گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

از لرزش‌های اول صبح تا لبخندهای روی آنتن؛ روایت متفاوت ورود شیما مختاری به دنیای رسانه.

خانم مختاری عزیز، لطفاً برای آغاز گفت‌وگو، خودتان را برای نوجوان‌های مخاطب سایت ما معرفی بفرمایید. اهل کجایید و مسیر زندگی‌تان را چگونه آغاز کردید؟

شیما مختاری هستم، متولد ۲۴ آبان ۱۳۸۱ و دانشجوی کارشناسی کارگردانی تلویزیون.

چه شد که وارد دنیای رسانه و اجرا شدید؟ آیا از کودکی علاقه‌ای به اجرا در شما وجود داشت یا این مسیر بعدها کشف شد؟

هر کودکی رؤیاهایی دارد. البته، از کودکی در مراسم مختلف مدرسه یا ارگان‌های دیگر، در دوران ابتدایی نقش داشتم، اما تا دوران متوسطه‌ی اول و آغاز نوجوانی، به چشم یک شغل یا حرفه‌ی اصلی به آن نگاه نمی‌کردم. کم‌کم با فعالیت‌هایی که داشتم، حضورم پررنگ‌تر شد تا جایی که بتوانم خودم را در این قامت تصور کنم.

شیما خانم، اولین اجرای زنده‌تان چه زمانی اتفاق افتاد؟ آیا هنوز خاطره‌ی آن روز در ذهنتان زنده است؟

بله، کاملاً یادم هست. برنامه‌ی صبحگاهی‌ای بود به اسم «صبح عالی» که از ساعت ۶ صبح باید می‌رفتیم روی آنتن زنده. خاطرم هست که نگران نبودم و بیشتر هیجان داشتم. زمستان بود و هوا هم بسیار سرد. همه با لباس‌های زمستانی در محوطه‌ی بیرونی بودیم و باید پلاتوی شروع را در بارش برف اجرا می‌کردم.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

در مسیر حرفه‌ای خود، از چه کسانی الهام گرفتید؟ آیا الگویی در دنیای اجرا یا هنر برایتان وجود داشته است؟

با توجه به رشته‌ای که خوانده‌ام و البته استادانی که داشته‌ام، صرفاً از اساتید اجرا الگو نمی‌گیرم. من سعی می‌کنم از دیدگاه هر هنرمندی به زندگی یا هر قدمِ او چیزی برای اجرا کردن یاد بگیرم. برای همین با دقت مستند می‌بینم، کتاب می‌خوانم و بیشتر مشتاقم تا با هر کسی که صحبت می‌کنم، خاطره‌ای برایم تعریف کند تا متوجه زاویه‌ی دیدش بشوم.

نوجوان‌ها همیشه دوست دارند بدانند که چطور می‌توانند روی صحنه بدرخشند. به‌نظر شما یک مجری خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

«مجری خوب بودن» یک عبارت گنگ و با ابهام است.اما فکر می‌کنم مجری محبوب و کاربلد چند ویژگی مهم دارد.مجری باید خودش باشد؛ به‌قول معروف، «از کوزه همان برون تراود که در اوست». مخاطب آگاه و باهوش است؛ اگر چیزی را بگوییم که درباره‌اش اطلاعات یا مطالعه‌ی کافی نداریم، به‌راحتی مشخص می‌شود.از طرفی، مجری باید احساس صمیمیت و هم‌ذات‌پنداری را در مخاطب خودش زنده نگه دارد.و البته، مورد سوم اینکه باید توانایی اضافه کردن اطلاعات به مخاطب را داشته باشد.

اگر به دوران نوجوانی خود بازگردید، چه توصیه‌ای به «شیما مختاریِ نوجوان» می‌کنید؟

به شیمای نوجوان توصیه می‌کنم که عجول نباشد و اجازه بدهد هر چیزی سر جای خودش رقم بخورد.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

خانم مختاری، اجرا با همه‌ی جذابیت‌هایش، لحظات دشوار هم دارد. تاکنون با چالش یا بحرانی در حین برنامه مواجه شده‌اید؟ چطور از آن عبور کردید؟

بله، قطعاً در هر کاری چالش‌هایی وجود دارد که در رسانه، به دلیل ظرافت و اهمیت بالا، این چالش‌ها ممکن است بیشتر باشد.برای من هم چندین بار اتفاق افتاده است؛ مثلاً به یاد دارم که مهمان برنامه با تأخیر به آنتن زنده می‌رسید یا زمان‌هایی که ممکن است با مشکلات فنی مواجه شویم.

