“کسوف”

 آثار_large
 

امروز کسوف را با چشم غیر مسلح دیدم…!
تو از من روی برگرداندی!
باید نماز آیات بخوانم…
آخر می ترسم،از عشقم سیر شده باشی،خورشید من…!

 

  بقلم خانم فرزانه رازی عضو هیئت تحریریه دانش آموزی

امتیاز به این نوشته
شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
قصه های من (قسمت 7)

‫2 نظر ارسال شده در ““کسوف”

  1. پرفسور :

    من عااااااااااااااااااااااااااااااااشق این مواقعم!چه به چشم غیرمسلح دیده شه وچه دیده نشه…برای لحظه ای کینه ها…یادم میره؛هعععععععععععععععععی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *