تاریخ انتشار : 1397/3/13 4:30

پرسش

من دختر 14ساله ایم که یکی از دبیرانم رو که خانم هستن خیلی دوست دارم. ناراحت نمیشم اگه بقیه دوستش داشته باشن یا منو دوست نداشته باشه. مشکل من اینجاست که توی خونه خیلی به ایشون فکر میکنم حتی موقع نماز، شاید شده قبل خواب انقدر فکر کردم که شب خوابشون رو هم دیدم. انگار فکر کردن به ایشون بهم آرامش خاصی رو میده. بعضی وقت ها سرکلاس انقدر خیره نگاهشون می کنم که به سمت من برمی گردند و به حالت این که کاری داشتی سرشون رو تکون میدن. نمی دونم احساسم درسته یا نه؟ نمی خوام این احساس از بین بره ولی میخوام از فکر کردن بهشون خلاص شم. الان تابستون میشه و من 3 ماه نمیتونم ببینمشون. خیلی نگرانم که حالم بدتر از این بشه لطفا کمک کنید ممنون.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

قبل از هر چیز لازم است بگویم اینکه اگر دیگران ایشان را دوست داشته باشند ناراحت نمیشوی نشان دهنده این است که منطق بیشتری بر این رابطه در وجود تو حاکم است و توانایی بالایی برای کنترل احساساتت داری. زیرا برخی نمی توانند نگاه علاقه انحصاری خود را از فردی که دوستش دارند بردارند و این موضوع اولین مانع برای رشد توانایی کنترل احساس برای آنها است.

با این حساب بهترین کار این است که روی همین اراده و نوع نگاه منطقی خودت بیشتر حساب باز کنی. اولا به خودت حق بده که گاهی فکر کردن در مورد ایشان که به تو آرامش می دهد بد هم نیست و این یک اتفاق طبیعی است اما حالا اگر از توان کنترل تو خارج شود غیرطبیعی است. یعنی باید این فکر کردن ها طوری باشد که هر زمان اراده کردی بتوانی از آن رها شوی و به کار دیگری بپردازی. این حتما شدنی و ممکن است فقط باید باور کنی که تو از عهده انجام آن بر می آیی و می توانی ذهنت را کنترل کنی.

قدم بعدی هم این است که برای تابستان و اوقاتی که از ایشان دور هستی و صرف فکر کردن به آن می توان برایت رنج آور و یا آسیب رسان باشد بهتر است برنامه مشخصی داشته باشی و کارهایی را که برایت جالب است و یا منتظر بودی تا با پایان یافتن سال تحصیلی آن ها را دنبال کنی را در برنامه ات بگذاری و انجام دهی. فراموش نکن که وقت خالی و بدون برنامه بودن می تواند در پراکنده شدن فکر تاثیر نامطلوبی بگذارد.

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

1- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

2- ارسال پرسش به آدرس ایمیل info@nojavanha.com

3- ارسال پرسش به آیدی تلگرام @site_nojavanha

به اشتراک بگذارید :
  1. دوست عزیز سرکار خانم "سمیعی" خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند: همکار گرامی در چارچوب ارتباط معلم با دانش آموزان لازم است برخی موارد در حد تعادل باقی بماند تا آسیب های عدم تعادل متوجه شما یا دانش آموز نشود. به او یادآوری کنید که شما مسوول همه دانش آموزان هستید و لازم است برای سایرین هم وقت بگذارید و بنابراین از اینکه هر ساعت تفریح کنار شما باشد، پرهیز کنید و گاهی هم با این دلیل که ساعات تفریح برای استراحت و آماده سازی شما هم هست، مانع تکرار این موضوع شوید. در عین حال راه های دیگری را در چارچوبهای معینی مشخص کنید و به توافق برسید. مانند یک زنگ تفریح معین در کل هفته یا اینکه میتواند در طول یک هفته یک نامه برای شما بنویسد یا... این اطمینان بخشی به ایجاد حال خوب در او کمک میکند و در عین حال رابطه کنترل میشود. لطفا از بیان موضوعات شخصی خود به او خودداری کنید و شیوه های دیگر ارتباط مثل تماس تلفنی و دیدار خارج از مدرسه را محدود کنید و آن را دنبال نکنید. برای او انتظارات هدفمند و موثری تعیین کنید. مثلا بگویید اگر در درسهایش یا دروسی که قوی نیست نلاش کند و پیشرفتی داشنه باشد خوشحال خواهید شد و در این رابطه گفتگوهای خود را با او در مسیر میزان پیشرفت او و برنامه ریزی هایی که در درسش داشته هدایت کنید. از رد وبدل کردن هدایا و دیگر مواردی که به تقویت ارتباط عاطفی منجر میشود نیز تا حد امکان پرهیز کنید. موفق باشید نشریه اینترنتی نوجوان ها

  2. با عرض سلام. ببخشید من دبیر متوسطه دوره اول هستم. سعی میکنم با دانش آموزانم رفتار خوبی را داشته باشم.17 سال هم سابقه کار دارم. خیلی از دانش آموزانم هم مرا دوست دارند. ولی متاسفانه امسال یک از دانش آموزان کلاس هفتم خیلی به من علاقه پیدا کرده است و به قول خودش عاشق من شده است. خیلی به من فکر می کند و خیلی هم از دلتنگی گریه می کند. بیشتر اوقات هم نامه ای برای من می نویسد و در مدرسه به من تحویل می دهد. روزهایی هم که من در آن مدرسه نیستم، خیلی دلتنگ است و حال و روز خوبی ندارد. من خیلی از او خواسته ام که زیاد به من فکر نکند و بخاطر من هم گریه نکند. ولی او می گوید که این را از من نخواهید چون من اصلاً نمی توانم لحظه ای به شما فکر نکنم. جدیداً که داشتم عواقب این دوستی و عشق زیاد را بهش می گفتم، به من گفت که خودم می دانم چون من پارسال هم عاشق معلم کلاس ششم شده بودم و چون خیلی به او نزدیک شده و به او وابسته شده بودم، معلم و مشاور مدرسه فهمیدند و قرار بود که من را به مشاور آموزش و پرورش ارجاع دهند که من هم پنهانی به پشت بام مدرسه رفتم و می خواستم که خودکشی کنم که آنها فهمیدند و نگذاشتند که این کار را بکنم. حالا که از این ماجرا باخبر شدم، خیلی می ترسم که به من وابسته شود و اتفاق بدی بیفتد. در ضمن من هر سه روز که در آن مدرسه هستم، تمام زنگ تفریح ها کنار من می آید و با من حرف می زند و احساسهای خودش را در مورد من بیان می کند. خواهش می کنم من را راهنمایی کنید که چگونه با او رفتار کنم که هم به من وابسته نشود و هم با رفتار من دل آزرده نشود.

  3. کاربر عزیز ؛حنا؛ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند: دوست خوبم بهترین راه برای غلبه بر این شرایط این است که به ابراز احساست اقدام کنی. ببین با چه کسانی بیشتر از همه راحت تر هستی مانند مادر. حالا بدون اینکه قبلش کلی فکر کنی یا برنامه ریزی کنی بهشون بگو که دوستشون داری. میتوانی برای شروع این کار را به صورت کتبی انجام دهی. در مجموع اقدام برای بیان احساس و شروع این کار موثرترین راه حل هست و خیلی زود میبینی این کار دیگر برایت سخت نیست. موفق باشید نشریه اینترنتی نوجوان ها

  4. من خیلی خجالتی هستم حتی به نزدیک ترین کسی هم نمیگم دوست دارم یا بهتر بگم ابراز احساسات بلد نیستم. کمک کنید از بچگی همینطوری بودم.

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

عکس روز
اسدالله چوپانی / اصفهان

اسدالله چوپانی / اصفهان

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....