تیم تولید، همه با هم مسئول اتفاقات هستند. پس مجری وظیفه دارد هر مشکلی را بپوشاند و اجازه ندهد برنامه به‌هم بریزد.من هر بار سعی در حفظ آرامش کرده‌ام و هر بار کاملاً صمیمی به مخاطب توضیح داده‌ام، عذرخواهی کرده‌ام و دعوت کرده‌ام که با مهر بیشتری برنامه را دنبال کنند.

شما علاوه‌بر اجرا، در زمینه‌ی طراحی و گرافیک هم فعالیت دارید. چه شد که وارد این حوزه شدید و چقدر از هنر در طراحی الهام می‌گیرید؟

گرافیک، رشته‌ی تحصیلی من بود و من با طراحی، سعی در منظم کردن ذهن خودم داشتم.نقطه‌ی اشتراک طراحی و اجرا در دقت و تیزبینی است. سعی می‌کنم این ظرافت و دقت را هم در طراحی و هم در اجرا داشته باشم.به‌نظر شما بین اجرای هنرمندانه و طراحی هنرمندانه چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی وجود دارد؟

شباهت اصلی طراحی و اجرای هنرمندانه، همان ظرافت و دقت است.اما تفاوت‌های زیادی هم دارند. اجرا، به‌ویژه برای من با توجه به روحیه‌ای که دارم، پر از هیجان و انرژی است؛ اما در طراحی باید ساعت‌ها آرام و با صبر کار را جلو برد.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

در حال حاضر، بیشتر وقتتان صرف اجرا می‌شود یا طراحی و گرافیک؟ کدام‌یک برایتان آرامش بیشتری می‌آورد؟

در حال حاضر، بیشتر وقتم را صرف کارگردانی و اجرا می‌کنم و طراحی بیشتر برای اوقات فراغت یا زمان‌هایی که نیاز به آرامش فکری دارم اتفاق می‌افتد.

شیما خانم، تا امروز در چه برنامه‌هایی حضور داشته‌اید؟ کدام‌یک برایتان خاص‌تر بوده و چرا؟

حضور من در رسانه با رادیو آغاز شد. مدت‌ها گوینده و بازیگر نمایش‌های رادیویی بودم و حتی چند برنامه را تهیه‌کنندگی کردم.اما حضور من در رادیو نمایش، رادیو تهران و رادیو گفت‌وگو به‌عنوان گوینده از تمامی آن‌ها پررنگ‌تر است.در تلویزیون هم با برنامه‌های «صبح عالی»، «باشگاه امید»، «و اما امروز»، «مثبت آموزش»، «پلاک یک» و برنامه‌های مناسبتی در شبکه‌های مختلف، رو به مخاطبان اجرا کرده‌ام.

به‌جز اجرا و طراحی، به چه فعالیت‌های دیگری علاقه‌مندید؟ مثلاً آشپزی می‌کنید؟ ورزش؟ مطالعه؟

مطالعه را بیشتر از همه این‌ها دوست دارم.همچنین ورزش را هم در برنامه‌ی هفتگی خودم جای داده‌ام.اما آشپزی برایم حالت تفریحی دارد. ملزم به آشپزی نیستم و همین نکته، این هنر را برایم لذت‌بخش‌تر می‌کند.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

اگر بخواهیم از کتاب‌هایی که مطالعه می‌کنید بپرسیم، شیما مختاری بیشتر سراغ چه نوع کتاب‌هایی می‌رود؟ نویسنده یا کتاب محبوبی دارید؟

با توجه به علاقه‌ی شدیدم به ادبیات نمایشی، آثار ویلیام شکسپیر و چخوف را بسیار دوست دارم و تقریباً هر اثری از آن‌ها را چندین بار مطالعه کرده‌ام.بیشتر مطالعه‌ی من در حوزه‌ی نمایشنامه و رمان است.

