تاریخ انتشار : 1397/10/3 10:25

توضیحات

  • کتاب ها ما را با خودشان به دنیایی دیگر می برند. ما به جای شخصیت های داستان می نشینیم و همراه با آنها تمام ماجراهای داستان را تجربه می کنیم. حتی گاهی بعد از تمام شدن یک کتاب همچنان فکرمان لا به لای صفحات آن باقی می ماند. گاهی تا مدت ها با یک کتاب، ماجراها و شخصیت هایش نفس می کشیم.
  • آخرین کتابی که خوانده اید چه بود؟ از آن کتاب هایی بود که با آن به دنیایی دیگر سفر کردید؟ از آنهایی که فکر می کردید شخصیت اصلی داستان درست مثل خودتان است؟ برایمان از آخرین کتابی که خوانده اید بگویید و ما را با خودتان به دنیای آن کتاب ببرید.
  • یادتان باشد اسم نویسنده (و مترجم) را هم بگویید.
  • یادداشت هایتان را حداکثر در ده سطر بنویسید.
  • راستی، نثر سالم و روان شما هم به انتخاب شدنتان در مسابقه کمک می کند.

مهلت شرکت در مسابقه

  • 15 دی

جایزه

  • نفر اول 50 هزار تومان
  • نفر دوم 30 هزار تومان

شرایط شرکت در مسابقه

راه های ارسال پاسخ

  • ارسال پاسخ از طریق دیدگاه (کادر انتهای صفحه)
  • ارسال پاسخ به آدرس ایمیل info@nojavanha.com
  • ارسال پاسخ به آیدی تلگرام @site_nojavanha
  • ارسال پاسخ از طریق شبکه اجتماعی نوجوان ها

اعلام نتایج

نفر اول: آقای علی اصغر محمدپور برنده 50 هزار تومان

نفر دوم: آقای پویا اصلانی برنده 30 هزار تومان

با تشکر از همه دوستانی که در مسابقه شرکت کردند، متن های همه شما خوب بود. اما متن برندگان به خاطر بررسی همه جانبه و بیان دلیل انتخاب خود به صورت کامل تر، انتخاب شده اند.

به اشتراک بگذارید :
  1. من نمیدونم چرا نمیتونم بفهمم ...... :(

  2. امروز کتاب دیگری نیز خواندم کتاب خرمن در آتش کتابی نوشته حسین فتاحی در مورد جنگ و گرفتار شدن روستاهای اطراف سوسنگرد در دام عراقی ها. داستان بر محور روستایی است که عرب زبان هستند ولی خود را ایرانی می دانند و دل به نفرات سپاه عراق ندارند برای ایران می جنگند. ماجرایی بسیار پر فراز و نشیب و بسیار هیجان انگیز طوری که هر لحظه فکر می کنی کار نقش اصلی داستان و افراد اطرافش را نیروهای عراقی خواهند ساخت . نفس کشیدن و قطع کردن این ماجرا واقعا سخت است طوری که دوست داری ببینی که چه می شود تمام صفحه ها را می خوانی در این داستان رحمان چوپان طالب ارباب ده است که خاله اش خاله طوبا از او نگهداری می کند پیرزنی است که در آشپزخانه کار می کند و البته جاسب که از کارگر های طالب است. طالب با همکاری با نیروهای عراقی در صدد رسیدن به پول و مقام است و هیچ وفاداری به کشور ندارد ولی سایر مردم رستا به همراه کدخدا عبدل از روستا رفته اند تا در جبهه ایران علیه عراقی ها بجنگند در انتها با بردن خاله طوبا به عراق و راه نجات پیدا کردن جاسب,رحمان که خود را تنها می بیند همراه جاسب به طرف نیروهای ایرانی می روند و در دل نیرو های ایرانی ایفای ماموریت برای آزادی کشور ازدست دشمنان مزدور می کنند توصیه می کنم این کتاب را بخوانید خیلی جالب و هیجان انگیز است.

  3. سلام آخرین کتابی راکه خواندم و بسیار با روحیه ی یک نوجوان که به دنبال آرمان ها و دوست داشتن است هماهنگ است کتاب رمان پستچی اثر چیستا یثربی بود. نقش اصلی مرد داستان جوانی به نام علی که موهای بور همچون گندم زار دارد و غیور و شجاع و مهربان است ایفا می کند . و نقش اصلی زن را خانم چیستا یثربی ,نویسنده داست بر عهده دارند که با یکبار دیدن پستچی عاشق و دلباخته او می شود و این پستچی جوان کسی جز علی نیست به همین دلیل هر روز برای خودش نامه می نویسد تا چند لحظه او را ببیند.این دوست داشتن از قلب پاک یک نوجوان سرچشمه میگرد و با فراز و فرود های وصال و فراق در هم آمیخته است در کنار عاشق شدن درس مقاومت است علی جوانی که برای کشورش در میدان جنگ حضور پیدا می کند و عضوی از بدنش را تقدیم امنیت کشورش ایران می کند و در راه مبارزه با ظلم حاضر است از مرز کشور ها گذشته و جان فشانی نماید و بازوی یاری کنندگی به مردم مظلوم باشد زیرا می داند اگر جوانانی مانند او نباشند, امنیت و آسایش به ارمغان نخواهد آمد .درانتهای داستان بعد از چندین سال خدمت در کشورهای نیازمند دفاع به کشور باز می گردد و با مریضی مادر روبرو میشود که چند وقت بعد به دلیل همان بیماری از دست علی می رود و علی و چیستا بعد از ماجراهای که در آخر داستان رخ می دهد به یکدیگر می رسند.این داستان آمیخته شده است به دوست داشتن و شجاعت و بزرگ مردی مانند علی که در عین فرصت هایی که در داستان دارد دفاع و مبارزه علیه دشمنان کشور را مقدم می داند و هرگز برای خود دست از اهداف مقدس اسلامی اش بر نمی دارد.نوشتار این داستان بسیار روان و جذاب است و البته حجم کمی دارد و مناسب سن یک نوجوان است.

  4. به نام خدا اخرین کتابی که خواندم کتاب داستان مصور عاشورا بود نوشته محمدسعید بهمن پور وتصویر گر پرویز اقبالی با خواندن این داستان فهمیدم که امام حسین چقدر زحمت کشید تا ما مسلمان واقعی شویم این کتاب با تصاویر بسیار جالبی که دارد ادم را به ان دوران می برد وفکر میکند که او هم یکی از یاران امام حسین بوده است و ادم دوست دارد دران زمان باشد و یار امام باشد. کاش همه ی ادم ها سرباز امام زمان باشند و دیگر اورا تنها نگذارند تا مثل امام حسین شهید شود. با خواندن این کتاب با یزید بیشتر اشنا شدم که چقدر مردی فاسد بوده و حاکمان ان زمان که به نفع خودشان کار میکردند و امام مجبور شد خانه اش را ترک کند واز مکه به مدینه برود ومردم نا مردی که نامه نوشتند وامام را تنها گذاشتند ومسلم که بخاطر همین خیانت ها شهید شد. از این کتاب فهمیدم که امام حسین برای حفظ حق چقدر از خود گذشتگی کرده و نزدیکانش را از دست داده است مثل حضرت عباس که رفته بود برای بچه ها اب بیاورد ولی اب هیچ وقت به خیمه نرسید و حضرت عباس هم برنگشت وشهید شد و اولین شهید حر ,که درگروه یزید بود اما توبه کرد وبرگشت و در راه خدا شهید شد. بچه ها من این کتاب را از کتابخونه عمومی شهر گرفتم عکس های بسیار جالب داره اگر خواستید برید وکتاب را به امانت بگیرید شاید تو کتابخانه شهر شما همین کتاب نباشه ولی مطمئنا کتابهای مصور بسیار جالب زیادی دارد .

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ویژه سال نو
دعای تحویل سال نو
عکس روز
شکوفه های بهاری / فهیمه مهدی خانی

شکوفه های بهاری / فهیمه مهدی خانی

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....