان رابطه خود با دوستت قرار می دادی در این صورت امروز این همه مساله پیچیده و سخت نمیشد.

اما حالا گذشته را نمیتوانی جبران کنی و باید برای حالا تصمیم درستی بگیری. اولا در نظر داشته باش که در هر حال رسیدن شما به دلیل تفاوت های بسیار فرهنگی کار سختی است و بعد از آن هم در زندگی مشترک ممکن است این تفاوت های فرهنگی موجب دردسرهایی شود. با این همه لازم است اگر قصد داری به این رابطه ادامه دهی:

هرگز از این به بعد به خانواده ات دروغ نگویی و یا این موضوع را از آن ها پنهان نکنی، پنهان کردن آن نه تنها به تو کمکی نمی کند بلکه موجب می شود که مشکلات بیشتری را در آینده برای خودت و آن دختر فراهم کنی.

حتما در اطرافتان یک مشاور ازدواج پیدا کن و مراجعه کن تا زمانی که لازم است همراه خانواده ات به دیدن آن دختر در آن شهر بروی، این مشاور بتواند شیوه مناسبی را برای توجیه خانواده ات اعمال کند.

به دوستت هم بگو که دیگر صلاح نیست در شکلی که خانواده  ها نمی پسندند مانند دیدارهای پنهانی با هم رابطه ای داشته باشید.

با جدیت و سرعت کار سربازی و پس از آن شغلت را دنبال کن که در هر حال این دو عامل میتوانند مانع راه تو برای ادامه مسیر در ازدواج باشند.

در آخر اینکه همیشه مسیر عاشقی با گذشت زمان و کمک گرفتن از افرادی که از ما بیشتر می دانند و خصوصا تکیه بر خانواده (البته هنگامی که برای توجیه و روشن شدن آن ها تلاش می کنیم به طور منطقی)، می تواند راه مناسب خود را پیدا کند. پس بیشتر از بی تابی و عدم تحمل دوری و زمان جدایی، بر زندگی خود و کامل کردن آن تمرکز کن تا بتوانی فرد شایسته تری برای عشق ورزیدن باشی.

موفق باشی

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید