یادگیری اصطلاحات روزمره در روان صحبتکردن به شما کمک میکند. ما در این مطلب ۲۰ اصطلاح انگلیسی با میوه ها را با ترجمه کلمهبهکلمه و ترجمه اصطلاحی به همراه مثال روزمره و تلفظ برایتان آماده کردیم.
اصطلاح کاربردی انگلیسی با میوهها: بخش اول
- 1. The apple of my eye
معنی کلمهبهکلمه: سیبِ چشم من.
معنی اصطلاحی: عزیزدردانهٔ من / کسی که خیلی برایم عزیز است.
Example:
My daughter is the apple of my eye.
دخترم عزیزدردانهٔ من است.
- 2. A bad apple
معنی کلمهبهکلمه: یک سیب بد.
معنی اصطلاحی: آدم بد / فردی که تأثیر منفی روی دیگران میگذارد.
Example:
There’s a bad apple in every group.
در هر گروهی یک آدم بد پیدا میشود.
- 3. Compare apples and oranges
معنی کلمهبهکلمه: سیبها و پرتقالها را مقایسهکردن.
معنی اصطلاحی: مقایسهکردن دو چیز کاملاً متفاوت.
Example:
You can’t compare apples and oranges.
نمیتوانی دو چیز کاملاً متفاوت را با هم مقایسه کنی.
- 4. Upset the apple cart
معنی کلمهبهکلمه: گاری سیب را بههمریختن.
معنی اصطلاحی: نظم یا برنامهای را بههمزدن.
Example:
Don’t upset the apple cart by changing the plan now.
حالا با تغییر برنامه همه چیز را به هم نریز.
- 5. Go bananas
معنی کلمهبهکلمه: موز شدن / موز رفتن.
معنی اصطلاحی: خیلی هیجانزده یا عصبانی شدن / کنترل خود را ازدستدادن.
Example:
The kids went bananas when they saw the surprise.
بچهها وقتی سورپرایز را دیدند، از شدت هیجان حسابی ذوق کردند.
اصطلاحات کاربردی روزمره انگلیسی: بخش دوم
- 6. Drive someone bananas
معنی کلمهبهکلمه: کسی را موزی کردن!
معنی اصطلاحی: کسی را دیوانه یا کلافه کردن.
Example:
That loud music is driving me bananas.
آن موسیقی بلند دارد من را کلافه میکند.
- 7. The cherry on top
معنی کلمهبهکلمه: گیلاس روی آن.
معنی اصطلاحی: چیزی که یک موقعیت خوب را کامل و بهتر میکند.
Example:
The free dessert was the cherry on top.
دسر رایگان دیگر همه چیز را کامل کرد.
- 8. A second bite at the cherry
معنی کلمهبهکلمه: یک گاز دوم از گیلاس.
معنی اصطلاحی: فرصت دوباره برای انجام کاری.
Example:
I failed the first time, but I got a second bite at the cherry.
بار اول شکست خوردم، اما یک فرصت دوباره پیدا کردم.
- 9. Life is just a bowl of cherries
معنی کلمهبهکلمه: زندگی فقط یککاسه گیلاس است.
معنی اصطلاحی: زندگی خیلی شیرین و بیدغدغه است.
Example:
Life isn’t always a bowl of cherries.
زندگی همیشه گلوبلبل نیست.
- 10. Sour grapes
معنی کلمهبهکلمه: انگورهای ترش.
معنی اصطلاحی: بد جلوهدادن چیزی که نتوانستهای به دست بیاوری.
Example:
He says the job wasn’t good anyway. That sounds like sour grapes.
او میگوید آن شغل اصلاً خوب نبود. به نظر میرسد چون نتوانسته آن را به دست بیاورد، حالا بدش میداند.

آموزش اصطلاحات کاربردی: بخش سوم
- 11. Hear something through the grapevine
معنی کلمهبهکلمه: چیزی را از طریق تاک انگور شنیدن.
معنی اصطلاحی: چیزی را از طریق شایعه یا از دیگران شنیدن.
Example:
I heard through the grapevine that Sara is moving.
از اینور و آنور شنیدم که سارا دارد اسبابکشی میکند.
- 12. Bear fruit
معنی کلمهبهکلمه: میوه دادن.
معنی اصطلاحی: نتیجهدادن / بهثمررسیدن.
Example:
All your hard work will eventually bear fruit.
تمام زحماتت بالاخره نتیجه خواهد داد.
- 13. The fruit of your labor
معنی کلمهبهکلمه: میوهٔ زحماتت.
معنی اصطلاحی: نتیجه و حاصل تلاشهای تو.
Example:
Now you can enjoy the fruit of your labor.
حالا میتوانی از نتیجه زحماتت لذت ببری.
- 14. Forbidden fruit
معنی کلمهبهکلمه: میوهٔ ممنوعه.
معنی اصطلاحی: چیزی که ممنوع است و همین ممنوع بودن آن را وسوسهانگیز میکند.
Example:
Sometimes the forbidden fruit seems more attractive.
گاهی چیزهای ممنوعه وسوسهانگیزتر به نظر میرسند.
- 15. When life gives you lemons, make lemonade
معنی کلمهبهکلمه: وقتی زندگی به تو لیمو میدهد، لیموناد درست کن.
معنی اصطلاحی: از شرایط سخت بهترین استفاده را بکن.
Example:
I lost my job, but I started my own business. When life gives you lemons, make lemonade.
کارم را از دست دادم، اما کسبوکار خودم را راه انداختم. وقتی زندگی شرایط سختی پیش پایت میگذارد، از آن بهترین استفاده را بکن.

اصطلاح کاربردی انگلیسی روزانه: بخش چهارم
- 16. A lemon
معنی کلمهبهکلمه: یک لیمو.
معنی اصطلاحی: وسیله، مخصوصاً خودرو که کیفیت خوبی ندارد و مدام مشکل پیدا میکند.
Example:
I bought a used car, but it turned out to be a lemon.
یک ماشین دستدوم خریدم، اما معلوم شد ماشین بسیار پرایرادی است.
- 17. A peach
معنی کلمهبهکلمه: یک هلو.
معنی اصطلاحی: آدم بسیار دوستداشتنی و مهربان.
Example:
Your sister is a peach. She helped me a lot.
خواهرت خیلی آدم دوستداشتنیایه. خیلی به من کمک کرد.
- 18. Peachy
معنی کلمهبهکلمه: هلویی.
معنی اصطلاحی: عالی / خیلی خوب / روبهراه.
Example:
“How are you?”
“Peachy! ”
“حالت چطوره؟”
“عالیام!”
- 19. Low-hanging fruit
معنی کلمهبهکلمه: میوهای که پایین آویزان است.
معنی اصطلاحی: کاری که انجامدادنش آسان است و سریع نتیجه میدهد.
Example:
Let’s start with the low-hanging fruit.
بیایید اول سراغ کارهای آسان و زودبازده برویم.
- 20. The apple doesn’t fall far from the tree
معنی کلمهبهکلمه: سیب زیاد از درخت دور نمیافتد.
معنی اصطلاحی: فرزندان معمولاً از نظر رفتار یا ویژگیها شبیه والدینشان هستند.
Example:
Tom is just like his father. The apple doesn’t fall far from the tree.
تام درست مثل پدرش است. سیب زیاد از درخت دور نمیافتد؛ بچهها معمولاً شبیه والدینشان میشوند.
اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوانها – زینب آرزومند پیرپشته