, ,
,

پول در اوردن چه سخت است یک روز به پدرم گفتم بابا پول میدهی تا لباس ورزشی بخرم؟اوگفت توکه یک عالمه لباس ورزشی داری. من هم در جواب اوگفتم همه ی ان ها یا کهنه شده یا پاره. اوبه من گفت من به تو هیچ پول اضافی نمیدهم . به سمت مادر رفتم اما از خجالت رویم نشد از او پول بخواهم.خواهرم هم چنان چشم غره ای رفت که دیگر برای پول گرفتن به اصرار نکردم.ولی دو دقیقه ی بعد دوهزار تومان از قلک کوچکش در اورد و به من داد.میدانستم که اوبه من پول میدهد اما پوله او چیزی نمیشد. من هم قلکم را شکستم . دران ۱۰ هزار تومن بیشتر نبود.بازهم پول کم می امد .ناگهان گوشی ام زنگ خورد.ارمان بود.او به من گفت که به خانه ی شان بروم و اشکالات ریاضی اش را برطرف کنم. به خانه او رفتم وبا او کارکردم.پس دوساعت که کل اشکالاتش برطرف شد مادرش به من ۳۰ هزار تومان پول داد. باورم نمیشد. هرچه به او اصرار کردم که این پول زیاد است گوش نکرد. حال هم پول کتاب تستی را داشتم و هم میتوانستم لباس ورزشی بخرم.

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید