شاید طبیعی به نظر برسد که مغز دوست دارد همه چیز را کنترل کند اما گاهی این امر از اختیار ما خارج شده و باعث بروز مشکلاتی خواهد شد. کنترلگری در روانشناسی نوعی رفتار بحرانی به شمار آمده که در برخی مواقع غیر قابل تحمل و شدید ظاهر میشود. بر اساس این پدیده فرد گاهاً تمایل غیر طبیعی در هدایت، کنترل و در برخی موارد حتی دستکاری در روابط خود با دیگران را دارد.
کنترلگری را میتوان در بسیاری از روابط دوستانه، خانوادگی، عاطفی و حتی کاری نیز مشاهده کرد که با چالشهای روانی بسیار جدی همراه خواهد بود. بر همین اساس در این مقاله قصد داریم به معرفی نشانههای کنترلگری پرداخته و ریشههای روانشناختی و راهکارهای عملی درمان آن را مورد بررسی قرار دهیم.
مفهوم کنترلگری در روانشناسی
بر اساس علم روانشناسی کنترلگری زمانی به فرد نسبت داده میشود که دارای تمایل بیش از حد به هدایت و اداره موقعیتها و روابط پیرامون خود باشد. کنترلگری در روانشناسی برخلاف مدیریت درست و رهبری موثر که بر اساس احترام، اعتماد و همکاری متقابل شکل میگیرد، به دلیل نیاز افراطی به دریافت تایید دیگران یا از دست دادن اقتدار ناشی میشود. رفتار فوق در صورت استمرار و عدم درمان ضمن بروز صدمات روانشناختی عمیق در شخص به روابط او با اطرافیان نیز ضربه میزند.
دلایل بروز کنترلگری
دلایل بروز پدیده کنترلگری اغلب در ریشههای عاطفی و روانشناختی شخص پنهان است که در ادامه برخی از آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
نیاز افراطی به تایید دیگران
افرادی که نیازمند تمجید و تایید بیش از حد از سوی دیگران هستند اغلب سعی میکنند با کنترلگری روابط، خود را در موقعیت موفقیت و قدرت نشان دهند.
اضطراب ناشی از عدم کنترل
شکستها و ناکامیهای گذشته گاهی فرد را دچار اضطراب کرده که برای عدم تجربه مجدد آنها روی به کنترلگری افراطی نسبت به محیط پیرامون و روابط خود با افراد میآورد.

سرخوردگی دوران کودکی
امکان بروز الگوهای رفتاری کنترلگرانه در افرادی که تجربه نامناسبی مانند رفتارهای خشونت آمیز یا عدم توجه کافی از سوی والدین خود داشتهاند، افزایش مییابد.
اعتماد به نفس کاذب
کنترلگری در روانشناسی نوعی رفتار ناشی از عدم اعتماد به نفس تلقی میشود. افراد کنترلگر اگرچه عموماً در ظاهر خود را با اعتماد به نفس بالا نشان میدهند اما در باطن نسبت به خود اطمینان کافی ندارند.با بررسی دلایل فوق میتوان رفتارهای کنترلگرانه را تا حد زیادی شناسایی کرده و به دنبال ارائه راهکارهای موثر جهت رفع آن بود
رفتارشناسی افراد کنترلگر
برای مدیریت و تغییر روابط ناسالم در اولین قدم بایستی رفتارشناسی درستی از افراد کنترلگر داشته باشیم. در ادامه با رایجترین نشانهها در این افراد آشنا خواهید شد:
میل به مدیریت افراطی و همه جانبه
فرد کنترلگر تمایل دارد بدون توجه به نظرات سایرین، در کلیه موارد تصمیم گیری از جز تا کل را بر عهده بگیرد.
نداشتن روحیه انتقاد پذیری
با بررسی کنترلگری در روانشناسی به این امر پی خواهید برد که افراد مبتلا به این پدیده اغلب در برابر پیشنهادات و انتقادات خلاف نظرشان واکنش تندی داشته و مخالفت میکنند.
بهرهگیری از استراتژیهای غیر مستقیم
اغلب افراد کنترلگر از اینکه نظرات خود را به صورت مستقیم بیان کنند پرهیز کرده و روی به روشهای غیر مستقیم دیگری از جمله تهدیدهای ضمنی، دستکاریهای عاطفی و یا خلق وابستگیهای روانی در فرد میآورند.
اعمال سلطه روانی بر دیگران
فرد دارای روحیه کنترلگری اغلب در روابط خود با دیگران سعی بر اعمال سلطه روانی دارد، به نحوی که شخص مقابل دچار سردرگمی شود.

درمان کنترلگری
مغز انسان به طور طبیعی تمایل به کنترل اوضاع پیرامون خود دارد اما اغلب این امر خارج از توان بوده و اصرار بر آن باعث بروز مشکلاتی در فرد و روابط او با دیگران میشود. برای درمان و مقابله با این پدیده سوء رفتاری پیشنهادات و راهکارهایی وجود دارد که به بررسی آنها میپردازیم.
خودشناسی و افزایش آگاهی
کنترلگری در روانشناسی نوعی رفتار افراطی به شمار آمده که ریشه در عوامل درونی و الگوهای رفتاری فرد دارد. بر همین اساس خودشناسی راهکاری موثر برای شناخت نقاط قوت و ضعف به شمار میآید.
قرار گرفتن در فضای ارتباطی سالم و پویا
در قدم بعدی افراد کنترلگر بایستی در فضای ارتباطی مناسب و سالمی قرار بگیرند که بر پایه گفتگو و ابراز نظرات شکل گرفته و در آن به دیدگاههای متفاوت احترام گذاشته می شود.
بازسازی اعتماد به نفس
زمانی که اعتماد به نفس در فرد افزایش مییابد کمتر احساس نیاز به تایید دیگران داشته و روحیه کنترلگری در وی کمرنگ میشود.
دریافت مشاوره
از دیگر راهکارهای موثر برای مقابله با کنترلگری شرکت در جلسات روانشناختی و دریافت مشاوره از متخصصان مجرب در این امر است.
سخن پایانی
کنترلگری در روانشناسی از جمله رفتارهای چند بعدی و پیچیده به شمار آمده که بر روی سلامت روان و روابط فرد با دیگران تاثیرات منفی به دنبال دارد. مواردی از جمله سرخوردگی در دوران کودکی، عدم اعتماد به نفس، ترس از جدایی، نیاز افراطی به تایید دیگران و… باعث بروز این پدیده سوء رفتاری در افراد میشود. راهکارهایی مانند خودشناسی، بازسازی اعتماد به نفس و دریافت مشاوره از متخصصان مجرب میتواند به درمان و تغییر رفتارهای کنترلگرانه در فرد کمک نماید.