اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

هوشنگ مرادی کرمانی

نوسندگان کودک و نوجوان.سایت نوجوان ها (1)زهرا امیربیک: می خواهیم شما را با چند تن از معروف و محبوب ترین نویسندگان کودک و نوجوان آشنا کنیم و تعدادی از کتاب هایشان را به شما معرفی کنیم که به لیست "کتاب هایی که باید خواند" اضافه کنید!

همه ما حتی اگر به سن و سال مان نخورد و آن سال ها به دنیا نیامده باشیم هم "قصه های مجید" را می شناسیم و همه در خوب بودن و عالی بودن این داستان ها و سریالش اتفاق نظر داریم. بیایید کمی با نویسنده این داستان ها آشنا شویم و کمی بیشتر از بقیه آثارش بدانیم.

هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بی تاثیر نبود. پس از تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی کرد و در این دوره بود که شیفته سینما هم شد.

دوره دبیرستان را در یکی از دبیرستان های شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت.

از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتی اش را گسترش داد.

اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبخت ها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده ای هستم» به چاپ رسیدند.

در سال ۱۳۵۳ داستان «قصه های مجید» را خلق می کند، داستان پسر نوجوانی که همراه با «بی بی» پیر زن مهربان، زندگی می کند. همین قصه ها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.

اما اولین جایزه نویسندگی اش به خاطر «بچه های قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان می کند که به خاطر وضع نابسامان زندگی خانواده مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانه ها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند. در مورد نوشتن این داستان می گوید: «برای نوشتن این داستان ماه ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آن ها را به خوبی درک کنم». درک و لمس آنچه که می نویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستان های او می توان احساس کرد. می توان گفت مرادی با تمام وجود می نویسد.

آثار او به زبان های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.

دیگر آثار این نویسنده که پیشنهاد می کنیم حتما بخوانید:

1- داستان آن خمره

2- مربای شیرین

3- مثل ماه شب چهارده

4- لبخند انار

5- نازبالش

ادامه دارد...

کاربر عزیز

چنانچه این مطلب مورد توجه شما قرار گرفت، لطفا آن را لایک کنید.

به اشتراک بگذارید :

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

عکس روز
غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....