خانم مختاری، مخاطب‌های نوجوان ما علاقه‌مندند بدانند آیا در زندگی‌تان لحظاتی بوده که با تمام وجود به آن افتخار کرده‌اید؟ کمی برایمان بگویید.

بله، هر کسی لحظاتی را تجربه می‌کند که دوست دارد با صدای بلند به خودش بگوید: آفرین!من هم زمانی که رشته‌ی تحصیلیِ مورد علاقه‌ام را قبول شدم یا وقتی که بخشی از برنامه را دل‌نشین اجرا کرده‌ام، به خودم «آفرین» گفته‌ام.

در دنیای پرسرعت امروز، چطور با خودتان خلوت می‌کنید؟ راه شما برای بازیابی آرامش چیست؟

راستش این مورد کمی برایم سخت است.اصولاً سعی می‌کنم روزهایی که وقت استراحت دارم، چند ساعتی با خودم با صدای بلند صحبت کنم، مسائل مختلف را باز کنم و اجازه بدهم احساساتم جلوه کند.

بعد هم خلاصه یا نتیجه‌ی آن را در دفترچه‌ای یادداشت می‌کنم و تاریخ می‌زنم.گاهی که فرصت می‌کنم، یادداشت‌های خودم را می‌خوانم و سعی می‌کنم آن‌ها را تحلیل کنم.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

آیا تاکنون پیش آمده که در برنامه‌ی زنده یا ضبطی، سوتی بامزه‌ای داده باشید؟ اگر خاطره‌ای دارید، با لبخند برایمان تعریفش کنید.

بله، البته من همیشه در حمایت از مجری‌ها می‌گویم: «تپق و سوتی برای مجری است».کسی که حرف می‌زند، طبیعی‌ست که تپق هم بزند!خاطرم هست که در یک برنامه‌ی زنده، وقتی می‌خواستم با مهمان تلفنی خداحافظی کنم، به اشتباه گفتم: «خدا را به شما می‌سپارم»!البته بلافاصله اصلاح کردم.یا پیش آمده که دو مهمان را با هم جا به‌ جا گرفته‌ام و روی آنتن، به قول معروف با شوخی و خنده جمعش کرده‌ام!

اگر از شما بپرسیم که یک روز کاملِ رویایی برای شیما خانم چه شکلی است، چطور آن را توصیف می‌کنید؟

من از روزهایی که شلوغ و پر از فعالیت باشد، خیلی استقبال می‌کنم.روز رویایی، روزی‌ست که ثانیه‌به‌ثانیه‌اش را با برنامه‌ریزی و هدفمند جلو برده باشم.

شیما خانم، اگر روزی قرار باشد در یک برنامه‌ی زنده برق برود و همه‌چیز قطع شود، اولین واکنش شما چیست؟

الف) فرار از استودیو

ب) تظاهر به خونسردی و ادامه با شمع

ج) گفتن یک شعر فی‌البداهه در وصف خاموشی!

گزینه‌ی «جیم»!من معتقدم که هر اتفاقی در آنتن زنده ممکن است رخ بدهد و در هر صورت، مجری باید فضا را جذاب حفظ کند.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

خانم مختاری، آیا تا به حال شده به‌جای نگاه به دوربین شماره یک، به صمیمانه‌ترین شکل ممکن به دیوار نگاه کرده باشید؟ لطفاً صادقانه پاسخ دهید! 😄

بله، البته!سعی کردم پس از یک رفت‌وبرگشت به دوربین‌های دیگر، زاویه‌ی دیدم را درست کنم تا مخاطب متوجه تغییر حرکت مردمک چشم نشود!

اگر بخواهید یک غذای ایرانی را به شخصیت خود تشبیه کنید، خودتان را بیشتر شبیه قورمه‌سبزی می‌دانید یا قیمه؟ چرا؟

شاید بهتر باشد بگویم: هیچ‌کدام!فکر می‌کنم به «فسنجان» نزدیک‌ترم! 😄شاید چون در زندگی شخصی‌ام مثل خورشت فسنجان هستم؛ به این معنا که با همه ارتباط رفاقتی ندارم و فقط عده‌ای جزو دوستان نزدیکم به‌شمار می‌آیند.

راستش را بگویید، شده که در حین اجرا یادتان برود اسم مهمان کیست؟ راه نجات‌تان چه بوده؟

بله، چندین بار پیش آمده!هربار، مهمان را با القابی که داشته مثل «خانم دکتر» یا با عباراتی مثل «آقای کارشناسِ …»، «خانم کارشناسِ …» صدا کرده‌ام.البته که به‌نظر من این ایرادِ مجری نیست! حتی می‌توان به‌راحتی عذرخواهی کرد و اسم مهمان را یک‌بار دیگر پرسید.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

کسانی که می خواهند مجری بشوند از کجا شروع کنند؟

برای رسیدن به یک هدف، مسیرهای مختلفی وجود دارد.برای ورود به دنیای اجرا هم راه‌های گوناگونی هست، اما من پیشنهاد می‌کنم کسانی که واقعاً به این حرفه علاقه دارند، مطالعه را به بخشی جدانشدنی از زندگی روزمره‌ی خود تبدیل کنند.کتاب خوب، به‌ویژه در حوزه‌ای که قصد اجرا در آن را داریم، شاه‌کلیدِ کاربلد شدن است.

وقتی کاربلد باشید و بتوانید توانمندی‌های‌تان را به شکلی جذاب برای مخاطب ارائه دهید، کم‌کم مسیر ورود به رادیو و تلویزیون هم برایتان باز خواهد شد.فقط کافی‌ست شروع کنید و خودتان، توانمندی‌های‌تان را به نمایش بگذارید.

فراموش نکنید: جلب اعتماد، یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد.این مسیر نیازمند استمرار و تلاش هدفمند است.

برای نوجوان‌های امروز چه پیامی دارید؟ اگر بخواهید تنها یک جمله‌ی طلایی به آن‌ها بگویید، آن جمله چیست؟

نوجوان‌های امروز آگاه و حواس‌جمع هستند.ولی اگر بخواهم به آن‌ها یک جمله‌ی طلایی بگویم این است:از همین حالا مسیرتان را انتخاب کنید.

اجازه بدهید که بخش زیادی از فعالیت‌های شما هدفمند باشد. تجربه کردن رشته‌ها و حوزه‌های گوناگون خوب است و کمک می‌کند استعداد و علاقه‌ی خودتان را بشناسید، اما نگذارید که این بازه طولانی شود. تمرکز اصلی‌تان را روی یک حوزه بگذارید و می‌بینید که خیلی سریع نتیجه می‌گیرید.

گفتگو با شیما مختاری مجری موفق

در پایان گفت‌وگو، اگر ممکن است یکی از خاطرات شیرین‌تان از دوران اجرا را برایمان تعریف کنید؛ خاطره‌ای که همیشه با شنیدنش لبخند روی لبتان می‌نشیند.

خاطرم هست که یک برنامه‌ی مسابقه‌ی تلفنی اجرا می‌کردم.یک روز بسیار شلوغ، در حالی‌که از اول صبح درگیر بودم، برای برنامه‌ای که غروب بود، خودم را به استودیو رساندم. تیتراژ شروع پخش شد، من برنامه را آغاز کردم و شرکت‌کننده‌ی مسابقه روی آنتن، تولدم را تبریک گفت!این در حالی بود که خودم، به‌خاطر دغدغه‌های مختلف، فراموش کرده بودم و همکارانم در اتاق فرمان به شرکت‌کننده این موضوع را گفته بودند.از آن به بعد، هر سال روز تولدم، آن برنامه، آن استودیو و همکارانم را به یاد می‌آورم.

اگر بخواهید با یک جمله این گفت‌وگو را به پایان ببرید، آن جمله چه خواهد بود؟

امیدوارم که همه‌ی ما بتوانیم با توجه به ظرفیت و موقعیتی که داریم، برای خودمان و دیگران، بهترین باشیم.

 

گفتگو:سجاد زین العابدین

مقاله رو دوست داشتی؟
3/5 - (2 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها