پرسش

بنده پسر 16 ساله هستم و دوم دبیرستان که مدتی است اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و علت آن از نظر خودم گوشه گیری ام است و علت گوشه گیری ام بزرگ شدن در یک خانواده متعصب مذهبی که هر زمان خواستم مثلا با دوستانم بیرون برم سختگیری و کلی پرسش در مورد دوستانم می کردن و منم که دوستانی مخالف با عقاید آن ها پیدا کرده بودم از رفتن به بیرون پشیمون شده و این قضیه تا چند سال ادامه پیدا کرد و من گوشه گیر شدم. دوستانم در اول با من به صورت گرم دوست می شوند ولی بعد به علت این رفتارم از من جدا می شوند. به علت عدم اعتماد به نفس جرأت گرایش به هر هنری را از دست داده ام یعنی از نظر خودم هیچی بلد نیستم. به علت دوری دوستانم از من شب ها را مجبور هستم با موسیقی بخوابم که این فکر ها آزارم ندهد. خودم را با دوستانم که هر یک دوست جنس مخالفی دارند مقایسه می کنم و غبطه مشی خورم و تنها راه جلویم خود کوشی است. هیچ میلی به درس ندارم. به زندگی هم همین طور. افقی را جلویم نمی بینم. دوستانی تازه پیدا کرده ام. کمکم کنید که این ها را از دست ندهم که اگر از دست بدهم دیگر خودکشی. لطفا کمکم کنید نمی توانم به مادر و پدرم بگویم که به مشاوره نیاز دارم اون وقت میگن پسرم دیوونه شده کمکم کنید.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم از اینکه اینقدر روشن و واضح در مورد علل رفتارت برررسی کردی و میتوانی مشکلات مربوط به خودت را شناسایی کنی تحسین برانگیز است. مشکلی که با آن رو برو هستی برای هر نوجوانی سخت است اما یادت نرود که همه افرادی که دارای اعتماد به نفس هستند لزوما افرادی نیستند که دوستان زیادی دارند و یا با دوستانشان می توانند وقت بگذرانند و .... بنابراین در این مورد لازم است تجدید نظر کنی و داشتن و همراهی با دوستانت را دلیل و یا مانعی برای اعتماد به نفست ندانی. اما به هر حال تو به اعتماد به نفس مثل همه انسان ها احتیاج داری تا بتوانی گلیمت را از آب بیرون بکشی و در اجتماع حضور موفقی داشته باشی. با اوصافی که از خودت گفتی حتی این احتمال هم وجود دارد که خانواده ات از نگرانی کم بودن اعتمادت به خودت نمیتوانند با تو برای وقت گذاری در بیرون از خانه رضایت دهند. با این همه باید به خودت و اطرافیانت به مرور نشان دهی که دارای قدرت لازم و کافی برای مدیریت امور خودت هستی. پس در گام اول برای بالابردن اعتماد به نفست دست به کار شو. یکی از مهمترین ها در این رابطه این است که از بیان حرف ها و یا افکاری که نشانه ضعف است پرهیز کنی. برای مثال حرف از مردن یکی از این ممنوع ها است. هم چنین این که کاری که برای جبران یک کمبود انجام میدهی مانند گوش دادن به موسیقی را به عنوان ضعفی از خودت بیان نکن، بلکه به ذهن خودت افتخار کن که راه حل هایی برای مسائل خودش دارد. برای نگه داشتن دوستانی که در حال حاضر با آنها هستی هم بهتر است رو راست باشی و از همان ابتدا شرایطت را بگویی و اگر دیدی آن ها می توانند درک کنند نتیجه بگیری که میتوانند دوستان خوبی هم برای تو باشند. در نهایت خانواده هم مهم است که از حال و هوا و احساس تو اطلاع داشته باشند. بنابراین این مساله را کم اهمیت ندان و تلاش کن تا در فرصتی مناسب که حال خودت و مثلا مادر یا پدر هم خوب است سر صحبت را باز کنی و به آنها بگویی که در مورد نظرات و تصمیمات آنها در مورد دوستانت و یا برنامه هایی که میتوانی داشته باشی چه حسی داری. تنها به گفتن هم بسنده نکن و کمی هم گوش باش ممکن است راهی در بین حرفهایتان پیدا شود که بسیار مهم و راهگشا باشد.

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

1- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

2- ارسال پرسش به آدرس ایمیل info@nojavanha.com

3- ارسال پرسش به آیدی تلگرام @site_nojavanha

به اشتراک بگذارید :

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....