گاهی وقت ها اونقدر دلم میگیره که نمیدونم چیکار باید بکنم

پرسش

سلام. گاهی وقت ها اونقدر دلم میگیره که نمیدونم چیکار باید بکنم. دلیلش رو درست نمی دونم. اما دوست دارم با یه نفر حرف بزنم. متاسفانه هیچ وقت کسی رو ندارم که بتونم باهاش حرف بزنم. از نظر روحی کیلومترها با مادرم فاصله دارم! حرف های منو درک نمی کنه و وقتی باهاش حرف می زنم به جای گوش دادن به حرف های من معمولا وسط حرفم شروع میکنه به نصایح تکراری و بی ربط! دلم یه همدم میخواد. یه نفر که همیشه باهاش حرف بزنم. نوشتن رو بهتر از حرف زدن بلدم! چون معمولا کسی وسطش نمی پره تا نصیحتم کنه. موقع نوشتن کسی هم بهم ایراد نمی گیره اما ایراد کارم اینجاست که موقع نوشتن طرفم خودم هستم! گاهی اونقدر دلم تنگ میشه که حتی نمیتونم درک کنم دلم واسه کی یا چی تنگ شده! یا شاید هم فقط دلم گرفته و من نمیتونم تشخیص بدم دلم از چی گرفته! گاهی حس می کنم تنهاترین آدم روی زمینم! چون نمی تونم با هیچ کس حرف بزنم! انتظار دارم آدما حرف های منو از نگاهم تشخیص بدن! اما هیچ کس نیست که بتونه این کارو بکنه! گاهی دلم میخواد آدما دوستم داشته باشن و بهم احترام بذارن! وقتی حس می کنم یک نفر داره به من عمدا بی محلی می کنه، یا وقتی حس می کنم یک نفر میخواد منو پس بزنه یا به من حسودی می کنه اونقدر شوکه میشم که منطقم رو از دست میدم! چون من به هیچ کس حسودی نمی کنم! همیشه هم سعی کردم با همه دوست باشم. گاهی میترسم تمام این تصورات خیالبافی باشه و من الکی نسبت به طرف مقابلم بدبین شده باشم! خیلی حرف زدم. قرار نبود اینقدر طولانی باشه. فقط دلم خواست یه نفر حرفامو بخونه. فقط همین. ببخشید.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

شاید بتوانیم بخشی از این احساس تنهایی و نیز علاقه ات برای بیان احساس و دلتنگی هایت را به پای دوره نوجوانی و شرایط آن بگذاریم. اما اینکه چه راهی را برای رفع این نیاز پیدا می کنی مهم تر است و تو هم با هوش و ذکاوت خودت نوشتن را پیدا کردی که البته راه خیلی خوبی است هر چند که برای تو کافی نیست.

بنابراین ممنون که با ما هم دلتنگی هایت را در میان گذاشتی اما لطفا یک بار که سرحال هستی از مادر بخواه تا مقابل تو بنشیند و به صورت کوتاه و روشن به او بگو که تو چه انتظاری از او داری و بگو که دوست داری موقع حرف زدن پاسخی به تو ندهد و گاهی تنها شنونده باشد. این چیزها ساده است و فکر می کنم هر مادری اگر بداند که فرزندش از او چه انتظاری دارد آن را می پذیرد. اما اغلب آنها دقیقا از انتظار فرزند خود اطلاعی ندارند و به سبب مسئولیتشان فکر می کنند نصیحت کردن و نشان دادن راه مهم تر است. در حالی که یک اشاره روشن تو می تواند به او کمک کند تا جور دیگری رفتار کنند.

موفق باشی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *