جواب به علت طولانی بودن به صورت عکس ارسال شده

به اشتراک بگذارید :
عناوین مرتبط
دروووغ
باخت ایران/ 3_0
1-1 مساوی
باخت پرسپولیس ۴_۱
سحر زکریا
تصویری از قاتل وحید مرادی شرور معروف تهران
دل نوشته ای با انقلاب. بنام خدا. تاریک بود، شب رَجَز می‌خواند، سوسوی ستاره‌ها را ابر تیره می‌سترد. خورشید، تبعیدی فردا بود، و شب در صحراها و کوه‌ها و دشت‌ها، در میان باغ و بر فراز رود و اقیانوس، حکم می‌راند و نفس‌ها را می‌برید، به چار میخ می‌کشید و خون سرخ ستاره‌ها را بر چهره آسمان می‌پاشید. صدای غل و زنجیر می‌آمد، و جز آن، دیگر سکوت بود که کران تا کران، در گوش‌ها فریاد می‌کشید. درخت‌ها یخ زده بودند، رودها منجمد شده بودند، ماهی‌ها خواب بودند، و پنجره‌های رهایی یکی پس از دیگری بسته می‌شدند. دست‌ها آن‌قدر پنجه به دیوار کشیده بودند که فرسوده بودند. یاد باران کم کم از ذهن زمین پاک می‌شد، قندیل سکوت و وحشت و هراس در سردابه تاریخ، هر رهگذری را به خواب ابدی فرا می‌خواند؛ و این چنین شب رجز می‌خواند، و یکه‌تاز میدان بود تا این‌که چاووشان از آمدن صبح خبر دادند. خبر در اندام شب پیچید. شب به خود نالید، تلألو نور خورشید از کرانه‌های دور، بر ذهن خفته جهان تابید. رودها به راه افتادند، ترنم باران بود و رقص جوباران، هلهله درختان بود و لبخند زمین و بازی گنجشکان و بال و پر گرفتن قناری‌ها، چکاوک‌ها و پرستوها. اکنون صدا، صدای بارش باران بود تا این‌که در میان گرگ و میش صبح، خورشید برآمد و پایان انجماد زمین را اعلام کرد.
خرداد،خرداد،خرداد همه چیزشان عجیب است.زود عصبی میشوند ولی خدا میداند که در دلشان چیزی نیست.. از تنهاییشان برایتان بگویم که درد و دل همه را گوش میدهند اما به وقت دلگرفتگی هایشان تک و تنها هستند کمی تنوع طلب و عجول هستند ولی در حین حال جذابند

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

عکس روز
جنگل های زیبای رامسر از منظر کافه تراس

جنگل های زیبای رامسر از منظر کافه تراس

فرستنده :zafarghandy

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....