پرسش

با سلام. من پسری 18 ساله هستم، پسر آخر خانواده ای تقریبا پر جمعیت که مشکل مالی و خانوادگی نداریم خداروشکر... به علت بیماری قلبی پدرم چند سالی است در نزدیکی تهران زندگی می کنیم اما بگم از مشکل شخصیم. من تقریبا 3 سال در جوامع مجازی عضو بودم. یکی از آنها بیشتر شاهد رفت و آمد من بود و خیلی سر میزدم تا اینکه متاسفانه با وجود اینکه با خیلی از اعضا آشنا و دوست بودم اما با چند تا از خانومای سایت که هم سن من بودن هم آشنا شدم.

بگذریم که تا عید رابطه های خیلی عادی در حد دیدارای دسته جمعیمون ادامه داشت یا ارتباط داشتیم اما الان 10 ماهه که من درگیر یه رابطه ام با دختری که داخل همون سایت باهاش آشنا شدم. رابطه عاطفی بسیار شدیدی بینمون هست که با مراجعه به چند مشاور و روان پزشک به قطع و یقین فهمیدم که چیزی جز عشق نیست و اینکه دو طرفمونم همینطوریم... حتی به فالگیر هم سر زدم! اسم طرفو دقیق گفته که مطمئن شدم من سال پیش حدود بهمن ماه که تولدمم بود به خاطر فاصله ای که از نظر مسافتی با این خانوم داشتم فکر کردم تا رابطمون خیلی جدی نشده قطع کنم... ولی فهمیدم که نه من میتونم نه اون ولی اشتباه بزرگی کردم و شدیدا لطمه خورد! ): بعد اون چند باری گفت که از کارم ناراحته و تو ذهنش مونده. کلی کار کردم واسه اینکه بفهمه من واقعا دوستش دارم حتی کلی پول خط جدید دادم که خیالش راحت باشه. عید قرار بود بیان تهران که نشد و رفتن اصفهان و من تا این موضوع رو فهمیدم خودمو رسوندم اونجا که هر طور شده واسه بار اول ببینمش! زیاد ندیدیم همدیگرو رفت تا اوایل تیر ماه که 2 روز پشت سر هم دیدیم همدیگرو... اما من هنوز کاملا از سایتای جامعه مجازی بیرون نرفته بودم ولی دیگه رابطه ای با هیچ کسی نداشتم. مخصوصا اینکه اون سایت اصلی مسدود شد خداروشکر اما یه اشتباهی که کردم توی این سایتی که هردومون عضو بودیم دختری بهم خصوصی زد و خواستم ببینم کیه که اینجوری گفته آخرین پستشو پیگیری دیدگاه زدم که نگو عکس داشته و من ندیدم! بعد این قضیه داشتم با یکی از پسرا بحث میکردم در مورد مسئله ای، خانمی وارد بحثمون شد. من بهش خصوصی زدم که لطفا بحثو خراب نکنید و بذارید خودم میتونم درستش کنم. اینا گذشت من فکر کردم اصلا چیز خاصی نیست که بخوادم بهش بگم که فکرش درگیر بشه آخه پدر و مادرش چند وقتیه که با هم به مشکل برخوردن. نمیخواستم فشار عصبی از طرف من داشته باشه ولی با حساب من رفته بود و اون دوتا رو دیده بود. حالا دیگه هر چیزی میگم میگه من مشکل دارم که تو اون کارو کردی. قبول نمیکنه که صبر کنه تا من این رفتار اشتباهمو ترک کنم. ): اگر میشه راهنمایی کنید الان که قهر کرده چطور برخورد کنم !؟ ضمنا اینکه پدر و مادر من کاملا مطلع هستند ولی پدر و مادر ایشون به گفته خودش اگر بفهمن نمیذارن درس بخونه و منم چون نمیخوام ذوق و شوقی که برای درس داره از بین بره گفتم فعلا بهشون چیزی نگه تا من اوضاعم رو به راه بشه... خودتون مستحضرید دیگه... درس و سربازی و این مسایل امسال ورودی سال چهارم هستم. ببخشید که طولانی شد آخه مقدمه داشت باید خدمتتون عرض میکردم ممنون میشم کمکم کنید. واقعا خیلی سخته برام ):

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

ممنون که واضح و روشن مساله ات را توضیح دادی. اینکه درگیر رابطه ای هستی که می تواند در سالهای مهم زندگی آسیبی به روند تحصیلی و آینده تو و او وارد کند نگران کننده است. معمولا در رابطه هایی که عشق به معنای واقعی شکل می گیرد، تردید و شک داشتن به هم دیگر جایی ندارد و به همین دلیل ثابت کردن خودمان به دیگری هم جایی ندارد. هرچند که گفتی پیش دکتر و مشاور و به قول خودت حتی فالگیر رفتی و اطمینان داری که عشق واقعی در جریان است اما باید بدانی که نشانه های این رابطه که به آنها اشاره کردم که ممکن است به خاطر سنتان و کمی تجربه زندگی باشد چندان تناسبی با واقعیت های عاشقی ندارد. عشق باید بر پایه آگاهی و نیز شناخت درست اتفاق بیفتد و این شرایط کمک می کند که برخوردهای این چنینی و قهر و آشتی ها کمتر دیده شود.

روشن است که علاوه بر اینکه داشتن رابطه با ناهمجنس دارای تب و تابهای زیادی است، قهر و آشتی ها هم میتواند انرژی زیادی بگیرد و همین موجب دورتر شدن از هدف و مسیر اصلی زندگی شود. با همه اینها، لازم است از اینکه با خانواده ات مسائل خودت را در میان میگذاری به تو تبریک بگویم. حتما از نظراتشان هم استفاده کن و از آنها مشورت بگیر.

دوم اینکه با آرامش و بدون هیچ عجله ای برای رسیدن به نقطه آرامش و آسایش در این رابطه رفتار کن. اگر او تصوری از تو دارد که با واقعیت جور نیست حق دارد تا در این باره فکر کند، همه چیز را بررسی کند و اگر خواست و ارزشی برایش داشت تلاش کند تا نقطه های تاریک رابطه روشن شود. همین اندازه که تلاش کنی تا اشتباه نکنی و همین اندازه که در مورد سوء تفاهم ها توضیح دهی کافی است و اصرار بیشتر به معنای نادیده گرفتن حق طرف مقابل است و اغلب هم چنین اصرارهایی در او حس ناامنی ایجاد میکند و بیشتر موجب دور شدن میشود.

موفق باشی

مسابقه.سایت نوجوان ها

امتیاز این مطلب:
به اشتراک بگذارید :
  1. بنظر من شما آدم صادقی هستید.و اینکه خانوادتونو در جریان قرار دادید شما رو از بسیاری از خطراتی ک ممکنه گریبان گیر شه رها ساختید. آدم تو هر سنی خواهان ی چیز هست.و مطمعنا در سنین بالاتر نظر و عقیده شما و اون خانم حتما عوض میشه و شاید همو نپسندیدید.

  2. با سلام مطلب مفیدی بود.ممنون که اظهار نظر دیگران میاری.

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....