اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

مشکلات هیجانی.سایت نوجوان ها (1)

بعضی افراد در بیشتر زمان ها دچار مشکلات هیجانی نظیر اضطراب، افسردگی، ترس و خشم هستند و این مشکلات به شکل های مختلف در طول زندگی همواره برایشان تکرار می شود. اگر چه در بعضی مواقع نیز ظاهرا در صدد رفع آن هستند ولی گویی این هیجانات بخشی از سبک زندگی آن ها شده است.

برای درک اینکه چگونه فرد مدت زیادی مشکلات عاطفی و هیجانی اش را حفظ می کند، نخست باید فلسفه شکل گیری ناراحتی هیجانی را درک کنیم. این فلسفه شامل چهار باور غیر منطقی است:

۱- باورهای ضرورت

زمانی که فرد باورهای ضرورت را شکل می دهد، ابتدا اولویت هایش را برمی گزیند و سپس آن ها را به ضرورت های قطعی تبدیل می کند.

ضرورت های فرد عبارتند از:

• ضرورت هایی درباره خود

برای مثال: «باید اخلاقی رفتار کنم» یا «باید موفق شوم».

• ضرورت هایی درباره دیگران

برای مثال: «باید مرا تایید کنید» یا «باید با من مهربان باشید».

• ضرورت هایی درباره شرایط زندگی

برای مثال: «زندگی باید منصفانه باشد».

برای ایجاد و حفظ مشکلات هیجانی، فرد این ضرورت های قطعی را در موقعیت های خاص به کار می گیرد.

۲- باورهای فاجعه سازی

زمانی که شخص باورهای کلی فاجعه سازی دارد، عمدتا بر شرایطی تمرکز می کند که به نظر او شرایط ناگواری است و سپس ارزیابی های اغراق آمیزی از این شرایط دارد. برای مثال به خودش می گوید: «اگر موفق نشوم دنیا به آخر می رسد»، «اینکه تو با من خوب نباشی وحشتناک است» یا «اگر دنیا ناعادلانه باشد فاجعه بزرگی است».

۳- باور عدم تحمل و ناکامی

زمانی که شخص چنین باوری دارد، به مسایلی فکر می کند که تحمل آن ها دشوار است و سپس به خود می گوید که نمی تواند چنین شرایطی را تحمل کند و این شرایط و مشکلات علی رغم اینکه در واقعیت وجود دارند، ارزش تحمل کردن را ندارند.

۴- باور ناچیز انگاری (بی ارزش سازی)

زمانی که فرد باور بی ارزش سازی را شکل می دهد، عمدتا بر جواب منفی خود، دیگران و شرایط زندگی تمرکز می کند و سپس بر اساس این جنبه منفی در هر سه مورد به طور کلی ارزیابی منفی اعمال می کند.

• چون شکست خوردم بی ارزشم؛

• چون تو با دیگران رفتار خوبی نداری، فرد خوبی نیستی؛

• زندگی مزخرف است. چون آنچه را که سزاوارش بودم به من نداده است.

بعد از شکل گیری این باورها، عواملی باعث تداوم مشکلات هیجانی می شوند که عبارتند از:

۱- انکار مشکل هیجانی

زمانی که شخص با ایجاد باورهای مذکور دچار مشکلات هیجانی می شود، معمولا آن را انکار می کند و بنابراین اقدامی در جهت رفع این مشکل انجام نمی دهد. حتی در مواردی که خود شخص وجود مشکل هیجانی را می پذیرد، آن را از دیگران پنهان می کند و بدین ترتیب خود را از کمک دیگران محروم می سازد.

۲- عدم قبول مسئولیت مشکلات هیجانی

پذیرش مشکلات هیجانی، به معنای آن است که شخص مسئولیت مشکلش را به عهده می گیرد. فرد به طریق مختلف از قبول چنین مسئولیتی سرباز می زند. برای مثال:

- مقصر دانستن والدین؛ برای مثال: «والدینم مرا عصبی و ناایمن بار آورده اند».

- تأثیر ژنتیکی؛ برای مثال: «من مادرزادی مضطربم، همیشه این طوری بوده ام و خواهم بود، ذاتم این طوریه».

- مقصر دانستن محیط گذشته؛ برای مثال: «من در خانواده ای بزرگ شدم که هیچ کس احساساتش را بروز نمی داد، به همین دلیل حالا من از روبرو شدن با تعارضاتم واهمه دارم».

حقیقت این است که همه موارد بالا عواملی هستند که در شکل دهی اختلال هیجانی دخیل اند اما نهایتا این خود فرد است که با ایجاد باورهای غیر منطقی در مورد وقایع و رویدادها باعث بروز این اختلال می شود و با عدم قبول مسئولیت در جهت تغییر اوضاع، کاری انجام نمی دهد و در نتیجه مشکل هیجانی همچنان ادامه دارد.

ادامه دارد...

سمانه کاملی

mosabeghe

کاربر عزیز

چنانچه این مطلب مورد توجه شما قرار گرفت، لطفا آن را لایک کنید.


امتیاز این مطلب:
به اشتراک بگذارید :
مطالب مرتبط

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ویژه رمضان
مناجات استاد شجریان
ربنای استاد شجریان
تواشیح اسما الحسنی
عکس روز
آبشار ورزان واقع در ییلاقات سوباتان

آبشار ورزان واقع در ییلاقات سوباتان

فرستنده :

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....