داستان من مهم نیست

صبح یک روز پاییزی که اول مهر حساب می شد باید بار و بندیل رو جمع می کردم و میرفتم مدرسه من میدونستم که تو مدرسه بچه ها درس میخوانند و به اردو میروند بازی می کنند ولی ترس من از این بود که مدیر کیست مدیر مدرسه از...

ادامه مطلب

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

با ما در تماس باشید

هر موقع به ما ایمیل بزنید در سریع ترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم داد

در حال ارسال

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید