جلب اعتماد، یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد،گفت وگوی صمیمی با دنیا اعلمی

خانم دنیا اعلمی، لطفاً برای نوجوان‌هایی که شما را دنبال می‌کنند، خودتان را معرفی کنید. از کجا آمده‌اید و امروز در کجای این مسیر ایستاده‌اید؟

سلام. من دنیا اعلمی هستم، متولد ۱۲ شهریور ۱۳۸۷، اهل مشهد مقدس؛ یک مجری و گوینده با عشق به دنیای رسانه.

چه شد که دنیا اعلمی وارد دنیای اجرا شد؟ آیا یک اتفاق ساده بود یا رؤیایی که از کودکی آن را دنبال می‌کردید؟

اجرا، آرزو و رؤیایی بود که از دوران کودکی در سر داشتم. حدوداً سه سالم بود که والدینم من را در مهدکودک ثبت‌نام کردند و از همان‌جا استعدادم کشف شد. همیشه نقش‌های اصلی در نمایش‌ها به من سپرده می‌شد و اعتمادبه‌نفس بالایی در اجرا و معرفی گروه داشتم.

از کلاس دوم دبستان، در کلاس‌های مشاعره شرکت می‌کردم و در دوران دبیرستان هم بدون هیچ واهمه‌ای روی صحنه می‌رفتم و اجرای مراسم‌های مختلف را برعهده می‌گرفتم.

خانم دنیا اعلمی اولین اجرای رسمی‌تان را به خاطر دارید؟ در آن لحظه چه احساسی داشتید؟ صدایتان لرزید یا دلتان محکم بود؟

اولین اجرای رسمی‌ام در مرداد ۱۴۰۲ در برنامه‌ی تلویزیونی «جدی بگیریم» بود. فراخوان تست اجرا و گویندگی را دیدم و در اولین فرصت برای تست حاضر شدم.

احساس عجیبی داشتم؛ تلفیقی از ترس و اشتیاق… ترس از قبول نشدن و اشتیاق برای قدم‌گذاشتن در مسیر رؤیاهایم. مسیری که می‌توانستم با تحققش، آرزوهایم را زندگی کنم!

اما با توکل به خدا، اجرایم را شروع کردم و موفق شدم. هیچ‌وقت جمله‌ی کارگردان را فراموش نمی‌کنم:

«عالی بود! ان‌شاءالله از هفته‌ی بعد می‌بینیمتون.»

همان‌جا بود که احساس شور و شعف در من موج می‌زد و آن لحظه، آغازگر ورود جدی‌ام به دنیای اجرا و مجری‌گری شد.

دنیا اعلمی

خانم اعلمی، در دوره‌ای که نوجوان‌ها بیشتر به سمت سرگرمی‌های مجازی کشیده می‌شوند، چگونه توانستید با صدایتان مسیر متفاوتی را انتخاب کنید؟

به‌نظرم این بستگی به علاقه‌ی نوجوان‌ها دارد و متناسب با علاقه‌ی هر فرد، هدف‌های گوناگونی خلق می‌شود.

از آن‌جایی که علاقه‌ی خاصی به این حوزه داشتم، هدف متفاوتی هم برایم شکل گرفت؛ زیرا رسانه در دنیای امروز بسیار تأثیرگذار است و می‌تواند نقش مهمی در تربیت و رشد نوجوانان ایفا کند.

آیا در خانواده‌تان کسی دیگر هم اهل صدا، اجرا یا رسانه هست؟ یا شما اولین در نسل‌تان هستید؟

بله، افراد زیادی در خانواده‌ی ما در سخنوری مهارت دارند. شاید این علاقه، به‌نوعی در خانواده‌مان نهادینه شده و به‌صورت طبیعی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده. اما به‌هرحال، این حس و علاقه به بیان، ارتباط و اجرا، انگار ویژگی مشترکی بین خیلی از ماست.

دنیا اعلمی تا امروز اجرای چه برنامه‌هایی را در تلویزیون برعهده داشته و کدام‌یک برایتان ویژه‌تر بوده است؟

مجری برنامه‌ی تلویزیونی «جدی بگیریم» (پخش از شبکه امید و خراسان رضوی) که به‌دلیل پرمخاطب بودنش برایم بسیار ویژه است.

مجری ولاگ «مادران رسانه‌ای مقاومت» (پخش از شبکه امید) که گزارشی مفصل از نوجوانانی بود که هنر رسانه‌ای‌شان را برای دفاع از مادران غزه به تصویر می‌کشیدند.

اما بهترین تجربه‌ام، اجرای برنامه‌ای در ۱۳ آبان ۱۴۰۳ در بیت رهبری بود که از شبکه امید پخش شد.

از حضور در جشنواره‌ی بین‌المللی در نجف برایمان بگویید؛ چه شد که برگزیده شدید و آن تجربه چه چیزی به شما آموخت؟

میلاد امیرالمؤمنین بود و تبلیغات جشنواره در صفحات رسمی فضای مجازی منتشر می‌شد. این جشنواره ملی در نجف، رقابتی بین نوجوانانی بود که در ساخت پادکست تبحر داشتند. چند سالی بود که در سطح استان برگزار می‌شد، اما این نخستین‌بار بود که به‌صورت کشوری انجام می‌شد.

وارد کانال مربوط به جشنواره شدم و شیوه‌نامه را مطالعه کردم. باید پادکستی متناسب با زندگی امیرالمؤمنین و با استفاده از منابع معتبر تولید می‌کردیم. جایزه‌ی برگزیدگان کشوری، یک پک حرفه‌ای تولید پادکست بود و همین، انگیزه‌ی بزرگی برایم شد تا خودم را محک بزنم.

همه‌ی مراحل تولید پادکست را خودم انجام دادم؛ از گویندگی تا نویسندگی و تدوین. تقریباً یک ماه طول کشید تا پادکست «قهرمان نبرد» را آماده و منتشر کنم. روزی که موبایلم زنگ خورد و خبر دعوت به اختتامیه را شنیدم، تصور می‌کردم در سطح استان برگزیده شده‌ام، اما هنگام اعلام اسامی، فهمیدم که رتبه‌ی نخست کشوری را کسب کرده‌ام.

این تجربه نه‌تنها گامی بزرگ در مسیر اهدافم بود، بلکه به من آموخت با اراده و باور به توانایی‌هایم می‌توانم به موفقیت‌های بزرگ برسم.

دنیا اعلمی

دیدار با رهبر انقلاب همیشه اتفاقی ویژه است. شما اجرای‌تان را انجام دادید و درست بعد از آن، ایشان وارد سالن شدند. آن لحظه در ذهن‌تان چه گذشت؟

بله، اتفاقی ویژه و منحصربه‌فرد بود که با حضور نوجوانان از اقصی‌نقاط کشور رقم خورد.

بیشتر نوجوانان برای نخستین‌بار بود که رهبر را از نزدیک می‌دیدند و اکثرشان احساس مشترکی داشتند…

آن‌ها می‌گفتند: «اینجا برای‌مان مثل خانه‌ی پدری است.»

می‌توانستید احساس صمیمیت و نشاط را در چهره‌هایشان ببینید.

هرچه بیشتر به لحظه‌ی ورود ایشان نزدیک می‌شدیم، ثانیه‌ها حساس‌تر و ارزشمندتر می‌شدند.

تا اینکه بالاخره لحظه‌ی دیدار فرا رسید. در آن لحظه از شدت هیجان به هیچ چیز فکر نمی‌کردم و تمام تلاشم را می‌کردم که ایشان را از میان انبوه جمعیت ببینم.

این تجربه، تجربه‌ای به‌یادماندنی برای من و تمام کسانی بود که با دل و جان در حسینیه حاضر شدند.

دنیا اعلمی

اگر بخواهید یکی از خاطره‌های ماندگار خود از اجرا برای نوجوان‌ها را تعریف کنید، کدام لحظه دنیا اعلمی را انتخاب می‌کنید؟

رفتن به سفر کربلا در ماه رمضان به‌همراه تیم و زیارت اباعبدالله، یکی از آن خاطره‌های دوست‌داشتنی بود که می‌توان طعم شیرینی‌اش را تا سال‌ها حس کرد.

علاوه‌بر آن، ما چندین اجرا در حرم امیرالمؤمنین و مسجد کوفه داشتیم که با عنوان «زندگی با آیه‌ها» از رسانه‌ها پخش می‌شد.

سحر به‌سمت کوفه حرکت کردیم و تا ظهر با بچه‌های تیم سناریو می‌نوشتیم و دقایقی بعد آماده‌ی اجرا می‌شدیم. این، یک اجرای مشترک با بچه‌های تیم بود.

بسیاری از مردم متوجه ضبط ما نمی‌شدند و شما می‌توانستید از قاب دوربین، حرکت‌های ناگهانی مردم را ببینید.

اما این فقط قاب دوربین بود! آیا می‌توانید پشت صحنه و مقاومت بچه‌ها را برای اینکه مانع عبور مردم بشوند، تصور کنید؟

لحظاتی سخت و گاه خنده‌آور را با هم تجربه کردیم، اما خدا را شکر با همدلی و همکاری توانستیم خروجی خیلی خوبی ارائه دهیم.

خانم دنیا اعلمی، آیا تاکنون در اجرای زنده دچار اشتباه یا سوتی شده‌اید؟ اگر بله، لطفاً با همان حس شیرین برای‌مان تعریف کنید!

بله، در اجراهای زنده گاهی اشتباهاتی پیش می‌آید؛

مثلاً ممکن است برخی کلمات را اشتباه تلفظ کنم یا نام برخی افراد یا مکان‌ها را به‌درستی ندانم.

این موارد در شرایط فشار طبیعی است؛ اما همیشه سعی می‌کنم اشتباهم را جبران کنم.

برای جلوگیری از این مشکلات، پیش از اجرا با نویسنده یا کارگردان مشورت می‌کنم تا تلفظ‌ها و اسامی را به‌درستی یاد بگیرم و اجرا روان و بی‌نقص باشد.

خاطره تپق را تعریف نکردیدا….

بین اجرای تلویزیونی و دفاع وسط در تیم والیبال فامیلی، کدام یک برای خانم دنیا اعلمی استرس بیشتری دارد؟ مخصوصاً وقتی عمه‌ها تماشا می‌کنند!

هر دو؛ هم اجرای تلویزیونی و هم دفاع وسط در والیبال، هرکدام استرس خودش را دارد.

وقتی جلوی دوربین اجرا می‌کنی، هزاران چشم تو را تماشا می‌کنند و باید تمرکز داشته باشی تا مرتکب اشتباه نشوی.

اما در والیبال هم وقتی توپ به‌سمت تو می‌آید، همه‌ی تیم و تماشاگرها به تو امید دارند. این موقعیت هم واقعاً استرس‌زا است.

من فکر می‌کنم استرس واقعی را زمانی تجربه می‌کنی که حس کنی همه روی تو حساب می‌کنند و باید بهترینِ خودت باشی.

خانم دنیا اعلمی، در خانه چه کارهایی انجام می‌دهید؟ اهل آشپزی هستید یا فقط اجرای کلمات را بلد هستید، نه غذاها را؟

فقط به اجرای کلمات بسنده نمی‌کنم.

البته آشپزی جزو فعالیت‌های همیشگی‌ام نیست و خیلی کم پیش می‌آید که وارد آشپزخانه شوم؛

اما وقتی دست‌به‌کار می‌شوم، نتیجه‌اش معمولاً خوش‌مزه و مورد تأیید است!

خلاصه اینکه اجرا، بخشی از من است، نه تمامِ من.

فرض کنیم صدای شما برای چند روز گرفته شود؛ چه می‌کنید؟ دلتنگ می‌شوید یا آن را فرصتی برای استراحت می‌بینید؟

اگر صدایم برای چند روز گرفته شود، حتماً دلتنگ می‌شوم؛

دلتنگ حس زنده‌ای که در واژه‌ها جاری می‌شود، دلتنگ گفت‌وگو، دلتنگ تأثیرگذاری از راه صدا…

اما سعی می‌کنم آن روزها را به‌عنوان فرصتی برای سکوتِ آگاهانه ببینم.

گاهی خاموشی هم می‌تواند صدادارترین بخش زندگی باشد.

خانم دنیا اعلمی اگر بخواهید یکی از آرزوهای دلی‌تان را بی‌واسطه و ساده با نوجوان‌ها در میان بگذارید، چه می‌گویید؟

دوست دارم در جامعه‌ام مؤثر باشم و بتوانم دانش و اطلاعاتم را در حوزه‌های مختلف افزایش دهم.

یکی از آرزوهای قلبی‌ام، در همین راستا، کمک به کودکان مبتلا به بیماری و تأسیس یک خیریه در سطح شهر است.

تا امروز در مسیر رسانه دنیا اعلمی با چه سختی‌هایی روبه‌رو شده‌ که شاید خیلی‌ها از آن بی‌خبر باشند؟

قطعاً هر حرفه‌ای سختی‌های خودش را دارد.

یکی از ویژگی‌ها و سختی‌های این حرفه، «آماده‌باش بودن» در هر شرایطی‌ست.

ممکن است ناگهانی و بدون برنامه‌ریزی قبلی، خبر اجرای یک برنامه‌ی زنده را به تو بدهند.

و تو باید هر روز تلاش کنی تا موقعیت‌های پیش‌رو را از دست ندهی و همیشه برای بهتر شدن آماده باشی.

دنیا اعلمی

دنیا اعلمی چقدر خودش را نقد می‌کند؟ آیا بعد از اجرا، دوباره برنامه را تماشا می‌کنید و می‌گویید: «ای کاش فلان‌جا این‌طور نمی‌گفتم»؟

اغلب خودم را نقد و بازبینی می‌کنم؛ زمانی که برنامه‌ها را مشاهده می‌کنم، دقیقاً نقاط قوت و ضعف اجرای خود را می‌شناسم و با خود فکر می‌کنم که در کدام بخش‌ها می‌توانستم عملکرد بهتری داشته باشم یا چه اقداماتی می‌توانستند کیفیت اجرا را ارتقاء دهند.

دنیا اعلمی اگر مجری نمی‌شد، احتمال داشت چه‌کاره شود؟ پزشک؟ خلبان؟ یا مسئول اعلام وضعیت نهایی امتحانات خرداد برای کل کشور؟!

من همیشه تحصیلات را در کنار هنر می‌خواهم؛ و شغلی که در کنار اجرا دوست دارم ادامه بدهم، حرفه‌ای‌ست که با داشتن فن بیان قوی مرتبط باشد؛ مثلاً یک روانشناس یا آموزگار خوب.

اگر در یک برنامه زنده کسی وسط اجرا عطسه کند، دنیا اعلمی چه واکنشی نشان می‌دهد؟ سکوت، لبخند، یا تغییر مسیر اجرا؟

اگر خودم یا یکی از مهمانان عطسه کند، سعی می‌کنم با یک لبخند ملایم و جمله‌ای کوتاه مثل «عافیت باشد» یا «سلامت باشید» فضا را حفظ کنم.

اگر هم کسی بدون توجه به برنامه عطسه کرد، با حفظ آرامش و لبخند ادامه برنامه را به شکل طبیعی پیش می‌برم تا تمرکز مخاطب حفظ شود.

دنیا اعلمی

به‌نظر دنیا اعلمی چه ویژگی‌هایی برای یک نوجوان علاقه‌مند به اجرای حرفه‌ای ضروری‌ست؟ از کجا باید آغاز کند؟

داشتن اعتمادبه‌نفس مهم‌ترین ویژگی‌ست.

ابتدا باید از جمع‌های کوچک شروع کنید و فن بیان خودتان را ارتقا بدهید؛ مثلاً در جمع‌های خانوادگی و دوستانه شما آغازگر بحث و گفت‌وگو باشید.

این جمع‌ها را کم‌کم بزرگ‌تر کنید. باید تجربه کسب کنید و روی صحنه حاضر شوید تا بتوانید!

ابتدا به‌عنوان قاری یا دکلمه‌خوان، سپس به‌عنوان مجری…

اجرا مانند شنا می‌ماند، باید خودت را در آب بیندازی تا یاد بگیری!

در طول اجراهای مختلف، آیا تابه‌حال پیش آمده که بغض کنید یا احساساتتان جلوی حرفه‌ای بودنتان را بگیرد؟

گاهی پیش می‌آید که در حین اجرای زنده، احساساتم بر من غلبه کند؛ مثل تجربه‌ای که در حرم امام رضا علیه‌السلام داشتم.

اما خوشبختانه توانستم سریع خودم را کنترل کنم و به حالت طبیعی اجرا بازگردم.

معتقد‌م این نشان‌دهنده ارتباط عمیق و واقعی من با مخاطب است.

بین صدا و تصویر، به کدام‌یک بیشتر متکی هستید؟ صدایتان را برگ برنده می‌دانید یا زبان بدن و ارتباط چشمی را؟

من هم صدا و هم تصویر را دوست دارم و هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح نمی‌دهم، چون هرکدام دنیای خاص مربوط به خود را دارند.

اما به‌نظرم ورود به عرصه‌ی تصویر و اجرا کمی چالش‌برانگیزتر است، چون فقط داشتن صدای خوب کافی نیست؛ باید فن بیان قوی، کنترل احساسات، مدیریت صحنه و ارتباط مؤثر با مخاطب را هم یاد بگیری!

خانم دنیا اعلمی، آیا تا حالا اتفاق افتاده که کسی در خیابان یا جمعی عمومی بگوید: «وای خانم دنیا اعلمی شما همونی هستی که تو تلویزیون اجرا می‌کنی؟» واکنشتان چه بوده؟

بله، وقتی در خیابان یا جمعی کسی به من می‌گوید «شما همان کسی هستید که در تلویزیون اجرا می‌کنید»، حس خیلی جالب و دلگرم‌کننده‌ای دارم.

مثلاً در مدرسه، دوستانم اغلب به شوخی می‌گویند: «می‌بینم که بعضیا تو تلویزیون میان! شیرینی یادت نره!» یا «چقدر قیافت آشناست!»

و حتی گاهی هم امضا می‌گیرند!

به‌نظر دنیا اعلمی نوجوانِ امروز چه چیزهایی را باید بیشتر بشناسد تا در دنیای رسانه گم نشود و بدرخشد؟

به‌نظرم، نوجوان علاوه بر خودآگاهی و تفکر نقادانه، شناخت باورها و توانایی‌های خودش بسیار مهم است.

وقتی نوجوان بداند به چه چیزهایی باور دارد و چه توانمندی‌هایی دارد، می‌تواند بهتر تصمیم بگیرد و در برابر چالش‌های دنیا با اعتمادبه‌نفس بیشتری قدم بردارد.

دنیا اعلمی

الگوی دنیا اعلمی در اجرا کدام مجری است؟

من الگویی مشخص برای اجرا نداشتم؛ یعنی دنبال کپی کردن سبک کسی نبودم.

بیشتر تلاش کردم با مرور تجربه‌ها، سبک شخصی خودم را پیدا کنم.

البته از بین اجراها و چهره‌هایی که دیدم، همیشه خانم مژده لواسانی برای من الهام‌بخش بودند.

نه به این خاطر که شبیه‌شان باشم، بلکه چون همیشه «خودِ واقعی‌شان» بودند.

با صداقت و آرامش خاصی که داشتند، نشان می‌دادند می‌شود بدون تظاهر و اغراق هم تأثیرگذار بود.

و آخرین سؤال از دنیا اعلمی: اگر فقط یک جمله فرصت داشته باشید تا برای نوجوان‌ها پیامی بفرستید که در ذهن‌شان حک شود، آن جمله چیست؟

به خدا و توانایی‌هایت اعتماد کن دوست من.

کلام آخر از دنیا اعلمی؟

بیشتر ما در مسیر حرکت به رویاهایمان به‌سر می‌بریم.

سعی کنید هرکجای این مسیر هستید، لذت ببرید و به گونه‌ای زندگی کنید که در آینده‌ای نزدیک، وقتی جلوی آینه می‌ایستید، از اینی که هستید خوشحال باشید!

اجرای همزمان در پنج شبکه؛ رکوردی با طعم هیجان و افتخار

چگونه «مجری» شویم؟

مقاله رو دوست داشتی؟
5/5 - (1 امتیاز)
ارسال نظر
نظرت چیه؟
نویسنده :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین‌ها
تبلیغات
محبوب‌ترین‌ها