, ,
,

پرسش

من از سال پیش یعنی بهمن ماه عاشق معلم ریاضیم شدم. خیلی خوبه مثلا اون تیکه کلمه هایی که داره منو دیوونه میکنه. تا ۲۹ بهمن اصلا خبری نداشت که من بهش علاقه دارم اما ۲۹ بهمن تولدش بود. من براش گل خریدم و با بچه ها با هم تولدش رو گرفتیم و اون روز دوستم بهش گفت که من اونو دوس دارم. اونم گفت چند سال پیش هم یه دانش آموزی داشتم اونم منو خیلی دوس داشت. اونم به من ابراز علاقه میکرد مثلا تو کلاس با نگاهاش.
گذشت تا رسید جشن ۴ شنبه سوری. اون روز تو کلاسش خیلی حرف زدیم. گفت من مثل اون شاگرد قبلیش نیستم. گفت اون هی به من پی ام میداد منم خجالت میکشیدم بهش پی ام بدم اما بعد از اون حرفش دادم.
مثلا اون روز محکم بغلم کرد اولین بغل کردنش بود. دستمو گرفت با هم از روی آتیش پریدیم.
عید بهش پیام میدادم حالشو میپرسیدم. از عکساش درست کردم فرستادم براش. گفت تابستون بهت عکس میفرستم رو اونا هم کار کن و فرستاد.
خلاصه، بعد عید یه روز نیومد. همه بچه ها خوشحال بودن من ناراحت. بعد از ظهر پیام دادم که چرا نیومده بودین نگرانتون شدم ولی با اونا هم اصلا دعوا نمیکنم چون اونا خیلی خوششون نمیاد.
روز معلم براش گل خریدم بغلم کرد.
همین طور الان تابستون هم به خوبی ثمر شد. به کلاساش رفتم، پیام دادم.
الان من از شما یه سوال دارم که اگه جواب بدین واقعا خیلی ممنون میشم.
اونم اینه که من هنگام پیام دادن همیشه مینویسم سلام خوبین؟ مثلا میخوام بدونم به غیر از این چیزه دیگه میتونم بنویسم؟ و راه های دیگه برای ابراز علاقه وجود داره؟ یا تو تلگرام چه جور باهاش حرف بزنم که خوب بشه؟
خودشم ۳۴ سال داره، خیلی دوسش دارم، منم ۱۵ سال دارم.
یکی هم این که یه کارایی که معلم ریاضیم بیشتر از من خوشش بیاد؟
من تلاشمو از بهمن ماه زیاد کردم و تو ریاضی نمرات خوب میگیرم. پیام دادم گل خریدم و خیلی کارای دیگه. به غیر از این کارا دیگه چه کارایی هست؟

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم
شیرین و جالب مینویسی و جزییات را به خوبی به یاد داری. این یکی از توانایی ها و ویژگی های توست. توجه و استفاده از این ویژگی ها باعث می شود که تو خودت باشی و رفتار نمایشی و تصنعی نداشته باشی.
برای اینکه بتوانی به خوبی احساس و علاقه ات را نشان دهی فقط کافیه خودت باشی و نقش بازی نکنی و هر زمان حسی داری با نوشته ها و پیام ها و مطرح کردن آن به زبان ساده دقیقا همان کاری هست که باید انجام دهی.
هم چنین مراقب باش که چارچوب ها را رعایت کنی و افراط در رابطه نداشته باشی. برای مثال وارد سوالات و گفتگو در مورد موضوعات شخصی معلمت نشو، بیش از اندازه عادی پیام نفرست، زندگی ات را برای اعلام اینکه او را دوست داری تعطیل نکن و نگو که مدام داری به او فکر میکنی و برای همین نمیتوانی کار دیگری انجام دهی چون او را نگران می کند و خودش را مقصر احساس می کند، برای همین رابطه اش را با تو کم خواهدکرد.
مدام درس خواندن و موفقیت هایت را بیشتر کن و بهشون اطلاع بده تا از این بابت دلگرم باشند.

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

۱- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

۲- ارسال پرسش به آدرس ایمیل [email protected]

۳- ارسال پرسش به آیدی تلگرام @site_nojavanha

برچسب ها:
26 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. هانیه 3 روز قبل

    سلامــــــ خسته نباشیــــد

    راستش من معلم فلسفه ام رو خـــیلییییییی دوس دارم ورابطه امون باهم خیلی خوبه حتی تاحالا بوسم کرده و بوسش کردم کلا مثه دوتا دوستیم

    اما این مهربونیش برای همه اس وبعضی وقت خیلی باهام خوب برخورد میکنه بعضی وقتا حس میکنم دیگه از م خسته شده

    دلمم نمیخواد این ابراز علاقه ام دوستیمون رو از بین ببره ینی میترسم اگه بهش بگم از دستش بدم چون جدیدا احساس میکنم میفهمه دوسش دارم سعی میکنه از فاصله بگیره یا پسم بزنه

    به نظرتون بهش بگم یا سعی کنم کلا فراموشش کنم

  2. fateme 6 روز قبل

    معلمم دوسم داره ها ولی باهام منطقیه باهام شوخی نمیکنه سنگینه دیگه مث قبل نمیگه دوست دارمو از این حرفا ولی با اون دختره خیلی اوکیه سرکلاس موقعه درس دادن از اسم اول خودش و اون استفاده میکنه خودش به دختره گفت من شنیدم میگفت دوست دارما بخاطر تو اسم اولتو زدم با خودم بعد این دختره دوست منم هس اما زیاد اوکیه نیسیم میاد به من میگه این حرفارو ک مثلا اون چجوری باهاش برخورد میکنه و من میدونم ک میخواد حرص منو دراده چیکار کنم معلمم با من راحتر صحبت میکنه ها تیکه میندازه و حرعای دیگع ولی چون دوسش دارم هیچی نمیگم فقط میخندم 🙂 ولی با اون دختره قشنگ صحبت میکنع و من میدونم ک من براش تکراریم و چون میدونه دوسش دارم بهم کم محلی میکنه تو سالن بهم میگفت نزار حساس بشن ولی الان میگم چرا پس با اون دختره حتی شوخیه هم میکنه جلو همه بچه ها تیک میندازه میخندن اون دختر هیچکاری نکرده برا اون چجوری انقدر اون دوسش داره اونو اخه😭😭

  3. fateme 6 روز قبل

    همش الکیه عشق معلم خودش بچه هاره شوهر داره ببیخی بابا

  4. fateme 6 روز قبل

    سلام
    من کلاس ششم بودم وارد کلاس هفتم شدم روز اول اصلا خوشحال نبودم معلم ها وارد کلاس شدن و خودشون رو معرفی کردن گذشت چند روزی من ریاضیم متوسط بود معلم ریاضی وارد کلاس میشد بعد چند دقیقه ای شروع به نصیهت کردن بچه ها میکرد و مدام از من تعریف میکرد به من نگاه میکرد نمیدونم چرا احساس میکردم به من علاقه ای داره من ازش خوشم نمیومد زیاد تا اینکه فهمیدم حتی از کلاسای دیگه سراغ منو میگیره مدام از بچه ها در باره من سوال میکرده بدون اینکه من متوجه بشم خلاصه گذشت منم بهش احساس پیدا کردم اما نه زیاد دوسش داشتم گذشت این علاقه بیشتر شد طوری که مدام از اون میگفتم هر وقت با دوستانم بودم درباره اون میگفتم ولی آخرای سال بود که علاقم شدید شده بود عید شد من اصلا خوش حال نبودم از عید سال نو چون میدونسم ۱۴ روز نمیبینمش دلم تنگ میشد خلاصه من علاقمو بهش با گل دادن و هدیه دادن و نگاهام بهش فهموندم خلاصه باهام مهربون بود خیلی هوامو داشت سال تموم شد اما ما باهم صمیمینبودیم اونقدر که بهش پی ام بدم سال هفتم تابستونش خلاصه اومدیم پاییه هشتم چند روز مونده بود به مهر ماه من و دوستم به آموزشگاهش رفیم برای دیدنش تنها بود رفتیم داخل خییلیی خوشحال شد ازمون پذیرایی کرد و غیره اون روز خیلی باهام مهربون وصمیمانه رفتار کرد اونجا علاقم خییلیی شدید شد گذشت اومدیم هشتم من فهمیدم تو کلاسی افتادم که اون دبیر من نیس انقدر ناراحت بودم که فقط تا یک هفته گریه میکردم بدون اینکه بفهمه یه روز دیگه تحمل نکردم رفتم گفتم خانم تروخدا بیاید کلاس ما دبیر ما بشین گفت نمیشه که گفت بزار برم صحبت کنم بیام دبیر تفکرتون بشم خلاصه گذشت فردای اون روز دیدم عه اومد سر کلاس ما انقدریی خوشحال شدم که پریدم هوا بعد گفت من دبیر تفکرتونم و فقط دوشنبه ها میام سر کلاستون ناراحت شدم ولی باز اونم خوب بود گذشت چند روزی زمان هاییی که میخواست بره آموزشگاه منم باهاش تا خونمون میرفتم باهاش تو راه باهم صحبت میکردیم من بهش گفتم خییلیی دوستون دارم خییلیی خلاصه روزها میگذشت و من علاقمو بهش میگفتم اون روز باعث شد من تو تلگرام باهاش چت کنم استیکر عاشقونه میفرستادم و غیره بهش میگفتم عشقم 🙂 اونم قلب میداد گذشت رابطمون خییلیی بهتر شده بود من وابسته تر شده بودم تو تلگرام راحت تر باهاش صحبت میکردم بعد چند روزی حس میکردم سرد شده اخه میومد سر کلاسمون نگاهم نمیکرد خیلی کم انگار حسی نداش دیگه گفتم شاید چیزی شده هفته بعد یکی از بچه ها براش گل اورد خیلی خوش بو بود داد بهش خیلی خوشحال شد دوباره هفته دیگه هم اورد معلم ریاضیمون که دببر تفکر ما بود اون شاگردی که براش گل اورده بودو اورد جلو نشوند من خیلی حسادت میکردم ولی به روم نمیاوردم با اون شاگرده اوکی شده بود فقط بخاطر دوتا گل 😐 چندروز که میرفتم پیشش احساس میکردم بزور دارع باهام صحبت میکنه میدیدم با اون صمیمیتره بعد تو تلگرام بهش پیام میدادم مث قبل نبود بودا اما نه مث مث قبل ک خوب بودیم بعد چند روز منم براش هر روز گل میبردم هر روز خوشحال میشد هدیع میبردم خوشحال میشد خوب بود اما سرد ولی هنوز از بچه ها میپرسید حالو احوالمو درسامو گذشت چند روز بعد فهمیدم باهم چت میکنن تو تلگرام خب بالاخره حسودیم میشد میخواسم ببینم چت کردنش با من چجوریه با اون چجوریه اما نشد که بفهمم بعد وقتایی که یه معلم تو دفتر ازم تعریف میکرد بهم میگفت اونم خوشش میومد زمانی ک میفهمید ازم راضین باهام صمیمی میشد بهتر راحت تر ولی یکی دوبار گوشی بردم فهمیدن باهام سرد شد ازم ناراحت بود میگفت خیلی ساده ای 😐گذشت معلم ریاضی خودمم ازم راضی بود اونم فهمید کع این دبیر هم راضی تشویقم میکرد ولی وقتایی که میومد کلاسمون دوشنبه ها هر کاری داشت میگفت اون شاگرده بیاد اون دختره بهم بر میخورد من ک صمیمی ترم چرا به من نمیگع کاراشو خلاصه میومدم خونه گریه میکردم اشک میریختم حتی دستمم با تیغ خط خطی کردم تو اینستا استوری میزدم با اول اسم اون غمگین دلنوشته میدید فک میکنم فهمیده بود منظورم با اونه اره فهمیده بود اما به روم نماورد گذشت سال تموم شدو این چیزا رابطش با اون بهتر شده بوود منم ک افسرده افسردع گذشت تو تابستون هفته ای دو سه بار میرفتم میدیدمش باهام خوب بود خیلی باهم راحت شده بودیم تو تابستون من تو تلگرام ازش وقتی سوال میپرسیدم و قلب میدادم سنگین تر شده بود قلب نمیداد بعضی وقتا صمیمی صحبت مبکرد بعضی وقتا رسمی زمانی ک رسمی میگفت ناراحت میشددم میگفتم نکنه دیگع خوشش نمیاد ولی دوسم داره بهم تو سال هشتم میگفت تو با بقیه فرق داری من اصلا تورو با بقیه مقایسه نمیکنم ولی تو عمل احساس میکردم از من خوشش نمیاد محل نمیدادخلاصه اومدیم نهم امسال من فهمیدم وای امسالم دبیرم نیس انقدر انقدر گریه کردم خودشم فمیده بود هر روز ینی پیش مدیر بودم مدیریتمونم عوض شده بود هر روز پیشش بودم خون گریه میکردم بعد یه اتفاقی هم افتاده بود معلمی ک دوسشش دارم باهام قهر بود باهام صحبت نمیکرد از اون بد تر اون دختره هم شاگردش شده بود در صورتی که اون دختره این دبیرو نمیخواس دبیری که من شاگردش بودمو میخواس حتی چند بار رفت اداره ک کلاسشو عوض کنه این معلم قبل بحثمون گفتم یکی هس شمارو نمیخواد میخواد بره یه کلاس دیگه گفت اسمشو بگو باهاش رفتارم بهتر بشه من فهمیدم که فهمیده طرف کیه گفتم نگم بهتره یه نفر دیگرو گفتم خلاصه فهمید اما وقتی فهمید علاقشو نصبت بهش بیشتر کرد😐 دروغ گفته لود بهونه بود اون حرف این اونو دوس داشت الکی میگفت اسمشو بگو باهاش بهتر بهشم که به درسش ضرر نخوره بعد گذشت منو اون باهم رابطمون اب و شکر شده بود قبلا راحت منو میبخشید برا اشتباهاتم ولی امسال نه باهام خیلی بد حرف میزد خیلیی وقتایی هم که میرفت دفتر میشست من از دور نگاهاش میکردم اما توجه نمیکردو قیافه میگرفت ولب اون دختره ک میومد تحویلش میگرفت خلاصه مدیر فهمید من چقدر دوسش دارم دو سه باری ک رفتم پیش مدیر گفتم تروخدا کلاسمو عوض کن این چیزا اومد سر کلاس دنبال باهام حرف بزنه گفت بیا بیرون رفتم منو با خودش برد بعد گفت خب چرا درس نمیخونی مییخوای کلاستو عوض کنی چرا گفتم خانم من نمیتونم با این دبیر بسازم گفت الکی نگو تو عاشقی نمیفهمی تو عاشق اون معلمی اسمشو گفت من اشکم ریخت گفت دیدی گفتم مونده بودم اخه از کجا میدونه حتی زمانی که میرفت کلاس روبه روییمون من میزو میدادم جلو تا ببینمش فهمیده بود گفت اره قشنگ رسوام کرد گفت کلاستو عوض نمیکنم چون سال دیگه میخوای بری افسرده میشی بهت ضربه میخوره منم تعریف کردم اره ماجرارو دوسش دارم فلان بسار گفتم چیکار کنم گفت یه چند وقت پیشش نرو سمتش نرو فراموشش میکنی برات عادی میشه گذت دو روز نرفتم داشتم دیوونع میشدم دوروز نگاهاش نمیکردم اخه سمتش نمیرفتم ک باهاش حرف بزنم قهر بود بعد گذشت داشتم نابود میشدم شبا اونقدر گریه کردم که چشمام بار نمیشد گذت دیگه تحمل نیاوردم رفتم ازش بخاطر اون قضیه ک پیش اومده بود مغذرت خواهی کنم رفتم خیلی صحبت کردم خلاصه خوب شد بخشیدو اینچیزا بعد فهمید ک مدیر این حرفارو زده باهام دوباره سرد شد سلام میدادم یه سلام بدونه لبخند میزد میرفت نگامم نمبکرد بعد یه روز دیدم دیت اون دختررو گرفته داره شوخی میکنه باهاش من یهو بغضم ترکید رفتم تو حیاط فقط گریه کردم این چند روز ک انقدر گریه میکردم چشمام قرمز میشد بعد گفتم این ک منو نمیخواد با اون حال میکنه من مزاهمش نشم خلاصع از کنارش رد میشدم نگاهش نمیکردم سلامم نمدادم حتی یه بار تنها از کنار هم رد شدیم تو راه پله اون میومد پایین منم داشتم میرفتم بالا مدیر هم پایین وایساده بود من سرمو اوردم بالا دیدم جلومه بدون سلام و هیچ عکس العملی رد شدم مدیر خندبد بهش گفت اوارس کلا خخ این معلمه هم خندید خلاصه روانی شده بودم خسته شده بودم دیگه یه روز شد قرار بود بیاد کلاس ما اومد من جلو میشستم نگاهش میکردم نگاه نمیکرد منو تا اینکه نگاهش کردم اشکم ریخت دبد گفت پاشو بیا اینجا رفتم جلوش گفت تو چرا انقدر این چند روز دیوونه شدی ها چرا با خودت اینکارارو میکنی بعد گفت دیگع نمیای پیشم نیسی میخواسم بگم اره همش بخاطر کاراته رفتارات خییلیی ازش ناراحت شده بودم خییلی منو فروخت به اون وایی خدا معلمم گفته بودا بهم زیاد پیش یه ادم نرو تکراری میشی دم دست نباش اون جا بود فهمیدم ارههه درست میگفت من تکراری شدم براش اما من این کارارو فقط بخاطر دوست داشتن اون انجام دادم خلاصه بعد این برو بیاها بالاخره تونسم کلاسمو عوض کنم عوض کردم الانم لاهام خییلیی خوب شده صمیمی اما هندز با اون خوش رفتار تره این دختره از دست معلم ناراحت شده بود قهر بود این همچین تحویلش گرفت من موندم گفتم من بدبخت کافیه ناراحت بشم ازش اصلا براش مهم نیس راحت فراموشم میکنه 🙂 دیگه مث قبل روم نمیشه بگم دوست دارم الان از اون قضیه ۳۴ ماهه میگذره الان باهم خیلی خوبیم اما هنوز اون احساس میکنم حسم بک طرفس و دوسم داره اما ن زیاد کم میدونی ادم زیادی باشه دلو میزنه :)این قضیه دوس داشتن من نسبت به اون خانوادم نمیدونن فقط منو اون و بچه های مدریه واینکه بچه اا فقط میدونن کع در حد معلم دوسش دارم اما من عاشقشم براش یه پلاک طلا هم خریدم دادم اخه من واقعا دوسش دارم بهش میگفتم پارسال بهم میگفت عاقل تر باش اخه موندم چرا همش با اون دختره خوبه اخه اون دختره بیش از حد به معلم نزدیک میشه میره میبوسشون دست میزاره رو شونه هاشون باهاشون صمیمانه حرف میزنه اما من رعایت میکنم بالاخره احتام باید بزاری نباید بیش از حد باشه اما اون با این چاپلوس بازیاش تو همه چی موفق شد چیکار کنم مث قبل بشه یه چیزی یادم رفت قبل این که کلاسمو تعویض کنم یه روز زنگ ریاضی نرفتم کلاس مدیر معاون دنبالم بودنم گذشت پیدام کردن پشت ماشین بودم رفتم دفتر مدیر گفت خجالت نمیکشی گفتم من دیگه درس نمیخونم بعد زنگ خورد به معلمه گفته بود بخاطر شما بوده رفتم خونه بهش پیام دادم گفتم من دیگع دوستداشتن شمارو نمیخوام من شمارو فراموش میکنم شما هم منو بعد چند ساعت بهم زنگ زد باهام حرف زد گفت من دوست دارم خلاصه باهام حرف زدو خیلییلی خوشحال شدم ) میبنمشون باهم خیلی حسادت میکنم داغون میشم طوری بهش عادت کردم ک چهارشنبه ها هم ک روز کاریش نیس منم نمیرم 🙁 خیلی اخه وقتی نیس حضورش حس میشه برام الان انقدر دوشس دارم که میگم به جهنم میخواد با هرکی باشه فقط باشه من ببینمش دیوونشم عاشقشم خییلیی دوسش دارممممم

    • fateme 6 روز قبل

      میخوام فراموشش کنم میگم اینا همش الکیه به هیج جا نمیرسه بعد میبینم چطور اون دختره باهاش خوبهه صمیمیه من نباشم میترسم ازم بگیرنش😭😭

  5. Mina 4 هفته قبل

    سلام ببخشید من عاشق یکی از معلم هام شدم که اقارهم هست و مجرده و فاصله سنی ۱۳_۱۴ سال داریم…واقعا این عشقم بهشون شدیده و نمیدوتم چیکار کنم…دوست دارم بتونم کاری کنم که از من خوشش بیاد کمکم کنید!

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      در ارتباط بین معلم و شاگرد همیشه رعایت حرمت و احترام به فاصله ها بسیار اهمیت دارد و تفاوت نمیکند مرد باشد یا خانم. در چنین ارتباطی لازم است راه هایی مثل تلاش بیشتر و کسب موفقیت را برای جالب نظر معلم در پیش بگیری چون دست کم ضرری برایت ندارد. اما اگر تصور کنی ابراز عشق و علاقه به شیوه های دیگر میتواند او را متوجه تو کند اشتباه است. چون این قبیل جلب توجه اغلب هم با شکست در مقصود تو همراه است.
      در ضمن فراموش نکن که نباید بر این احساس و عشق به وجود آمده به عنوان یک ارتباط قلبی دائمی که منجر به ازدواج بشود تکیه کنی. اگر با این تصور درگیر ارتباط شوی آسیب های بیشتری را شامل حال خودت میکنی.

  6. سارینا 1 ماه قبل

    سلام من ۱۵ سالمه معلم تفکرم رو خیلی دوس دارم بیش از اندازه نمیدونم چجور ابراز علاقه کنم هر روزم جلوی بچه هاضایعم مینه ولی من هرو روز و همه جا حی شباا خوابشو میبینم انقد دوستش دارم ولی نمیدونم چراا اینجوری

    لطفا خواهش مکینم کمکم کنید

    • دوست خوبم
      مراقب باش که اصرار زیاد تو برای ابراز علاقه کار دستت ندهد چون گفتی معلمت تو را در کلاس ضایع میکند و … معنایش این است که احتمالا ایشان از علاقمندی تو مطلع هستند و به همین دلیل ناخودآگاه برای اینکه مانع علاقمندی و وابستگی تو شوند این کار را نمیکنند یا چندان پای بند به حرفه معلمی نیستند که برای جلب توجه بیشتر تو این کار را می کنند‌
      در هر دو حالت آسیب ها متوجه تو است و مناسب نیست که اصراری بر بیان احساس و علاقمندی خودت داشته باشی و وابسته تر شوی.
      با این حال بهترین کار برای تو این است که از علاقمندی به ایشان راهی برای تلاش بیشتر در تحصیل و کسب موفقیتهای بیشتر و بالاتر پیدا کنی و با خودت قرار بگذاری که به عنوان یک دانش آموز نمونه و موفق در یاد ایشان بمانی.

  7. Gh. H 1 ماه قبل

    سلام من ۱۴سالم انقدر از معلم ریاضیم خوشم مياد که به نظرم هیچکس نميتونه بفهمه.
    اونم فهمیده دوسش دارم ولی نه به این شدت میشه بگين چی کار کنم بخدا دیگه روانی شدم ریاضیم نمرم از ۱۸تا۲۰دیگه نمیدونم راه حل بدین please me

    • پاسخ مشاور سایت : دوست خوبم
      آفرین به تو که با پیشرفت در درس و تلاش بیشتر نشان میدهی که علاقمند هستی. این بهترین راه است و ضرر نمیکنی. حتما به همین دلیل معلمت هم خوشحال است .
      اگر فکر میکنی بیشتراز این نیاز است که احساست را بگویی باید بگویم که بیان آن تاثیر بیشتری بر این رابطه ندارد چون مهم هر دوی شما هستید و هر دو هم میدانید که این علاقه وجود دارد. چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که کاری نکنی که ارتباط از اعتدلال خارج شود. در این صورت هم خودت آسیب میبینی هم او از ترس اینکه مبادا در آسیب دیدن تو شریک باشد بیشتر از تو فاصله خواهد گرفت.
      بنابراین به نظر میرسد بهتر است به همین میزان از ارتباط راضی باشی و با تلاش مداوم خودت و او را راضی و خوشحال نگهداری.

  8. علی قدیانی 4 ماه قبل

    سلام من به پسر ۱۴ ساله هستم و معلمم ۲۷ ساله.
    من ازش به شدت خجالت میکشم با اینکه چند بار اومده خونمون و چند بار باهم رفتیم استخر،حتی نمی تونم ازش سوال بپرسم.
    .
    .
    .
    .
    .
    بنظر شما چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • نوجوان‌ها 4 ماه قبل

      کاربر عزیز “علی قدیانی”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم

      اگر میتوانی در حد سلام و احوالپرسی و گفتگوی معمولی با ایشان ارتباط بگیری نگران نباش حس خجالت تو به مرور از بین میرود
      اما اگر در همین حد هم حس خجالت داری و نمی توانی ارتباط برقرار کنی در این صورت بهترین برای تو این است که خودت را مجبور کنی تا مثلا حرف بزنی، نکته ای بگویی احوال پرسی کنی و …

      اگر خواستی این راه را انتخاب کنی یادت باشد که به خودت القا کنی که میتوانی و این توانایی را در خودت پررنگ تر کنی.

      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  9. گردانیا 5 ماه قبل

    سلام من همون گردانیا کلاس هشتمم قبلا هم پیام داده بودم منم مثله بقیه دخترا عاشق معلم خانومم شده بودم تابستونم کمی بهش پیام میدادم خوب بود ولی امسال اخساس میکنم یکم مغرور شده ی عکسی از خودش تو اینترنت بود تو مسابقات گشوری برنده شده بود منم براش فرستادم بد فردا مدرسه اومد گفت عکسارو از کجا اوردی البته با خنده منم گفتم از اینترنت ……بد گفت بچه های امروزی نمیدونم چشه ادمو در میارن نمیدونم دقیق چی بود ولی احساس کردم مزاحمش بودم ناراحت شدم خیلی حالا این ب کنار من هر کاری میکنم که اون بفهمه همه حا ب فکرشم ولی انگار نه انگار منم عکسرو فرستادم ک بفهمه ب یادشم ولی انگار ن انگار احساس میکنم از چشش افتادم من امسال برایه خودم برنامه ریخته بودم ک بخاطر اون امسال نمرم نوزده بشه اسممو بزنن تو مدرسه خانوم ببینه ولی با این کارا خیلی ناراحتم میکنه نمیدونم شایدم من الکی ناراحت شدم ولی شما کمکم کنید چون شما خیلی بیشتر احساسلت منو درک میکنید

  10. نوجوان‌ها 7 ماه قبل

    کاربر عزیز “Reyhanegoli”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    اینکه توانستی به مناسبت روز معلم به او هدیه بدهی یعنی یک بار توانستی احساست را به او بگویی و نشان میدهد میتوانی از عهده این کار برآیی.
    یادت باشد که معلمان معمولا احساس بچه ها را فراموش نمیکنند و اغلب هم میتوانند درک کنند که گاهی دانش آموران مانند تو در بیان علاقمندی شان موفق نیستند. خوب با همه این احوال نتیجه روشن است. تو باید تلاش کنی به سادگی فقط با او باب حرف زدن را باز کنی.دنبال راههای پیچیده نباش. همین که در مدرسه خودت را مجبور کنی که با دیدنش جلو بروی و سلام کنی یعنی توانستی حست را منتقل کنی.
    بنابراین کارهای ساده مثل سلام و علیک و گاهی پرسش درسی یا گاهی پرسش از او درباره یک معلم دیگر که مثلا آیا میداند کجا هستن یا برای مثال با خانم … کار داری و از او میپرسی که ممکنه صداشون کنند یا تشکر درباره شیوه گذشته آموزشی ایشان که روی تو تاثیر زیادی داشته …. همه بسیار ساده کمک میکند راه ارتباط باز شود و از همین طریق به مرور خواهی توانست که علاقمندی ات را بیان کنی و نشانشان دهی که دوستشان داری.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  11. Reyhanegoli 7 ماه قبل

    سلام وقت بخیر .
    می خواستم بگم من ۳ سال پیش از معلم شیمی ام خوشم اومد و با طبق برنامه هایش پیش رفتم و تونستم موفقیت های زیادی رو کسب کنم و هر سال بیشتر عاشقش می شدم و سال بعدش هم با اینکه معلم من نبود روز معلم براش کادو خریدم و سال بعد از اون موقع یعنی ۲ سال بعد معلم تست درس شیمی ام شد و هر روز بیشتر عاشقش می شدم ولی خجالت می کشیدم بهش بگم دوستش دارم . امسال هم اولین روز کلاس های تابستونی در مدرسه ام دیدمش ولی سعی کردم بهش نگاه نکنم و رد بشم چون واقعا خجالت می کشیدم بهش سلام کنم ولی من دوستش دارم . چه جوری می تونم بهش بفهمونم که دوستش دارم چون واقعا الان دلم خیلی تنگه . ممنون میشم راهنمایی ام کنید

    • yekta 3 ماه قبل

      حتما نباید بکی دوست دارم که

  12. نوجوان‌ها 7 ماه قبل

    کاربر عزیز “مهدی”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    احساس خجالت در شرایط سنی تو چندان بعید و دور از ذهن نیست. به هر حال او معلمت است و سالها هم از تو بررگتر است. اما با این همه اگر دوست داری با او راحت تر باشی چاره ای نداری جز اینکه دنبال بهانه بگردی تا با او گفتگو کنی. خیلی هم سخت نیست پیدا کردن موضوع گفتگو و یا وارد شدن به بحث ایشان میتواند با یک سوال کوتاه یا یک کلمه در تایید حرفشان انجام شود و حالا بهانه و فرصت برای ارتباط بیشتر هست.
    هر قدر این قبیل گفتگوها بیشتر شود و هر قدر تو بیشتر بزرگتر شوی میبینی که دیگر کمتر این احساس خجالت یا کمرویی سراغت می آیند.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  13. مهدی 7 ماه قبل

    من یه معلم دارم خیلی روابطمون خوبه حتی اومده خونمون ولی ازش به شدت خجالت میکشم کمکم کنید این خجالت بر کنار بشه من تازه ۱۴ سالمه و اونم ۲۷

  14. نوجوان‌ها 7 ماه قبل

    کاربر عزیز “نادیا مرادی”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    فکر میکنم درباره اینکه حد خودت را نگه داری دچار سوبرداشت شدی. منظور از متعادل رفتار کردن این است که بتوانی به راحتی احساست را بیان کنی و حرف و منظورت را بگویی اما در فتار و احساست مدیریت داشته باشی و تعادل برقرار کنی. و فکر میکنم تو برعکس عمل کردی. حرف و احساست را نمیگویی و در درون با زیاده روی خودت را فرسوده میکنی و حتی به خودت آسیب زدی.
    همین رفتارها میتواند برای معلمت نگران کننده و دور کننده باشد. نمیدانم او اصلا از این ماجراها خبر دارد یا نه ولی اگر بداند در این صورت منطقی است که برای این رابطه خیلی مراعات های دیگر داشته باشد.
    حالا بیا فرض کنیم او چیزی نمیداند در این صورت اولین کار این است که سعی کنی بر خودت مسلط شوی و وقتی خیلی دلتنگ هستی و میخواهی به خودت صدمه بزنی به جایش کاری را انجام دهی که احساست را ارام میکند. برای هر فردی این کار تفاوت دارد ممکن است با نوشتن یک متن یا خواندن یک کتاب یا هر کار دیگری بتوانی خودت را آرام کنی. با این فعالیتها به مرور مدیریت بر احساسات را یاد میگیری و تازه آن وقت آمادگی داری که با خیال راحت برای ادامه ارتباط با معلمت برنامه ریزی کنی که البته این کار حتی با رفتن معلمت از مدرسه ممکن است چون اکنون عصر ارتباطات است.
    اگر فرد موفقی در حد شناسی رابطه و در مدیریت احساساتت باشی در این صورت میتوانی اطمینان داشته باشی که معلمت از این ارتباط استقبال خواهد کرد و این رابطه ادامه دار خواهد بود.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  15. نادیا مرادی 7 ماه قبل

    سلام من به شدت خیلی خیلی خیلی خیلی زیادی دبیر زبان انگلیسیم رو دوست دارم و از بیان کلمه هایی مثل عاشقتم و خیلی دوستت دارم متنفرم و متاسفانه شخصیت به شدت مغروری دارم و این باعث شده که بعد از سه سال حتی بهش نگفتم که دوسش دارم اما از نگاهام و رفتارم شاید مشخص بوده نمی دونم من تازه ۱۵ ساله شدم و حتی نمی دونم دبیرم دقیقا چند سالشه چون شخصیت مغرورم این اجازه رو نمیده که ازش بپرسم شاید هم احساس می کنم که بی احترامیه به هر حال حد خودمو می دونم. دبیرم متاسفانه سال پیش از مدرسمون رفت و من همه ی تابستونم هلاک شدم از گریه و ناراحتی کارم به بستری شدن در بیمارستان و قرص و روانپزشک کشید.ولی حتی نتونستم بهش بگم. هر موقع می خواستم ببینمش از شدت استرس و هیجان دیدنش حالم بد می شد و تا نمی رفتم بیمارستان و سرم و آمپول نمی زدم نمی تونستم برم سر کلاسش و یکبار هم بخاطرش تا دم مرگ رفتم. من زرنگ ترین دانش آموزش سر کلاس بودم و اون همیشه ازم تعریف می کرد و راستش اونم دوستم داشت و از من خوشش میومد اما از وقتی رفت احساس می کنم سرد شده همیشه با خودم میگم نکنه علاقتمو فهمیده و می خواد ازم دوری کنه تا به من آسیبی نرسونه . خلاصه من خیلی پریشونم و همش دارم قرص اعصاب می خورم خواهشا کمکم کنید … متشکرم از لطفتون

  16. نوجوان‌ها 8 ماه قبل

    کاربر عزیز “شاینا”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    متاسفانه در این زمینه تخصصی ندارم ولی میدانم که بهترین هدیه ها این است که کاری مورد تایید و قبول او انجام دهی. معمولا این طور کارها هدیه های ماندگارتری هستند برای مثال فکر کن تا به حال سفارشی کرده بوده نصیحتی یا توصیه ای داشته اگر اینطور است طبق نظرش آن کار را شروع کن و در کنار هدیه ساده ای که برایش گرفتی به او بگو که طبق نظر او فلان کار را شروع به انجام کرده ای.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  17. شاینا 8 ماه قبل

    سلام
    من خیلی به یکی از معلم هام علاقه دارم خیلی زیاد عاشقش هستم در این حد
    بهش گفتم و اونم اینو میدونه
    اون خیلی تو مشکلات زندگیم بهم کمک کرد و خیلی منو درک میکنه من ۱۴سالمه و اون۳۲سالشه من چندبار براش کادو خریدم و بهش دادم حالا نمیدونم برای تولدش چیکار کنم میخوام سنگ تموم بزارم میخوام خیلی خوشحالش کنم خیلی زیاد یه راه حل بدین لطفا ممنونم

  18. نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز ؛ملی؛
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    به نظرم بهتر است در مورد کاری که احساس خوبی نسبت بهش نداری اقدام نکنی
    اگر میدانی که بغل کردن ممکن است حس بدی به تو دهد از این کار صرف نظر کن
    برای بیان احساست، نوشتن نامه و بیان شفاهی و یا هدیه دادن گزینه های خوبی هستند.
    ضمن اینکه اگر بتوانی به خاطر او و برای اینکه زبانت را تقویت کنی به یاد او کلاس خواهرش را جدی تر بگیری هم تحمل این کلاس برایت راحت می شود و هم می توانی بعدها به او بگویی که به خاطر او این قدر پیشرفت داشتی که این خودش نوعی ابراز احساس محبت است.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  19. ملی 1 سال قبل

    من تا حالا معلم های زیادی داشتم اما این بار یه معلم زبان دارم که خیلی بهش علاقه دارم. من تا حالا نتونستم بهش بگم که دوسش دارم و متاسفانه دیگه اون معلم من نیست البته فعلا.
    خواهرش معلممه ولی خیلی بد اخلاقه.
    شما پیشنهاد بدین که من چطور میتونم با خواهرش بسازم و چطوری خجالت نکشم و بغلش کنم.
    احساس بدی نسبت به بغل کردن دارم چون فکر میکنم که اگه بغلش کنم ازم بدش خواهد آمد.

    • yekta 3 ماه قبل

      البته باید دقت کنی که دوست داشتن معلم ها هم حدی داره و تو باید به اواحترام بکراری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

,

پرسش

من یک دختر ۱۵ ساله هستم و حدود دو سال و بیشتر عاشق یکی از معلمینم هستم. ایشون واقعا تنها از نظر من خوب نیستن بلکه همه دوستانم از اون خوششون میومد ولی خب من عاشقش بودم. همرا ایشون بودن در یک سال تحصیلی برام بسیار شیرین بود و درسته در اون مواقع خیلی گریه میکردم اما حالا که به قولی عاقل تر شدم درک میکنم که گریه هیچ فایده ای نداره و همین طور که وجود ایشون کلا پایه اساسی برای تمام موفقیت ها و اشتیاق ها و… برایم بوده و خوشحالم که با چنین انرژی مثبتی در سنین نوجوانی ام روبه روشدم. و حتی حالا هم با این که عشقم به ایشون هر روز بیشتر و بیشتر میشه هیچ مشکلی در هیچ کجای زندگیم ندارم و رابطم با خانوادم هم عالیه. خلاصه من ایشون رو فقط و فقط به خاطر خودش میخوام و اصلا تو عشقم سن و جنسیتش رو در نظر نگرفتم. خلاصه ماجرا از جایی شروع شده که: این معلم من فقط یک سال با من بود و خودش هم میدونه که دوسش دارم البته دوستام بهش گفته بودند و بعد از فهمیدنش چند مدتی با من سرد بود و بعد مدتی وقتی همه از کلاس رفته بودند و من مونده بودم و اون منو بغل کرد و گفت که اونم دوسم داره و… بعد با هم رفتیم. بعد از اون هم هی باهام سرد میشد و بعضی وقتا تحویلم میگرفت (و از من قایم و به ادعای خودش میگفت که این کارو بخاطر این میکنه که ازش دل بکنم) خب بعد از اون سال یک سال بعد تو مدرسه دیگه ای به دیدنش رفتم و کلی خوشحال شد و بغلم کرد و منو بوسید و هی سر کلاس بهم زیر چشمی نگاه میکرد و میخندید و بهم گفت که خیلی دلش برام تنگ شده بود. بعد از اون روز من تصمیم گرفتم بعد یک هفته دوباره به دیدنش برم و اون روز منو اصلا تحویل نگرفت و حتی نیم نگاهی هم به من نکرد (شاید دلیلش این بود که معاون و مدیر اونجا بودن ولی به هر حال…) بعد از اون ماجرا هم یک روز اتفاقی مادرم باهاش از گوشیم تماس گرفت و وقتی فهمید اونه (چون یکمی ازش بدش میومد به علت این که من دوسش داشتم البته معلمم نمی دونست) کلی باهاش بد رفتاری کرده بود و خلاصه فاجعه… بعد از اون جریان که حدود یه سالی میگذره جرات ندارم برم دیدنش و خیلی ناراحتم و این خیلی رنجم میده. لطفا کمکم کنید آیا این حسم درسته؟ آیا اون معلمم واقعا از من خوشش میاد؟ حالا من باید چیکار کنم؟

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

در مورد اینکه اون فاجعه چه چیزی بود و چرا مادر در این ارتباط ناراحت بود و تلفنی با معلمت رفتار مناسبی نداشته درست توضیح ندادی. علت این پرسش من این است که اولا دلایل نارضایتی خانواده از داشتن ارتباط با این معلم می تواند نشانگر این موضوع باشد که یا از زیاده روی های رفتاری تو در این رابطه ناراحت بودند و یا موارد دیگری آن ها را به تردید می انداخته است؟ از طرف دیگر اینکه حالا معلم تو بعد از آن ارتباط ها چه احساسی دارد اهمیت دارد زیرا می تواند موجب واکنش هایی در ارتباط بعدی با تو شود.

اما همان طور که خودت هم گفتی با بزرگ تر شدن تو خیلی از اشتباهات گذشته تکرار نمی شود و برای خودت هم جا افتاده است که رفتارت تغییر می کند. با این همه نمی توانی انتظار داشته باشی که معلمت هم به گذشته به همین شکل نگاه کند. اینکه او آیا تو را دوست داشته است مربوط به گذشته است و او هم در همان روزهای گذشته به تو اظهار کرده که علاقمند است. اما اینکه آیا هم چنان علاقمند است قابل پاسخگویی نیست زیرا احساس علاقمندی و دوست داشتن موضوعی فردی و درونی است و امکان پیش بینی آن برای دیگران چندان ساده نیست. با این همه یک چیز خیلی روشن است و آن اینکه اگر فردی را دوست داری و این دوست داشتن به معنای واقعی است در این صورت خیلی نباید برایت مهم باشد که او هم آیا همین احساس را به تو دارد یا نه زیرا در دوست داشتن واقعی، مهم این است که تو فارغ از این که او چه میزان به تو علاتقمند است دوست داشته باشی و چه بسا بر اساس همین دوست داشتن است که راضی نمی شوی او را به زحمت و دردسر بیندازی حتی اگر این تصمیم موجب شود خودت بیشتر اذیت شوی.

در چنین شرایطی به نظر می رسد که بهتر است کمی دیگر هم صبر کنی و وقتی بیشتر احساس کردی که می توانی احساس و علاقه ات را در کنترل خودت درآوری و وقتی متوجه شدی که تماس گرفتن و یا دیدار با ایشان برایشان لطمه ای به همراه ندارد یک روز در آینده برایشان نامه ای ارسال کنی (از طریق تلفن) و احساس دلتنگی و نیز دلایل دوری و صبر و تحمل خودت در این فاصله زمانی را برایشان توضیح دهی و بعد هم ازشون اجازه بگیری که در صورت تمایل بتوانی دیداری داشته باشی.

موفق باشی

راه های طرح پرسش از مشاور سایت

۱ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

۲ارسال پرسش به آدرس ایمیل  [email protected]

۳ارسال پرسش به شماره تلگرام ۰۹۳۰۳۴۴۴۸۲۴

76 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. ........ 3 روز قبل

    سلام من به معلم تفکرم بیش از حد علاقه دارم حتی میتونم بگم عاشقشم دانش آموز زرنگی هستم و در هر شرایطی بهش کمک میکنم به هر بهانه ای میرم که ببینمش که باهاش حرف بزنم اونم هوامو داره فقط نمیونم که چجوری بهش بگم دوسش دارم
    لطفا کمکم کنید !!!
    ممنونم
    و همینجا میگیم خانم عباسی عاشقتونم

  2. لیلا 2 هفته قبل

    سلام من ۱۷ سالمه و دخترم
    و تو مدرسمون یه معلم ۳۰ ساله داریم
    اولین باری ک این معلم اومد سرکلاس من رفتارم مث معلمای دیگه بود ولی ایشون رفتارش با من یه جور دیگه یود هی نگام میکرد با من حرف میزد موقع خندیدن به من نگا میکرد باهام شوخی میکرد
    و من اینو به بغل دستی و پشت سریم گفتم اوناهم فهمیده بودن و گفتن که انگار از تو خوشش اومده
    و هرجلسه همین رواله ایشون با این رفتاراشون منو جذب خودش کرده
    به هرکیم میگم ک من دوسش دارم و شاید اونم منو دوست داشته باشه قبول نمیکنن میگن اون معلمه نمیشه
    ک رسما میتونم بگم عاشقش شدم خیلی خوبه
    ایدی اینستاگرامشو با کلی جستجو پیدا کردم درخواست دادم ولی نه قبول میکنن نه رد میکنن تو مدرسه هم هر جلسه همینجوریه ولی ن من دراین باره چیزی میتونم بگم ن ایشون
    امروز هم به شوخی تو کلاس گفتن بدون تو نمیتونن درس بدم تو باید باشی و من خیلی خوشحالم و نمیدونم این حرف راست بود یا شوخی
    خیلی دوسشون دارم دوست دارم نزدیکش شم ولی نمیتونم شرایط جوری نیس ک چیزی بگم
    ولی یکی دو دفعه خم قبلا ضربه خوردم از هم سن های خودم ولی تو این مورد دیگه نمیخام
    لطفا کمکم کنید🌷

  3. Sandra 2 هفته قبل

    سلام من یه دخترم و یه دختر دیگه رو دوست دارم ۱۴ سالمه و اون یه سال از من بزرگتره من بازی فوتبالو دوست دارم و اون تو فوتبال مهارت کاملو داره اصن همینجوری باهاش آشنا شدم.استایل و رفتاراش کاملا پسرونس و از کادو گرفتن خوشش نمیاد من پارسال براش کادو گرفتم اونم کادوم رو پس داد امسال نهمه و برای سال دیگه از مدرسه میره.لطفا راهنماییم کنید قبل از اینکه بره بتونم بهش بگم دوسش دارم.

  4. Fatemeh 3 هفته قبل

    سلام ببخشید من به معلم ریاضیم خیلی علاقه مندم…جوری که اگه یه روز نبینمش میزنم زیر گریه…معلمم اول نمیدونست ولی حالا یه ماه هست که فهمیده ولی از وقتی فهمیده با من خیلی سرده و به بچه های دیگه به جز من توجه میکنه ولی من نه……نمیدونم چرا
    هر بچه ای که بهش پیام میده جوابشو میده ولی جواب پیامای منو نمیده….اصلا نمیبینه…..باهام نمیخنده……سر کلاس صدام نمیکنه…دارم دیوووونه میشم….درسم تو ریاضی خوبه ولی باز بی توجهی
    لطفا کمکم کنید من امسال امتحان نمونه تیزهوشان دارم ولی خیلی ذهنم درگیره
    چیکار کنم؟

  5. هانیه 3 هفته قبل

    سلامــــــ خسته نباشیــــد

    راستش من معلم فلسفه ام رو خـــیلییییییی دوس دارم ورابطه امون باهم خیلی خوبه حتی تاحالا بوسم کرده و بوسش کردم کلا مثه دوتا دوستیم

    اما این مهربونیش برای همه اس وبعضی وقت خیلی باهام خوب برخورد میکنه بعضی وقتا حس میکنم دیگه از م خسته شده

    دلمم نمیخواد این ابراز علاقه ام دوستیمون رو از بین ببره ینی میترسم اگه بهش بگم از دستش بدم چون جدیدا احساس میکنم میفهمه دوسش دارم سعی میکنه از فاصله بگیره یا پسم بزنه

    به نظرتون بهش بگم یا سعی کنم کلا فراموشش کنم

  6. آرش 3 هفته قبل

    با سلام من ۱۳ سالمه دختر معلمم ۱۵ سالشه من ایشون را خیلی دوست دارم ولی نمیدانم چگونه به او ابراز محبت کنم
    حتی معلمم هم خیلی من را دوست دارد و همیشه از تعریف میکند اما نمیدانم چگونه ابراز محبت کنم ؟
    حتی نمیدونم بفهمم که حتی اون مرا دوست دارد یا خیر ؟
    لطفا جواب دهید
    ممنون از سایت شما
    با تشکر

  7. مهم نیست 2 ماه قبل

    من یه معلم مرد رو خیلی دوست دارم و خودم دخترم باید چه جوری ابراز علاقه کنم؟

    • پاسخ مشاور سایت : دوست خوبم
      فکر کنم سوال مهم تر این است که اصلا آیا باید ابراز علاقه کنم؟
      اینکه معلمان خود را دوست داشته باشیم یک چیز است اینکه عاشق شان شویم کمی از طبیعت کار دور تر است اینکه بخواهیم حتما ابراز کنیم بیشتر از مسیر درست خارج میشود حالا معلم هم جنس خودمان نیست دیکه خودت بهتر میدانی چطور است.
      همیشه ارتباطات وقتی از عرف و شرع خارج میشود یا مغایر آن است عذاب و آسیب بیشتری دارد.
      بنابراین توصیه میکنم از علاقمندی خودت فقط و فقط در جهت تلاش بیشتر برای کسب موفقیت استفاده کن و از همین راه آسیب های این قبیل دوست داشتن را کم کن و هم ثابت کن که عاقلانه با احساسات ت مواجه میشوی.

  8. فاطمه 3 ماه قبل

    سلام من یکی از معلمامو خیلی خیلی دوس دارم یعنی عاشقشم امروز گفت شاید بخواد بره یه شهر دیگه من خیلی ناراحتم خیلی خیلی
    خیلی دوس دارم بهش ابراز علاقه کنم واون بدونه که چقد دوسش دارم ولی خجالت میکشم لطفا راهنمایی کنید خواهش میکنم حالم خیلی بده

    • خانم دکتر سلیقه دار پاسخ شما را این گونه داده اند :
      پاسخ شماره ۲
      دوست خوبم
      راه های زیادی برای این منظور وجود دارد که تنها به انتخاب خودت وابسته است که بتوانی انجام دهی.
      گاهی میشود یک‌تکه یادداشت کوچک تو برای ایشان راه را باز کند و احساست را در میان بگذاری.
      این راه از همه ساده تر است چون نیازی به حضور ندارد و به سادگی میتوانی انجامش دهی.
      راه دیگر این است که از یک واسطه کمک بگیری تا پیام تو را برساند.
      دیگر اینکه میتوانی با چند نفر همراه شوی و وقتی به واسطه حضور در گروه احساس راحتی داری حرفت را بزنی.
      همه این راه ها ساده تر از آن است که خودت با ایشان به تنهایی صحبت کنی. البته که این هم راه مناسبی است.
      با همه این حرفها لطفا در این مورد بیشتر فکر کن که آیا به درست بودن بیان احساست به ایشان اطمینان داری؟

  9. مبینا 3 ماه قبل

    سلام من یه دختر ۱۴ هستم و توی مدرسه تیزهوشان درس می خونم
    من خیلی عاشق معاونم شدم سن دقیقو نمیدونم حدودا ۳۶ سالشه
    اون تنها کسیه که منو درک می کنه
    اون تنها کسیه که توی مدرسه وقتی بچهها بهم تیکه میندازن ،ازم دفاع می کنه.
    هر وقت توی درسام پیشرفت می کنم اون خیلی خوشحال میشه و کلی تشویقم می کنه
    من خیلی دوستش دارم
    بیشتر وقتا زنگ تفریح میاد باهام حرف میزنه
    یجورایی عاشقش شدم
    اما فقط یروز ناراحتش کردم.(توی مدرسه شیطنت کردم)
    چند روز تحویلم نمی گرفت با اخم نگام می کرد یک هفته باهام حرف نزده بود این ۷ روز انگار برام ۱۰۰ سال گذشت
    روزی که باهام حرف نمیزد اون روز به اهنگ گوش میکردم و گریه می کردم
    من تا حالا همچین حسی به کسی نداشتم
    با خودم تصمیم گرفتم برای اینکه دوباره برگرده واسه امتحان میانرم تلاش کنم و خوشحال بشه و همینم شده
    ریاضی که می شدم ۱۷،شدم ۱۹٫۷۵
    همه بچه ها تعجب کرده بود ند
    اما از همه مهم تر اون خوشحال شده بود بهم کلی افرین گفت
    انگار اون لحظه دنیا رو بهم دادن
    بازم ازم پیش بچه ها دفاع کرد (یکی از بچه ها که درسش خیلی خوب بود بهم حسودی می کرد و تیکه مینداخت و اونم وقتی فهمید عصبانی شد و داد زد با دختر من چکار داری!)
    بیشتر نمراتم عالی بودن
    نه تنها ریاضی بلکه کل درسای دیگه!اون گفت مبینا امسال ترکوندیا
    اون منو با بقیه نمی سنجه با گذشته خودم می سنجه
    پیشرفتمو مبینه براش مهم نیست اونا چند شدن و من چند شدم
    اون تلاشمو میبینه(بر خلاف والدینم)
    روز تولدم تصمیم گرفتم بهش بگم دوسش دارم و گفتم اونم بغلم کرد و گفت منم دوستت دارم
    و کلی حرف زدیم
    اما این دوست داشتن ساده نبود خواستم بهش ابراز علاقه کنم اما نتونستم
    خواستم بگم عاشقتم اما نتونستم
    بعضی وقتا زنگ خونه که می خوره دیر تر از همه میرم تا شاید اون ببینم و شاید اونم بهم ابراز علاقه کنه
    اونو می بینم اما مانند بچه های دیگه بامن رفتار می کنه
    من خیلی دوستش دارم کسی هم از این موضوع خبر نداره
    برای اینکه کسی شک نکنه توی کلاس پیش دوستام از بد میگم و میگم مدرسه معاوناش بده وووو
    اما اینطور نیست من خیلی دوستش دارم و بخاطر همین نمیدونم باید چکار کنم با من خوبه اما سه روزه حرفی با من نمیزنه
    منم شب روز کارم شده گریه کردن
    خواهش می کنم کمک کنین

    • خانم دکتر سلیقه دار به سوال شما این گونه پاسخ داده اند :
      وست خوبم
      پیشنهاد میکنم خودت را از شر تعارض ها نجات دهی. جالب نیست تلاش میکنی مقابل بچه ها خودت را با احساسات متناقض نشان دهی. همین رفتار میتواند برایت دردسر ساز شود. لازم نیست جلوی بچه ها چیزی بگویی نه در ضد و نه در جهت احساست. درون تو به خودت مربوط است و اگر روزی ایشان همین حرف های تو را بشنوند حق دارند که از تو دلگیر شوند.
      بهترین کار را برای بیان احساست و نشان دادن قدر شناسی ات قبلا تجربه کردی آن هم با گرفتن نمرات خوب. حالا هم همان راه را ادامه بده چون بیشتر از هر نوع دیگری از ابراز احساس به تو جواب میدهد و نتیجه اش بسیار بهتر و سازنده تر است. ایشان اگر معلمی را خوب بداند همیشه از تلاش زیاد تو برای درس و مدرسه بیشتر هرسند میشود و معنای دوست داشتن را در همین میداند.

  10. yekta 3 ماه قبل

    سلام ببخشید من عاشق خیلیار معلمان خانم و اقای مدرسمون شدم ولی هرجه تلاش میکنم انکار اونا منو نمی بینند فقد یکی خیلی با هم خوبیم به نظرتان جی کار کنم

  11. مریم 4 ماه قبل

    سلامـــــــــ
    من عاشق معلمم شدم ۴۳سالشه خیلی مهربون وخاصه ولی از علاقه ی اون مطمئن نیستم چون بعضی وقتا خیلی بهم کم توجهی میکنه طوری که انگار اصن منو نمی بینه یا اصن صدامو نمی شنوه ولی بعضی وقتا منو دیوونه میکنه مثلا بهم یه بار گفت قشنگ میخندی کلا باهم صمیمی هستیم درمورد همه چی حرف میزنیم
    حتی بعضی وقتا اجازه میده به چال گونش انگشت بزنم

    ولی یه وقتایی هم به دیگران خیلی توجه میکنه و انگار اصن منو نمی بینه خیلی ناراحتم میکنه اصن نمیدونم مزاحمم یادوسم داره یا اینکه کلا باهمه خوش اخلاقه و ازشون تعریف میکنه اصن بگم دوسش دارم نگم چطوری بگم اصن بدبختی اینکه من درونگرام و بلد نیستم ابراز احساسات کنم

    • نوجوان‌ها 4 ماه قبل

      کاربر عزیز “مریم”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم
      قبل از هر چیز و هر اقدامی مراقب باش درگیری عاطفی تو را از میانه روی و تعادل خارج نکند اگر دلبستگی تو به وابستگی تبدیل شود بسیار آسیب میبینی.
      و فراموش نکن اگر او معلم خوبی باشد باید به همه دانش آموزانش توجه کند و بین افراد تفاوتی قائل نشود. شاید به همین دلیل میبینی که با دیگران رفتاری مشابه تو دارد.
      اگر اصراری داری احساست را با او در میان بگذاری و برایت سخت است بهترین کار نوشتن نامه است. البته قبل از اقدام به این سوال پاسخ بده که آیا خیلی مهم است که او را از محبت و علاقه ات مطلع کنی؟
      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

      • مریم 4 ماه قبل

        خیلی ممنون ازه راهنمایی تون

        برام خیلی مهمه ابراز علاقه کنم ولی از دادن نامه هم خجالت میکشم

        • نوجوان‌ها 4 ماه قبل

          کاربر عزیز “مریم”
          خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه شما را راهنمایی کرده اند:
          وست خوبم
          راهای زیادی وجود دارد که راحت ترین همین است که نامه بنویسی و اسمت را در آن ذکر کنی و بدهی به یکی از دوستانت که به دست ایشان برساند.
          این قبیل اتفاقات بهانه و فرصتی هستند که رشد کنی و بر خجالت و کمرویی ات غلبه کنی. و قبل از هر کاری همینطور که قبلا گفتم ابتدا اطمینان حاصل کن آیا برایت مهم است که حتما به ایشان بگویی یا بهتر است بر انجام این کار اصراری نداشته باشی.
          موفق باشی
          نشریه اینترنتی نوجوان ها

  12. مریم 6 ماه قبل

    سن معلم زبانمون رو هم نمی دونم شاید۴۰باشه

    اگه امکانش هست زود جواب بدین من به شدت بی قرارش هستم الان هم که تابستونه نمی تونم ببینمش شماره ش هم بهم ندادهــــــعی

    یکم دلداری بدین خوب شم

    یعنی واقعا دوسم نداره و فک میکنه من آویزونش هستم

    • نوجوان‌ها 6 ماه قبل

      کاربر عزیز “مریم”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم
      جایی که گفتی معلمت به یکی از بچه ها در کلاس ابراز علاقه کرد این تردید را ایجاد میکند که آیا دوستی و علاقمندی به ایشان موجب آسیب و خسارات بیشتر به تو نمیشود چون این رفتار حرفه ای نیست یا مسخره کردنشون و بی توجهی هاشون نشانه های یک معلم حرفه ای نیست که بشه با اطمینان بهشون علاقه و محبت را هدیه داد.
      بنابراین بیشتر از اینکه به تو بگویم بهتر است در ابراز احساساتت چه کارهایی کنی میگویم در مورد ایشان و علاقه و احساست تجدیدنظر کن و بین اینکه ایشان را از محبت و علاقه خودت خارج کنی و مدت کمی اذیت شوی یا اینکه این کار را ادامه دهی و مدت طولانی آسیب ببینی انتخاب کن.
      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  13. مریم 6 ماه قبل

    سلام و ممنون از وب خوبتون
    من ۱۶سالمه و خیلی معلم زبانم رو دوس دارم ولی تا حالا بهش ابراز علاقه نکردم وبه زبون نیاوردم چون یکم مغرورم وکلا ابراز احساسات رو بلد نیستم
    حتی مامانم هم نفهمیده ولی ابراز علاقه ام درحد این بوده که مثله خنگا پشت سرش راه برم و تظاهر کنم که اتفاقی دیدمش ولی خودش فهمیده که دوسش دارم وخیلی عذابم میده همش سعی میکنه که باتیکه هاش عصبیم کنه یا حتی همش دعوام میکنه یا مسخره ام میکنه یا کلا توجهی بهم نمیکنه

    اون فقط توی کلاسمون یه دانش آموز دیگه رو دوس داره حتی یه بار معلممون جلوی کلاس به اون دانش آموز ابراز علاقه کردو من به شدتــــــــ ناراحت شدمممممم

    توروخدا زودتر اگه میشه کمکم کنید

  14. نیلا 6 ماه قبل

    سلام من ۱۹ سال دارم فرد اجتماعی هستم و برونگرام خیلی پر انرژی و مثبتم من تو کلاس زبان یه استاد دارم که حدود ۳۴ سال عمر داره من یه احساساتی نسبت به ایشون دارم عاشق نیستم نمیمیرم هم واسش خخ فقط خیلی بهش فکر میکنم به رفتاراش ادم جذابیه میخوام اون رو جذب خودم کنم چه کاری انجام بدم یا ندم ؟

    • نوجوان‌ها 6 ماه قبل

      کاربر عزیز “نیلا”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم
      خدا را شکر که عاشق ایشان نیستی، برایش نمیمیری و تنها گاهی به او فکر میکنی، چون اگر جز این بود نشان میداد راه را خطا رفتی و حالا اصلاح کردن این راه سخت میشد.
      حالا که ویزگی های خوبی داری و تاکنون درباره مدیریت احساساتت موفق بودی خوب است از حالا به بعد هم دقت کنی که راهی را به خطا نروی. برای مثال دلیلی برای اینکه او را جذب خودت کنی وجود ندارد. چرا باید فکر کنی که حالا او را جذب کنی؟ اینکه این فرد برایت ارزشمند و جالب است جای خود اما وقتی افکار اینچنینی سراغت می آید باید مراقب باشی چون میتواند تو را درگیر کند و بقیه ماجرا که ارزش رخ دادن ندارد.
      در مجموع اگر میخواهی حال خوبی داشته باشی و اگر به او فکر میکنی همچنان برایت مثبت باشد توصیه میکنم بدون هیچ تظاهری همیشه فقط خودت باش، در رفتار و گفتارت بدون اینکه قصد جلب نظر داشته باشی به اینکه چه چیزی درست تر است فکر کن و رفتاری داشته باش که خودت را نشان میدهد. چنین رفتارهایی دلنشین تر از هر نظاهری هستند.
      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  15. نوجوان‌ها 7 ماه قبل

    کاربر عزیز “Hashemi”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    چقدر عالی است که به دیگر ظرافت های مربوط به این قبیل روابط توجه داریدو حتما با این روحیه جستجوگری اغلب پرسش و پاسخ ها را نیز مطالعه کرده اید برای مثال مواردی که معلم ناشیگری کرده و نا آگاهانه یا از روی ناتوانی به دانش آموز طمه زده و درست در همین موارد تلاش میکنیم به خواننده ها و مخاطبان نمایان کنیم که درست است که باید به ظاهر نیاز نوجوان به داشتن یک قهرمان که مورد پرستش قرار بگیرد در رابطه با معلم به یک‌رابطه امن بدل شود اما همیشه نتیجه اینطور نیست و خودت در آن سهم خواهی داشت.
    به همین دلیل فارغ از اینکه بدانیم معلم مورد نظر پرسشگر چه کسی است و چقدر قابلیت و توان هدایت سالم این روابط را دارد چند نکته در همه موارد به طور مداوم توصیه میشود که دست کم به بالابردن توان دانش آموز کمک کند:
    *احساساتت را بشناس
    *شیوه های صحیح ابراز آن را یاد بگیر
    چون تا همین جا هم دانش آموز کلی در خود رشد میکند و هم با ایجاد رابطه روشن معلم برایش واقعی تر شده و از بلندای یک قهرمان دست نیافتنی پایین میاید و این اتفاق رابطه را بیشتر سلامت نگه میدارد.
    *در رابطه با او تعادل و میانه روی داشته باش
    که برای این منظور به فراخور سوال راهکارهای بسیاری طرح میشود
    *و دیگر مهارتها

    با این نگاه ضمن توجه به نیاز نوجوان تلاش شده که در این تجربه آسیب کمتری ببیند و حکم بر نبود این روابط صادر نشود چرا که همه میدانیم در بسیاری روابط دیگر که نوجوان نیازمند درگیری با یکی از انواع رابطه است بسیاری ناامنی های دیگر هم وجود دارد.
    با این همه طبق پیشنهاد شما توجه دادن به اینکه نوجوانی چه سهمی در این روابط دارد قطعا مهم است که از این بابت و به دلیل توجه و دغدغه تان سپاسگزارم
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  16. Hashemi 7 ماه قبل

    سلام من سایتتون رو اتفاقی دیدم ولی خیلی برام عجیب بود جوابهاتون به بچه ها .
    این علاقه ها و روابط به نظر من خیلی میتونه ناامن باشه برای نوجوان و اینکه همشونم از علاقه ی اتشین و .. اینا صحبت کردن خب طبیعتا تو این سن همچین احساساتی پیش میاد ولی در این حد بهش بها دادن قطعا صحیح نیست به خصوص اینکه نسبت به دبیرشون همچین احساسی دارن و خب احتمال ۹۰درصد اون دبیر این حس متقابل رو نداشته و احتمالا فقط با قصد کمک و راهنمایی کنارشون بوده
    خوبه که حد و مرز روابط رو برای بچه ها یاداوری کنین و احساسات زودگذر وابسته به سنشون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید